صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

سهم ما از لیبرالیسم


جمعه ۲۰ آبان ۹۰ - ۳ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


امید نوری

سهم ما از "لیبرالیسم" احمدی‌نژاد است و داشتن پایتختی تمیزتر از قاهره. باور نمی‌کنید از فرید زکریا بپرسید. برای فرید زکریا "احمدی‌نژاد یک مرد عملگرا به حساب می‌آید. او به دنبال محدود کردن نقش روحانیون در سیاست است. رئیس دفتر او آشکارا درباره بهبود رابطه با مردم اسرائیل سخن گفته است و ... هر چند ناقص، اما خیزهای بلندی را در زمینه هسته‌ای برای باز کردن باب مذاکره برداشته‌است"(۱). در این میان سهم ملت ایران هم داشتن پایتختی است که "در مقایسه با شهرهای دیگر کشورهای در حال توسعه -‌به طور مثال قاهره‌- به نحو قابل توجهی تمیز است"(۲).


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


سهم انگلستان از لیبرالیسم آن چیزی است که بزرگترین مخترع سیاسی دوران مدرن یعنی جان استوارت میل نام آن را حکومت انتخابی گذاشت. او از جان لاک آموخته بود "حکومت‌ها بر اساس یک پیمان اجتماعی به منظور حراست از جان، آزادی و اموال مردم به وجود می‌آیند و هرگاه حکومتی شرایط پیمان را زیر پا نهد مردم محق هستند که آن را از جایگاه قدرت به زیر کشند و دیگری را بر جایش بنشانند". اینک بر پایه این حق و آزادی انتخاب، میل به این نتیجه رسیده بود که حکومت لیبرال آن حکومتی است که در آن هم اکثریت و هم اقلیت نمایندگان خود را داشته باشند. سهم فرانسوی‏‌ها از لیبرالیسم تفکیک قوا بود و ارائه برداشت نوینی از حقوق انسان. حقوقی که به هیچ عنوان نمی‏‌شد آن را نه به حق الهی و نه به حقوق میانجی‏‌های خداوند در زمین یعنی شهریاران و فرمانروایان محدود دانست. آلمانی‏‌ها با فراخواندن مردم به خروج از "صغارت خویش" و به دست گرفتن مسئولیت‌شان وارد جهان مدرن و آزاد شدند. یعنی با این فکر که فرد نیاز به ولی ندارد و چنانچه جرأت کند که بیاندیشد می‏‌تواند حاکم بر سرنوشت خویش و مؤسس جامعه‏‌ای باشد که در آن صلح و پیشرفت مقرر است. سهم آمریکایی‏‌ها از لیبرالیسم پذیرش مالیات‌دهی به دولت در صورت برخورداری از حق و آزادی مداخله و مشارکت در سیاست بود. یعنی با هم دیدنِ آزادی و برابری. اما برای ما ایرانی‏‌ها گویا همین کفاف می‏‌دهد که احمدی‌نژاد به عنوان شهردار سابق تهران شهرمان را تمیز نگه داشته باشد، چندین بار سعی کرده باشد "هر چند به طور ناقص" خیزهای بلندی را در جبهه هسته‏‌ای برای باز کردن باب مذاکره باز کرده باشد (۳).
مهم نیست که دولتی که در ایران بر سر کار است منبعث از آراء اکثریت جامعه باشد یا نه، مهم نیست که در ایران احزابی که بخش‌های مهمی از جامعه را نمایندگی می‌کنند حق فعالیت داشته باشند یا نه و رهبران معترض به دولت در حصر و زندان باشند. مهم نیست که دولت نه به نمایندگان مردم حساب پس بدهد و نه به سایر نهادهای مدنی. مهم نیست که دولت میلیاردها دلار ثروت ملی را حیف و میل کند و به مردم و مطبوعات حکم شود که پیگیر ماجرا نشوند و "موضوع را کش ندهند". مهم نیست که بشر ایرانی از حقوق اولیه خود محروم باشد و علی‌رغم بلوغ و راست‌قامتی همچنان او را صغیر بدانند و محتاج ولی. اینها هیچ‌کدام "لیبرالسیم" فرید زکریا را آزرده‌خاطر نکرده‌است. زیرا مهم آن است که ما پایتختی تمیزتر از قاهره داریم. مهم نیست که اگر دولت یا حکومت‌مان تغییر کند ممکن است گامی به سوی برخورداری از نعماتی برداریم که که ستون‌های اندیشه سیاسی لیبرالیسم را در جهان شکل دادند، بلکه مهم آن است حتی اگر "دولت هم در ایران تغییر کند برنامه هسته‏‌ای به منزله گفتار مورد پسند ناسیونالیسم و اقتدار ایران ادامه خواهد داشت" و مخالفان دولت [بخوانید رهبران جنبش سبز] نیز بر همین در خواهند کوبید(۴). در یک کلام، ایرانی‌ها پایتخت تمیزتر از قاهره دارند و ما هم مخاطبی به نام احمدی‌نژاد که توصیف سجایای اندیشه و عملش در خطوط پیشین رفت.
به عبارت دیگر، ما چه رأی بدهیم و چه ندهیم، چه بتوانیم نمایندگان سیاسی‌مان را انتخاب کنیم و چه نتوانیم، چه نهادهای مدنی و سیاسی‌مان را به کار بگیریم و چه تعطیل کنیم، چه بر چگونگی مخارج دولت‌مان بتوانیم نظارت کنیم و چه نتوانیم، چه با ما به صورت صغیر برخود شود و چه نشود، شرقی‌هایی هستیم که سهم ما از جهان آزاد حداکثر می‌تواند نعمت برخورداری از پایتختی تمیز باشد. "شرق‌شناسی" همچنان به قوت خویش باقی است. تفاوت آن با شرق‌شناسی اصیل فقط در آن است که اینک دو معیار به آن اضافه شده‌است: یکی این که آیا می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم "نقش روحانیون‏‌مان را در سیاست محدود کنیم" -فارغ از آن که این نقش به سود دموکراسی است یا به ضرر آن- و البته این که می‌خواهیم یا نمی‌خواهیم با "مردم اسرائیل رابطه داشته باشیم" یا نه.
با اینهمه واقعیت آن است که به فرید زکریا و سایر کسانی که آزادی و حکومت انتخابی را برای خود می‏‌پسندند و به ما نگاهی شرق‌شناسانه دارند حرجی نیست. گناه اصلی متوجه خود ماست. متوجه ماست زیرا در ترویج اندیشه لیبرالیسم یعنی همان آزادی‌خواهی جز به تبلیغ آزادی بازار و کوتاه کردن دست دولت نمی‏‌اندیشیم. قصور از ماست زیرا در دو سال و نیم گذشته علی‌رغم برافراشته بودن پرچم "لیبرالیسم" برای یک بار هم که شده یادی از جان لاک و کلام او مبنی محق بودن مردم در به زیر کشیدن حکومت‌ها از جایگاه قدرت و نشاندن دیگری بر جایش در صورتی که این حکومت شرایط پیمان را زیر پا نهد، نکردیم. حتی یک بار هم مقاله‌ای در باب روزآمد بودن اندیشه جان استوارت میل در مورد ظرایف حکومت انتخابی ننوشتیم. مقاله‌ای در تشکیک نتایج انتخابات که ننوشتیدم بلکه در باره حقوق آن "اقلیت" چهارده میلیونی هم نگفتیم. کلمه‌‏ای در مورد زندانی کردن معترضان و حصر رهبران جنبش سبز که با اصول لیبرالیسم در تنافر و تضاد است نگفتیم. نه بستن احزاب قانونی "لیبرالیسم"مان را آزرده خاطر کرد و نه تعطیلی مطبوعات. آنچه کردیم دفاع از خصوصی‌سازی‌ای بود که ثروت مملکت را دو دستی به سپاه هدیه کرد و اکنون نیز می‏‌خواهد همین برنامه را با نفت و گاز ادامه دهد. و لابد امروز شادان هستیم از این که نرخ ارز خارجی آرام‌آرام به "واقعی شدن" نزدیک می‌شود و ریال لازم را در اختیار دولت قرار می‌دهد تا حفره‌های ناشی از کلاه‌برداری و اختلاسش را بپوشاند. آنچه کرده‏‌ایم اهانت به ملی‏‌گرایی مرحوم دکتر مصدق بوده است تا این آخرین سنگر مقاومت در برابر قانون‌زدایی از بازار نیز فتح شود. و در این راه چه باک اگر مرزهای کشور سست شود و تمامیت ارضی ما در مخاطره بیفتد، شاید هم که این راه ماست در پیوستن به بازار جهانی. با این تفاصیل آیا می‏‌توان انتظار داشت که سهم ما از لیبرالیسم چیزی باشد بیش از احمدی‌نژاد و پایتختی تمیزتر از قاهره؟


(۱) فرید زکریا، گزارش سفر به تهران، واشنگتن پست
(۲) صفحه فیسبوک فرید زکریا.
(۳) گزارش سفر
(۴) همان



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۳ نظر

بی‌نام سه شنبه ۲۴ آبان ۹۰ ساعت ۲۲:۳۹

هر چه می‌کشیم از خودمان است.



آزاده سه شنبه ۲۴ آبان ۹۰ ساعت ۲۲:۴۴

اصولا سهم ما از چه چیزی قدر و منزلتی دارد که از لیبرالیسم چی باشد؟



وحید شنبه ۲۸ آبان ۹۰ ساعت ۱۰:۳۱

آقا زکریا خودش هم قاطی کرده. بخونید ببینید چقدر نظراتش از چند سال پیش عوض شده، فقط نمی‌دانم چرا اینها عوض که میشن دموکرات نمیشن.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی