صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

انتخابات مُرد، زنده‌باد انتخابات


دوشنبه ۵ دی ۹۰ - ۸ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


روزبه پاکسار

نظام جمهوری اسلامی از زبان رهبرش در دیدار با ستاد بزرگداشت ۹ دی با فتنه خواندن عمل معترضان به نتایج انتخابات ۸۸ نقطه پایانی گذاشت به بیش از شش ماه چانه زنی میان طیف‏های مختلف اصولگرایان و اصلاح طلبان بر سر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات مجلس نهم. هنوز ۲۴ ساعت از نطق آیت‌الله خامنه‌ای نگذشته بود که رئیس دوره‏ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات، از تصمیم این شورا برای ارائه نکردن لیست انتخاباتی خبر داد. با پایان یافتن بحث و جدل در مورد انتخابات نمایشی و فرمایشی، اینک باید انتظار داشت که خواست انتخابات آزاد بار دیگر به بحث مهم میان نیروهای سیاسی کشور تبدیل شود. از این منظر، نگاهی انتقادی به فراز و فرود این بحث در دو سال گذشته الزامی به نظر می‌رسد.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران

فرامرز اصفیا


انتخابات آزاد و فعالیت جنبش سبز
با تأکید مهندس موسوی بر لزوم برگزاری انتخابات آزاد به عنوان یکی از خواست‌های محوری جنبش سبز در بیانیه شماره ۱۷، این خواست به یکی از اهداف عمومی این جنبش تبدیل شد. از این پس استراتژی ناگفته جنبش سبز آن بود که با برگزاری تظاهرات خیابانی و اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی، حاکمیت را از موضع متقلبانه‌اش عقب‌ بنشاند و وی را وادار سازد که با ابطال انتخابات دهم ریاست جمهوری، انتخابات دیگری که در آن تمامی شئونات یک انتخابات آزاد رعایت شود برگزار کند. پاسخ حاکمیت به این تقاضای مشروع سرکوب سنگین تظاهرات خیابانی، دستگیری فزاینده فعالان سیاسی، تعطیلی احزاب سیاسی و در پایان حصر رهبران جنبش سبز بود. طرفه آنکه هر چه از توان سیاست‌ورزی جنبش سبز -چه به صورت خیابانی و چه به صورت چانه‌زنی- کاسته می‌شد، خواست انتخابات آزاد از سوی بخشی از نیروهای سیاسی و عمدتاً نیروهای سیاسی در خارج از کشور جایگاه رفیع‌تری به دست می‌آورد تا جایی که هم در مقام استراتژی و هم در مقام تاکتیک نشانده شد.
در یکی از آخرین نوشته‌هایی که از این منظر و چند ماه پس از آخرین تظاهرات خیابانی فراگیر جنبش سبز و همچنین حصر رهبران جنبش سبز نوشته شد می‌توان خواند " اگر ستاره راهنمای جنبش سبز را انتخابات آزاد برگزینیم می‌توان تمامی‌ اشکال مبارزه برای حقوق اقتصادی و اجتماعی و مدنی را در خدمت چنین هدفی‌ به کارگرفت. از این راه هر مبارزهٔ اجتماعی‌ خاص برای هدف عام جنبش سبزسرمایه می‌آفریند. از اینجا می‌توان‌معضل دوم جنبش سبز را نیز پاسخ گفت. جنبش سبز "رنگین کمانی" از نمایندگان سازمان‌هایی خواهد بود که هر کدام درحوزه تخصصی خود شبکه سازی می‌کنند و از ابتکار عمل مستقل برخوردارند در عین اینکه هدف نهایی خود را انتخابات آزاد قرار می‌دهند. جنبش سبز از رهبری نمادین گذر کرده و به شکل نمایندگی‌ سازمان می‌یابد."(۱) به عبارت دیگر هر چه از توان عملیاتی و سیاست‌ورزی جنبش سبز کاسته می‌شد، نقش "انتخابات آزاد" هم در مقام احیا کننده این جنبش و هم در مقام ابزار پیروزی وی پررنگ‌تر می‌شد. انتخابات آزاد نوشدارویی شد که قرار بود هم تکثر جنبش سبز را به وحدت عملِ این جنبش تبدیل کند و هم بر ضعف موضعی آن که با حصر رهبران این جنبش تشدید شد فائق آید. شاید گذاشتن یک چنین بار سنگینی بر دوش فقط و فقط یک شعار و یک خواست بود که باعث افزایش بی‌رویه حساسیت به تمامی تلاش‌ها و سیاست‌ورزی‌هایی شد که از سوی نیروهای سیاسی داخل کشور و با توجه به فضای حاکم بر صحنه سیاسی به پیش برده می‌شد.
انتخابات آزاد که قرار بود چسب جنبش سبز و خاطر جمعی آن باشد به فاصله کوتاهی به شمشیر داموکلسی تبدیل شد در دست بخشی از اپوزیسیون خارج از کشور و عده‌ای از فعالان فضای مجازی تا آن را برفراز سرِ بخشی دیگر از فعالان سیاسی این جنبش، اعم از اصلاح‌طلب دوم و بیست‌و دوم خردادی بگردانند.

انتخابات آزاد و آزادی انتخاب
تردیدی نیست که انتخابات آزاد و ادواری مهمترین رکن دموکراسی پارلمانی و آشکارترین نماد وجود یک چنین نظامی‌ در یک کشوراست. از این رو منطقی است که نیروهای جمهوری‌خواه ودموکراسی‌خواه در راه تأسیس و تقویم آن بکوشند، از هر موقعیتی برای تبلیغ و ترویج آن استفاده کنند و در جهت تدارک مقدمات و سازوکارهای نظری و عملی آن تلاش کنند. با این همه روشن است که صِرف پیش کشیدن خواست "انتخابات آزاد" نمی‏تواند به خودی خود نیروهای سیاسی‌ مختلف را بسیج کند. بحث اینجا بر سر این نیست که نیروهای سیاسی مختلف منافع و آمال و آرزوهای مختلفی را نمایندگی می‏کنند، چه این امر خود زمینه و تا حدی نیز پیش‌نیاز دموکراسی و پذیرش انتخابات آزاد به منزله روش مشترک‌المنافع است. بلکه بحث بر سر وجود و باور به روش‌های مختلف برای رسیدن به شرایطی است که در آن بتوان انتخابات آزاد برگزار کرد؛ یعنی بحث بر سر مسیری که باید برای بسیج نیروهای لازم برای اینکار برگزید. و همه اینها در شرایطی که چنددستگی اقتدارگرایان و نزاع آنان بر سر کنترل مراکز قدرت اقتصادی و سیاسی در کشور تا به امروز مانع از اتحاد عمل و صف‌آرایی مشترک آنها در برابر نیروهای بیش و کم دموکراسی‌خواه نشده‌است.
روشن نبودن روش بسیج نیرو که خود تا حدی به این امر مرتبط بود که آیا هدف، عقب نشاندن حکومت است برای تن دادن به برگزاری یک انتخابات آزاد یا اینکه هدف سرنگون کردن حکومت است، چرا که با وجود آن نمی‌توان از انتخابات آزاد سخن گفت، بحث انتخابات آزاد را به سرعت به ورطه بدبینی و توطئه بینی و طعنه از یک سو و بحث‏های ایدئولوژیک از سوی دیگر کشاند. یادمان نرفته است که تمامی تلاش‏های محمد خاتمی برای زنده نگاه داشتن خواست‏های چهارگانه بیانیه شماره ۱۷ و در رأس آن لزوم برگزاری انتخابات آزاد به عنوان شرطی برای مشارکت اصلاح طلبان در آن با چه برخوردهای غیر سیاسی و با چه شک و تردیدهایی از طرف بسیاری از نیروهای سیاسی تشکیل دهنده جنبش سبز روبرو شد(۲). صحبت از زد و بند اصلاح طلبان بود در بده بستانی با حاکمیت که گویا قرار بود این گروه را به "خیانت" به جنبش سبز و شرکت در انتخاباتی که دولت کودتا برگزار کند بکشاند. صحبت از آن بود که گویی خاتمی به میدان آمده تا با بازی با الفاظ و کلمات شرط انتخابات آزاد را با "انتخابات سالم" یا "منصفانه" جایگزین کند.
البته بحث‏های دیگری نیز مطرح شد که علاوه بر مشکلات سیاسی‌ای که بر شیوه بسیج نیرو برای وادار ساختن حاکمیت به برگزاری انتخابات ناظر بودند، حکایت از آن داشتند خواست انتخابات ناروشن‌تر از آن بود که بتواند حتی به عنوان خواست سیاسی مشترک گروه‌هایی که سال‌هاست در اپوزیسیون به سر می‌برند مورد پذیرش قرار گیرد.
این بحث‏ها را می‌شد از طریق پاسخ‏های متفاوتی که هر یک از این گروه‌ها به یک رشته پرسش می‌دادند پیگیری کرد: ۱- از چه کسی یا کسانی می‏خواهیم انتخابات آزاد را برگزار کنند؟ ۲- آیا علی رغم وجود "نظام جمهوری اسلامی" می‏توان چشم به برگزاری انتخابات آزاد داشت؟ ۳- آیا بدون یک نظارت بین المللی صحبت از برگزاری انتخاباتی آزاد در ایران جز گول زدن خویش و دیگران معنایی دارد یا خیر؟ ۴- آیا با توجه به انباشت مالی کاملا نابرابر در جامعه امروزی ایران می‌توان بدون تغییر اساسی در تقسیم منابع مالی موجود فقط به به صِرف آزاد بودنهمه گروه‌ها در معرفی کاندیدا از انتخابات آزاد سخن گفت؟ به طور خلاصه مجموعه این پرسش‏ها بحث کلی را پیش می‏کشید و آن این بود که آیا انتخابات آزاد بدون سرنگونی نظام جمهوری اسلامی در ایران ممکن است یا نه؟

بحث‌ سیاسی، بحث ایدئولوژیک
به احتمال بسیار زیاد هر بار که بحث انتخابات آزاد پیش کشیده شود ما با خیل پرسش‌هایی که در خطوط پیشین یادآوری شدند روبرو خواهیم بود و پاسخ‌هایی کم و بیش ایدئولوژیک به آنها را خواهیم خواند. پاسخ‌هایی که همگی در عمل "انتخابات آزاد" را اسم رمز "سرنگونی" می‌دانند. مباحثی که در جای خود باید به آن پرداخت. در اینجا بحث ما با گروه‌ها و افرادی است که خواست انتخابات آزاد را دقیقاً تالی خواست سرنگونی می‌دانند. اینک باید برای این افراد و گروه‌ها و تا آنجا که به اصلاح طلبان مربوط می‏شود، بی اساس بودن آن اتهامات روشن شده باشد. اینک مسلم شده‌است که سازمان‏های سیاسی چون مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی که خود در زمره اضلاع مهم جنبش سبز پیش و پس از اعتراضات انتخابات سال ۸۸ بودند و بهای سنگینی نیز در این راه پرداخت کردند در انتخابات پیشِ رو شرکت نخواهند کرد. حاکمیت در مقابل خواست این گروه‌ها کمترین قدمی به عقب برنداشت و گروه‌های تشکیل دهنده جنبش سبز با پس زدن انتخاباتی که می‏رود تا به یکی از غیرآزادانه‏ترین انتخابات‏های تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شود، در جایگاه اعتراضی خویش باقی ماندند. به عبارت دیگر خیال کسانی که نگران بودند که اصلاح‌طلبی دوم خردادی بر اصلاح‌طلبی بیست و دو خردادی غلبه کند راحت شد. با اینهمه همچنان خواست انتخابات آزاد برای آنکه بتواند به عنوان استراتژی جنبش سبز به کار گرفته شود نا معلوم و نا مشخص است.
دلیل این ناروشنی، اینک که فضای اتهام‏ها و توطئه بینی‏ها کنار رفته است شاید بهتر قابل رؤیت باشد. یا به عبارت دقیق‌تر اکنون باید بتوان با طرح پرسش‌های سیاسی و بدون آنکه متهم به "بده بستان" با حاکمیت شد به دنبال پاسخ‌هایی بود که اضلاع مختلف جنبش سبز بتوانند بر سر آن توافق کرده و سیاستی درخورِ آن تبیین کنند. تمامی این پرسش‌ها ناظر بر یک واقعیت است و آن اینکه جنبش سبز نتوانست به آن بسیج نیرویی دست بزند که توان عقب نشاندن حاکمیت و ماشین سرکوب آن را داشته باشد. به این اعتبار همه این پرسش‌ها، پرسش از ضعف نسبی جنبش سبز در مقابل قدرت نسبی حاکمیت هستند و ناظر بر راه‌هایی که بتواند کفه این ترازو را به نفع جنبش سبز تغییر دهد. بدون توافق گسترده بر سر پاسخ به این پرسش‏ها نمی‌توان حتی از خواست انتخابات آزاد حتی به عنوان حخواست محوری جنبش سبز صحبت کرد، چه رسد به قرار دادن آن در جایگاه استراتژی سیاسی این جنبش. تعدادی از این پرسش‏ها را در خطوط زیر یادآور می‏شویم:
۱- کدام ائتلاف نیرو قرار است برقراری انتخابات آزاد را به اقتدارگرایان بقبولاند؟ ۲- با چه گفتار و سیاستی می‏توان به تجمیع این نیرو دست زد؟ ۳- در این بازی قدرت چه جایگاهی برای فشار خارجی می‏توان قائل بود؟ ۴- کدام تجربه و کدام گفتار می‌تواند نیروهای سیاسی خاکستری را به خواست برگزاری انتخابات آزاد ترغیب کند؟ کدام تجربه و کدام گفتار باعث شکاف در نیروهای سرکوب و در نتیجه تضعیف توان سرکوبگری اقتدارگرایان خواهد شد؟
پاسخ‏های متفاوت به این پرسش‏ها می‏تواند روشن کند که آیا ما انتخابات آزاد را اسم رمز سرنگونی می‏دانیم یا آنکه آن را کلیدی برای قدم گذاشتن در راه تأسیس دموکراسی در ایران. پاسخ دقیق و روشن به این پرسش‏ها معلوم خواهد که در تصور ما کدام یک از نیروهای سیاسی و در چه زمانی ممکن است ـ و یا اینکه ما انتظار داریم ـ به جمع متقاضیان انتخابات آزاد و پذیرفتن آن به منزله محل حل و فصل منازعات سیاسی در کشور بپیوندند. پاسخ روشن به این پرسش‏هاست که نشان خواهد داد همین امروز چه گفتاری باید در قبال طیف‏های گسترده عناصر خاکستری که گاه به نعل و گاه به میخ می‏زنند باید اتخاذ شود تا کفه ترازو به سمت برقراری انتخابات آزاد سنگین‏تر شود.
به عبارت دیگر برای آنکه انتخابات آزاد بتواند ظرفی شود برای آن جمله معروف مهندس موسوی که گفت "در پیروزی ما هیچ کس بازنده نخواهد بود" باید به دقت پرسش‏های فوق را پیش کشید و با داشتن ارزیابی روشن از عینیت‏های سیاسی، اقتصادی و انتظامی جامعه، سیاستی را تبیین و اجرا کرد که بتواند راه ناهموار رسیدن ایران به دموکراسی را هموار گرداند.

یادداشت‌ها
(۱) امیرحسین گنج‌بخش- مهرداد مشایخی، فرا سویِ اصلاح و انقلاب : محاصره مدنی حکومت برای انتخابات آزاد.
(۲) برای نقدی به این بحث‌ها از جمله نگاه کنید به روزبه پاکسار، "مگر خاتمی چه گفت؟"



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۸ نظر

بی‌نام سه شنبه ۶ دی ۹۰ ساعت ۰۹:۰۴

انتخابات ابزار ما دموکرات هاست. اگر هم کسی آن را دزدیده باید پس بگیریم. نباید بگذاریم زورگوها دایه مهربان تر از مادر شوند.



مهدي چهارشنبه ۷ دی ۹۰ ساعت ۰۹:۱۲

بدون یک انقلاب واقعی، انتخاباتی در کار نخواهد بود. زنده باد انتخابات معنی‌ای جز زنده باد انقلاب ندارد.



فريدون چهارشنبه ۷ دی ۹۰ ساعت ۰۹:۵۹

تا این نظام هست، خبری از انتخابات آزاد نخواهد بود. تا کی سر زیر برف کردن؟ تا کی خود و دیگران را فریب دادن؟ ناسلامتی شما جمهوری خواه هستید.



سارا پنجشنبه ۸ دی ۹۰ ساعت ۱۰:۴۴

خواست انتخابات آزاد را در هر فرصتی به ویژه در فرصت‌های انتخاباتی باید یادآور شد.



بی‌نام جمعه ۹ دی ۹۰ ساعت ۱۱:۱۸

امروز علی مطهری بیشتر نگران انتخابات و تقلب است تا ما سبزها. زنده باد انتخابات شفاف و شفاف‌ساز.



امیرحسین منفرد شنبه ۱۰ دی ۹۰ ساعت ۱۰:۵۱

نمی توان گذشته افراد را به زیر صفر برد و به آنها اطمینان داد که مجاز به شرکت در انتخابات آزاد خواهند بود. باید گفتار مشروعیت بخش به انتخابات را با دقت بسیار و با نگاه به آینده بار دیگر پیش کشید.



م. اسدی شنبه ۱۰ دی ۹۰ ساعت ۱۵:۴۷

توافق بر سر جواب به این چهار سوال می تواند سیاست جنبش سبز را کاملا تأمین کند.
"۱- کدام ائتلاف نیرو قرار است برقراری انتخابات آزاد را به اقتدارگرایان بقبولاند؟ ۲- با چه گفتار و سیاستی می‏توان به تجمیع این نیرو دست زد؟ ۳- در این بازی قدرت چه جایگاهی برای فشار خارجی می‏توان قائل بود؟ ۴- کدام تجربه و کدام گفتار می‌تواند نیروهای سیاسی خاکستری را به خواست برگزاری انتخابات آزاد ترغیب کند؟ کدام تجربه و کدام گفتار باعث شکاف در نیروهای سرکوب و در نتیجه تضعیف توان سرکوبگری اقتدارگرایان خواهد شد؟"



بی‌نام پنجشنبه ۱۵ دی ۹۰ ساعت ۲۰:۳۷

واقعیت را جدی بگیریم، موسوی زورش نرسید. احمدی نژاد می تواند.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی