باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
بار دیگر ۱۶ آذر در راه است و بار دیگر همه چشمها به دانشگاه دوخته شدهاند. همزمانی ماه محرم و نزدیک بودن عاشورا از یک سو و در حصر بودن رهبران جنبش سبز و تشدید فشارهای خارجی از سوی دیگر باعث شدهاند که بار دیگر نیروهای سیاسی مخالف دولت و حکومت با بیانیههای آتشین تلاش کنند تا دانشجویان را به صف مقدم مبارزات سیاسی اعزام کنند.
مقالات مربوط
در فضای انتخاباتی فعال بمانیم
سعید سوادکوهی
بیعملی، شورش یا گامهای سنجیده به سمت دموکراسی
روزبه پاکسار
مقالات تازه
کدام تعادل؟
حسین راغفر
سوم اسفند ۱۲۹۹ و اندیشه پایان وضع موجود
فرهاد صولتی
۲۵ بهمن قرار ما بود با تاریخ خودمان
رحمان رئوف
در شرایطی که انجمنهای دانشجوییِ دموکراسیخواه، آزادیخواه و ملی از حق فعالیت در دانشگاه محرومند و در شرایطی که کمترین تحرک دانشجویی و کوچکترین اعتراض صنفی به محرومیت تحصیلی میانجامد، دادن چنین فراخوانهایی یا از عدم آگاهی فعالان سیاسی از وضعیت دانشگاهها حکایت میکند و یا از تداوم منطقی که به استفاده ابزاری از جنبش دانشجویی برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش میاندیشد و یا هر دو. سالها پیش جنبش دانشجویی با پرداخت هزینههای بسیار زیاد در خدمت پیشبرد سیاستهای این و یا آن جناح سیاسی قرار گرفت و تجربه نشان داد که پس از پایان چانهزنیها، فعالان این جنبش به حال خویش رها شدند. نه کسی پی تهاجمکنندگان به کویهای دانشجویی را گرفت و نه کسی از استقلال رأی انجمنهای مستقل پشتیبانی کرد.
اینک، بار دیگر که فضای سیاسی کشور در خفقان محض به سر میبرد همه نگاهها به دانشگاه دوخته شده است. بار دیگر میخوانیم که "فرارسیدن ماه آذر پایههای سست حکومت دیکتاتوری را به لرزه انداخته و ترس از گسترش آگاهی و تداوم مبارزات آزادیخواهانه دانشجویان، خواب را از چشمهای مستبدان خودکامه ربوده است" (۱). بار دیگر جنبش دانشجویی در مقام مهمترین حزب سیاسی کشور قلمداد شده و از او انتظار میرود که نماینده "گامهای استوار مردم ایران در راه اعتلای وطن خویش باشد" و همچنان "گلوی ملت باشد برای ابراز خشم آزادگان این مرز و بوم در برابر خیانت و ظلم حاکمان مستبد". بار دیگر دانشگاه به منزله "سنگر استوار مبارزاتی ملت ایران" توصیف میشود.
شاخه جوانان جبهه مشارکت به خصوص از دانشجویان حقطلب و آزادیخواه میخواهد "با هشیاری و بیداری چون هماره تاریخ جنبش دانشجویی، نقش پیشتازی خود در کسب آزادی و تحقق دموکراسی و ساختن ایرانی آباد را ایفا کنند و نقشههای شوم خارج کردن دانشگاه و دانشجو از عرصه سیاستورزی را نقش بر آب کنند" (۲). در این بیانیه کلمهای از خواستهایی همچون عدم تفکیک جنسیتی در دانشگاههاٰ، حذف گزینش، مخالفت با ستارهدار کردن دانشجویان و اعلام انزجار از محرومیت از تحصیل خبری نیست. نه اشارهای به اخراج اساتید از دانشگاهها شده است و نه به حق دانشجویان در انتخاب رؤسای دانشکدهها و دانشگاهها. حقی که در تمامی دانشگاههای معتبر جهان سالیان سال است که به رسمیت شناخته شدهاند.
در این مسابقه عمومی ترغیب دانشجویان به شرکت در پیکاری نابرابر، امسال رضا پهلوی نیز به جمع مشوقان پیوسته است. وی در بیانیهای با عنوان "دانشجو پرچمدار جنبش آزادیخواهی مردم ایران به مناسبت شانزده آذر" (صد البته بدون کوچکترین اشارهای به چرایی انتخاب ۱۶ آذر به عنوان روز دانشجو) از دانشجویان به عنوان نمایندگان دیگر بخشهای جامعه همچون "زنان، کارگران، بازاریان، هنرمندان، نظامیان، اقوام، ادیان و دیگر اقشار" نام میبرد و از "دانشجویان قهرمان ایران زمین میخواهد برای آزادی ایران" به پا خیزند (۳).
××××××××××
مسلم است که فراگیر بودن استبداد، دانشجوی آزادیخواه را نیز مانند هر آزادیخواه دیگری به مبارزه علیه خودکامگی فرا میخواند. اما تجربه مبارزات دانشجویی علیه استبداد هم در نظام پیشین و هم در نظام فعلی نشان میدهد که راه این مقابله فراخواندن دانشجویان به ایفای نقش احزاب سیاسی نیست. دانشجویان باید پیش و بیش از هر چیز در تلاش برای آزادسازی فضای حیاتی خویش و دموکراتیزه کردن دانشگاه مبارزه کنند.
هر چند تجلی خودکامگی و استبداد همواره در سطح دولت بیش از سایر حوزهها آشکار است اما این استبداد در عمل وابسته به سلطه نظم سیاسی ــ حقوقیای است که دامنه خویش را به تمامی دستگاهها و نهادهای وابسته و همچنین روابط حقیقی در جامعه میگستراند. هیچ تلاشی برای دموکراتیزه کردن دولت بدون تلاش برای تغییر این نظم سیاسی ــ حقوقی و بالطبع تغییر نوع مدیریت نهادهای وابسته و فضاهای زیست، ممکن نیست. دانشجو به عنوان عضو نهاد دانشگاه باید بیش از هر چیز همت خویش را به دموکراتیزه کردن این نهاد، هم از نظر حقوقی و هم از نظر حقیقی معطوف کند.
ممکن است کسانی این نوع تلاشها را در شرایطی که دولت استبدادی همهی راههای مبارزه را بسته است آب در هاون کوفتن بدانند و استدلال کنند که تا چنین دولتهایی بر سر کار هستند هیچ مبارزهای جز مبارزه برای تغییر دولت راهگشا نخواهد بود. در پاسخ به این استدلال میتوان تجربه جنبش دانشجویی را در فاصله سالهای ۷۶ تا ۸۴ یادآور شد: اگر انجمنهای دانشجویی در دوران کوتاه گشایش فضای سیاسی جامعه در اولین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی برای حذف قانون گزینش، حق ایجاد انجمنهای دانشجویی، در اختیار گرفتن مجوز انتشار مطبوعات دانشجویی و حق انتخاب رؤسای دانشگاهها و دانشکدهها مبارزه کرده بودند، هم هزینههای کمتری در راه دموکراتیزه کردن فضای زیست خویش پرداخت میکردند و هم سنگرهایی را فتح مینمودند که پایان یافتن دوره فترت استبداد، بازستاندن آن توسط خودکامگان، کاری هر چند شدنی اما بس دشوار میبود.
مبارزه دانشجویان برای دموکراسی باید مبارزهای باشد برای دموکراتیزه کردن دانشگاه و همخوان کردن فضای دانشگاه با سبک و سیاق باورها، ارزشها و امیدها و آرزوهای نسلی است که امروز دانشجو و فردا سازنده میهن ما خواهد بود.
(۱) بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاههای سراسری شهرهای مختلف در آستانه ۱۶ آذر ۱۳۹۰
(۲) بیانیه شاخه جوانان جبهه مشارکت به عنوان روز دانشجو
(۳) دانشجو پرچمدار جنبش آزادیخواهی مردم ایران به مناسبت شانزده آذر، رضا پهلوی
برچسبها: ۱۶ آذر ، دموکراسی ، دانشگاه ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
انقلاب ایران غیرخشونتآمیز بود
مصاحبه با جان فوران
مهدی خزعلی را میخواهند آیینه عبرت کنند
گفتگو با پسر مهدی خزعلی
تغییر نام کشور آذربایجان به "آذربایجان شمالی"
مصاحبه با محمدرضا جلیلی
اخبار و نکتهها
شاخههای جوانان احزاب اصلاحطلب
ایران معاصر
سوم اسفند ۱۲۹۹ و اندیشه پایان وضع موجود
فرهاد صولتی



نامه سرگشاده به علی مطهری
تجمع آزادگان در اعتراض به خلف وعده دولت
تجمع اعتراضی انتخاباتی ۲۰ هزار نفر در کوهدشت
۶ نظر
بینام چهارشنبه ۱۶ آذر ۹۰ ساعت ۱۲:۱۴
مشارکت، مجاهدین، کارگزاران، روحانیون مبارز و همه و همه نشستهاند و به عوض در انداختن طرحی جدید برای مقابله با استبداد باز میخواهند دانشجوی از همه طرف مورد فشار را به جلو بفرستند.
فرح چهارشنبه ۱۶ آذر ۹۰ ساعت ۱۳:۵۵
بالاخره دو کلمه حرف حساب.
سلمان یکشنبه ۲۰ آذر ۹۰ ساعت ۰۸:۴۸
بهتر بود آقای رضا پهلوی یک اشارهای هم که شده به تاریخچه ۱۶ آذر می کرد. اما برای فردی که تناه منبع مشروعیت سیاسی اش پسر آن پدر بودن است البته این سر در برف کردن طبیعی است.
يک عضو ادوار یکشنبه ۲۰ آذر ۹۰ ساعت ۱۴:۲۴
به نظرم نویسنده مقاله به لزوم حفظ شور و هیجان برای وضع فعلی جنبش بی اعتنا بوده است. اما در اینکه آقای رضا پهلوی واقعا جایی در این بازی ندارد با ایشان موافقم. بخصوص اینکه در اطبلاعیه اش از دوستانی افرادی اسم برده که از نظر خط سیاسی هیچ ارتباطی با او ندارند و داوری بسیار سختی نسبت به سلطنت پدر ایشان دارند.
پس از اینهمه سال ولگردی ایسان میخواهند با "شهید دزدی" وارد کار سیاست شوند.
روزبه چهارشنبه ۲۳ آذر ۹۰ ساعت ۱۰:۳۲
به دوست عزیز ادواری: ۱- شور و هیجانی که ما به ازای بیرونی ندارد چه فایدهای جز لطمه زدن به جمعی افراد بیپناه دارد؟ ۲- آیا دموککراتیزه کردن فضای زیست و همسو کردن آن با آداب و عادات زندگی یک نسل نمیتواند هیجان انگیز باشد؟
بيژن شنبه ۲۶ آذر ۹۰ ساعت ۱۵:۳۷
ما روزنامه نگارها نیز در تهییج بی جهت دانشجویان بیتقصیر نیستیم. ایجاد فضای تعقل نیاز به نقد همه جوانب داستان دارد.