باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
چهارشنبه ۱۶ آذر ۹۰

بار دیگر ۱۶ آذر در راه است و بار دیگر همه چشم‌ها به دانشگاه دوخته شده‌اند. همزمانی ماه محرم و نزدیک بودن عاشورا از یک سو و در حصر بودن رهبران جنبش سبز و تشدید فشارهای خارجی از سوی دیگر باعث شده‌اند که بار دیگر نیروهای سیاسی مخالف دولت و حکومت با بیانیه‌های آتشین تلاش کنند تا دانشجویان را به صف مقدم مبارزات سیاسی اعزام کنند.

در شرایطی که انجمن‌های دانشجوییِ دموکراسی‌خواه، آزادی‌خواه و ملی از حق فعالیت در دانشگاه محرومند و در شرایطی که کمترین تحرک دانشجویی و کوچک‌ترین اعتراض صنفی به محرومیت تحصیلی می‌انجامد، دادن چنین فراخوان‌هایی یا از عدم آگاهی فعالان سیاسی از وضعیت دانشگاه‌ها حکایت می‌کند و یا از تداوم منطقی که به استفاده ابزاری از جنبش دانشجویی برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش می‌اندیشد و یا هر دو. سال‌ها پیش جنبش دانشجویی با پرداخت هزینه‌های بسیار زیاد در خدمت پیشبرد سیاست‌های این و یا آن جناح سیاسی قرار گرفت و تجربه نشان داد که پس از پایان چانه‌زنی‌ها، فعالان این جنبش به حال خویش رها شدند. نه کسی پی تهاجم‌کنندگان به کوی‌های دانشجویی را گرفت و نه کسی از استقلال رأی انجمن‌های مستقل پشتیبانی کرد.
اینک، بار دیگر که فضای سیاسی کشور در خفقان محض به سر می‌برد همه نگاه‌ها به دانشگاه دوخته شده است. بار دیگر می‌خوانیم که "فرارسیدن ماه آذر پایه‌های سست حکومت دیکتاتوری را به لرزه انداخته و ترس از گسترش آگاهی و تداوم مبارزات آزادی‌خواهانه دانشجویان، خواب را از چشم‌های مستبدان خودکامه ربوده است" (۱). بار دیگر جنبش دانشجویی در مقام مهم‌ترین حزب سیاسی کشور قلمداد شده و از او انتظار می‌رود که نماینده "گام‌های استوار مردم ایران در راه اعتلای وطن خویش باشد" و همچنان "گلوی ملت باشد برای ابراز خشم آزادگان این مرز و بوم در برابر خیانت و ظلم حاکمان مستبد". بار دیگر دانشگاه به منزله "سنگر استوار مبارزاتی ملت ایران" توصیف می‌شود.
شاخه جوانان جبهه مشارکت به خصوص از دانشجویان حق‌طلب و آزادی‌خواه می‌خواهد "با هشیاری و بیداری چون هماره تاریخ جنبش دانشجویی، نقش پیشتازی خود در کسب آزادی و تحقق دموکراسی و ساختن ایرانی آباد را ایفا کنند و نقشه‌های شوم خارج کردن دانشگاه و دانشجو از عرصه سیاست‌ورزی را نقش بر آب کنند" (۲). در این بیانیه کلمه‌ای از خواست‌هایی همچون عدم تفکیک جنسیتی در دانشگاه‌هاٰ، حذف گزینش، مخالفت با ستاره‌دار کردن دانشجویان و اعلام انزجار از محرومیت از تحصیل خبری نیست. نه اشاره‌ای به اخراج اساتید از دانشگاه‌ها شده است و نه به حق دانشجویان در انتخاب رؤسای دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها. حقی که در تمامی دانشگاه‌های معتبر جهان سالیان سال است که به رسمیت شناخته شده‌اند.
در این مسابقه عمومی ترغیب دانشجویان به شرکت در پیکاری نابرابر، امسال رضا پهلوی نیز به جمع مشوقان پیوسته است. وی در بیانیه‌ای با عنوان "دانشجو پرچم‌دار جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران به مناسبت شانزده آذر" (صد البته بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به چرایی انتخاب ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو) از دانشجویان به عنوان نمایندگان دیگر بخش‌های جامعه همچون "زنان، کارگران، بازاریان، هنرمندان، نظامیان، اقوام، ادیان و دیگر اقشار" نام می‌برد و از "دانشجویان قهرمان ایران زمین می‌خواهد برای آزادی ایران" به پا خیزند (۳).

××××××××××

مسلم است که فراگیر بودن استبداد، دانشجوی آزادی‌خواه را نیز مانند هر آزادی‌خواه دیگری به مبارزه علیه خودکامگی فرا می‌خواند. اما تجربه مبارزات دانشجویی علیه استبداد هم در نظام پیشین و هم در نظام فعلی نشان می‌دهد که راه این مقابله فراخواندن دانشجویان به ایفای نقش احزاب سیاسی نیست. دانشجویان باید پیش و بیش از هر چیز در تلاش برای آزادسازی فضای حیاتی خویش و دموکراتیزه کردن دانشگاه مبارزه کنند.
هر چند تجلی خودکامگی و استبداد همواره در سطح دولت بیش از سایر حوزه‌ها آشکار است اما این استبداد در عمل وابسته به سلطه نظم سیاسی ــ حقوقی‌ای است که دامنه خویش را به تمامی دستگاه‌ها و نهادهای وابسته و همچنین روابط حقیقی در جامعه می‌گستراند. هیچ تلاشی برای دموکراتیزه کردن دولت بدون تلاش برای تغییر این نظم سیاسی ــ حقوقی و بالطبع تغییر نوع مدیریت نهادهای وابسته و فضاهای زیست، ممکن نیست. دانشجو به عنوان عضو نهاد دانشگاه باید بیش از هر چیز همت خویش را به دموکراتیزه کردن این نهاد، هم از نظر حقوقی و هم از نظر حقیقی معطوف کند.
ممکن است کسانی این نوع تلاش‌ها را در شرایطی که دولت استبدادی همه‌ی راه‌های مبارزه را بسته است آب در هاون کوفتن بدانند و استدلال کنند که تا چنین دولت‌هایی بر سر کار هستند هیچ مبارزه‌ای جز مبارزه برای تغییر دولت راهگشا نخواهد بود. در پاسخ به این استدلال می‌توان تجربه جنبش دانشجویی را در فاصله سال‌های ۷۶ تا ۸۴ یادآور شد: اگر انجمن‌های دانشجویی در دوران کوتاه گشایش فضای سیاسی جامعه در اولین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی برای حذف قانون گزینش، حق ایجاد انجمن‌های دانشجویی، در اختیار گرفتن مجوز انتشار مطبوعات دانشجویی و حق انتخاب رؤسای دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها مبارزه کرده بودند، هم هزینه‌های کمتری در راه دموکراتیزه کردن فضای زیست خویش پرداخت می‌کردند و هم سنگرهایی را فتح می‌نمودند که پایان یافتن دوره فترت استبداد، بازستاندن آن توسط خودکامگان، کاری هر چند شدنی اما بس دشوار می‌بود.
مبارزه دانشجویان برای دموکراسی باید مبارزه‌ای باشد برای دموکراتیزه کردن دانشگاه و همخوان کردن فضای دانشگاه با سبک و سیاق باورها، ارزش‌ها و امیدها و آرزوهای نسلی است که امروز دانشجو و فردا سازنده میهن ما خواهد بود.

(۱) بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های سراسری شهرهای مختلف در آستانه ۱۶ آذر ۱۳۹۰
(۲) بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت به عنوان روز دانشجو
(۳) دانشجو پرچم‌دار جنبش آزادی‌خواهی مردم ایران به مناسبت شانزده آذر، رضا پهلوی