انکار، خوشخیالی، تکرار مکررات که همگی نشان سردرگمی مسئولان کشور در برابر تحریم نفتی ایران از سوی اتحادیه اروپاست، بهترین کلمات در توصیف اولین واکنشهایی است که پس از اتخاذ این تصمیم توسط اروپا میتوان بکار برد. حال آنکه بدون تردید میتوان گفت که این قطعنامه پس از قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت که از دو کشور ایران و عراق میخواست به جنگ پایان دهند، تأثیرگذارترین سند سیاسی بینالمللی برای آینده کشور خواهد بود.
وزارت امور خارجه تصمیم شورای وزیران امور خارجه اتحادیه اروپایی در نشست روز دوشنبه سوم بهمن ماه را "ادامه سیاستهای غیر قانونی" این نهاد خواند و آن را "غیرمنطقی و توجیهناپذیر" دانست. وزارت خارجه معتقد است "جمهوری اسلامی ایران بارها بر صلحآمیز بودن برنامه هستهای خود تأکید و همواره همکاری در چارچوب تعهدات خود به آژانس بینالمللی انرژی اتمی را ادامه داده و از هرگونه تلاشی برای شفافتر کردن برنامه هستهای خود دریغ نکردهاست". در نتیجه دلیل اتخاذ این تصمیم را "دنبالهروی غیرمنطقی از سیاستهای آمریکا به منظور فرافکنی مشکلات اقتصادی و اجتماعی خود درصدد انحراف افکار عمومی از بیداری عدالتخواهانه مردمی و جنبش ضد تبعیض و سرمایهداری توسط فضاسازی های غیر واقعی" میداند و معتقد است که "این تصمیمات آثار و پیامدهای ناگواری برای مردم اروپا و دیگران خواهد داشت."
همه این حرفها و مسئول شناختن اروپائیان در مورد "پیامد این گونه تصمیمات نسنجیده و تلاش برای ایجاد تنش و بحران آفرینی"، روشن نمیکند که این وزارتخانه برای آنچه "حقوق مشروع و قانونی" ملت ایران مینامد کدام راه را برخواهد گزید: آیا به سرعت به میز مذاکره بر خواهد گشت، یا مانند دورههای پیشین جواب "های را با هوی" خواهد داد و قطع هرگونه مذاکرهای را تا برداشته شدن تحریمها اعلام خواهد کرد.
وقتی وزارت امور خارجه سردرگم باشد، از دیگران انتظار زیادی نمیتوان داشت. خبرگزاری فارس به بازچاپ مقالهای با عنوان "ایران را فراموش کنید، خانه خود را دریابید" از روزنامه دیلی میرر پرداخت که در آن دولتهای اروپایی را مسئول بالا رفتن قیمت سوخت در اروپا میداند". ارقام مقاله مزبور اما چندان "نگرانکننده" نیستند. به نوشته دیلی میرر، تصمیم اتحادیه اروپا، به افزایش یک دلاری قیمت نفت منجر شد؛ که اگر دوبرابر این میبود، فقط به افزایش یک درصدی قیمت سوخت میانجامید! البته مقاله مذکور از افزایش ۳ درصدی مالیات بر سوخت نیز صحبت میکند که مشخصاً ارتباطی با وضع تحریمها علیه ایران ندارد.
سید کاظم وزیری هامانه، وزیر اسبق نفت به تکرار همان حرفهایی پرداخت که ماههاست از زبان مسئولان کشور شنیده میشود. اینکه نفت هیچ کشوری نمیتواند جایگزین نفت ایران شود؛ اینکه " کشورهای بزرگ مصرف کننده همچون کره جنوبی، چین، ژاپن و هند از ماجرای تحریم نفت ایران کناره گیری میکنند"؛ اینکه "آثار روانی تصمیم امروز اتحادیه اروپا منجر به افزایش شدید و ناگهانی بهای نفت خام در بازارهای جهانی خواهد شد"؛ اینکه .... . وزیری هامانه توضیحی البته در این مورد نمیدهد که چرا تا چند روز پیش مسئولان سیاسی و نظامی کشور تهدید میکردند که اگر اروپا نفت ایران را تحریم کند، تنگه هرمز را خواهند بست.
شاید تنها حرف "مسئولانهای" که در این میان شنیده شد، از زبان پرویز سروری نماینده مردم تهران و رئیس کمیته امنیت داخلی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در آمد. او در گفتوگو با خبرگزاری فارس "با بیان اینکه تحریم نفتی ایران توسط اتحادیه اروپا برای ایجاد جنگ روانی و اعمال فشار بر افکار عمومی است، بر لزوم افزایش تحرک دیپلماسی در شرایط کنونی تأکید کرد". البته برای شنیدن همین یک جمله روشن در مورد سیاستی که دولت باید اتخاذ کند، او ده ها جمله بیربط هم گفت که نمونههایی از آن عبارتند: "دشمن میخواهد ایران در آستانه انتخابات در بنبست مطلق قرار گیرد"؛ "اقتصاد بیمار غرب بسیار آسیبپذیر است"؛ "افزایش فشارهای غرب علیه ایران زمینه خلاقیت و نوآوری را بیشتر میکند"؛ "اقدامات غربیها خللی در عزم جدی ملت برای رسیدن به قلههای پیشرفت وارد نمیکند"؛ "دولت تهدید را به فرصت تبدیل کند"؛ "دولت نباید اجازه دهد فشارهای کاذب فشارهای واقعی تلقی شود"؛ این تصمیمات جزیی از "تلاش آمریکا و غرب برای امنیتی کردن انتخابات مجلس نهم" است و غیره و غیره.
البته کسانی که با فضای سیاسی ایران آشنا هستند به خوبی میدانند که برای اینکه نمایندهای بتواند یک جمله مسئولانه بگوید و مورد تهاجم قرار نگیرد باید آن را در لفافههایی از همین نوع بپیچد. به هر رو مهم آن است که اقلاً یک نفر جرأت کرد حرفی سیاسی و مرتبط با واقعیتِ نگران کننده اوضاع بزند: " هیچ زمانی نیازمند گسترش تحرک دیپلماسی مانند امروز نبودهایم".