صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

حمله به سفارت انگلیس: جنگ قدرت با هزینه کردن منافع ملی‌


چهارشنبه ۳۰ آذر ۹۰ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


مهدی نوربخش

تهاجم و اشغال سفارت انگلیس در تهران بیش از هر چیز از سخت و جدی بودن منازعات میان طیف‌های اقتدارگرایان حکایت دارد. در این نوشته که اول بار در سایت ندای آزادی منتشر شد بر سویه‌ای از این مناظره که میان طیف لاریجانی و سپاه از یک‌سو و احمدی‌نژاد و یارانش از سوی دیگر در جریان است به عنوان منازعه‌ای که سرمنشاء این تهاجم است اشاره و بر نتیجه منفور و منحوس آن بر اقتصاد کشور تأکید شده‌است.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


×××××××××××××××××

در نظام استبداد ولایت‌مدار، آقای خامنه‌ای مسئول تعیین رئوس کلی‌ سیاست خارجی‌ ایران قلمداد گردیده‌است. در این راستا، ازدیاد روز افزون فشارهای بین المللی، تحریم‌های اقتصادی و محرومیت ایران از دسترسی‌ به امتیازاتی که بازار جهانی‌ برای کشورهای ذینفع فراهم می‌آورد به‌طور مستقیم محصول بی‌‌بصیرتی مطلق رهبری بوده‌است. حمله به سفارت انگلیس که پروژه‌ای طراحی شده از طرف رئیس مجلس و سپاه پاسداران و تأیید رهبری بوده‌است نمایش عریان دیگری از این بیخردی و بی‌ بصیرتی می‌باشد.
در بین کشور‌های اروپائی، دولت انگلیس بیش از هر دولت دیگری برای افزونی فشار بر ایران، از طریق سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا، و یکجانبه، با آمریکا همکاری نموده‌است. هدف‌گیری انگلیس به‌عنوان نشانگاهی درست برای فرستادن پیغامی صریح به کشورهای اروپایی که ایران از چالش و تحریم ابایی ندارد، به دو دلیل توسط ایران اتخاذ گردیده بود. اول آنکه انگلیس را از اتخاذ مواضع شدید علیه ایران دلسرد نموده و بر حذر دارد و ثانیاٌ، با نشانه‌گیری انگلیس، کشوری که که به علت تاریخ دخالت‌هایش در ایران خصوصاً طراحی کودتا برای سرنگونی دولت قهرمان ملی‌ محمد مصدّق بسیاری از مردم ما را رنجیده خاطر نموده، به ایجاد و تشویق احساسات ضد اروپایی در ایران کمک نماید. چند روز قبل از حمله به سفارت انگلیس، مجلس هشتم به تصویب لایحه‌ای دست زده بود که اصولاً در قلمرو کار قوه مقننه پیش از هرگونه اقدام سیاسی و عملی‌ توسط وزارت امور خارجه و قوه مجریه نمی‌باشد. طرح کاهش رابطه ایران با انگلیس که زائیده پروژه سیاسی رئیس مجلس، علی‌ لاریجانی، و رئیس کمسیون امنیت ملی‌ مجلس، علاالدین بروجردی، در مقابل رقیب خود احمدی‌نژاد می‌بود، به صورت یک مصوبه در مجلس به تصویب رسید.
این طرح زمینه‌ساز مؤثری می‌شد تا سپاه و بسیج از احساسات حزب‌اللهی‌های خام استفاده نموده و حمله به سفارت را طراحی‌ نمایند. برای توفیق طرح، زمینه‌های دیگری نیز از قبیل تظاهرات حزب‌اللهی‌ها در مقابل سفارت انگلیس به‌علت بریدن تعدادی درخت در این سفارت در هفته‌های پیش تدارک دیده شده بود. تمامی‌ کوشش برای ایجاد جوّی ضد انگلیس در هفته‌های پیش به کار گرفته شده بود.
با تصویب مصوبه مجلس و بعد از حمله به سفارت انگلیس، احمد خاتمی، خطیب نماز جمعه، در روز نهم آذر در بین جمع کارکنان پایور وظیفه لشکر ۷۷ گفته بود، "اصل ابراز تنفر دانشجویان از انگلیس کار شایسته‌ای بود که در تهران انجام شد." دو روز بعد و در روز یازدهم آذرماه در نماز جمعه حمایت خود را از مصوبه مجلس اعلام نموده و گفت انگلیس "به این گوشمالی" نیاز داشت. او ادامه داد "کشور‌های اروپایی بگوش باشند با طناب پوسیده انگلیس به چاه نروند." بدینترتیب امام جمعه موقت تهران که از اطرافیان رهبری‌است، هم از مصوبه مجلس و هم از حمله به سفارت انگلیس حمایت می‌کند. به‌غیر از امام جمعه و رئیس مجلس که به‌طور علنی از حمله به سفارت حمایت می‌کنند، سیّد حسن نقوی عضو کمسیون امنیت ملی‌ مجلس پس از حمله به سفارت در صحن علنی مجلس اعلام نمود، "از این عمل حمایت می‌کنم و اگر در جمع آنها که به سفارت وارد شدند بودم قطعاً تلاش می‌کردم تا تسخیر سفارت کامل شود."
اما عکس‌العمل سریع و غافلگیرانه جامعه بین‌المللی به این عمل که قوانین بین‌المللی را به چالش و زیر پا می‌گذاشت، سران حکومت و طراحان این پروژه عقیم را زود به عبث بودن طرح سیاسی خود واقف نمود. این اولین باری نبود که در ایران به سفارت یک کشور خارجی‌ حمله می‌شد. در گذشته به سفارت‌های آمریکا، مراکش، عربستان سعودی و هلند حمله شده‌بود. حمله به سفارت آمریکا و تسخیر آن ضربات غیرقابل جبرانی به اقتصاد کشور، نیروهای انسانی‌ آن و جو سیاسی‌اش وارد آورده بود. غیر از خسارات عدیده سیاسی، اقتصادی و بین المللی، گروگانگیری، این عمل ناصواب، روند دمکراتیزه شدن سیاست بعد از انقلاب را کاملاً متوقف نمود و عرصهٔ سیاست ایران را به افرادی گشود که فرصت‌طلبانه به‌دنبال کسب قدرت بودند. مردان تدین و کسانی که به اخلاق و دموکراسی‌ متعهد بودند و به دنبال آن بودند که با مدارا، مدیریت و اخلاق نهادهای دمکراتیک را آرام آرام بنیانگذاری کنند به یکباره از صحنه حکومت بیرون گذاشته شدند.
مردان با فضیلتی، چون زنده یاد مهندس مهدی بازرگان، که در تعهد آنها به اخلاق و دموکراسی‌ کوچکترین شکی نبود، مورد بی‌ مهری فراوان قرار گرفتند. ملت و مردان حکومت هر بار پس از حمله به یک سفارت خارجی‌ زیان اینگونه قانون‌شکنی را که نه با قوانین بین‌المللی و نه‌ با عرف آن می‌خواند دیده بودند. اما مردان قدرت به‌خاطر منافع شخصی‌ خود هرگز حاضر نشده‌بودند که از کیسه مردم هزینه نکنند و منافع آنها را پاس دارند. این مردان خودکامه حاضر بوده‌اند برای حفظ قدرت خود از منافع کلان ملی‌ مردم خود چشم پوشند.
اما اینبار طولی نکشید که مردان قدرت فهمیدند که به چه بازی خطرناکی دست زده‌اند. مردان فرصت‌طلبی که دو روز بعد از حمله به سفارت هنوز از آن دفاع می‌نمودند یکباره حمله‌کنندگان را احساساتی‌ و حمله‌کنندگان خود را فریب خورده می‌خواندند. مجمع دانشجویان حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت که کار حمله بسیجیان را تأیید کرده بود، در اعلامیه ۱۲ آذر خود به‌شدت از حمله به سفارت بریتانیا انتقاد کرد. این گروه، شرکت‌کنندگان در حمله به سفارت انگلیس را "بازی خورده" خواند و دو عضو این تشکل سیاسی صراحتاً "از بازی خوردن" دانشجویان در این پروژه ناکام پرده برداشته و و ادّعا نمودند که نیروهای نظامی و لباس شخصی‌‌ها با مهاجمان "هماهنگ" بودند. عده‌ای از این دانشجویان شرمسار و بازی خورده که ساعتی‌ پس از حمله به سفارت تحت نام "شورای متحصنین لانهٔ فتنه گری روباه پیر"اعلام موجودیت نموده از روند دستگیری عده‌ای از دانشجویان که در حمله به سفارت شرکت نموده‌بودند انتقاد کرد. برای تقلیل فشارهای داخلی‌ و خارجی‌، حکومت به دستگیری تعدادی دانشجو روی آورد تا نشان دهد که در پشت این پروژه عقیم و شرم‌آور نبوده‌است. اما دمِ خروس از مجلس و همکاری سپاهیان کاملاً آشکار بود.
دانشجویان بسیجی‌ از اینکه در یک بازی سیاسی نابخردانه شرکت نموده بودند و می‌دیدند که سپاهیان که نقش مؤثری در این حمله ایفا نموده بدون آنکه هزینه‌ای پرداخت نمایند اظهار ندامت کرده و خود را بازی‌خورده قلمداد می‌نمودند. آنها اعلام نمودند که هیچ برنامه‌ای برای ورود به سفارت نداشته و حمله کاملا اتفاقی بوده‌است. خطیب موقت نماز جمعه تهران، احمد خاتمی، کسی که دو روز پیش از حمله به سفارت انگلیس دفاع نموده بود، مأموریت یافت تا حکومت را از پروژه ناکام جدا نموده و وانمود نماید که رهبری در آن نقشی‌ نداشته است. او در روز جمعه ۱۱ آذر ماه تغییر موضع داده و در نماز جمعه اعلام نمود که "من به صراحت می‌گویم که اینجانب با حمله به سفارت خانه‌ها و اشغال آنها در جمهوری اسلامی مخالفم." وی همچنین گفت "روحیه انقلابی‌ به معنای آن نیست که سفارت خانه‌های کشور‌های دیگر در جمهوری اسلامی ایران هستند احساس ناامنی کنند و این به مصلحت کشور نیست". آیت‌الله مکارم شیرازی حمله به سفارت انگلیس را "غیر قانونی‌" خواند و اعلام داشت که جمهوری اسلامی باید هزینه‌های زیادی بابت آن بپردازد. حسین میرصادقی از محافظه کاران و سخنگوی پیشین قوه قضائیه به نقد این عمل پرداخته و آن را "بازی در زمین حریف و بنفع دشمن" دانسته بود.
اما دولت احمدی‌نژاد که سهمی در این پروژه نداشت، شرمنده‌تر از گذشته مجبور گردید که از دولت در مقابل این تجاوز آشکار بین المللی دفاع نماید. در ابتدا حامیان احمدی‌نژاد که تحلیل واقع بینانه‌ای از این طرح نداشتند، آنرا به محمد قالیباف، شهردار تهران نسبت دادند. با روشن شدن ابعاد این طرح که سیاست خارجی‌ ایران را کاملاّ با یک بحران جدید روبرو می‌ساخت و وزارت خارجه کشور را به انزوای بیشتری در روند کلی‌ طراحی سیاست خارجی‌ سوق می‌داد، دستگاه دیپلماسی کشور وارد مرحله جدیدی شد تا دولت احمدی‌نژاد را از طراحان این پروژه جدا نماید. وزیر خارجه ایران، علی‌ اکبر صالحی، از دولت انگلیس عذر خواهی نمود و به کشورهای اروپایی اطمینان داد که حمله به سفارتخانه‌های خارجی‌ دیگر تکرار نخواهد شد. بدنبال تلاش برای پوشش این شرمندگی، وزارت امور خارجه پیشنهاد سفیر لهستان در ایران را برای بازدید از سفارت انگلیس پذیرفت. بیش از بیست سفیر اروپایی در این بازدید از سفارت انگلیس شرکت نموده تا برای اتحادیه اروپا گزارشی از میزان خسارت به سفارت انگلیس تهیه کنند.
اصولگرایان مجلس با قبول این پیشنهاد توسط وزارت امور خارجه ایران به‌شدت مخالفت نمودند و استاندار تهران این دیدار را "مشکوک" خواند. اما دولت احمدی‌نژاد که می‌خواست علی‌ لاریجانی و طراحان این پروژه را شرمنده کند به کار خود ادامه داد و علی رغم تهدید‌ها و کارشکنی‌های زیاد این بازدید را میسّر نمود. سفرای خارجی‌ در بازدید خود از میزان بالای خسارت وارده به سفارت انگلیس کاملا متعجب شده بودند.
با ایجاد شکاف بین دولت از یک طرف و علی‌ لاریجانی، سپاه، بسیج و وزارت اطلاعات از طرف دیگر، سایت‌های نزدیک به لباس‌شخصی‌ها و نیروهای امنیتی خواستار آن شدند که وزارت امور خارجه ایران مورد حمله و تصرّف قرار گیرد. سایت امنیتی "رجا نیوز" با انتقاد از وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی کشور نوشت "آیا اساساً انتظار اقدام قاطع و به موقع از وزارت خارجه‌ای که فرزندان بسیاری از مدیران آن مشغول تحصیل و زندگی‌ در کشور‌های متخاصم با نظام اسلامی هستند، انتظاری منطقی‌ و قابل قبول است؟ بهتر نیست که در این شرایط، بجای حمله به لانهٔ روباه پیر، پشتیبانی‌ دستگاه دیپلماسی کشور به تسخیر نیروهای انقلابی و مؤمن کشور در آمده و در یکی‌ از مهمترین وزارت خانه‌های کشور طرحی نو در انداخته شود." علی‌ لاریجانی که حمله به سفارت را نتیجه عملی‌ سیاست‌های انگلستان در ایران می‌دانست، هیچ تردیدی به خود راه نداد که در مواضع خود تجدید نظر کند و همچنان بر سر مواضع خود ایستاد. او به‌عنوان یکی‌ از طراحان این پروژه نمی‌توانست کوتاه بیاید. زیرا کسانی بودند که می‌توانستند دست و خط او را به زودی رو نمایند.
اما حمله به سفارت انگلیس برای طراحان این پروژه و ایران چه به ارمغان آورده است.

۱- علی‌ لاریجانی و سپاهیان به‌عنوان طراحان اصلی‌ این پروژه بدنبال آن بودند که با ایجاد یک بحران دیگر، دستگاه سیاست خارجی‌ دولت و وزارت مربوطه را کاملاً در عرصه طراحی سیاست خارجی‌ و مناقشات هسته‌ای بی‌‌اثر نمایند. طراحان این پروژه از مدل گروگانگیری سفارت آمریکا در اول انقلاب بهره می‌گرفتند. طراحان گروگانگیری بدنبال آن بودند که دولت شادروان مهندس مهدی بازرگان را ضعیف نموده و استعفای آنرا میسّر سازند. آیت‌الله خمینی بارها با استعفای دولت موقت مخالفت کرده‌بود که این کار مورد پسند و پذیرش بسیاری نبود. طراحان پروژه حمله به سفارت انگلیس نیز همان پروژه را به شکل دیگری دنبال می‌نمودند. اینبار شانس غافلگیری دولت و ضعیف نمودن آن بمراتب بالاتر و سریع‌تر از ابتدای انقلاب بود زیرا با طراحی و پشتیبانی‌ سپاهیان، به خیابان کشیدن نیروهای آنها و طرفداران‌شان بسیار آسان بود. ثانیاً دولت احمدی‌نژاد که در سیاست‌های داخلی‌ خود کاملا شکست خورده‌است براحتی و بزودی می‌توانست به پایین‌ترین حد ضعف نزول نماید. احمدی‌نژاد بلحاظ شخصیتی نیز محبوبیتی در بین بسیاری از محافظه کاران نداشت که جای دفاعی برای او باز گذارد. به همین دلیل تعداد زیادی از نمایندگان مخالف دولت در مجلس بدنبال آن بودند که پروژه تسخیر سفارت انگلیس را در روزهای پیش از عقب نشینی کامل نمایند. خطیب موقت نماز جمعه، احمد خاتمی، کسی‌که از حمله دانشجویان به سفارت انگلیس دفاع کرده بود، کوشش نمود که در خطبه نماز جمعه ۱۱ آذر خود همگان را از مقایسه بین حمله به سفارت انگلیس و آمریکا در اول انقلاب برحذر دارد.
اما دلیل دیگری برای به ضعف کشیدن دولت احمدی‌نژاد در صحنه سیاست خارجی‌، خبر‌هایی‌ بود که در مورد سفر اخیر احمدی‌نژاد به نیویورک به ایران رسیده بود که همراهان او کوشش نموده بودند با مقامات آمریکایی مذاکره کنند. از آنجائی‌که در ایران بر سر گرفتن امتیاز در برقراری رابطه با آمریکا نهادهای مختلفی‌ با یکدیگر رقابت می‌نمایند، طراحان پروژه حمله به سفارت انگلیس مایل نبودند که در هیچ شرایطی دولت احمدی‌نژاد در این رابطه امتیازی کسب نماید. بسیاری از کارشکنی‌ها با دولت خاتمی در مورد برقراری هرگونه رابطه با آمریکا از همین رو صورت گرفته بود.
احمدی‌نژاد در چندین سفر خود به آمریکا کوشش زیادی کرده بود که بتواند با مقامات آمریکایی‌ به مذاکره بنشیند‌ اما هرگز توفیق آنرا نیافته بود. اما آنچه طراحان‌ این پروژه فاقد درک آن بودند شرایط تازه داخلی‌ کشور و شرایط جدید بین‌المللی بود. از نظر داخلی‌ شکست‌های مستمر ایران در سیاست‌های داخلی‌ و خارجی‌ توجه تعداد زیادی را در داخل و حتی در بین محافظه‌کاران به خود معطوف داشته است. عکس‌العمل سریع جامعه بین الملل به این حمله که شکستن حریم قوانین بین‌الملل را نشانه می‌گرفت حکایت از تغییرات عمده در روابط جهانی‌ نسبت به سی‌ سال پیش و گرفتن گروگان‌های آمریکایی می‌کرد. حکومت ایران بطور گسترده‌ای مشروعیت بین‌المللی خودرا در زمینه عدم توان برای حل مناقشات هسته‌ای، فقدان احترام به حقوق انسان‌ها و حقوق بشر، دخالت در امور کشور‌های همسایه، حمایت از ترور، و نداشتن یک سیاست خارجی‌ تنش گریز، پایدار و قابل پیش‌بینی‌ از دست داده‌است. از طرف دیگر در طول سه‌ دهه گذشته، روابط بین‌الملل و ارزش‌های حقوقی آن به شدت تغییر یافته‌است. مقابله با دولت‌های سرکوبگر و قانون‌شکن از طریق نهادهای بین المللی بسیار تحول یافته‌است. ارزش‌هایی‌ نظیر حقوق بشر و نسل کشی تعریف‌های دقیق‌تری پیدا نموده‌اند. امروز با حدود دویست سازمان بین‌المللیِ بین‌دولتی (IGO ) و بیش از سی‌‌هزار سازمان مردمی غیردولتی (NGO) که در خدمت ایجاد نظم و هماهنگی‌ برای حمایت از حقوق انسان‌ها هستند، روابط بین‌الملل و ارزش‌های شکل دهنده آن کاملاً دگرگون شده‌اند. عدم درک این تحول جدید توسط مردانی که نه‌ جهان را می‌شناسند و نه اکثریت مردم خود را، باعث گردیده که به طراحی سیاست‌هایی‌ دست زنند که در دنیای واقعی فقط می‌تواند نتایج معکوس داشته باشد.

۲- جنگ قدرت بین گروه‌های محافظه‌کار بعد از حمله به سفارت انگلیس نه تنها آشکارتر می‌شود که شدت بیشتری پیدا خواهد نمود. جنگ قدرت بین احمدی‌نژاد و لاریجانی‌ها سابقه‌ دیرینه دارد. رئیس مجلس کراراً احمدی‌نژاد را مخاطب خود برای قانون شکنی‌هایش و عدم تبعیت از مجلس قرار داده‌بود. زمانی‌که احمدی‌نژاد کوشش می‌کرد که دانشگاه آزاد اسلامی را به کنترل خود آورد طرحی را برای تصویب به مجلس فرستاد. مجلس با نظر احمدی‌نژاد مخالفت کرد و شخص لاریجانی از نفوذ خود برای شکست این طرح استفاده نمود. فریب‌خوردگانی که امروز به سفارت انگلیس حمله کردند دیروز در مقابل و درون مجلس دست به تظاهرات زدند و لاریجانی را مورد حمله و شماتت قرار دادند. لاریجانی مجلس را مجلس خامنه‌ای (و نه‌ مردم) خواند تا خود را در کنف خامنه‌ای محفوظ دارد. امروز لاریجانی از همان گروه فریب خورده دیروز و امروز استفاده می‌کند تا دولت را شرمنده ساخته و وزارت خارجه و دستگاه دیپلماتیک کشور را در عرصه سیاست خارجی‌ بی‌ اثر نماید. جنگ قدرت بین لاریجانی‌ها و احمدی‌نژاد همچنان ادامه دارد و تا به امروز بازنده این جنگ احمدی‌نژاد بوده‌است. اما این جنگ ضربات عدیده محکمی به سیاست و اقتصاد کشور وارد آورده‌است.

۳-از نظر خارجی‌، اتحادیه اروپا و شورای امنیت سازمان ملل متحد ایران را به خاطر حمله به سفارت انگلیس محکوم نموده‌اند. احمدی‌نژاد که آخرین چاره خود برای حل نسبی‌ برنامه هسته ایران را از طریق دیپلماسی با اروپا می‌یافت، اکنون این راه را کاملا بسته می‌بیند. اکنون اروپا از موضع بهتری برای حل مناقشه هسته‌ای ایران برخوردار است. سفار‌ت انگلیس و سفیر آن کشور با حمله به علی‌ لاریجانی و اینکه او را در طراحی این پروژه ذینفع دیده اند، عملاً بر روی ناکامی سیاست‌های اروپا در مورد ایران انگشت گذاشته و پرده از جنگ قدرت در ایران برداشته‌اند. سفیر انگلیس در ایران گفته است علی‌ لاریجانی و علاءالدین بروجردی سهم قابل ملاحظه‌ای در این پروژه داشته و "هر دوی این افراد به دلایلی باید مواضع خود را در نظام تحکیم نموده و یکی‌ از اصول انقلابی در ایران حمله به سفارت بریتانیا بوده است." او لاریجانی و بروجردی را "جاه طلب" و "مسئله دار" خواند. پشتیبانی‌ آشکار لاریجانی از حمله به سفارت عملاً برای اروپائیان ثابت نمود که این حرکت نمی‌تواند یک حرکت خودجوش و دانشجویی بوده‌باشد. با این کار لاریجانی به‌عنوان رئیس مجلس و قوه قانون‌گذار نشان داد که او چقدر از درک سیاست، قوانین بین‌الملل و ارزش‌های قانونی‌ آن بی‌ بهره است. گروهی با زیر پای گذاردن قوانین بین‌الملل به محل سفارت یک کشور که از طریق قوانین بین‌الملل مصونیت یافته‌است حمله می‌کنند و رئیس قوه قانون‌گذاری از آن حمایت می‌کند. حمایت جاهلانه او از این عمل، راه‌های بیشتری را برای اروپا باز نمود تا سهم کلیدی‌تری در ایجاد فشار‌های بین‌المللی بر روی ایران ایفا نماید.

۴- حمله به سفارت انگلیس و پشتیبانی‌ لاریجانی و گروهی از نمایندگان مجلس، به اروپا و آمریکا کمک نمود که اگر سیاست‌های دیگری غیر از تحریم و فشار بر روی ایران دارند، آن سیاست‌ها را بطور روشن شفاف سازی کنند. ایران در زیر تحریم‌های متعدد اقتصادی و مالی‌است. بانک مرکزی ایران و داد و ‌ستد‌های پولی‌ با این بانک به زودی توسط آمریکا و اروپا تحریم خواهند شد. این تحریم‌ها نه تنها به اقتصاد ایران برای سال‌ها ضربات غیر قابل جبرانی وارد می‌آورد که ایران آرام آرام از ذخیره ارز خارجی‌ نیز محروم می‌گردد. تعدادی از کشورهای اروپایی که به‌راحتی زیر بار تحریم نفتی‌ ایران نمی‌رفتند، اکنون در این مورد به مشورت نشسته‌اند. روسیه اعلام نموده‌است که با تحریم نفت ایران مخالفت نخواهد کرد. آمریکا و اروپا در حال حاضر مشغول بررسی‌ تحریم صنعت انرژی ایران هستند که شامل نفت، گاز و پتروشیمی می‌باشد. تحریم این صنعت، در اقتصاد یک پایه و متّکی به نفت ایران، به فروپاشی بیشتر اقتصاد ایران منجر خواهد شد.
سؤال اینجاست که چگونه مردانی‌که از فشارهای بین‌المللی و تحریم‌های اقتصادی و میزان تأثیر آنها بر روی اقتصاد ایران با خبر هستند به چنین بازی خطرناکی تن‌ داده و منافع ملی‌ کشور را بیش از پیش به مخاطره می‌کشند؟ هیچ تصور دیگری به جز آنکه این مردان به قدرت و نه‌ به منافع ملی‌ کشورشان تعهد داده‌اند به فکر خطور نمی‌کند. تاریخ بیش از سی‌ سال بعد از انقلاب ایران صحنه عرض اندام سیاسی مردانی‌است که بنام دین و دیانت، همه ارزش‌های اخلاقی‌ و فرهنگی‌ مردم را زیر پا گذاشته و منافع شخصی‌ و گروهی خود را بر منافع ملی‌ ترجیح داده‌اند. داستان همه آنها و سه‌ برادران لاریجانی برای مردمی‌که از این حکومت بجز دروغ، فساد، و تباهی چیز دیگری ندیده‌اند، داستان آشنایی‌است. آنچه شگفت‌آور است میزان جسارت این مردان در عدم پاسداری منافع ملی‌ و بی‌ احترامی به حقوق ملتی‌است که سی‌ و سه‌ سال پس از انقلاب هنوز هزینه برای حکومت و حکومت مدارن فاسد پرداخت می‌نمایند.



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی