صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

فضای انتخابات را ترک نکنیم


شنبه ۱۴ آبان ۹۰ - ۳ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


روزبه پاکسار

اشغال کامل حوزه سیاست توسط مجموعه گرایش‌های اصولگرا به سرکردگی پشتیبانان دولت‌های نهم و دهم و تسخیر روزافزون حوزه اقتصاد توسط عواملی از سپاه پاسداران، نیروهای سیاسی دموکراسی‌خواه، اصلاح‌طلب و تحول‌گرا را از امکان برگزاری نهمین انتخاب مجلس به صورتی آزاد ناامید کرده‌است. پاسخ به خواسته‌های به حقّ رهبران جنبش سبزٰ، حصر آنان بود و تکرار این خواسته‌ها به منزله شروطی برای شرکت در انتخابات، فحاشی و ناسزای رادیکال‌ترین بخش اصول‌گرایان. در چنین وضعیتی گسترش گفتار "تحریم انتخابات" در میان مخالفان، هم اعلام موضعی روشن و بدون پیرایه است و هم امری "طبیعی" و معمول به شمار می‌رود. با اینهمه، اتخاذ زودرس چنین موضعی اشتباه خواهد بود. زیرا دستاوردهایی را که تا به امروز در زمینه بسیج نیرو برای قبولاندن انتخابات آزاد به حاکمیت داشتیم از ما خواهد گرفت، اتحاد عمل ما را دشوارتر خواهد کرد و فضا را به سمت و سویی سوق می‌دهد که به علت غلبه خشونت، جایی برای سیاست‌ورزی نیروهای سیاسی برآمده از تجارب دوم و بیست‌ودوم خرداد نخواهد بود.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران

فرامرز اصفیا


مبارزه برای انتخابات آزاد
از چند ماه پیش که افراد و گروه‌های سیاسی بحث انتخابات نهمین دوره مجلس را آغاز کردند همه چشم‌ها به دهان اصلاح‌طلبان دوخته شد. از سویی شاهد دعوت بیش و کم خجولانه برخی از اصول‌گرایان از اصلاح‌طلبان بودیم برای شرکت در انتخابات و از سوی دیگر شاهد تشتتی در میان اصلاح‌طلبان مبنی بر چگونگی پاسخ‌گویی به این دعوت. اصول‌گرایانی که از اصلاح‌طلبان می‌خواستند تا علیرغم همه چیز کاندیداهایی برای انتخابات مجلس پیشنهاد کنند، چهار هدف متفاوت را از این دعوت مد نظر داشتند. گروه اول به دنبال متحدانی می‌گشتند که شاید آن‌ها را در مقابله‌شان با طرفداران دولت که عزم تسخیر مجلس نهم را داشتند یاری رسانند؛ گروه دوم امیدوار بودند که از این طریق شکافی را در میان اصلاح‌طلبان و به تبع آن در طرفداران جنبش سبز ایجاد کنند؛ گروه سوم امیدوار بود که با ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات، بتواند از وجه نمایشی انتخابات بکاهد؛ و گروه چهارم نیز امیدوار بود که ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات، اصول‌گرایان را وادار کند که بار دیگر و در انتخاب میان "بد" و "بدتر"، پشت سرِ طرفداران دولت صف بکشند.
علیرغم این تفاوت‌های فاحش، گفتار دعوت از اصلاح‌طلبان فصل مشترکی نیز داشت و آن این که به هیچ عنوان نباید اجازه داد چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب در این بازی وارد شوند. در میان اصلاح‌طلبان نیز کسانی بودند که آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کردند. انتشار شروط سید محمد خاتمی برای شرکت در انتخابات، به فاصله کوتاهی صفوف پراکنده اصلاح‌طلبان را تقریباً متحد و سیاست آنان را با سیاست اکثر طرفداران جنبش سبز همسو ساخت. طرفدارانی که همچنان به خواسته‌های چهارگانه رهبران این جنبش که در بیانیه شماره ۱۷ مهندس موسوی بازگو شده بود پایبند بودند. این اتحاد عمل آب پاکی را بر توهم اصول‌گرایان مبنی بر شکاف انداختن در میان جنبش سبز از طریق کشاندن پای بخش‌های متزلزل اصلاح‌طلبان به انتخاباتی نمایشی ریخت. فزون بر این، اتخاذ این سیاست، مجادله‌ای را که اصول‌گرایان امیدوار بودند با طرح شدن بحث شرکت یا عدم شرکت در انتخابات میان طرفداران جنبش ایجاد کنند به درون اصول‌گرایان باز پس فرستاد: اینک این اصول‌گرایان بودند که برخی همچنان به دعوت خود از اصلاح‌طلبان ادامه می‌دادند و برخی دیگر به افشای تند ادامه این دعوت پس از موضع گیری خاتمی پرداختند. به عبارت دیگر، سیاست ماندن در فضای انتخابات و پافشاری بر اصول، یعنی حضور داشتن فعال در این صحنه و تلاش برای قبولاندن انتخابات آزاد، سیاستی بود که از همان اولین قدم با موفقیتی دوگانه روبرو شد: سبزها را متحدتر و اصول‌گرایان را متشتت‌تر کرد. شرایط امروز هنوز تفاوت ماهوی با شرایط سه، چهار ماه پیش نکرده‌است و از این رو عاقلانه به نظر نمی‌رسد که سیاست موفقی را بدون آنکه شرایط تغییر اساسی کرده باشد کنار بگذاریم.

سیاست‌ورزی و دموکراسی
اگر بپذیریم که سه راه بیشتر پیشِ روی طرفداران برگزاری انتخابات آزاد نیست، این سه راه را می‌توان به طور خلاصه به این صورت بازگو کرد: یک- شرکت در انتخابات با هدف حضور هر چند اقلیتی و کمرنگ در مجلس و ممانعت از آنکه مجلس به ملک طلق اصول‌گرایان تبدیل شود. دو- تحریم انتخابات با هدف افشای انتخابات نمایشی، نظارت استصوابی شورای نگهبان و مخدوش بودن شمارش آرا و بکارگیری شیوه‌های متقلبانه و غیره. سه- باقی ماندن در فضای انتخاباتی و مشارکت فعال در بحث‌ها،‌ موضع گیری‌ها و چانه زنی‌های سیاسیِ معمول در دوره های انتخاباتی و بسیج نیروها در سراسر کشور.
واقعیت آن است که هر چند دو مورد اول رنگ و بویی سیاسی دارد اما سیاست‌ورزی نیست. در واقع این هر دو، جز گردن گذاشتن به شرایط موجود و پذیرش واقعیت به منزله حقیقت معنای دیگری ندارد. واقعیت آن است که با ممنوعیت فعالیت سیاسی نیروهای دموکراسی‌خواه، صحنه سیاسی کشور امروز صحنه رقابت میان انواع و اقسام اندیشه‌های اقتدارگرایانه است. همانقدر شرکت بدون چانه‌زنی در این فضا و دلخوش کردن به داشتن چند نماینده اصلاح‌طلب در مجلس نهم به معنی پذیرفتن بی چون و چرای این تحکم است که بیرون رفتن از صحنه و واگذاری اختیار تام فضای سیاسی به اصول‌گرایان برای آنکه با خیال راحت و با محاسباتی بسیار ساده‌ به بازسازی اقتدارگرایی‌شان بپردازند. یعنی یا تقسیم غنائمی بکنند و یا اینکه همه به یکی از گروه‌های موجود گردن بگذارند. به این اعتبار، هر دوی این راه حل‌ها معنایی جز ترک سیاست و سیاست‌ورزی ندارد.
سیاست‌ورزی ایجاب می‌کند که نیروهای سیاسی با خواسته‌ها و مطالبات خویش در صحنه حضور داشته باشند و برای تغییر در آن و جلب موافقت و همراهی آحاد ملت تلاش کنند. در همین تلاش‌هاست که افراد در پیوندهای کم و بیش مستحکمی با یکدیگر قرار گرفته، شبکه‌های اجتماعی و سیاسی خویش را سامان می‌دهند، به فصول مشترک و قدرت جمعی‌شان آگاه می‌شوند و توان تغییر آن واقعیت ناپسند را در خود می‌یابند. سیاست‌ورزی یعنی تلاش برای تغییر واقعیت موجود و نزدیک کردن هر چه بیشتر آن با حقیقتی که از آن ماست.

منطق ما، منطق آن‌ها
عملکرد حاکمیت و دولت پس از انتخابات ۸۸، یعنی سرکوب معترضان به نتیجه انتخابات، زندانی کردن بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی حتی پیش از آنکه اعتراضی به نتایج انتخابات شکل بگیرد و همچنین گسترش روز افزون فساد و دروغ و تقلب، هر روز بر شمار کسانی که کاسه صبرشان لبریز شده‌است و راهی جز زیر و رو کردن وضعیت موجود برای رهایی از این شرایط متصور نیستند می‌افزاید. مسلم است که تغییر ساختاری وضعیت موجود آرزوی تمام آزادیخواهان و تمامی کسانی است که به سعادت ملت و سربلندی کشور می‌اندیشند. با اینهمه تجارب تاریخی، شرایط بین‌المللی و همچنین ضعف نهادهای دموکراتیک، هم در حوزه سیاست و هم در حوزه جامعه مدنی ایجاب می‌کند که ما به شکل و شیوه این تغییر حساس باشیم و از تبعات زیر و رو شدن ناگهانی در اندیشه باشیم. ما جمهوری‌خواهان، ما آزادی‌خواهان، ما اصلاح‌طلبان و ما تحول‌خواهان باید منطق خود را بر چگونگی این تغییر حُکم کنیم. منطق ما، تغییر از طریق رجوع به آراء مردم است. در منطق ما رأی مردم یگانه منبع و منشأ مشروعیت است. ‌ترک فضای انتخاباتی به معنی دست شستن از روش و شیوه انتخاباتی برای تغییر است. عملی که شاید نتوان آن را تا ابد منکوب و مطرود دانست، اما عقل و درایت ایجاب می‌کند که تا آنجایی که ممکن است از شیوه انتخابات دوری نگزینیم و تمامی تلاش خود را در جهت سالم‌سازی و آزادسازی آن به کار بندیم. ترک زودهنگام فضای انتخاباتی به معنی پذیرفتن این امر است که جز زیر و رو شدنِ همه چیز به هر شیوه و طریقی، راهی در مقابل ما نیست. پذیرشی که باید مقدمات آن را سنجید و آماده پاسخگویی به تبعات آن نیز بود. تبعاتی که حریف با در دست داشتن تمامی ابزارهای سرکوب به بهترین نحوی از آن سوءاستفاده خواهد کرد. به عنوان مثال آن را خروج بر حاکمیت و پیوستن به جبهه براندازان تلقی کرده و پروژه‌ای را که مدت‌هاست عده‌ای به دنبال آن هستند، یعنی پروژه محاکمه سران جنبش سبز و چه بسا اعمال مجازات‌های سنگین بر این رهبران و سایر افرادی که در زندان هستند عملی سازد. علاوه بر این، ترک زود هنگام فضای انتخاباتی به معنی تضعیف حضور و تأثیرگذاری نیروهایی است که در بیست سال گذشته و در طی افت‌و‌خیزهای درونی کشور تجارب غیرقابل‌انکاری اندوخته‌اند و پیوندهای غیرقابل‌اغماضی با گروه‌های مختلف اجتماعی برقرار کرده‌اند. به عبارت دیگر، ترک فضای انتخاباتی به معنی سپردن سرنوشت کشور به گروه‌هایی است که هر چند ممکن است در گفتار آینده‌های روشن و نورانی‌ای را به ما وعده دهند، اما به دلیل نداشتن پیوندهای اجتماعی و تجربه سیاسی، بسیار بعید به نظر می‌رسد که بتوانند کمترین وعده‌های‌شان را عملی سازند.
انتخابات آزاد و سالم، منطق ما و برگ برنده ما هستند. دست شستن از این منطق و پذیرفتن این امر که اجرای آن منوط به راهکارهای دیگری است که باید زمینه آن را فراهم سازد، هر چند سیاستی غیرممکن نیست اما نمی‌تواند بدون تدبیر کافی و تدارک مقدمات آن که مهمترینش تبیین سیاست و ابزارهای لازم برای اجرای آن باشد اتخاذ شود. وگرنه به معنای پذیرفتن منطق آن‌ها خواهد بود.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۳ نظر

ابراهیم شنبه ۱۴ آبان ۹۰ ساعت ۱۸:۲۹

موضع انتخاباتی خاله سوسکه:
اتل و متل بی‌جنجال جنگیر می‌خوای یا رمال؟
خاله سوسکه: نه جن‌گیر. نه رمال. نه اون خوبه نه ایشون. لعنت به هر دوتاشون.



رضا شنبه ۲۱ آبان ۹۰ ساعت ۰۰:۱۷

"همانقدر شرکت بدون چانه‌زنی در این فضا و دلخوش کردن به داشتن چند نماینده اصلاح‌طلب در مجلس نهم به معنی پذیرفتن بی چون و چرای این تحکم است که بیرون رفتن از صحنه و واگذاری اختیار تام فضای سیاسی به اصول‌گرایان برای آنکه با خیال راحت و با محاسباتی بسیار ساده‌ به بازسازی اقتدارگرایی‌شان بپردازند. یعنی یا تقسیم غنائمی بکنند و یا اینکه همه به یکی از گروه‌های موجود گردن بگذارند. به این اعتبار، هر دوی این راه حل‌ها معنایی جز ترک سیاست و سیاست‌ورزی ندارد" سئوال من اینجاست که اصلاح طلبان چگونه می توانند سیاستی غیر از این دو را در پیش بگیرند در حالی که حکومت حتی اچازه برگزاری نشست انتخاباتی را به آنها نمی دهد؟ اگر منظور نویسنده از تجرک سیاسی همان اعلام موضع از سوی اصلاح طلبان است این اتفاق تقریبا هرچند وقت یک بار با تاکید بر شروط اقاس خاتمی می افتد. ای کاش توضیح می دادند که غیر از این چه اتفاق جدیدی می بایست می افتاد؟!



آزاده سه شنبه ۲۴ آبان ۹۰ ساعت ۲۲:۴۵

ترک نکنیم که سیاست نیست. باید نویسنده بگوید چکار بکنیم؟




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی