اوباما و توانآزمایی دولت ایران
برنا مشیری
سقوط یا فرود اجباری هواپیمای بدون سرنشین آمریکا در ایران به دولت آمریکا فرصتی داد تا به توان آزمایی دولت احمدینژاد در کنترل نیروهای به ادعای او خودسری که برخلاف خواست و نیت دولت سفارت انگلیس در تهران را اشغال کردند بپردازد. احمدینژاد که تصور کرده بود با موضعگیری علیه این ماجرا و ابراز تأسف و معذرتخواهی وزیر امور خارجهاش توانسته از دست دادن ابتکار عمل در صحنه سیاسی داخلی را به پیروزیای در سطح بینالمللی تبدیل کند اینک در مقابل انتخابی قرار دارد که هر دو سوی آن برایش باخت خواهد بود.
مقالات مربوط
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
اولین بار نیست که یکی از جناحهای حاکمیت در ایران تلاش میکند با "تندرو" نشان دادن جناح دیگر، برای خود در سطح بینالمللی اعتبار ایجاد کند. ملاقاتهای اردشیر جواد لاریجانی با مقامات سیاسی انگلستان در سالهایی که به نظر میرسید نیروهای "چپ" از قدرت کنار گذاشته شده بودند نمونهای از این دست تلاشها بود. اما برنامه جلب حمایت خارجی توسط احمدینژاد و یارانش نیز سابقهای طولانی دارد. استخدام مشاوران ویژه رئیس جمهور و تلاش برای بهوجود آوردن وزارت امور خارجه موازی، ایجاد شورای ایرانیان خارج از کشور با برنامه "مشتریسازی" از بخشی از ایرانیان برونمرزی و ایجاد لابیای برای خود و یارانش، برکنار کردن مفتضحانه منوچهر متکی و عزل ناکام مصلحی برای اثبات اینکه رئیس جمهور حتی در حوزههای حساسی چون سیاست خارجی و اطلاعات از کسی دستور نمیگیرد، همه و همه در مقام تکههای پازلی هستند که هدفش نشان دادن آن بودهاست که احمدینژاد میخواهد و در بسیاری موارد میتواند سیاستی متفاوت با سیاست "نظام حاکم" بر کشور را دنبال کند.
حاکمیت دوگانه یا دوگانههای حاکمیت
هدف یک چنین پیامرسانیای به کشورهای غربی چندان روشن نیست. به حدس میتوان گفت که یکی از این اهداف شاید یافتن متحدانی در خارج باشد که در صورت یک رویارویی نهایی میان طرفداران احمدینژاد و سایر اقتدارگرایان، غرب میان بد و بدتر انتخاب کند و احمدینژاد و یارانش را برگزیند. هدفی تخیلی که بر این تصور استوار است که جهان از آنچه در درون کشور میگذرد بیاطلاع است و غافل از محبوبیت جنبش سبز که در آن رویارویی "نهایی" بیکار نخواهد نشست. هدف دیگر از پیگیری این سیاست که شباهت آن با سیاستورزی معمول اقتدارگرایان در نظام جمهوری اسلامی بیشتر است، ایجاد وهمی است در میان کشورهای غربی مبنی بر اینکه علیرغم حذف جنبش سبز از صحنه و کنار گذاشتن اصلاحطلبان، مراکز قدرت در حاکمیت ایران همچنان متعددند و این مراکز تفاوتهای چنان بنیادیای با یکدیگر دارند که هر آن ممکن است به رویارویی یکدیگر بشتابند. نتیجه آنکه برای تغییر وضعیت در ایران نیازی به فشار خارجی و تهدید و تحریم نیست و کافی است به تحرکات درونی کشور فرصت کافی داده شود تا خود چاره کار را بکند. وهمی که امید میرود از سویی اروپا و آمریکا را از اتخاذ تصمیمات رادیکال علیه ایران منصرف سازد و از سوی دیگر استدلالی را در اختیار "متحدانی" همچون چین و روسیه قرار دهد تا در مقابل بلوک متحد اروپا و آمریکا بایستند. جمله کوتاه اوباما مبنی بر اینکه "ما خواستار بازگرداندن هواپیمای خود شدهایم، باید دید ایرانیها چگونه عکسالعمل نشان میدهند" چیزی نیست مگر توانآزمایی همین ادعا. جالب آنکه نگاهی به مجموعه عکسالعملها به درخواست اوباما از این حکایت میکند که احمدینژاد به خوبی این توانآزمایی را درک کردهاست.
آمریکاییها هواپیما را در اختیار ایران قرار دادند!
به واقع نیز میان عکسالعمل وزارتخانههای دولت و موضع احمدینژاد در این زمینه میتوان به وجود تفاوتهای روشنی اشاره کرد. احمد وحیدی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اعلام کرد که "هواپیمای جاسوسی آمریکا جزو مایملک جمهوری اسلامی است و کشورمان تصمیم میگیرد در این خصوص چه اقدامی انجام دهد". اظهارنظری غیرمسئولانه که معنایی جز این ندارد که وزیر دفاع هواپیما را در زمره غنائم جنگی و ورود آن را به فضای هوایی کشور نوعی تهاجم نظامی قلمداد میکند. در موضع وزارت امور خارجه -که برخلاف معمول بسیار سریع اعلام شد- نیز صحبت از جنگ و صلح است، هر چند نه به صراحت وزیر دفاع. مهمانپرست در واکنش به درخواست اوباما گفت: "به نظر میآید ایشان فراموش کرده که به حریم هوایی ایران تجاوز شده و آمریکا باید بداند که این اقدام صلح و امنیت جهانی را به خطر میاندازد". او سپس اعلام کرد که این مسئله به طور جدی توسط ایران پیگیری خواهد شد و آمریکا باید در این زمینه پاسخگو باشد. مهمانپرست همچنین اعلام کرد که "آنها به عنوان فرار به جلو به جای عذرخواهی رسمی و پذیرش این تخلف چنین خواستهای را عنوان کردهاند".
احمدینژاد هنوز پاسخ مستقیمی به درخواست اوباما نداده است. اما نگاهی به ارزیابی او از واقعه فرود اجباری هواپیمای آمریکایی در ایران جالب توجه است. هر چند لودگی معمول، وجه غالب اظهارنظر احمدینژاد در مورد هواپیمای بدون سرنشین را تشکیل میدهد، اما نمیتوان در این اظهارنظرها تلاش رئیس دولت را برای اعلام موضعی متفاوت ندید. در گفتوگویی با شبکه تلویزیونی ونزوئلا، احمدینژاد گفت که "شاید آمریکاییها خودشان تصمیم گرفتند این هواپیما را در اختیار ایران قرار دهند". ادعایی غریب که اگر آن را جدی بگیریم، هم پاتکی است به سپاه که مدعی است توان نظامی بسیار بالای این نیرو بوده که چنین کاری را ممکن ساختهاست و هم اشارهای به اینکه آمریکا با "در اختیار قرار دادن این هواپیما" هدف دیگری را دنبال میکند. در همین مصاحبه و در پاسخ به پرسشی مبنی بر توان ایران برای "مهندسی معکوس" هواپیما و در نتیجه دسترسی به تکنولوژی آن میگوید: "بدون تردید کسانی که توانستند این هواپیما را در اختیار بگیرند، حتماً میتوانند سایر اقدامات را نیز روی آن انجام دهند"؛ که معنایی جز اینکه دولت او در این ماجرا دخیل و درگیر نیست ندارد.
استرداد، آری یا نه؟
نگاهی به مجموعه اظهارنظرهایی که در این چند روز در مطبوعات ایران منتشر شدهاند از عدم درک حاشیهنشینان دولت و حکومت از اهمیت ماجرایی که در شُرُف وقوع است حکایت دارد. عدهای بر این باورند که اهمیت این هواپیما به حدی است که آمریکا برای استرداد آن آماده گشودن باب مذاکره با ایران بر زمینه دیگری جز آنچه پیش از این مطرح بود میباشد. در این استدلال، هواپیمای بدون سرنشین آمریکا حکم گروگانی را دارد که آمریکا برای استرداد آن حاضر به عقبنشینی کامل از مواضع چندین و چند ساله خود است. و عدهای دیگر بر این باور که روسیه و چین برای بهدست آوردن این هواپیما از هیچ نوع پشتیبانی از ایران دریغ نخواهند کرد. مواضعی تخیلی که جز کاستن از جدیتی که ایران با آن روبروست نتیجه دیگری ندارد.
واقعیت آن است که در ماجرای سفارت انگلیس و رفتار دوگانه مسئولان کشور خبر وجود شکافی جدی را در حاکمیت ایران به جهان غرب ارسال کرد. شکافی که در یکسوی آن مخالفان کاهش ارتباط با غرب به سرکردگی آمریکا و انگلیس قرار دارند و در سوی دیگر نیروهای تندروی که جز به رویارویی با غرب نمیاندیشند. و اینک ماجرای هواپیمای بدون سرنشین به آمریکا و متحدانش این فرصت را دادهاست که اهمیت این شکاف و جدیت مواضع اعلام شده را بسنجند. اینکه درخواست استرداد از سوی بالاترین مقام سیاسی آمریکا مطرح شد معنایی جز این ندارد که در این آزمون جایی برای چانهزنی وجود ندارد. یا مخالفان کاهش رابطه با انگلیس یعنی همان کسانی که از اشغال سفارت این کشور ابراز تأسف کردند میتوانند از این فرصت برای اعلام موضع در خصوص استرداد هواپیمای آمریکا استفاده کنند یا به هزار و یک دلیل از انجام اینکار در مقابل نیروهایی که جز به تخاصم نمیاندیشند ناتوان هستند و به این معنا سیگنالهای کم و بیش دوستانهای که وزارت امور خارجه در خصوص اشغال سفارت انگلیس در تهران ارسال داشت پشیزی ارزش نخواهد داشت.
اینک میمانیم ما، یعنی معترضان به نتیجه انتخابات که در ردای جنبش سبز نویدبخش ایرانی دموکراتیک، غیرمتخاصم و آزاد را با خود حمل کردهایم و این روزها علیرغم توافقهای گسترده بر سر بسیاری ارزشها و آرمان ها وارد نزاعی شدهایم بر سر اینکه چه کسی بیشتر مخالف جنگ است و چه کسی کمتر یا اینکه چه کسی به راستی و حقیقتاً مخالف جنگ است و چه کسی به دروغ. تکلیف ما چیست؟ ما -به ویژه آن بخشی از ما که در شرایط خارج از کشور از محدودیت ابراز نظر برخوردار نیستیم- باید موافقت خود را با استرداد هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی به این کشور اعلام کنیم. این بهترین فرصت برای نشان دادن صلحطلبی ماست و بهترین مِلاک برای دانستن اینکه چه کسانی مایل به پرهیز از جنگ هستند و چه کسانی نه.
برچسبها: هواپیمای بدون سرنشین ، آمریکا ، ایران ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۴ نظر
بینام یکشنبه ۲۷ آذر ۹۰ ساعت ۰۷:۴۶
اگه به وقاحت احمدی نژاد باشه لابد فردا میگه انفجار نیروگاه هستهای ژاپن را هم خودشان راه انداختند که انرژی هستهای را در چشم مردم ایران بدنام کنند.
بینام سه شنبه ۲۹ آذر ۹۰ ساعت ۱۹:۲۰
احمدی نژاد قافیه را باخته است و بعید نیست همین هم باعث شود بقیه نسز لز پشتیبانی از او دست بردارند.
سعيده یکشنبه ۴ دی ۹۰ ساعت ۱۷:۴۰
خانم ها و آقایان لطفا یکی به این شورای سبز راه امید بگه اطلاعیه ای در مورد این هواپیما بدهد. کار آمریکا را نهی و نفی کند اما بگوید که باید هواپیما را پس داد.
مهدي چهارشنبه ۷ دی ۹۰ ساعت ۰۹:۲۱
هواپیما متعلق به ملت ایران است، کسی حق ندارد آن را پس بدهد.