افزایش تحرکت دیپلماتیک ایران، از درک تغییر سیاست بینالمللی در قبال ایران حکایت دارد. با این همه به نظر میرسد که در کنار این تلاشهای محدود دیپلماتیک، ایران بیشتر بر مانور نظامی و زبان تهدید نسبت به کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس به عنوان ابزارهایی برای برون رفت از این وضعیت حساب میکند. ابزارهایی که به نظر رضا تقیزاده نویسنده این مقاله که اول بار در سایت رادیو فرانسه بینالملل منتشر شد ابداً کفاف رویارویی با افزایش روزافزون تنش میان ایران و غرب را نمیدهند.
××××××××××××××××××××
همزمان با انتشار خبر ارسال پیام محرمانه واشنگتن به علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی، که دریافت آن از سه کانال متفاوت، مورد تائید سخنگوی وزارت خارجه ایران قرار گرفت، جان کیربی- سخنگوی وزارت دفاع آمریکا، ضمن پذیرفتن افزایش چشمگیر شمار نیروهای رزمی آمریکا در منطقه خلیج فارس، مدعی شد که تحرکات نظامی اخیر در اطراف ایران "عملیات اضطراری با هدف (تهدید) کشوری خاص نیست".
سال گذشته طی یک اجلاس دو روزه تحقیقی-دانشگاهی در واشنگتن پیرامون مسائل ایران که در آن تعدادی از فرماندهان ارشد نظامی آمریکا نیز حضور داشتند، قرار دادن فشارهای گرم (تهدید حمله نظامی)، تنگاتنگ با اعمال فشارهای سرد (تحریم بانک مرکزی و نفت خام ایران) به عنوان گزینه مطلوب جهت متوقف ساختن حرکت اتمی جمهوری اسلامی به سمت بمب اتمی مورد تأکید تعداد قابل ملاحظهای از شرکت کنندگان قرار گرفت.
حرکات نظامی جاری آمریکا در مناطق نزدیک ایران، در مقایسه با اقدام مشابه آمریکا طی ماه می سال ٢٠١٠ بسیار گستردهتر بهنظر میرسد. این در حالی است که اعمال فشارهای سرد علیه جمهوری اسلامی نیز با قرار دادن صادرات نفت خام و بانک مرکزی جمهوری اسلامی در شمول تحریمها، شدت بیسابقهای یافتهاست.
در فاصله ماه مه تا اکتبر سال ٢٠١٠ و حدود چهارده ماه پس از به قدرت رسیدن اوباما در واشنگتن، مناسبات ایران و آمریکا در وضعیت بحرانی خاص قرار داشت چنانکه علاوه بر منابع خبری جهان، سرویسهای اطلاعاتی و دولتمردان روسیه نیز نسبت به خطر وقوع جنگ علیه ایران هشدار میدادند.
قبول مذاکره تحت فشار
در ١٧ ماه مه همان سال و بر اساس مفاد "بیانیه تهران"، ایران ضمن پذیرفتن پا درمیانی رهبران ترکیه و برزیل (که در اصل از پشتیبانی کامل آمریکا برخوردار بود) با انتقال اورانیوم غنیسازی شده خود به روسیه و دریافت سوخت اتمی از فرانسه رضایت داد. اجرای موافقت سه جانبه یاد شده، به دلایلی که وجوه دقیق آن هنوز روشن نیست متعاقباً معوق ماند. این تعویق بی شک علاوه بر تفاوت نظر مابین آمریکا و هم پیمانان منطقهایاش، از اختلاف نظرهای داخلی در ایران و بخصوص مخالفت جناح تندرو نظامی-مذهبی در درون حاکمیت ایران با مفاد آن نیز تأثیر گرفته بود.
اینک با تکرار وضعیت یاد شده از هر دو جهت نظامی و سیاسی، و در حالی که از یک سو بازرسان آژانس طی چند روز آینده عازم تهران خواهند شد، تحرکات نظامی آمریکا در اطراف ایران به نحو بیسابقهای افزایش یافته و بار دیگر صدای طبل جنگ در منطقه به گوش میرسد.
تفاوتهای دو مقطع
در سال ٢٠١٠ نیروهای نظامی آمریکا همچنان در عراق مستقر و پایگاههای آنها در معرض موشکپرانی و حملات انتحاری قرار داشت. اینک نیروهای آمریکایی عراق را ترک کرده و در مناطق دفاع پذیرتر مانند کویت (١٥٫٠٠٠ نیرو) اسرائیل (٩٠٠٠ نیرو) و اردن (تعداد اعلام نشده در اطراف عمان) مستقر شدهاند.
علاوه بر استقرار نیروهای آمریکایی در مناطق نزدیک ایران، با درس گرفتن از وقایع لیبی و تحولات نظامی جاری در سوریه، دولت تهران اینک نگران شکل گرفتن عملیات نظامی پیشبینی نشده در مرزهای شرقی کشور است. به زمین نشستن اجباری (یا ساقط شدن) یک فروند هواپیمای جاسوسی بدون سرنشین ار-کیو ۱۷۰ آمریکایی در مرزهای شرقی که خبر آن روز ٤ دسامبر سال گذشته انتشار یافت، ایران را نگران تحرکات نظامی خصمانه در مناطق شرقی و تکرار "تجربه بنغازی" در لیبی ساخته است.
در واکنش به این تهدید، نیروهای زمینی سپاه از روز ٧ ژانویه جاری مانور زمینی کم سابقهای را در مناطق شرقی کشور آغاز کردند. این مانور که "شهدای وحدت" نامگذاری شده بنا بر اظهارات محمد پاکپور فرمانده نیروی زمینی سپاه در واکنش به تهدید های خارجی همچنان در جریان است.
تقویت قدرت آتش از جنوب
در سال ٢٠١٠ تنها یک فروند ناو هواپیمابر (دوایت آیزنهاور) در آبهای نزدیک ایران قرار داشت و نام هواپیما بر "هاری ترومن" در شرف حرکت به آبهای منطقه از پایگاه خود در ویرجینیا بود. گزارشهای جاری حاکی آن است که نیروی دریایی آمریکا در حال دو برابر کردن ظرفیت جنگی خود در آبهای خلیج فارس است. این اقدام اگرچه بهمنظور اثبات آمادگی برای پیشگیری از بسته شدن تنگه هرمز و یا اقدام به بازگشایی آن پس از مسدود شدن صورت میگیرد، در هر حال عملی است تهاجمی که در کمترین وجه ممکن، تهدید نظامی علیه ایران را جدیتر از پیش میسازد.
در حالی که ناوهای همراه ناو هواپیمابر "جان استنیس" در آبهای نزدیک به ایران مستقر شدهاند، ناوهای همراه ناو هواپیمابر "کارل وینسون " مرکب از تعدادی رزمناو و ناوشکن و ناوهای حامل موشکهای "کروز" در آبهای عمان موضع گرفتهاند. به علاوه، ناو هواپیما بر "آبراهام لینکلن" نیز بعد از توقف کوتاه در تایلند اینک عازم منطقه شدهاست.
اگر چه سخنگوی وزارت دفاع آمریکا این تحرکات تهاجمی نظامی را "متعارف" خوانده، ولی در گذشته هرگز ٣ یا ٤ ناو هواپیمابر و گروه ناوهای همراه آنها با ظرفیت کوبنده دریایی و هوایی کنونی از خطوط ساحلی ایران قابل رؤیت نبودهاند.
روزنامه نیویورک تایمز در مقاله روز پنج شنبه خود با اشاره به پیام اخیر اوباما برای خامنهای، آنرا "غیر عادی و حاوی اخطار مستقیم در قبال هر نوع تلاش برای مسدود ساختن تنگه هرمز" معرفی کرد. تکیه دو پیام قبلی اوباما به خامنهای، ظاهراً بیشتر بر دعوت از ایران به همکاری و گشودن آغوش برای آغاز دوستی مابین دو کشور استوار بود.
تغییر وضعیت داخلی
١٨ماه قبل وضعیت اقتصادی ایران نسبتاً عادی و تجارت خارجی کشور با وجود اعمال تحریمها، بهصورت متعارف جریان داشت. تولید روزانه نفت خام ایران در حدود ٤٫٢ میلیون بشکه و صادرات روزانه نفت خام بالاتر از ٢ میلیون بشکه بود. تولید روزانه نفت ایران بنا بر گزارش هفته جاری بلومبرگ در ماه قبل به حدود ٣٫٥ میلیون بشکه کاهش یافته و در نتیجه ظرفیت صادرات روزانه نفت خام ایران به زیر ١٫٥ میلیون بشکه در روز رسیدهاست. در صورت ادامه روند کنونی، صادرات نفت خام ایران طی شش ماه آینده به یک چهارم سال پیش تقلیل خواهد یافت و از این لحاظ ٧٥ درصد از منابع تحصیل ارز خارجی کشور عملاً از میان خواهد رفت.
تا ماه پیش عربستان، دستِکم در گفتار، مدعی بود که بازارهای نفت خام ایران را اشغال نخواهد کرد. ولی امروز بدون پردهپوشی، از زبان علی النعیمی وزیر نفت خود به صراحت معترف به افزایش تا ٢ میلیون بشکه نفت و آمادگی برای جبران کمبود صادرات نفت خام ایران است.
سقوط آزاد ارزش پول ملی و هجوم مردم برای ذخیره کردن طلا و ارزهای خارجی در آیندهای نه چندان دور، به هجوم مصرف کنندگان برای خرید و ذخیره کردن کالاهای مصرفی و خوراکی تبدیل خواهد شد. در صورت ادامه وضع موجود، دولت نیز که امروز ذخیره ارز خارجی غیر مجاز را "غیر قانونی" میخواند، طی چند ماه آینده ذخیره سازی کالاهای خوراکی و مصرفی را "احتکار" و "غیر قانونی" اعلام خواهد کرد.
اختلافهای آمریکا و اسرائیل
اختلاف نظرهای آمریکا و اسرائیل پیرامون نحوه برخورد با ایران که روابط شخصی اوباما و نتانیاهو را تحت تأثیر قرار داده، یک سال و نیم پیش به عمق امروز نبود. در این مورد خاص و بر خلاف سیاق عموماً پذیرفته شده "دشمن دشمن من، دوست من است"، اختلاف نظرهای آمریکا و اسرائیل پیرامون ایران لزوماً به سود ایران نیست.
در رابطه با اختلافات یاد شده، مهمترین نکته برای ایران پذیرفتن واقعیت وجودی آن و تنظیم خطوط دفاعی خود بر اساس قبول یا رد ماهیت اختلافها است. اختلافهای اسرائیل و آمریکا تاکنون مانع از برقراری تماسهای مکرر مابین رییس جمهوری آمریکا و دولتمردان اسرائیلی نشده و روابط کاری نزدیک دو دولت را به هیچوجه تحت تأثیر قرار ندادهاست. هفته پیش ایهود باراک در واشنگتن به دیدار باراک اوباما رفت، و روز پنج شنبه آینده، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا عازم اسرائیل خواهد شد.
ایران به راستی مطمئن نیست که لغو مانور مشترک نظامی بهار آینده اسرائیل و آمریکا موسوم به "چالش ۱۲" را به نارضایتی واشنگتن از اظهارات موشه یعلون معاون نخست وزیر اسرائیل، دایر بر اینکه "خودداری اوباما از تحریم نفت ایران ناشی از ترس آمریکا از افزایش قیمت نفت است" نسبت دهد و یا آنرا ناشی از افزایش تحرکات اضطراری ناشی از ضرورتهای مبادرت به رزم واقعی در منطقه بداند.
عامل پیچیده دیگری که ایران در درک ابعاد آن با دشواری روبرو است، تشخیص نحوه استفاده اسرائیل از وضعیت دولت اوباما، در سال برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا است. اسرائیل چنانچه در مصلحت خود ببیند، با تهدید به انجام حمله یکجانبه علیه ایران و قرار دادن دولت اوباما در برابر عمل انجام شده، سعی در همراه ساختن برنامهریزی شده آمریکا خواهد کرد؛ در این صورت، موضوع اختلافهای شخصی نتانیاهو و اوباما بر سر ایران به حاشیه رانده خواهد شد.
ایران از ماه مه ٢٠١٠ تا امروز مرتباً توپهای مشقی و دودزای خود را شلیک و از راه بزرگنمایی نقاط ضعف مدعیان ابراز خوشحالی کردهاست. در پاسخ به تهدیدهای تو خالی و بدون پشتوانه تهران، امروز توپهای مدعیان، مجهز به گلولههای رزمی و واقعی از اسرائیل و خاک عربستان و رزمناوهای مستقر در خلیج فارس سر کشیده و آماده شلیک میشوند. در فاصله ١٤ ماه گذشته تاکنون اوضاع در منطقه به زیان ایران تغییر یافته است.
جنبش موسوم به "بهار عرب" نیز که در ابتدا، بهانه خوشحالی گذرای جمهوری اسلامی شده بود، با در خطر قرار دادن بقای رژیم اسد در سوریه، به کابوس تهران تبدیل شده است.
دشواری بزرگ امروز جمهوری اسلامی تشخیص واقعیت تحرکات نظامی آمریکا در منطقه، و تفاوت نهادن مابین تهدید سیاسی با خطر واقعی آغاز جنگ است. بر خلاف نظام سیاسی حاکم بر ایران، مردم خطر را جدی گرفتهاند. سقوط آزاد ریال و تبدیل سرمایههای کوچک به طلا و ارزهای خارجی، واکنش امروز و هجوم مورد انتظار برای ذخیره کردن مواد خوراکی و کالاهای مصرفی، واکنش فردای مردم و بازار داخلی به ماهیت خطرها خارجی خواهد بود.