صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

ایران در تیررس


دوشنبه ۲ آبان ۹۰ - ۹ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


امین مهرنیا

با انتشار اخبار مربوط به ادعای ایالات متحده آمریکا مبنی بر طراحی ترور سفیر عربستان سعودی در آن کشور توسط دولت ایران، بار دیگر سطح منازعات سیاسی میان دولت‌های ایران و آمریکا به اوج رسیده‌است. آنچنان که بسیاری طرح این ادعا از سوی هیئت حاکمه آمریکا را افزوده شدن قطعه کلیدی‌ای به پازل رویارویی غرب با دولت ایران می‌دانند. پازلی که پیش‌تر قطعات دیگری از آن در پی مناقشات مربوط به پرونده هسته‌ای، مخالف خوانی‌های جمهوری اسلامی در روند صلح خاورمیانه، درگیری‌های سیاسی -‌و بنا به ادعای دولت‌های غربی نظامی‌- در افغانستان و عراق و سوریه و لبنان و بالاخره نقض حقوق بشر و شهروندی در ایران چیده شده‌است. از این رو بی‌سبب نیست اگر مطرح شدن این پرونده جدید در فضای رسانه‌ای، حتی پیش از روشن شدن تکلیف حقوقی آن در محاکم مستقل را نشانه‌ای از عزم دولت آمریکا در تسریع روند این رویارویی بدانیم. ایران در تیررس قرار گرفته‌است.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


اکنون می‌توان با طرح پرسش‌ها و مباحثی که همگی در شرایط معمول معنادار هستند از مواجهه مستقیم با اضطرارِ تصمیم‌گیری در ارتباط با این واقعیت سر باز زد. می‌توان از استحکام یا عدم استحکام این پرونده صحبت کرد و به یاد آورد که تا به حال چندین بار آمریکا به دلائلی که بعداً معلوم شده‌اند واهی یا دروغ بوده‌اند حتی به جنگ هم رفته‌است. می‌توان از چرایی انتخاب این زمان مشخص برای طرح این پرونده و تسریع روند رویارویی پرسید و به این پاسخ رسید که هم اکنون نفت عراق مجدداً به بازار وارد شده و نفت لیبی نیز به زودی به جریان خواهد افتاد و از این رو هر نوع قطع صدور نفت ایران "نظم جهانی" را به هم نخواهد ریخت. خروج آتی ارتش آمریکا از عراق و لزوم تضعیف امکان مداخله ایران و سپاهیان قدس در این کشور را نیز نباید از نظر دور داشت.

حاکمیت کشور می‌تواند در این واقعه راه خروج "قهرمانانه" را از بن‌بست سیاسی، اضمحلال اخلاقی و منجلاب فسادی که هر روز عمق و گستردگیِ تک‌تک‌شان آشکارتر می‌شود ببیند و برای ماندگاری در تاریخ، جان و مال ۷۲ میلیون نفوس کشور را بی‌ارج تلقی کند. معترضان به حکومت می‌توانند در این تشدید رویارویی افزایش فشاری را بر حکومت بببینند که وی را وادار می‌کند حقوق سیاسی و شهروندی‌شان را پایمال نکند. می‌توان گفت که دروغ بافتید و تقلب کردید و زور گفتید؛ اینک بر شما دروغ می‌‌بندند و علیه‌تان تقلب می‌کنند و به شما زور می‌گویند. که جز کِشته خویش درو نتوان کرد.

حاکمیت می‌تواند از این افزایش تنش برای بستن همین حداقل فضای باز سیاسی که به امید کشاندن مردم به پای صندوق‌های رأی باز گذاشته شده‌است سود بجوید و مشکلش را با مردم و انتخابات و رأی یکجا حل کند. ما مردم می‌توانیم در این افزایش تنش امکان برآوردن آرزوی دفاع از وطنی را ببینیم که سال‌هاست کت‌بسته و دهان دوخته نتوانستیم از آن به نحوی که درست و مناسب می‌دانیم دفاع کنیم و ملی‌گرایی زخم‌خورده و در قفس‌مانده و به گوشه‌ای خزیده‌مان را با مشارکت در یک تراژدی ملی التیام بخشیم.

حاکمیت می‌تواند با ترتیب دادن تظاهرات اتوبوسی و لگد مال کردن پرچم آمریکا و انگلیس و تمامی کشورهای عضو شورای امنیت و پخش چند ده باره تلویزیونی فیلم‌هایی که در آن انبوه جمعیت شعار "مرگ بر" سر می‌دهند و مصاحبه‌های مهندسی شده با افراد دست‌چین شده، مشت محکم دیگری بر دهان استکبار بکوبد. ما می‌توانیم به همه این نمایش‌ها با سردی و بی‌تفاوتی بنگریم و افسوس بخوریم که آنچه در این میان بار دیگر به فراموشی سپرده می‌شود منافع ملی و سعادت مردم ایران است. می‌توانیم افزایش تنش و تسریع رویارویی را به وضوح ببینیم، به ماجراجویی‌های کشورمان در سیاست خارجی افسوس بخوریم و در خفا یا در جمع برای بار صدم تکرار کنیم که این سیاست نه بر اساس منافع ملی و خواست عمومی که بر پایه نگاه ایدئولوژیک طراحی و عملیاتی می شود و موقعیت ایران را در هرزمان در منطقه و جهان تضعیف می کند.

اما نه روشن بینی‌ای که در این پرسش‌ها و تحلیل‌ها وجود دارد و نه تاریک‌اندیشی‌ای که در پسِ بسیاری از پاسخ‌‌هایی است که به احتمال قریب به یقین می‌دانیم حاکمیت به آنها خواهد داد، نه دلسوزی‌های بِجا و موجه ما و نه تکرار اینکه حاکمیت برای خروج از بن‌بستی که هم خود و هم ما را در آن گرفتار کرده‌‌است فلج می‌باشد، پاسخی به اوج گرفتن فضای خصمانه‌ای که میان ایران و جهان به سرکردگی آمریکا به وجود آمده نیست. راه حل‌هایی نیز همچون تشکیل اطاق فکری از "صاحبنظران" برای ارائه پیشنهاد به مسئولان امر نیز جز گرفتار کردن تصمیمات عاجل در کشمکش‌های جناحی‌ای نیست که خود بیش از دو دهه است یکی از سبب‌های اصلی فلج ماندن سیاست خارجی کشور می‌باشد و به این معنا جز اتلاف وقت نخواهد بود و به همین چشم نیز دیده خواهد شد(۱). پیشنهاد دیرهنگام دراز کردن دست دوستی به کشور عربستان نیز در شرایط فعلی علاوه بر مضحک بودن، به نتیجه دیگری جز جری‌تر کردن این رقیب دیرینه ایران در حاشیه خلیج فارس نخواهد رسید(۲).

تنها پاسخ به این وضعیت اضطرار و برای خارج کردن ملت و کشور از تیررس وقایع، یک چرخش آشکار در هر دو حوزه سیاست داخلی و خارجی است و بس. چرخشی که نقطه آغاز آن باید شفاف، بدون شائبه و قابل درک و فهم هم برای کشورهای جهان و هم برای ملت ایران باشد. یعنی از سویی آزاد کردن تمامی زندانیان سیاسی، برداشتن حصر رهبران جنبش سبز و رفع توقیف فعالیت احزاب سیاسی و تشکلات مدنی و از سوی دیگر پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا بر سر اختلافات موجود. مسلم است که چنانچه کسانی در حاکمیت تصور کنند که می‌توانند با اتخاذ فقط یکی از این دو تصمیم عاجل، تصمیم دوم را به زمان دیگری موکول کنند باید مطمئن باشند که از عهده جلب اعتماد لازم برای خارج کردن کشور از تیررس واقعه‌ای که نزدیک و نزدیک‌تر می‌شود بر نخواهند آمد.

اگر برای حاکمیت کنونی کشور باز پس دادن آزادی‌های مشروع یک ملت و برقراری روابط معقول و معتدل با سایر کشورهای جهان حُکم نوشیدن جام زهر را هم داشته باشد، مسئولیت ملی و وظیفه سیاسی ایجاب می‌کند که اینکار صورت گیرد. وگرنه مسئولیت تمامی لطماتی که از تعلل در گرفتن این تصمیم به ملت و کشور ایران و فرهنگ‌های غنی‌ای که در این زاد و بوم رشد و توسعه یافته‌اند وارد شود به عهده آنان خواهد بود. نیازی به انتظار کشیدن برای داوری تاریخ نیست.

-------------------------------------------
(۱) ضرورت تشکیل اتاق فکر با حضور نخبگان سیاسی - سایت دیپلماسی ایرانی
(۲) محمدعلی ابطحی، "سه ضلع یک اختلاف"، هفته‌نامه آسمان، شماره ۳، ص. ۲۹
.



برچسب‌ها: ، ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۹ نظر

ابراهیم دوشنبه ۲ آبان ۹۰ ساعت ۱۸:۲۶

پیشنهاد نویسنده بسیار معقول و منطقی است و چاره‌ای جز این هم نیست البته اگر چاره‌ای اساساً وجود داشته باشد. فقط کمی دیرهنگام است، درست مثل این است که خری را که ضعیف است و توان حمل بار را ندارد، درست زیر بار، یونجه و علف بدهیم تا قوی شود و بتواند بار را بردارد!
رفتار آشفته حاکمیت نشان می‌دهد که نه تنها با زندانی کردن فعالان سیاسی آرامشی نیافته در خواب هم کابوس آنان را می‌بیند. به جای آزاد کردن فعالان سیاسی به دنبال راهی است که در رؤیا هم آنان را دربند کند تا خوابش را آشفته نکنند!



امیر سه شنبه ۳ آبان ۹۰ ساعت ۰۱:۰۸

رفع حصر از رهبران جنبش سبز چه ارتباطی با خروج ایران از تیرس آمریکا دارد؟ یا نویسنده متوجه بوده است که با این پیشنهاد عملاً رهبران جنبش سبز را در اردوگاه امریکا قرار میدهد؟ تا جایی که من می دام آقای خاتمی هم در همان روز اول گفته اند که دعوای داخلی ما در ایران نمی بایست باعث شود که بیگانگان ،خصوصاً آمریکا احساس کند که می تواند به کشورمان تعدی کند. این پیشنهاد به نظرم بسیار عجیب بود. شروط خاتمی را نمی توان برای هر مسئله ای استفاده کرد.



حسين زارع سه شنبه ۳ آبان ۹۰ ساعت ۰۶:۴۳

امیرخان، آزادی زندانیان سیاسی و برداشتن حصر رهبران جنبش سبز کف هر خواسته‌ای است. اما واقعیت آن است که حتی آمریکا هم اگر در ایران وضع تغییر نکند پیشنهاد مذاکره را جدی نمی‌گیرد.



جلال سه شنبه ۳ آبان ۹۰ ساعت ۱۱:۵۹

"اگر برای حاکمیت کنونی کشور باز پس دادن آزادی‌های مشروع یک ملت و برقراری روابط معقول و معتدل با سایر کشورهای جهان حُکم نوشیدن جام زهر را هم داشته باشد، مسئولیت ملی و وظیفه سیاسی ایجاب می‌کند که اینکار صورت گیرد. وگرنه مسئولیت تمامی لطماتی که از تعلل در گرفتن این تصمیم به ملت و کشور ایران و فرهنگ‌های غنی‌ای که در این زاد و بوم رشد و توسعه یافته‌اند وارد شود به عهده آنان خواهد بود. نیازی به انتظار کشیدن برای داوری تاریخ نیست."

صد در صد موافقم.



امیر سه شنبه ۳ آبان ۹۰ ساعت ۱۲:۳۲

مسئله اینجاست که اساساً این قبیل مطالبات و این امور ارتباطی با سطح برخورد دوکشور ندارد. رفع حصر از رهبران جنبش شسبز یک مطالبه داخلی است به همچنین ازادی زندانیان سیاسی و یا حتی آزادی فعالیت گروه های سیاسی. هیچ کدام از این سه در کوتاه مدت نمی تواند تضمینی برای حمایت مردم از حکومت باشد. تنها راه برای به عرصه کشیدن مردم انتقال این احساس به آنهاست که حکومت خود تصمیم به اصلاح گرفته و این اصلاح بالاترین سطح قدرت را نیز در بر می گیرد. وگرنه استمرار این وضعیت خود باعث می شود که متاسفانه مردم تنها راه باقی مانده را دخالت بیگانه ببینندو متاسفانه از ان حمایت کنند. شروط آقای خاتمی تنها با هدف شرکت در انتخابات مطرح شده بود و این موضوع در همه زمینه ها کاربرد ندارد.



نسرين سه شنبه ۳ آبان ۹۰ ساعت ۱۸:۴۸

نوشته واقعا عالی و با جرات بود. اظهارات آقای امیر را هم ابدا متوجه نشدم. وقتی یکی از دلایل تنش با کشورهای دیگر عدم رعایت حقوق بشر است چطور می توان گفت این قبیل مطالبات ارتباطی با سطح برخورد دو کشور ندارد؟ دیگر اینکه نویسنده به دنبال جلب حمایت مردم از حکومت نیست, بلکه به دنبال خارج کردن ایران از تیررس آنهم به نحوی است که خروج از این مهلکه به نفع دموکراسی خواهی هم باسد.



امیر چهارشنبه ۴ آبان ۹۰ ساعت ۰۳:۰۴

نسرین خانم. دموکراسی، رعایت حقوق بشر، حرکت در بستر عقلانی و بدور از ماجراجویی مسلما به تامین منافع ملی می انجامد .در این مورد شکی نیست. ولی مسئله رفع حصر از رهبران جنبش سبز چه ارتباطی به مناقشه اخیر میان دوکشور دارد؟ آیا با آزادی زندانیان سیاسی و یا رفع محدودیت از حزب مشارکت و یا سازمان مجاهدین اتقلاب اسلامی مردم ناگهان طرفدار نظام جمهوری اسلامی در برابر غرب می شوند؟
این مطابات در حقیقت پروزه ای است که آقای خاتمی برای نحوه مواجه جناح اصلاح طلب با مسئله انتخابات طرح نمودند. حال آنکه بدر صورت تحقق این شروط بازهم میزان اعتماد و حمایت مردم از نظام سیاسی مستقر قابل سنجش و اندازه گیری نیست.
تحقق دموکراسی و پیوستن به دنیای ازاد شرایط خاص خود را دارد که بی تردید یکی از آنها برگزاری انتخابات ازاد و رقابتی است چیزی که به قول آقای تاجزاده جون ولایت فقیه داریم ان را نداریم.
باید بپذیریم که برای نیل به این مقصود یعنی رسیدن به دموکراسی که توافق اولیه ما برای حفظ کشور بود، به اصلاحاتی کلی تر از آنچه در یادداشت گفته شده نیاز هست. دموکراسی یعنی نامین برابری سیاسی از طریق برگزاری انتخابات ازاد.



محدثه چهارشنبه ۴ آبان ۹۰ ساعت ۰۷:۱۵

آیا این خطر وجود ندارد که با ورود به مذاکره با آمریکا دولت و حاکمبت از فشارهای بین المللی تا حدی خلاص شوند و با دست بازتری به سرکوب داخل بپردازند؟



علی چهارشنبه ۴ آبان ۹۰ ساعت ۱۲:۵۰

به محدثه: همینطور که نویسنده هم آورده واقعا باید تاکید کرد که این هر دو باید با هم پیش بروند. یعنی بهبود روابط خارجی همراه با باز شدن فضای سیاسی وگرنه همین خطر که شما میگویید وجود دارد.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی