<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:thr="http://purl.org/syndication/thread/1.0">
    <title>Comment Feed for جمهوری‌خواهی</title>
    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010-08-25://comments</id>
    <updated>2010-02-03T18:57:04Z</updated>
    <link rel="self" href="http://www.jomhourikhahi.com/comments.xml" />
    <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 4.32-en</generator>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40-comment:5</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html#c5" />
    <title>نظر از طرف ابراهیم در تاریخ2010-02-03</title>
    <author>
        <name>ابراهیم</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>با تشکر از نویسنده محترم که مسأله مهمی را طرح کردند.اگر این مقاله را با مقاله‌ی قبلی سایت وزین جمهوری‌خواهی مقایسه کنیم، به نظرم تناقضی در آن دیده می‌شود. در یادداشت قبلی نویسنده محترم تلاش دارد که بگوید سیاست‌های مطالباتی ناموفق هستند و باید پی‌گیر مطالبه‌ی سیاسی بود. یعنی به مسائل و رویدادهای سیاسی اعتراض کرد و خیلی ایدئولوژیک برخورد نکرد. لغو اعدام به نظرم یک مطالبه‌ی ایدئولوژیک است. <br />
البته من عمیقاً با این مطالبه موافقم، اما با نویسنده مقاله پیشین هم موافقم که این شیوه جواب نمی‌دهد. بحث بر سر متدولوژی سیاسی است. اگر آن روش را درست می‌دانید نباید بلافاصله یادداشتی با رویکرد دیگری منتشر شود. لااقل کمی گیج‌کننده است.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-03T18:57:04Z</published>
    <updated>2010-02-03T18:57:04Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40-comment:6</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html#c6" />
    <title>نظر از طرف Anonymous در تاریخ2010-02-06</title>
    <author>
        <name>Anonymous</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مقاله بسیار جالبی بود.</p>

<p>اما جالب اینکه سران نظام فکر میکنند اعدام را هم، مثل خیلی چیزهای دیگر در جامعه جا انداخته اند و از آن برای ایجاد رعب استفاده میکنند اما غافلند از این نکته که طرز فکر مردم عوض شده است.</p>

<p>اگر 20 سال پیش شلاق میخوردی طبیعتا از ترس، تا مدتها مراقب بودی اما شلاق هم در جامعه جا افتاد و نسل جدید این روزها تظاهرات میکنند تا شلاق نخورند.</p>

<p>شاید به خاطر دلایل متعدد، اعدام های سیاسی دهه 60 باعث شد بسیاری دست از فعالیت سیاسی بکشند یا ایران را ترک کنند اما امروز اعدام بیگناهان، مردم را فعالتر از همیشه کرده است زیرا یاد گرفته اند که بجای سکوت، اعتراض کنند تا فرزندان بیشتری اعدام نشوند. </p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-06T13:42:13Z</published>
    <updated>2010-02-06T13:42:13Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40-comment:7</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.40" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/mobilization_against_death_penalty.html#c7" />
    <title>نظر از طرف Anonymous در تاریخ2010-02-06</title>
    <author>
        <name>Anonymous</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مقاله بسیار خوبی است. اعدام از هر نوعش و به هر دلیل و بهانه‌ای باید لغو شود. استبداد همواره از سویه‌های توجیه‌شدنی خود را تثبیت می‌کند.<br />
از آقایان موسوی و کروبی هم برای موضع‌گیری‌شان علیه این اعدام‌ها باید تشکر کرد.<br />
در آغاز راهیم، اما آغاز خوبی است. </p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-06T13:52:40Z</published>
    <updated>2010-02-06T13:52:40Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41-comment:8</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html#c8" />
    <title>نظر از طرف Anonymous در تاریخ2010-02-06</title>
    <author>
        <name>Anonymous</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>تا 22 بهمن چند روزی بیش نمانده است. </p>

<p>مصالحه الزامی بوداما انجام نشد. </p>

<p>جالب است که این نظام 30 سال فرصت داشت تا بجای عمیق تر کردن شکافهادر میان خود، آنها را حل و فصل کند و به مشکلات درون نظام توجه بیشتری کند، اما تصور ابدی بودن نظام،  کارش را به این جا کشید. این روزها بدلیل بروز بحرانهای متعدد نظام حتی قادر نیست تا وقت بخرد و اول در درون به مصالحه برسد.<br />
از نظامی که به خود بی توجه است چگونه میتوان انتظار داشت تا به خواستهای مردمش توجه کند.<br />
اینها با خود و درون خود نمیتوانند به نتیجه برسند و مصالحه کنند، چطور میشود انتظار داشت که با مردم بجایی برسند!</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-06T14:25:06Z</published>
    <updated>2010-02-06T14:25:06Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41-comment:9</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html#c9" />
    <title>نظر از طرف برنا در تاریخ2010-02-07</title>
    <author>
        <name>برنا</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>به نظرم می‌آید که جنبش سبز و همچنین موضع‌گیری‌های موسوی و کروبی و برخی دیگر از چهره‌های شناخته شدهکه تا دیروز جزوی از نظام بودند و اکنون برای آزادی انتخابات مبارزه می‌کنند نشان می‌دهد که تقسیم‌بندیِ "ما" و "آنها"، "درون خود" و "مردم" تقسیم‌بندی‌ای است که اهمیت سیاسی ندارد. یا باید بپذیریم که شکاف در درون حاکمیت یکی از دلایل مهم قدرتمندی جنبش سبز است یا نه؟ اگر آری -که گمان کنم واضح است- دیگر باید از این دست استدلال‌ها بر اساس "ما" یعنی مردم و "آنها" یعنی "مستبدان" دست برداشت.<br />
</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-07T14:36:29Z</published>
    <updated>2010-02-07T14:36:29Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41-comment:10</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html#c10" />
    <title>نظر از طرف ابراهیم در تاریخ2010-02-08</title>
    <author>
        <name>ابراهیم</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>کتیبه‌ای قدمی به نام بغارکوی کشف شده است که نشان می‌دهد دو قوم «میتانی» و «حتی» با هم صلح‌نامه امضا کردند. در آن کتیبه به خدایگان میترا و رونا قسم هم خورده‌اند. </p>

<p>خواستم بگویم اقوام آریایی در چندهزار سال پیش بلد بودند با هم مصالحه کنند. اما امروز مقامات جمهوری اسلامی از این کار عاجزند!</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-08T06:47:06Z</published>
    <updated>2010-02-08T06:47:06Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.39-comment:11</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.39" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/01/political_demands.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/01/political_demands.html#c11" />
    <title>نظر از طرف Anonymous در تاریخ2010-02-19</title>
    <author>
        <name>Anonymous</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>در همین زمینه:</p>

<p>سه شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۸۸</p>

<p>دکتر عبدالکریم سروش در مصاحبه با روز:</p>

<p>با رفراندوم اختیارات ولی فقیه حذف شود.</p>

<p><a href="http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/february/16//-bbb773fae7.html" rel="nofollow">http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2010/february/16//-bbb773fae7.html</a></p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-19T11:53:52Z</published>
    <updated>2010-02-19T11:53:52Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.47-comment:12</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.47" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/political_action.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/political_action.html#c12" />
    <title>نظر از طرف سامان در تاریخ2010-02-23</title>
    <author>
        <name>سامان</name>
        <uri>http://mohavereh.blogfa.com</uri>
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://mohavereh.blogfa.com">
        <![CDATA[<p>خاتم-عسگريان عزيز<br />
امكانش هست اين گزاره را توضيح بدهيد:"در سیاست دموکراتیک برخلاف سیاست لیبرالی"<br />
چون بسيار سوتفاهم برانگيز هست، اول ايتكه سياست دموكراتيك مگر در مقابل سياست غيردموكراتيك صاحب هويت نيست؟ اگر پاسخ آري است، آيا شما ليبراليسم را تبلور يك سياست غير دموكراتيك مي دانيد، در صورتي كه كماكان پاسخ آري است الزامي است مختصات سياست دموكراتيك را برگرفته از نظريات جامعي كه حول ان است برشمريد و تقابل هايي كه دموكراسي در مواجهه با ليبراليسم دارد را شرح دهيد، زيبنده نيست در دل يك مقاله با پشتوانه نظري همچين گزاره بزرگي را مطرح كنيد و خواننده را سرگردان در سوال هاي بيشمار رها كنيد.<br />
گويي عادت مالوفي شده است كه نويسندگان ما به بهانه جنبش سبز در گوشه اي از مقاله خود امضاي چپ گرايي خود را با گزاره ضد ليبراليسم بنهند و بگذرند</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-23T09:56:41Z</published>
    <updated>2010-02-23T09:56:41Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.47-comment:13</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.47" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/political_action.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/political_action.html#c13" />
    <title>نظر از طرف ابراهیم در تاریخ2010-02-23</title>
    <author>
        <name>ابراهیم</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>جمله‌ی کامل نوشته این است:</p>

<p>«در سیاست دموکراتیک برخلاف سیاست لیبرالی، خواست برابری حقوقی و سیاسی شهروندان از هر جنس و مذهب و عقیده با کاهش نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی و منطقه‌ای تلفیق می‌شود،..» </p>

<p>احتمالاً منظور نویسندگان این بوده است که دز سیاست لیبرالی در پی «کاهش نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی و منطقه‌ای» نیستند. در مورد درست یا غلط بودن این گزاره می‌توان بحث کرد، اما در تقابل قرار دادن آن با «سیاست دموکراتیک» اساساً درست نیست. مگر نویسندگان محترم منظورشان از «سیاست دموکراتیک» همان سیاست‌های سوسیالیستی باشد. در آن صورت باید مقاله را طور دیگری خواند.</p>

<p>جنبش سبز لزوماً ارتباطی با چپ‌گرایی ندارد. اتفاقاً برخی از چپ‌گرایان قصد دارند نشان دهند که جنبش سبز ربطی به چپ ندارد. <br />
</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-23T17:50:50Z</published>
    <updated>2010-02-23T17:50:50Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41-comment:14</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.41" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/glas.html#c14" />
    <title>نظر از طرف مسعود در تاریخ2010-02-24</title>
    <author>
        <name>مسعود</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مقاله تحلیلی خوبی است و به نظر می‌رسد که عملا داریم به طرف یکی از این دو سناریو می‌رویم. اما کاش در مورد اینکه چه سیاستی را باید در این موقع پیش گرفت هم صحبت می‌کردید.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-02-24T03:25:08Z</published>
    <updated>2010-02-24T03:25:08Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49-comment:15</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html#c15" />
    <title>نظر از طرف اسفندیار در تاریخ2010-03-15</title>
    <author>
        <name>اسفندیار</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مشکل از اینجا می‌آید که ما در صد سال اخیر همه‌اش تحت استبداد زندگی کرده‌ایم و حرف زدن با یکدیگر را فرا نگرفته‌ایم.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-15T15:09:16Z</published>
    <updated>2010-03-15T15:09:16Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48-comment:16</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html#c16" />
    <title>نظر از طرف سارا (هامبورگ) در تاریخ2010-03-15</title>
    <author>
        <name>سارا (هامبورگ)</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مگر حتما باید با لباس آبی کارگری در تظاهرات آمد تا بگوییم که کارگران هم در تظاهرات شرکت کرده‌اند؟ مگر آماری از اینکه چه کسانی مشارکت می‌کنند در اختیار داریم؟</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-15T15:12:02Z</published>
    <updated>2010-03-15T15:12:02Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48-comment:17</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html#c17" />
    <title>نظر از طرف محمد سیرجانی در تاریخ2010-03-15</title>
    <author>
        <name>محمد سیرجانی</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>درتهران از همه اقوام ایرانی به وفور وجود دارد. آیا اینها آن شبکه‌هایی را که شما می‌گویید ایجاد نمی‌کنند؟ به نظرم این داستان شبکه خیلی جواب سوال اصلی را نمی‌دهد. </p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-15T15:14:48Z</published>
    <updated>2010-03-15T15:14:48Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49-comment:18</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html#c18" />
    <title>نظر از طرف رحمان رئوف در تاریخ2010-03-15</title>
    <author>
        <name>رحمان رئوف</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>خوب بالخره باید از یک‌جایی شروع کرد.نمی‌توان همواره گفت (یا بهانه آورد) که صد سال است استبداد دیده‌ایم و در نتیجه حق داریم استبدادی بیندیشیم. </p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-15T15:17:03Z</published>
    <updated>2010-03-15T15:17:03Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49-comment:19</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.49" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/diologue.html#c19" />
    <title>نظر از طرف رحمان رئوف در تاریخ2010-03-15</title>
    <author>
        <name>رحمان رئوف</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>خوب بالخره باید از یک‌جایی شروع کرد.نمی‌توان همواره گفت (یا بهانه آورد) که صد سال است استبداد دیده‌ایم و در نتیجه حق داریم استبدادی بیندیشیم. </p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-15T15:17:41Z</published>
    <updated>2010-03-15T15:17:41Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48-comment:20</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html#c20" />
    <title>نظر از طرف علی هنری در تاریخ2010-03-16</title>
    <author>
        <name>علی هنری</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>به سارا: آمار جمعیت شناسی از مشارکت کنندگان در جنبش سبز وجود ندارد. ولی نشانه هایی است که می توان بر اساس آن ها ارزیابی هایی از مشارکت کنندگان داشت که از چه طبقه یا گروه اجتماعی هستند. مثلا جمعیت شناسی شهدا یا زندانیان جنبش سبز. یا انواع مشارکتی که صورت میگیرد. و از نظر جغرافیایی نیز مشارکت -چه تظاهرات ها چه الله اکبر گفتن ها- در شهرهای بزرگ و البته بیشتر در شمال شهر تهران صورت گرفته است. و آمار سکونت کارگران در مناطق مختلف شهری و البته تهران موجود و مشخص است.<br />
ولی اتفاقا مدعای نوشته این نیست که کارگران در جنبش سبز شرکت ندارند. اصولا هدف از این نوشته پرداختن به این پرسش نبوده است که چه کسانی در این جنبش شرکت دارند و چه کسانی در این جنبش شرکت ندارند؟ بلکه هدف این نوشته این است که به موانع مشارکت بپردازد. و با توجه به آن، ادعا میکند مشارکت کنندگان در جنبش سبز همه پتانسیل جنبش سبز نیست و اگر به فرض کارگران در جنبش مشارکت ندارند این بدان معنا نیست که دستیابی به مطالباتشان را در تحقق خواسته های جنبش سبز نمی دانند و با آن همدل نیستند.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-16T17:12:46Z</published>
    <updated>2010-03-16T17:12:46Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48-comment:21</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.48" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/green_and_workers.html#c21" />
    <title>نظر از طرف علی هنری در تاریخ2010-03-16</title>
    <author>
        <name>علی هنری</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>به محمد سیرجانی: یقینا آنطور است که درآمیختگی قومی در تهران وجود دارد. ولی شبکه های فردی افراد که ترکیب ان ها شبکه اجتماعی را تعیین میکند به ملاقات ها بسیار وابسته است.<br />
یعنی شدت یک رابطه به میزان ملاقات وابسته است. و اصولا هرچه موقعیت افراد از نظر جغرافیایی دورتر میشود میزان شدت رابطه کمتر.<br />
اصولا در هسته شبکه فردی هر شخص بیشتر کسانی حضور دارند که بیشترین ملاقات و رابطه را با آنان دارند.<br />
ولی مسلما این نوشته هم مدعی این نیست که شبکه اجتماعی پاسخ پرسش گستردگی است. بلکه شبکه شخصی افراد و اصولا شبکه اجتماعی یکی از عوامل نفوذ و گستردگی مشارکت است که بیشتر نادیده گرفته می شود. همانطور که در نوشته اورده ام: "هم باید به طرح شعارها و مطالبات [اندیشید]، هم باید به عواملی چون نفوذ و درآمیختن شبکه فعال جنبش سبز با شبکه‌های [دیگر همت گمارد] و هم باید برای کمتر شدن هزینه کنش جمعی ... گروه ها راهی [یافت]" </p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-16T17:35:02Z</published>
    <updated>2010-03-16T17:35:02Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.44-comment:24</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.44" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/kindness_with_friends.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/02/kindness_with_friends.html#c24" />
    <title>نظر از طرف Ramin Emadi در تاریخ2010-03-17</title>
    <author>
        <name>Ramin Emadi</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>Moshgel in ast ke ma dar khreje keshver baraye bargashtan be Iran ruzshomari mikonim . Va gahi ziyadi ajale darim. Vali ehsasi ast va karish ham nemishavad kard.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-17T15:38:10Z</published>
    <updated>2010-03-17T15:38:10Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.39-comment:26</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.39" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/01/political_demands.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/01/political_demands.html#c26" />
    <title>نظر از طرف بهرام در تاریخ2010-03-18</title>
    <author>
        <name>بهرام</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>اگر سیاست مطالباتی جواب می‌داد باید کروبی در انتخابات سی میلیون رأی می‌آورد. حق با روزبه است نباید همه چیز را از جنبش سبز خواست.</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-18T14:00:58Z</published>
    <updated>2010-03-18T14:00:58Z</updated>

</entry>

<entry>

    <id>tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.52-comment:27</id>

    <thr:in-reply-to ref="tag:www.jomhourikhahi.com,2010://2.52" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/on_tajzadeh.html"/>


    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.jomhourikhahi.com/2010/03/on_tajzadeh.html#c27" />
    <title>نظر از طرف Anonymous در تاریخ2010-03-22</title>
    <author>
        <name>Anonymous</name>
        
    </author>
    <content type="html" xml:lang="en" xml:base="">
        <![CDATA[<p>مقاله جالبی بود اما کنار هم قرار دادن آقای عطریانفر و مهدوی به نظرم اساسا منطقی نبود. صحبت های آقای عطریان فر در عین حال که حمایت از جنبش سبز نیست علیه جنبش هم نیست و در عین حال بخش اعظمی از مواضع خودش را حفظ کرده است. اما آقای مهدوی حرف های بی شرمانه ای زده است.این شک را تقویت می کند که اساسا آیا مهدوی از ابتدا جاسوس اصولگرایان نبوده است؟ این گمانه را سایت الف ابتدا مطرح کرد.<br />
به هر حال روزی باید آقای مهدوی پاسخ این اقداماتش را بدهد. شاید توضیح قانع کننده ای داشت!</p>]]>
    </content>
    <published>2010-03-22T17:27:35Z</published>
    <updated>2010-03-22T17:27:35Z</updated>

</entry>

</feed>
