صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

آیا دعواها فیصله خواهند یافت؟


پنجشنبه ۴ اسفند ۹۰ - ۳ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


سعید سوادکوهی

بالاخره یک هفته به انتخابات مانده‌، فهرست کاندیداهای تأیید صلاحیت شده به حوزه‌های انتخابیه ابلاغ شد. اما تنش همچنان بر فضای سیاسی کشور غالب است. علی مطهری دیروز یادآور شد که اگر رئیس جمهور خیلی اصرار کند او را قبل از انتخابات به مجلس فرا خواهیم خواند و احمد توکلی خط و نشان کشیدن‌های محمود احمدی‌نژاد در مورد قانون اساسی را بی‌اساس و نگران کننده خواند. دولتی‌ها مدعی شده‌اند که در فاصله‌ای که مصلحی برکنار شده‌بود، در وزارت اطلاعات به اسنادی دست یافته‌اند که به زودی افشا خواهند کرد. آیا این دعواها فیصله خواهند یافت؟ ادعای این یادداشت آن است که نه فقط ساختار موجود توان پردازش و فیصله دادن به این منازعات را ندارد، بلکه این انتخابات بر دامنه آن نیز خواهد افزود.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران

فرامرز اصفیا


اقتدار نهادهای سیاسی "مدرن"
تمامی شواهد از این موضوع حکایت می‌کند که طرفین این منازعه، برای رفع و دفع آن، بر نهادهای "مدرن" همچون انتخابات و مجلس و دستگاه‌های نظارتی تعریف شده ذیل آن و حتی قوه قضائیه حساب نمی‌کنند. بی اثر ماندن تهدید دولت به افشاگری اسناد فساد و ارتشاء که بار دیگر این اواخر تکرار شد از سویی، و تهدیدهای اینک چهارساله مجلس به استیضاح دولت در صورت عدم رعایت قانون نشان می‌دهد که این دست نهادها کارآیی خود را در حل منازعات طرفین این دعوا از دست داده‌اند.
همه تلاش‌های طرفین این منازعه برای تبدیل نهاد انتخابات از نهادی متضمّن عدم قطعیت به نهادی که بتواند ایجاد قطعیت کند نیز تا کنون با شکست مواجه شده‌است. نه فقط دعوای میان جبهه پایداری و جبهه متحد فیصله نیافت که چندین و چند لیست دیگر نیز بر این دو اضافه شد. دولت نیز به نظر می‌رسد که در این بلبشوی رقابت میان اصولگرایان، با چراغ خاموش در حال طی طریق خودش است. هجمه کیهان و سپاه به دولت در دوران افزایش روزانه قیمت ارز و طلا -برای تأیید همسویی او با دشمن خارجی- فروکش کرد و مجلس نیز استیضاح رئیس جمهور را به بعد از انتخابات موکول نمود. دولت بر رد صلاحیت‌هایی که از طریق وزارت کشور انجام داده بود اصرار نورزید و اینک با تهدید به افشاگری مالیِ "دیگران" و طرح بحث حراست از قانون اساسی، به رویه معمول خویش که همان تهدید و ماجراسازی باشد بازگشته‌است. نهادهای نظارتیِ مالی حکومت نیز علیرغم کشف بی‌حساب و کتابی‌های دولت و افشای ارقام نجومی‌، سر جای خود نشسته‌اند و قوه قضائیه نیز به ایفای نقش ببر کاغذی خود در این صحنه ادامه می‌دهد: بر میلیاردها دلار پول برباد رفته چشم می‌پوشد و کسانی را که چند صد دلاری را از ترس تورم در خانه ذخیره کنند به اعدام تهدید می‌کند!
همه، برای هر کاری که می‌شد کرد تا انتخابات محل حل و فصل دعواهای میان اصولگرایان با یکدیگر و با دولتی ها نشود خیز برداشتند اما کاری از پیش نبردند. اکنون از سپاهیان تا روحانیون، از مجلسی‌ها تا دولتی‌ها و از پرونده‌های فساد و دزدی تا صندوفق‌های خالی شده توسط دولت چاره‌ای جز این ندارند که با التهاب و دلشوره و نگرانی به پیشواز انتخابات بروند. انتخاباتی که همه به خوبی می‌دانند که در آن، صندوق‌های رأی حرفی برای گفتن ندارند، چه رسد به حرف آخر.

اقتدار نهادهای سنتی
آن بخش از نهادهای سنتی جامعه که توانسته بودند در این سی‌سال از گزند حوادث تا حدودی جان سالم به‌در ببرند، در کارزاری که در واقع با روی کار آمدن احمدی‌نژاد آغاز شد و در جریان انتخابات ۸۸ به اوج رسید، تتمّه اعتبار خویش را از کف دادند. ما در اینجا به فروپاشی نهادهای مردمی تعاون و نهادهایی چون خانواده و خویشاوندی و همچنین نهادهای ذهنی همیاری و همبستگی فعلا نمی‌پردازیم. منظور ما همان نهادهایی مانند روحانیت و شبکه طلاب و ائمه جماعات و وعاظ هستند. دولت احمدی‌نژاد -در واقع در تداوم عملکرد سی ساله حکومت جمهوری اسلامی- با شتاب بی‌همتایی دست به دولتی کردن این نهادها زد. احمدی‌نژاد از سویی نهادهای سنتی سیاسی ‌شده در نظام جمهوری اسلامی را که می‌توانستند رقیبی باشند برای ولی‌فقیه، با چشم‌پوشی و بعضا همراهی وی از صحنه بیرون راند و از سوی دیگر خود به تأسیس نهادهایی از همین دست که بازوی تبلیغی و ترویجی او بودند اقدام نمود تا آن بخشِ کمتر سیاسیِ این نهادها را نیز بی‌رقیب نگذارد. نتیجه اینکه حتی اگر امروز برخی از این نهادها توان مداخله در سیاست را نیز داشته باشند، این مداخله به نحوی نیست که بتواند نزاعی به این مهمی را فیصله ببخشد.

اقتدار کاریزماتیک
آنچه از طولانی شدن منازعات و تعطیل ماندن نصایح مبنی بر وحدت و کنار گذاشتن اختلافات باید نتیجه گرفت، آن است که دیگر هیچ فرد و هیچ نهادی در کشور از آنچنان اقتدار کاریزماتیکی برخوردار نیست که بتواند این منازعات را فیصله ببخشد. در فرصت کوتاه این نوشته امکان بررسی تمامی دلایل اعم از جامعه‌شناسی و سیاسی و فرهنگی که می‌توانند از بین رفتن اقتدار کاریزماتیک رهبری را توضیح دهند نیست. در این زمینه تنها به چند نکته اشاره می‌کنیم.
بدون شک یکی از عواملی که بزرگترین لطمه را به اقتدار کاریزماتیک رهبری در جامعه وارد ساخت، خودِ احمدی‌نژاد بود. احمدی‌نژاد که یکی از دلایل صعود سریعِ خود و یارانش در ارکان نظام، توانایی‌ای بود که برای او در بازسازی اقتدار ولی‌فقیه قائل بودند، در عمل به بزرگترین خصم این اقتدار تبدیل شد. درست که در آغاز کار، صعود جهشی احمدی‌نژاد و تهاجم وی به نهادهای رسمی و شخصیت‌های سیاسی به افزایش نسبی اقتدار ولی‌فقیه در جامعه انجامید، اما احمدی‌نژاد توانست با دسترسی به امکانات بی‌همتای مالی دولت و در میدان خالی از رقیب، تمامی آنچه را که با یکدست به ولی‌فقیه تقدیم کرده بود، با دست دیگر از وی بستاند.
اما حذف برخی شخصیت‌های شناخته شده تاریخ انقلاب از صحنه سیاسی و دور نگاه داشته شدن برخی دیگر نیز به اقتدار کاریزماتیک رهبری لطمه وارد کرد. جای افراد و چهره‌های شناخته شده را کسانی پر کردند که در حوزه‌های پائین دستِ تولید اقتدار کاریزماتیک فعال هستند. یعنی مداحان و لبیک گویان و کسانی که اصولا از کمترین بینش انتقادی‌ای برخوردار نیستند.

اوج‌گیری منازعات و گشایش فضاهای سیاسی جدید
به اعتبار آنچه در خطوط پیشین آمد، می‌توان ادعا کرد که علیرغم تمامی تحولاتی که در آینده نزدیک در صحنه سیاسی و یا اقتصادی کشور رخ دهند مجموعه نیروهایی که این روزها در مقابل یکدیگر و برای به‌دست آوردن کرسی‌های مجلس نهم مبارزه می‌کنند از حل منازعات خود ناتوان خواهند بود. به احتمال زیاد و در صورت عدم مداخله گسترده نیروهای امنیتی و نظامی، خودِ مسابقه انتخاباتی نیز بر این ناتوانی خواهد افزود و ما شاهد دور شدن بیش از پیش نیروهایی خواهیم بود که در برهه خرداد ۸۸ متفقاً در مقابل نیروهای تحول‌خواه صف‌‌آرایی کردند.
سوال اصلی این است که این نیروها در مواجهه با این گسستگی روز افزون چه خواهند کرد؟ شواهدی که همین امروز نشانه‌هایی از عملکرد احتمالی بخشی از این نیروها را در آینده نشان دهد وجود دارد. کافی است نگاهی به اظهارات و عملکرد افرادی همچون سردار علایی بیندازیم، کافی است وداع علی مطهری را با اصولگرایی ببینیم، کافی است اظهارات محسن رضایی و دیگران را در مورد آینده اصولگرایی بخوانیم، کافی است به اظهارات مثبت در مورد و ابراز ارادت به هاشمی رفسنجانی که این روزها بار دیگر باب شده‌است نگاهی بیندازیم تا متوجه شویم که مجموعه‌ای که تحت نام اصولگرایی فعالیت می‌کرد، نه فقط از ایجاد وحدت و انسجام درونی به کلی ناامید شده‌است، بلکه راه چاره را در رویکرد به نیروهایی می‌بیند که تا کنون یا "فتنه‌گر" به حساب می‌آمدند یا "بی‌بصیرت".
اینک نوبت ما تحول‌خواهان و سبزهاست که از این روزنه‌ای که برای گفت‌و‌گو و تعامل و مذاکره به وجود آمده نهایت استفاده را ببریم و از آن برای رسیدن به اهداف خویش که آزادی زندانیان سیاسی، خارج شدن رهبران جنبش سبز از حصر، وادار کردن مجلس به ایفای نقش خویش و در نهایت برقراری یک انتخابات آزاد بکوشیم. پیش از آنکه حاکمیت برای خروج از این مخمصه، جنگ را به کشور تحمیل کند.



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۳ نظر

پوریا پنجشنبه ۴ اسفند ۹۰ ساعت ۱۹:۴۶

وقتی یک حکومتی می خواهد به هر قیمتی که شده جنگ کند از دست ما چه بر میاید؟



فاطمه پنجشنبه ۴ اسفند ۹۰ ساعت ۱۹:۵۷

اینک نوبت ما تحول‌خواهان و سبزهاست که از این روزنه‌ای که برای گفت‌و‌گو و تعامل و مذاکره به وجود آمده نهایت استفاده را ببریم و از آن برای رسیدن به اهداف خویش که آزادی زندانیان سیاسی، خارج شدن رهبران جنبش سبز از حصر، وادار کردن مجلس به ایفای نقش خویش و در نهایت برقراری یک انتخابات آزاد بکوشیم. پیش از آنکه حاکمیت برای خروج از این مخمصه، جنگ را به کشور تحمیل کند.



نرگس جمعه ۵ اسفند ۹۰ ساعت ۱۹:۴۵

هیچ دعوایی فیصله نخواهد یافت.فاصله ها هر روز بیشتر و شکاف ها هر روز عمیق تر خواهند شد.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی