پایان همه جنگها همیشه صلح است، اما صلح هیچوقت به معنای بازگشت به شرایط پیش از جنگ نیست. فارغ از تبعات کم و بیش سنگین جانی و مالی، جنگها جغرافیای سیاسی، اقتدار اقتصادی و مرزهای کشورها را نیز تغییر دهند. در این مقاله که بار اول در روزآنلاین منتشر شد نویسنده با بازبینی موشکافانه وجه دریایی جنگ ایران و عراق، نسبت به این نوع تبعات شومِ رویارویی احتمالی نظامی میان ایران و غرب برای ایران هشدار میدهد.
××××××××××××××
بعید میدانم کسانی که بستن تنگه هرمز را تبلیغ میکنند اطلاعات چندانی از اهمیت استراتژیک این تنگه برای ایران و تجارت جهانی داشته باشند، زیرا اگر چنین بود احتمالاً در مییافتند که پایان درگیری و اختلال در تنگه هرمز که ۳۵ درصد حمل و نقل دریایی جهان از آن میگذرد این بار مانند خاتمه جنگ ایران و عراق نخواهد بود که با سر کشیدن جام شوکران ختم شود و قلمرو آبی خاکی کشور نیز به همان شکل سابق باقی بماند. ۲۵۰۰ سال است که مرزهای آبی کشور مختصات تثبیت شده فعلی و شناسایی جهانی را با خود داشتهاست. بسیار بسیار دلاور مردان و ناخدایان و ملوانان ایرانزمین جان خود را نثار صیانت از این آب و خاک کردند تا ۱۸۰۰ کیلومتر مرزهای جنوبی و ۳۴ جزیره مسکونی و غیر مسکونی در پهنای خلیج فارس و دریای عمان به نام ایران تثبیت شود. تا حدی که فقط جزیره قشم ایران بیش از ۵ برابر بزرگتر از کشور بحرین است که خود تا همین چند سال پیش و تا نوجوانیِ پدر بزرگهایِ ما، هنوز به ایران تعلق داشت. حال چگونه است که دفاع از اینهمه عظمت و شکوه تاریخی به امثال محمد رضا رحیمی معاون احمدی نژاد گذاشته شده که جدا از سوابق نانوشتنی، متهم ردیف اول پرونده مشهور به "میدان فاطمی" و کلاهبرداری از شرکت بیمه ایران است. باندی که با جعل اسناد تأیید تصادف از سوی پلیس از شرکتهای بیمه پولهای کلان دریافت میکردند.
وا اسفا و صد حیف از ایران و اسلام ایرانی که مدافعان واقعی ملت همچون میرحسین موسوی، تاج زاده، و امثال محسن امینزاده حبس انفرادی بکشند، ولی جاهلان و جاعلان سابقهدار، امنیت مرزهای آبی کشور را با حیلهگری، خرج باند بازیهای انتخاباتی کنند تا چراغ سبزی هم به خارج داده باشند که " اصل مملکت دست ماست نه رقبا " و اینکه، اگر معاملهای قرار است صورت بپذیرد " با ما معامله کنید، با هم کنار میآییم".
اما تنگه هرمز
تنگه هرمز که ریشه لغوی آن در گویش ساکنان میناب به معنای "درخت خرما"ست آبراهی به عرض ۵۴ کیلومتر بین ایران و سواحل عمان است که عمیقترین نقطه آن فقط ۱۲۰ متر است و روزانه ۱۶ تا ۱۹سوپر تانکر، ۱۶ میلیون بشکه نفت و فراورده نفتی را از این تنگه منتقل میکنند که مجموعاً ۳۵ درصد حمل و نقل دریایی نفت جهان یا ۲۰ درصد کل نفت جهان میشود. دو خط کشتیرانی بینالمللی در خلیج فارس از وسط جزایر ایرانی و قلمرو آبی ایران میگذرد که از بقیه مناطق کمی عمیقتر است. از آنجا که این تنگه برای عبور و مرور سوپرتانکرها و کشتیهای خیلی بزرگ چندان امن نیست قانون "تفکیک ترافیک دریایی" یک اتوبان دریایی فرضی با پهنای ۱۰ کیلومتر را از وسط تنگه هرمز برای عبور شناورها در نظر گرفتهاست. از این پهنای ده کیلومتری ۲ مایل در سمت شمال برای ورود و نیز ۲ مایل در سمت جنوب برای خروج از تنگه هرمز اختصاص یافته. وسط این دو مسیر یک پهنای خالی ۲ مایلی برای اجتناب از برخورد کشتیها در نظر گرفته شدهاست. هر چند که تنگه هرمز را نمیتوان با زنجیر مسدود کرد یا با غرق کردن دو سه کشتی مانع تردد شناورها شد، ولی به قدری باریک است که بارها کشتیهای تجاری یا جنگی، زیر دریاییها و نفت کشها هنگام عبور از تنگه با یکدیگر تصادف کردهاند. بهرغم اینکه عمان و ایران اخیراً هر دو سامانه کنترل ترافیک دریایی در تنگه هرمز دارند در ژانویه ۲۰۰۷ زیردریایی اتمی یو.اس.اس. نیوپورت نیوز با یک سوپر تانکر عظیم ۰۰۰/۰۰ ۳ تنی در تنگه هرمز برخورد کرد. در مارس ۲۰۰۹ نیز یک کشتی باربری با زیر دریایی اتمی یو.اس.اس نیواورلئانز برخورد کرد.
شدت تصادف به حدی بود که تعمیر این زیر دریایی دو سال وقت و ۱۲۰ میلیون دلار هزینه در پی داشت. ناوگان پنجم امریکا در بحرین -کمی آن طرف تر از میدان مشهور مروارید - از زمان آیزنهاور در منطقه مستقر است. این پایگاه با شمار قابل توجهی ناو، ناو هواپیمابر و تأسیسات لجیستیکی دریایی از مراکز اصلی فرماندهی عملیات در عراق، افغانستان و نظارت بر هر فعل و انتقالی در منطقه است. ناوگان پنجم امریکا نظارت دریایی و هوایی بر ۵.۲ میلیون کیلومتر مربع از تنگه هرمز، کل سواحل ایران از شرق تا غرب، دریای عمان، شرق اقیانوس هند، کانال سوئز، و تنگه باب المندب در جنوب عربستان را بر عهده دارد. پایگاهِ به تازگی تأسیس شده فرانسوی Peace Camp در ابوظبی نیز با سه بخش لجستیکی، آموزشی، و پایگاه هوایی نیز کارکرد مشابه ولی محدودتری را برعهده دارد.
تاریخچه جنگ در تنگه هرمز
جنگ ایران و عراق از همان ابتدا از سوی عراقیها به دریا و زدن کشتیهای تجاری کشیده شد. ایران بعد از چهارسال در ۱۹۸۴ با اکراه به جنگ نفتکشها تن داد. بر اساس آمار شرکت لویدز لندن طی چهار سال جنگ دریایی ۵۴۶ کشتی تجاری در گذر از تنگه هرمز هدف قرار گرفت یا با مین برخورد کرد که به کشته شدن ۴۳۰ ملوان منجر شد. نفتکش تُرک اطلس حامل نفت ایران اولین شناور نفتی بود که هدف عراقیها قرار گرفت. از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۸۴ ایران به هیچ کشتی تجاری حمله نکرده بود، ولی از سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۶ نصف عراقیها و از سال ۱۹۸۶ به بعد بیشتر از عراقیها کشتی زد. در سال ۱۹۸۷ وقتی سعودیها کل ساحل جنوبی خلیج فارس خود را برای حمله و فرار جنگندههای عراقی در اختیارعراق قرار داد تا به خطوط کشتیرانی ایران ضربات بیشتری وارد کننند، ایران نیز با زدن ۹۲ کشتی از عراق پیشی گرفت و در سال ۱۹۸۸ نیز با زدن ۵۲ فروند کشتی هنوز از عراق جلوتر بود. فقط در سال ۱۹۸۷ تعداد ۱۸۱فروند کشتی در منطقه، هدف ایران و عراق قرار گرفت. با افزایش فشار بر ناوگان دریایی ایران از سوی عراق، ایران بازرسی همه کشتیها به مقصد عراق را آغاز کرد. وقتی سنگینترین رکوردِ زدن تانکرها را ایران با حمله به تانکرهای کویتی ثبت کرد و به تلافی حمله عراق به خارک هیچ کشتی کویتی را در امان نگذاشت، کشتیهای کویتی برای در امان ماندن از حملات ایران کشتیهای خود را درآمریکا ثبت وتردد با پرچم آمریکا را در تنگه هرمز و وخلیج فارس آغازکردند. تردد کشتیهای کویتی با پرچم آمریکا در تشدید تنش در تنگه هرمز و خلیج فارس نقس بسزایی داشت.
ایران طی چهار سال تا آخر جنگ به ۲۲۱ فروند کشتی حمله کرد و عراقیها طی ۸ سال ۳۲۲ فروند کشتی را در خلیج فارس و عبور از تنگه هرمز هدف قراردادند. ۵۵ فروند از این کشتیها غرق یا از رده خارج شدند. ۱۷می ۱۹۸۷ ناوچه موشک انداز امریکایی یو.اس.اس ستارک در حوالی تنگه هرمز هدف دو موشک اگزوستِ یک میراژ عراقی قرار گرفت. هواپیمای عراقی احتمالاً از طریق تجهیزات پیشرفته میراژ اف یک تشخیص دادهبود که پدافند ضد موشکی ناو تصادفاً غیر فعال است، توپخانه ناو هم مسلح نیست و اطراف ناو ردیابی نمیشود.هواپیمای عراقی با دقت در نقطه کور رادارِ تشخیص حملات موشکی ناو امریکایی قرار گرفت و به محض اینکه ناوچه هشدار حمله موشکی را از آواکس دریافت کرد اولین موشک اگزوست به وی اصابت کرد ولی کاملا منفجر نشد. چند ثانیه بعد دومین موشک به همان شکافی شلیک شد که موشک اولی در داکت فرماندهی و خوابگاه ملوانان ایجاد کرده بود. ۳۷ ملوان در جا کشته و به همین تعداد زخمی شدند بدون اینکه ناوچه حتی یک گلوله برای دفاع از خود شلیک کند. با وجودی که فرمانده ناو و افسر پدافند هر دوبه علت سهل انگاری در دادگاه نظامی محاکمه شدند، چرایی هدف قرار گرفتن این ناو آمریکایی از سوی عراقیها در آن مقطع زمانی به یک ابهام و از اسرار جنگ دریایی خلیج فارس مبدل شد تا اینکه بعدها با حدس و گمان گره از آن باز شد.
دولت عراق رسماً از آمریکاییها عذرخواهی و اعلام کرد که ناو آمریکایی در آبهای عراق با ناو ایرانی اشتباه گرفته شده و خلبان خاطی اعدام شدهاست. اما همه میدانستند که دستور چنین شلیک حساسی بدون هماهنگی عالیترین مقامهای عراقی نمیتوانسته امکانپذیر باشد. پنج ماه قبل از آن، روزنامه لبنانی الشراع در نوامبر ۱۹۸۶ ازطریق لابی مهدی هاشمی فاش کرده بود که آمریکا و اسراییل دو سال است که روابط نزدیکی با ایران برقرار کرده و طی این مدت ۲۵۱۵ موشک ضد تانک تاو و ۱۸ موشک ضد هوایی هاوک و کلی قطعات یدکی به ایران دادهاند. بعداً معلوم شد دولت ریگان با امضای مجوز فروش تسلیحات به ایران از کانال اسراییل قصد داشته گروگانهای امریکایی اسیر جهاد اسلامی را در لبنان آزاد کند. طی نزدیک به دو سال ۸ محموله از این موشکها به ایران داده شد. سربازان ایرانی در عملیاتهای پی در پی تانکهایتی ۷۲ عراقی را که زره ضد انفجار داشتند با موشکهای آمریکایی درو میکردند و گروگانها نیز یک ساعت پس از دریافت هر محموله در لبنان آزاد میشدند، هرچند گروگانهای دیگری بزودی جای آنان را میگرفتند. سفر مک فارلین مشاور امنیتی رونالد ریگان به تهران در ۲۵ مه ۱۹۸۶ نقطه عطفی تاریخی در تصمیم به چرخش آمریکا و اسراییل به سوی کشور مهم ایران و فاصله گرفتن از اعراب به ویژه عراق بود. رونالد ریگان پس از جنجال افشا شدن کمکهای تسلیحاتی آمریکا به ایران در جنگ با عراق طی نطقی از کاخ سفید مسئولیت فروش تسلیحات به ایران را با هدف آزادی گروگانها که بعدها به "ایران گیت" شهرت یافت شخصأ پذیرفت وتأکید کرد که نمیتوان از اهمیت کشور ایران به سادگی گذشت.
عراقی خیلی دیر به چرخش تدریجی سیاست آمریکا به به نفع ایران پی برد، ولی در پاسخ به آن و در جواب همه موشکهایی که سربازان ایرانی تانکهای عراقی را با آن زده بودند، ناوچه آمریکایی را زدند تا هم هشداری به چرخش احتمالی آمریکا به سوی ایران باشد و هم آمریکا را در آینده، بیشتر در تنگه هرمز و خلیج فارس درگیر کند. در ۲۴ آوریل ۱۹۸۸ کشتی موشک انداز یو.اس.اس ساموئل رابرتز که یک نفتکش کویتی را اسکورت میکرد وقتی از تنگه هرمز به خلیج فارس وارد میشد با یک مین بسیار قدرتمند برخورد کرد. با انفجار مین یک سوراخ ۸ متری در کف ناو ایجاد شد که معمولاً به غرق شدن کشتیها منجر میشود، اما این ناو از غرق حتمی نجات پیدا کرد. کشتی مذکور از همان مسیری حرکت میکرد که دو روز پیش عبور کرده و به تازگی مین روبی شده بود. معلوم بود که مسیر دوباره مین گذاری شدهاست. وقتی غواصان مینهای جدیدی در همان حوالی پیدا کردند که شماره ردیف همه آنان با مینهای ایرانی پاکسازی شده چهار ماه پیش یکی بود و روی همه آنان Iran Ajr حک شده بود آمریکا با طراحی عملیات آخوندک در صدد تلافی برآمدند.
عملیات Operation Praying Mantis یا نماز آخوندک
۲۹ فروردین ۶۷ بزرگترین عملیات دریایی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در تنگه هرمز و خلیج فارس علیه ایران انجام شد. در اولین مرحله آمریکاییها از طریق سفارت سوئیس به تهران اطلاع دادند که سکوی نفتی ساسان را تخلیه کنند زیرا قصد دارند آن را منهدم کنند. با یک پیام رادیویی نیز از کارکنان سکو خواسته شد آن را ترک کنند. مدافعان ساسان نیز پس از مدتی مقاومت خواستار مهلت برای تخلیه سکو شدند. به این ترتیب، آمریکاییها در سکو پیاده و پس از جمع آوری مدارک دستگاههای ردیاب ایرانی آن را بمب گذاری و نابود کردند. همزمان تیم عملیاتی دیگری در پایان موشک باران تأسیسات نفتی جزیره سیری وارد جزیره شدند و آن را منهدم کردند. پس از حمله به سکوهای نفتی، ناوچه موشک انداز ایرانی سهند به کارزار آمد و با ناوهای آمریکا درگیرشد. سهند در ساحل جزیره لارک در شمال تنگه هرمز با سه موشک هارپون، ۲ بمب لیزری، و ۲ بمب بسیار سنگین هدف قرار گرفت و پس از چند ساعت سوختن غرق شد.همگی ۴۵ خدمه سهند کشته شدند. با ادامه درگیری، ناوچه توپ انداز جوشن یک موشک کرم ابریشم به سوی ناو یو.اس.اس سیمپسون شلیک کرد. ناو آمریکایی با فاصله کمی از اصابت موشک ایرانی نجات یافت، ولی با سه موشک به جوشن حمله کرد. کشتی دیگری جوشن را زیر اتش توپخانه گرفت و آن را با ۱۱ سرنشین غرق کرد.ناوچه سبلان نیزکه با کشتیهای آمریکایی درگیر شد چنان آسیب جدی دید که با یدک کش آن را از صحنه درگیری خارج کردند.
ایران با اعزام قایقهای تندرو به چندین هدف در خلیج فارس از جمله کشتیهای تدارکاتی با پرچم آمریکا و یک کشتی با پرچم پاناما و یک سکوی نفتی شارجه حمله کرد، هواپیماهای آمریکایی قایقهای تندرو را ردیابی کردند و بعد از غرق کردن یکی و آسیبدیدن چند قایق بقیه به جزیره ابوموسی پناه بردند. با پایان یک روز درگیری و نابودی سه کشتی ایرانی تنش کاهش یافت و دو طرف برای چند روز در حالت آمادهباش بودند. دو ماه بعد ناوی..اس.اس وینسنز هواپیمای مسافربر ایرانی را هدف قرار داد و ۲۹۰ مسافر و خدمه آن را کشت. هرچند پنتا گون اعلام کرد که فرمانده ناو هواپیمای مسافربری را با یک فانتوم ایرانی اشتباه گرفته، بسیاری آن را عمدی و در راستای فشار بر ایران و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ارزیابی کردند.
نوامبر ۲۰۰۳ دیوان دادگستری بینالمللی شکایت ایران از امریکا برای حمله به ایران و نقض پیمان دوستی دو کشور در سال ۱۹۵۵ را رد کرد. دادگاه شکایت مشابه امریکا علیه ایران را نیز تأیید نکرد. دادگاه بینالمللی همچنین ادعای به خطر افتادن منافع آمریکا در توجیه عملیات در تنگه هرمز و حمله به سکوهای نفتی ایران را نیز نپذیرفت. درخواست ایران برای دریافت خسارت از آمریکا نیز مورد قبول دادگاه واقع نشد.
ارزیابی از تهدید به بستن تنگه هرمز
بعید به نظر میرسد که تصمیم به بستن تنگه هرمز درعالیترین سطوح در ایران مورد توافق قرار گرفته باشد، آن هم با وجود چهار تحریم شورای امنیت علیه ایران، تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا، و نیز جدی شدن تحریم خرید نفت ایران. وقتی شاهدیم همه راستهای مدعی قدرت در ایران از هیچ تریبونی برای رجز خوانی پیرامون تنگه هرمز نمیگذرند تازه میتوان به این رسید که بستن تنگه هرمز سوژهای انتخاباتی است نه اینکه بحث پیرامون آن مبتنی برارادهای ملی برای دفاع از کشورباشد. کشیده شدن پای محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد به موضوع تنگه هرمز، آن هم برای عقب نشاندن رقبا توضیحی است برای اینکه پیروزی درانتخابات از منافع استراتژیک کشور مهمتر است و اگر لازم شد حتی شاید بتوان گوشههایی از مملکت را داد، یا اعتبار کشور را خرج کرد تا در انتخابات عقب نماند.
با این حال، یادآوری یک نکته اساسی برای آنان که بستن تنگه هرمز را تبلیغ میکنند لازم است و آن اینکه تحریک ایرانیها به بستن تنگه هرمز و قرار دادن جامعه جهانی دربرابر ایران اساساً دام نظامی عراق علیه ایران بود. به همین دلیل با وجودی که عراق از ابتدای جنگ کشتیهای به مقصد ایران را هدف قرار میداد ایران تا ۴ سال در برابر حمله به کشتیها و زدن نفتکشها عکسالعملی نشان نداد. زیرا میدانستند که جنگ نفتکشها برنده ندارد. از سال ۱۹۸۴ که عراق در کنار زدن نفتکشها، حملات سنگین و فلج کننده به تأسیسات نفتی خارک را آغاز کردن وکاملاً اشکار بود که قصد نابود کردن تأسیسات نفتی ایران را دارد، آن وقت ایران با زدن نفتکشهای کویتی و سعودی وارد جنگ نفتکشها شد که ادامه آن کشیده شدن طبیعی تنش به تنگه هرمز بود؛ یعنی همان طرحی که عراق چهارسال روی آن کار کرده بود و در نهایت به درگیری نظامی ایران و آمریکا در تنگه هرمز و خلیج فارس منجر شد که صدام حسین با اشتیاق منتظر و نظارهگر آن بود.
ایران مدتهاست در معرض تحریم دریایی قرار دارد و کشتیهای به مقصد ایران مورد بازرسی دریایی قرار میگیرند. فشاردریایی که به ایران وارد میشود کشتیرانی جمهوری اسلامی را واداشته تا برای پنهانکاری اسامی فارسی همه کشتیها و نفتکشهای خود را تغییر دهد، شناورهای خود را در قبرس یا مالاگا تجدید ثبت کند، و حتی در تدارک تهیه پاسپورت غیرایرانی برای ملوانان خود بوده تا از بازرسیهای دریایی کشتیهای آمریکایی و توقیف کالاهای به مقصد ایران خلاصی یابد. این در شرایطی است در همه بنادر ارایه خدمات به کشتیهای ایرانی یا شناورهایی که مشکوک به حمل کالا برای ایران باشند به چندین برابرقیمت و حتی در مواردی تا ۱۴ برابر گرانتر انجام میشود. همان طور که اشاره شد برخورد یک مین دو سه هزار دلاری ایرانی یک ناو چند میلیارد دلاری امریکایی را تقریبا غرق کرد و به تلافی ان سه ناو جنگی ایرانی، دو سکوی نفتی، و حدود شش قایق تندرو ایران منهدم شد ومیلیاردها دلار خسارت به ایران وارد شد. توالی رخدادهای بسیار بزرگ پس از حوادث ظاهراً کوچک حاکی از غیر قابل پیش بینی بودن تحولات در مناطق حساسی مانند تنگه هرمز است. در شرایطی که تحریمها هزینههای کمر شکن غیر قابل تحملی را برملت ایران تحمیل میکند چگونه میتوان عواقب بستن تنگه هرمز را نیز بر آن افزود؟ تنگه هرمز هم مانند ۲۵ سال پیش نیست که به راحتی بتوان در آن اخلال کرد. ۲۵ سال پیش بسیاری از کشورها به صورت ضمنی تأیید میکردند که ایران مورد تجاوز قرار گرفته و ایران نه آغاز کننده جنگ شهرها بوده و نه موافق با مسابقه زدن نفتکشها. اما در حال حاضر ایران در انزوای بین المللی قرار دارد و سرکوب عمومی پس از انتخابات ۸۸ و نیز نقض آشکار حقوق بشر پیش فرض هرنوع قضاوت بینالمللی پیرامون این کشوراست. به همین دلیل هر اقدام بینالمللی برای ایستادگی در مقابل تحرکات نظامی ایران در تنگه هرمز از پیش با مقبولیت جهانی مواجه است.
بستن تنگه هرمز: شلیک به خود
ارزیابیهای جدید حاکی از این است که ایران بیش از همه کشورهای حاشیه خلیج فارس و دریای عمان به وارادات دریایی وابسته است و تأمین نیازهای ایران ۷۵میلیونی از انواع میوه تا باتون برقی همگی از مسیر تنگه هرمز انجام میشود. بنابراین اگر تهدید به بستن هرمز، شلیک به خود تعبیر شود چندان بیراه نرفتهایم. در ضمن اگر کسی در ایران در این فکر است که با کارگذاشتن مین بتوان تنگه هرمز را بست حتماQ این را نیزمی داند که مینها قبل از منفجر کردن کشتی ملیت آن را نمیپرسند که کشتیهای ایرانی در امان بمانند. دنیای کشتیرانی نیز متفاوت از دو دهه پیش است. نسل جدید تانکرهای نفتی دو جداره هستند که انفجار آن را دشوارتر میسازد. مخزن تانکرهای جدید بخش بخش و طوری ساخته شده که نفت را جذب میکند و انفجار یا سوراخ شدن یک قسمت آسیب کلی به همه تانکر وارد نمیکند و نفت را جاری یا شعله ور نمیسازد. تانکرهای جدید سیستم اطفای حریق پیشرفته تر وموتورهای قدرتمندتری دارند که تهدید را کاهش میدهد. بنابراین نمیتوان مانند سه دهه پیش به نفتکش ها حمله و آنها را از رده خارج کرد. بر اساس برآوردی که آنتونی کوردزمن کارشناس مسائل استراتژیک برای مرکز مطالعات استراتژیک انجام داده است رشد وابستگی تجارت جهانی به تنگه هرمز در مقایسه با دیگر تنگههای مهم جهان از جمله تنگههای سوئز، باب المندب، و مالاکا در شرق دور طی ۲۰ سال آینده حدود ۲۴ درصد بیشتر خواهد بود. وابستگی فوق بدین معناست که تجارت جهانی حتی در صورت ناامن شدن تنگه هرمزبهشدت وابسته به این تنگه خواهد بود. یعنی، درگیری نظامی در تنگه هرمز عبور و مرور کشتیها را فقط و فقط کند کرده و هزینه حمل و نقل و بیمه را افزایش میدهد، ولی رفت و آمد از تنگه هرگز متوقف نمیشود. برای مثال، در اوج جنگ خلیج فارس و جنگ تانکرها حمل و نقل از تنگه هرمز فقط ۲۵ درصد کاهش یافت اما تردد از وسط موشکهای اگزوست عراقی و کرم ابریشم ایران و لشگر قایقهای تندرو ایران همچنان ادامه یافت. شرکتها، بیمه هر بشکه نفت را از یک پنی به ۶ دلار افزایش دادند برخی از شرکتهای بیمه، قیمت بیمه جنگی را برای کشتیها ۱۲۰ درصد قیمت خود کشتی در سال قرار دادند یعنی طی یک سال میبایست ۱۲۰ درصد قیمت هر کشتی را حق بیمه داد. با این حال عبور نفت و کالا از تنگه هرمز هیچگاه متوقف نشد.
بی تردید مرور دوباره عکس العمل بازار نفت و رفتار کشورهای نفتی علیه ایران را در جریان جنگ با عراق هرگز نباید فراموش کنیم. طی۸ سال جنگ عراق با ایران، درآمد نفتی ایران به دلیل محدود شدن صدور نفت، انهدام پایانههای نفتی و افزایش حق بیمه نفتکشها به شدت کاهش یافت. کشورهای عرب تولید کننده نفت نیز برای به زانو در آوردن ایران تولید نفت خود را چنان افزایش دادند و بازار را چنان از نفت اشباع کردند که قیمت نفت از بشکهای ۴۱ دلار در سال اول جنگ به ۷ دلار در پایان جنگ کاهش یافت. اخیراً کشورهای نفتی و حتی دولت جدید لیبی اعلام کردهاند که آمادهاند با تحریم نفت ایران یا در صورت قطع شدن تولید ایران به هر نحو سهمیه تولید نفت ایران را جبران کنند. طی سالهای جنگ، ایران بیست و پنج میلیون نفر کمتر جمعیت داشت، ولی تأمین نیازهای جمعیت ۷۶ میلیونی کنونی که با سیاستهای احمدی نژاد تولیدش متوقف شده و تقریباً همه چیزش وارداتی شده چگونه امکان پذیر است؟
قسمت اعظم دو خط اصلی کشتیرانی بینالمللی برای ورود و خروج از خلیج فارس از آبهای ایران و از میان جزایر ایرانی میگذرد و گستردهترین پهنای خلیج فارس به دلیل پراکندگی و پر شماری جزایر ایرانی به ایران تعلق دارد. با این حال، نگاهی دقیق و موشکافانه به نقشههای بینالمللی تنگه هرمز به سادگی آشکار میسازد که با توجه به خطوطی که قلمرو دریایی دو کشور ایران و عمان را تعیین میکند، خود این تنگه به صراحت به پادشاهی عمان تعلق دارد نه به ایران. به دلیل سابقه تاریخی ایران در منطقه خلیج فارس و نیز گستردگی آبی خاکی و نیز شمار جزایر آن، نقش پدر سالارانه ایران بر کل آبهای خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز بی شک غیر قابل انکارست، اما تنگه هرمز و قلمرو دریایی آن به لحاظ حقوقی به ایران تعلق ندارد. کشتیها پس از عبور از تنگه هرمز بی درنگ وارد قلمرو دریایی ایران میشوند و تا کیلومترها در همین قلمرو باقی میمانند و در برگشت نیز برای ورود به تنگه نیز راهی جز عبور از قلمرو دریایی ایران ندارند. ایران به لحاظ جغرافیایی قادر است کشتیها را بعد از وارد شدن به خلیج فارس از تنگه هرمز و همچنین در آستانه خروج از خلیج فارس مورد تهدید قرار دهد، اما به لحاظ حقوقی هر گونه تهدید در خود تنگه هرمز اختلال در قلمرو دریایی عمان محسوب میشود. تنگه هرمز به لحاظ نقش مهمی که در تأمین انرژی و تجارت جهانی بر عهده دارد یک آبراه بینالمللی مهم به حساب میآید. از آنجا که اخلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز فشاری قابل توجه بر اقتصاد جهانی وارد میآورد میتوان انتظار داشت که جامعه جهانی نسبت به هرگونه تهدید این تنگه واکنش نشان دهد و ابزار تهدید را ازدست ایران خارج کند.
لازم به یادآوری است که جزایر شریف ایرانی تنب بزرگ و کوچک و نیز ابوموسی که مورد ادعای امارات نیز هست از مهمترین جزایر استراتژیک خلیج فارس هستند که اشراف کاملی بر هر نوع تردد دریایی درتنگه هرمز و منطقه خلیج فارس دارند. به خصوص ابوموسی به علت بسیار دورتر بودن از خاک ایران در نبردهای دریایی ایران و هدایت قایقهای تندرو در خلیچ فارس نقش بسیار مهمی بر عهده داشته است.
مخلص کلام؛ نگرانی از این است که پیشگامی ایران در ایجاد تنش و تهدید تنگه هرمز به دلیل اهمیت آن برای اقتصاد جهانی، به درگیری ایران با جامعه جهانی بر سر مالکیت این جزایرمنجر شود.در آن صورت یکی از نقاط آسیبپذیر ایران در چنین بحرانی جدی شدن تردید پیرامون مالکیت این سه جزیره است که دورترین قلمرو دریایی ایران را نگهبانی میکنند. از عواقب ایجاد تنش در این قلمرو دریایی میتواند مطرح شدن جدی پرونده ادعای عمارات علیه ایران در داوریهای بینالمللی باشد که بی تردید این بار حمایت کشورهای نفتی، آمریکا و اروپا نیز با خود خواهد داشت. با توجه به نقش مهمی که مالکیت این جزایر و نیز تنگه هرمز در تأمین یا تهدید امنیت تجارت جهانی در تنگه هرمز بر عهده دارد، حتی ممکن است اداره این جزایر و حتی تنگه هرمزدر نهایت به کمیسیونی بینالمللی واگذارشود که ایران در آن نقشی نداشته باشد و زمینه سلب مالکیت ایران از این جزایر فراهم شود.
پادشاهان از جهان بی خبر قاجار طی عهدنامه گلستان، از قره باغ تا گرجستان را برای همیشه از خاک ایران جدا کردند. با قرارداد ترکمنچای نیزنخجوان وایروان را به همراه ده کرور تومان پیشکش تزار روسیه کردند.از دو قرن پیش هنوز کینه ایرانیان از این پادشاهان بیلیاقت کوتهاندیش آرام نگرفتهاست. نسلهای آینده ایران نیز کسانی را که با ندانمکاری، امنیت قلمرو دریایی یا تمامیت ارضی کشور را بازیچه باندبازی وابزار حذف رقبا قرار دهند یا بخواهند سرکوب ملت را به بهانه تنش درتنگه هرمز توجیه کنند هرگز نخواهند بخشید.