صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

وال‌استریت، حسرت ما و حسادت ما


چهارشنبه ۲۵ آبان ۹۰ - ۲ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


محمد ابراهیمی

جنبش وال‌استریت در ایران به‌ویژه در میان فعالان سیاسی واکنش‌های گوناگون و بعضاً متضادی را برانگیخته‌، باعث مجادلات پرحرارت و پرتنشی شده‌است و در میان رهبران حکومت نیز به اتخاذ مواضع متناقضی انجامیده‌است. از یک سو اصول‌گرایان حاکم بر کشور و نیز مخالفان نظام سرمایه‌داری تلاش وافری دارند که این جنبش را جنبشی علیه نظام سرمایه‌داری نشان دهند که گویا به زودی طومار امپریالیسم را در هم خواهد پیچید و از سوی دیگر، هواداران نظام سرمایه‌داری این اتفاق را عادی و بی‌اهمیت می‌دانند. اما اگر بنا باشد این جنبش اعتراضی در کانون توجه قرار گیرد، آسودگیِ خیالِ شهروندان آمریکایی در حین "تبلیغ علیه نظام" اولین و مهم‌ترین پرسشی‌است که هیئت حاکمه ایران باید قاعدتاً در مورد آن بیندیشد. یعنی همان برچسبی که سال‌هاست مهم‌ترین ابزار سرکوب جمهوری اسلامی علیه هرگونه فعالیت و اظهار نظر و ابراز وجود سیاسی بوده و و رسماً نیز جرم محسوب می‌شود.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کدام تعادل؟

حسین راغفر

سوم اسفند ۱۲۹۹ و اندیشه پایان وضع موجود

فرهاد صولتی

۲۵ بهمن قرار ما بود با تاریخ خودمان

رحمان رئوف


فارغ از آن که محتوای مطالبات و منشأ این اعتراضات چه باشد، تصویر شهروندان شادمان و پرتحرکی که بی‌واهمه از سرکوب و بازداشت با پوشش‌های متنوع و رنگارنگ و با در دست داشتن دستنوشته‌های گوناگون، دست در دست یکدیگر صدای اعتراض خود را به گوش جهانیان می‌رسانند و با کمک رسانه‌های کاغذی، تلویزیونی و اینترنتی دیدگاه‌های خود را تبلیغ کرده و هموطنان خود را به همراهی دعوت می‌کنند، حسرتی عظیم را در دل شهروندان ایرانی باقی گذاشته‌است. نه تنها نگرانی و هراس در چهره‌ آنان دیده نمی‌شود، بلکه رفتارشان به گونه‌ای است که گویی به گردشی تفریحی یا برای خرید آمده‌اند. روشن است که برای ما که عادت کرده‌ایم مبارزه سیاسی را توأم با شهامت، جسارت، جدیّت و ازجان‌گذشتگی بدانیم، این نوع سیاست‌ورزی غریب به نظر برسد.
آخرین تظاهرات اعتراضی در ایران، پیاده‌روی هواداران جنبش سبز در دومین سالگرد انتخابات در خیابان ولی‌عصر بود که طبق برنامه شورای راه سبز امید در سکوت و آرامش کامل برگزار شد. بی آن که ادعای مخالفت با نظام مطرح شده باشد یا اصلاً حرف و شعاری زده شود. نتیجه چه بود؟ بیش از سه‌هزار تن از شرکت‌کنندگان بازداشت شدند و تأسف‌آورتر آنکه این هجوم "عادی" به نظر رسید. گویی هم تظاهرکنندگان و هم نیروهای سرکوب از پیش به این موضوع آگاه بودند و آماده. فضای شهر به شدت امنیتی شده بود به نحوی که گویی ارتشی بیگانه شهر را اشغال کرده است، مثل تمام موارد دیگری که قرار بود مخالفان دولت ابراز وجود کنند.

در تکاپو برای دموکراسی
مقایسه ایرانِ در تکاپوی دموکراسی، با آمریکا که سابقه چند قرن دموکراسی دارد، مقایسه دو دنیای متفاوت است، مقایسه میان نظامی که نمادش مجسمه آزادی است با نظامی مبتنی بر ولایت مطلقه فقیه. اما دست کم می‌توان نحوه برخورد دو نظام سیاسی را با معترضان خیابانی با یکدیگر مقایسه کرد. شاید بد نباشد که این پرسش را با توجه به تجربه برخورد حکومت ایران با معترضان، این گونه مطرح کنیم که اگر چنین اعتراضی در ایران صورت می‌گرفت یا این که اگر تجمع‌کنندگان به ایران می‌آمدند، با چه مشکلاتی روبرو می‌شدند.
در وهله نخست، رهبری همچون سخنرانی آتشین ۲۹ خرداد ۸۸ اعلام خواهد کرد در مقابل این «صف‌آرایی خیابانی» عقب‌نشینی نخواهد کرد و حکومت هیچگونه مسئولیتی در قبال امنیت معترضان نخواهد داشت. پیامد این سخن آن است که نیروهای لباس شخصی، نظامی و انتظامی به همراه تک‌تیراندازهای خود به معترضان حمله خواهند کرد و چه بسا چند تن جان خود را از دست بدهند و البته بازماندگان نیز برای بازپس‌گیری جسد عزیزانشان چندین روز باید سرگردان باشند و حتی نباید به امکان برگزاری مراسم سوگواری برای عزیزانشان امیدوار باشند. در مقابل، رییس جمهور آمریکا نه تنها مسئولیت امنیت این اعتراضات را بر عهده گرفته است، بلکه از آنان خواسته است که در مقابل کاخ سفید نیز اعتراضات خود را بیان کنند، شاید خود او هم بدش نمی‌آید از نزدیک شاهد شور و شوق سیاسی شهروندان آمریکایی باشد.
موضوع دیگری که انجام این تظاهرات در ایران را ناممکن می‌سازد، پوشش تظاهرکنندگان است. بدیهی است زنان آمریکایی حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کنند، مردان آمریکایی هم پوششی دارند که از نظر جمهوری اسلامی پذیرفته نیست. بنابراین موضوع حق پوشش خودش مناقشه بزرگی خواهد شد که اصل این تظاهرات را تحت‌الشعاع خود قرار خواهد داد. ضمن این که زنان و مردان آمریکایی طبیعتاً حریم‌های اسلامی را رعایت نمی‌کنند و آنچنان‌که در تصاویر دیده می‌شود "محرم" و "نامحرم" دست در دست یکدیگر حرکت می‌کنند. بنابراین پیش از آن که صدای معترضان به گوش دولت برسد، گشت ارشاد و گشت نسبت با ون‌های مشکی و سیاه و شیشه‌های دودی معترضان را به ناکجاآباد خواهند برد تا تعهد بدهند شئونات اسلامی را رعایت کنند. اگر بدشناس باشند و گذارشان به بازداشتگاه‌های "غیراستاندارد" کهریزک بیافتد که وصفش ناگفتنی است. حال اگر تجمع طولانی شده و به صرف غذا و نوشیدنی هم کشیده شود، ممکن است با کشف مشروبات الکلی از سوی نیروهای امنیتی، شلاق هم به کار گرفته شود. در آن سو دولت آمریکا نه تنها مشکل چندانی با پوشش، خوراک و نوشیدنی شهروندان ندارد، چه بسا مجری‌های شبکه‌های دولتی پوشش آزادتری از معترضان داشته باشند.
مسأله‌ اساسی دیگر بیان اعتراضات است. در ایران طبق بخشنامه‌های دولت، شعارها و بیانیه‌ها باید از قبل مورد تأیید حکومت قرار بگیرد. روزنامه‌ها و رسانه‌ها نیز قاعدتاً حق ندارند اخبار اعنراضات مخالفانِ "نظام" را پوشش دهند. خدمات اینترنت هنوز آن‌قدر کیفیت ندارد که در فضای آزاد و به صورت سیار قابل استفاده باشد. در نتیجه امکان اطلاع‌رسانی لحظه‌به‌لحظه از تظاهرات برای همگان وجود ندارد. از سوی دیگر شبکه‌های اجتماعی مورد استفاده معترضان در ایران مسدود شده‌اند. یعنی حتا اگر به لحاظ فنی نیز کسی بتواند وارد اینترنت شود، با سد فیلتر روبرو خواهد شد. عبور از فیلتر هم در ایران به تازگی جرم محسوب شده‌است. اگر شهروندان معترض تمام این موانع را هم پشت سر بگذارند، تجربه برخورد حکومت با معترضان نشان می‌دهد که در چنین مواقعی ناگهان ممکن است کلیه شبکه‌های ارتباطی نظیر اینترنت و موبایل در مناطق مورد نظر یا حتی در سطح کشور قطع شود. از آن طرف در آمریکا با نظام سرمایه‌داری‌اش، حتی اگر یک سایت خصوصی هم دست به سانسور اخبار معترضان بزند آن‌چنان مورد اعتراض جامعه مدنی قرار می‌گیرد که دیگر نتواند همچون سابق به کارش ادامه دهد، چه رسد به این که دولت بخواهد کل سیستم پیامک و اینترنت را قطع کند.
موضوع دیگری که مسأله وال‌استریت را در ایران با سوءتفاهم‌های جدی روبرو خواهد کرد مسأله واکنش بیگانگان با این اعتراضات و ارتباطات احتمالی است. اعتراضات وال‌استریت مورد حمایت بسیاری از کنشگران سیاسی در کشورهای مختلف قرار گرفت. حتا برخی از روشنفکران خارجی به جمع تظاهرکنندگان پیوستند و خطابه‌های پرشوری علیه سرمایه‌داری یعنی نظام سیاسی ایالات متحده ایراد کردند. تصور این اتفاق در ایران تقریباً محال است. رهبران جنبش سبز در ایران در مورد ارتباط با بیگانگان صراحت بی‌نظیری داشته‌اند، با این حال به صرف این که دولت‌های غربی به نقض حقوق بشر در ایران و سرکوب مخالفان اعتراض می‌کنند، متهم به همدستی با بیگانگان می‌شوند. برخی از بازداشت‌شدگان پس از ماه‌ها وادار شدند در مورد نقش بیگانگان در این اعتراضات افشاگری کنند تا حکومت به زعم خود برگ برنده‌ای برای سرکوب قاطع مخالفان داشته باشد.

آزادی عقیده و بیان و ثبات نظام
ادعای سقوط نظام سرمایه‌داری از سوی رهبران جمهوری اسلامی را اگر صرفاً نخواهیم به خیال‌بافی و خوش‌بینی همیشگی آنان در این زمینه نسبت دهیم، بی‌گمان این باور غلط که آزادی بیان و ابراز وجود مخالفان باعث سقوط نظام خواهد شد نیز در آن بسیار دخیل است. برای حاکمان مستبد جمهوری اسلامی تصور این که در نظامی مخالفان بتوانند به راحتی عقاید خود را بیان کنند مشارکت سیاسی داشته باشند و آزادانه نیروهای مخالف را بسیج کنند و در عین حال خطری آنان را تهدید نکند، عجیب به نظر می‌رسد. حال آن که خود معترضان نیز هر چقدر هم با نظام سرمایه‌داری مخالف باشند، آن‌قدر ساده‌لوح نیستند که انتظار فروپاشی نظامی را داشته باشند که آزادی و حقوق آنان را در بیشترین حد پاس می‌دارد؛ و بی‌شک اگر معترضان وال‌استریت خواهان و قادر به تغییر نظمی در آمریکا یا جهان سرمایه‌داری باشند، این تغییر سمت و سویش به گونه‌ای نخواهد بود که هم‌چون وضعیت موجود جمهوری اسلامی، هیچ شهروندی در آن حق اعتراض نداشته باشد.



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۲ نظر

بی‌نام جمعه ۲۷ آبان ۹۰ ساعت ۱۷:۰۸

آمریکایی ها هم کم کتک نمی‌زنند. تفاوت بر سر اندیشه ها هست اما به برآیند نیروها هم بستگی دارد.



وحید شنبه ۲۸ آبان ۹۰ ساعت ۱۰:۴۴

دوست گرامی آقای ابراهیمی، مقاله خواندنی‌ای بود. اما دموکراسی درست کردن طول خواهد کشید. بالاخره آنها ۲۲۰ سال پیش شروع کردند و ده ها بار بیشتر از ما برادرکشی کردند تا به اینجا رسیدند. موفق باشید.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی