پیامدهای ناخواسته بهار عربی
کریستوفر هیل
خیزش مردمان کشورهای خاورمیانه، امیدهای بسیاری را برای تغییر نظم سیاسی در این منطقه ایجاد کردهاست و مخالفان را در دیگر کشورها و از آن جمله ایران به باور به قریبالوقوع بودن تغییرات در سراسر این منطقه رساندهاست. نگاهی واقعبینانه اما از این امر حکایت میکند که تنشهای سیاسی حل نشده، فقدان فرهنگ سیاسی دموکراتیک و ضعف نهادهای مردمبنیاد، نه فقط راه رسیدن به دموکراسی را طولانی میکند بلکه در صورت عدم اتخاذ سیاستهای درست میتواند به خشونتهایی دامن بزند که کلیت پروژههای دموکراسیخواهی را زیر سوال ببرد. کریستوفر هیل، معاون وزیر خارجه آمریکا برای شرق آسیا و سفیر سابق این کشور در عراق و کره جنوبی و مقدونیه با اشاره به تعدادی از این عوامل در مورد عراق، نسبت به لزوم دقت بیشتر بر این عوامل هشدار میدهد.
مقالات مربوط
در فضای انتخاباتی فعال بمانیم
سعید سوادکوهی
بیعملی، شورش یا گامهای سنجیده به سمت دموکراسی
روزبه پاکسار
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
تجربهٔ مصر
علی مزروعی
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
احیای دوباره خشونت در یمن، نشانه دیگری است از اینکه بهار عربی نیز ممکن است به فهرست بیماریهای مسری تاریخیای بپیوندد که در موعد مقرر خود بهبود نیافتند. در حقیقت، دامنه تأثیر آن میتواند به طرقی که کسی انتظار آن را ندارد به کشورهای دیگر سرایت کند.
عدم اشتیاق و استقبال اسرائیل از بهار عربی را به خاطر نگرانی از تأثیرات این پدیده بر امنیتش، میتوان بخشید. اسرائیل در ۱۹ اوت، در صحرای نگب متحمل حملهای شد که از طریق مرز با مصر که روز به روز خطرناکتر می شود، صورت گرفت و هشت غیرنظامی کشته شدند. درست چند هفته بعد از آن جمعیتی [در اعتراض به کشته شدن تعدادی مصری توسط اسرائیل و ممانعت این کشور در عذرخواهی رسمی] به سفارت اسرائیل در قاهره حمله کردند و اصرار داشتند که دیپلماتهای اسرائیلی باید اخراج شوند و مناقشه بزرگی را با دولت موقت و شکننده مصر به راه انداختند. در سوریه کسی نمیتواند نتیجه نزاع خونین پرخشم و هیاهوی فرقهگرایان را پیشبینی کند. و در لیبی، در حالی که خلاص شدن از دست معمر قذافی گام اولیه خوبی محسوب میشود، خوشبین هم باشیم، تا رسیدن به دموکراسی و حاکمیت قانون سالهای زیادی فاصله داریم.
در همین حال عراق به رهبری شیعیان یعنی وصله ناجور دنیای عرب، توجهش معطوف به تجدید "موافقتنامه وضعیت نیروها" (Status of Forces Agreement- SOFA) با ایالات متحده است تا آن را جایگزین موافقتنامهای کند که تا ۳۱ دسامبر منقضی میشود. مذاکرات بر روی موافقتنامه برای پس از ۲۰۱۱ در جریان است تا این اطمینان حاصل شود که حضور نظامی آمریکا به نوعی به ثبات (نسبی) سیاسی و اجتماعی عراق و رشد اقتصادی آن یاری خواهد رسانید. از همه مهمتر اینکه عراق حقیقتاً اکنون چیزی برای حفاظت شدن دارد:قرار بر این است که ۱۱ قرارداد نفتی و قراردادهای دیگری که در راه هستند این امکان به وجود آوردهاند که در فاصله یک دهه تولید نفت این کشور را به میزان تولید عربستان سعودی برسانند.
امسال شاهد افزایش خشونتها در عراق بودیم. حملات سنیها به دولت و شیعیان غیرنظامی؛ و کمتر از آن، اما مرگبارتر، حملات شیعیان افراطی به سربازان آمریکایی. هرچند هیچکس این دو نوع حمله را با هم مقایسه نمیکند، اما واقعیت آن است که تجمیع اینها باعث شدهاند که امسال یکی از پرهزینهترین سالها پس از موج شورش عظیم ۲۰۰۸-۲۰۰۷ برای سربازان امریکایی باشد. بسیاری از ناظران خاورمیانه حمایت ایران را پشت حملات گروههای نظامی شیعه میبینند. مرز ایرانـعراق، مثل بسیاری از مرزهای منطقه طولانی و پرمنفذ است. سلاحهای ضبط شده از گروههای نظامی در اغلب موارد ساخت ایران است و به تازگی نیز صادر شدهاند. نظامیان شیعه از ایران تأمین میشوند و محصول تبلیغات ایران هستند، و احتمالاً متقاعد نشدهاند که نیروهای آمریکایی واقعاً در حال ترک عراق هستند. اما حملات پرتعدادتر سنیها چطور؟ آنها از کجا حمایت میشوند؟
نخبگان اتاقهای فکر که دلمشغولیشان موضوعات مربوط به جابجایی محل استقرار نیروهای آمریکا در نقاط پرتنش جهان است به این نتیجه رسیدهاند که افزایش خشونت سنیها نیز با عقبنشینی سربازان آمریکایی مرتبط است. گروههای سنی گویا در تلاشند تا ثابت کنند که آنها هنوز مهم هستند و نه از سربازان آمریکایی شکست خوردهاند و نه از آنان میترسند.
آمریکاییها -که با بسیاری از مردم خارج از خاورمیانه در این زمینه تفاوت دید چندانی ندارند-، مبارزه در عراق را حفرهای میدانند که در آن هواداران دموکراسی علیه هواداران دیکتاتوری ("مرگآفرینان"، به تعبیر وزیر دفاع، رونالد رامسفلد در کنفرانس خبری پنتاگون) مبارزه میکنند. البته برای بسیاری از مردم منطقه، جنگ عراق به چیزهای دیگری هم مربوط میشود، انتقال قدرت در کشوری که رهبریِ آن در دست سنیها بودهاست به کشوری که رهبری در دست شیعیان است. دنیای عرب سنی، به خوبی پذیرای عراق با حاکمان شیعه نبودهاست. در حقیقت برخی از سنیهای افراطی در دنیای عرب، قدرت گرفتن شیعیان را تهدیدی مرگبار میدانند.
انشعاب ۱۳۰۰ ساله سنی/ شیعه ابدا چیزی نبود که آمریکاییها به آن در حمله سال ۲۰۰۳ فکر میکردند. به هر حال توجه به این "هویتهای قبلیهای" نیز زمینه مناسبی برای سیاستی که مناسب برای دموکراسی قرن بیست و یکمی باشد هم نبود. آمریکا امید زیادی داشت که این هویتها بر زمینههای متفاوت و سکولارتری تبیین شوند. گفتن اینکه به چه زمینههایی مشخصاً میاندیشیدند ، دشوار است ــ دولت رفاه؟ نظام مالیاتی؟ قانونگذاری؟ اما به هر حال در ذهنیت آمریکاییها این باور وجود داشت که هویتهای سیاسی سکولار بروز پیدا خواهد کرد و تجربه عراق مورد استقبال و نمونهبرداری در دنیای عرب فرار خواهد گرفت.
البته این اتفاق نیفتاد و زمانی که سنیها و ـ به طرز مشابهی شیعیان ـ بعثیزدایی را انتقامی علیه سنیها دیدند، شورشها ادامه پیدا کرد. امروز این شورشها که گاه نیز خیلی خشن هستند به هیچوجه توسط گروههایی که به اکثریت عراقیها نزدیک هستند حمایت نمیشوند -حتی اگر فرض کنیم که قبلاً چنینی بودهاست. شورشیان برخلاف گذشته هیچ سرزمین و شهری را در اختیار ندارند و در حالی که بسیاری از سنیها از زندگی تحت نخستوزیری که حزب سیاسی شیعه را رهبری میکند، ناخرسند هستند، اغلب آنها واقعیتهای جدید را پذیرفتهاند و تمام تلاششان این است که سهمشان را بیشتر کنند. اما آیا این را میتوان در مورد سنیهای باقی دنیای عرب هم گفت؟
در حقیقت، در بقیه کشورهای خاورمیانه، جایی که دولتها یا پادشاهیهای سنی تسلط دارند، "شیعهسازی" بیسابقه عراق هرگز به خوبی پذیرفته نشد. بسیاری از کشورهای منطقه اغلب به بهانه "نگرانیهای امنیتی"، از باز کردن سفارت در بغداد امتناع کردهاند. سعودیها تا کنون رغبتی به پیشرفتهای عراق به رهبری شیعیان نشان ندادهاند و به دنبال این بودهاند که زنگ خطر را برای تصاحب تنها کشور شیعی دنیای عرب از سوی ایران به صدا درآورند. در حقیقت، زمان و پولی را که سعودیها صرف تهدید عراق کردند، اگر در عوض خرج حمایت از عراق میکردند، شاید عراق خیلی بیش ار اینها پیشرفت میکرد.
در طول اوجگیری شورشهای سنیها، نیروهای آمریکایی تلاشهای قابلملاحظهای را معطوف به بستن مرزها، و همچنین نظارت و جلوگیری از ورود پول از گروههای افراطی به دولتهای سنی در عراق کردند. با در نظر گرفتن آشفتگیهایی که در دنیای عرب در حال وقوع است، نیروهای امنیتیای که پیش از این -گرچه گاهی با بیمیلی ــ این جریانهای پولی را قطع میکردند و اکنون به خاطر مشکلات فوریتر به سوی امور دیگری رفتهاند، شاید ارزش این را داشته باشد که دوباره به بازرسی مشغول شوند.
منبع: Project Syndicate
برگردان: جمهوریخواهی
برچسبها: بهار عربی ، خاورمیانه ، دموکراسی ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۲ نظر
بینام شنبه ۹ مهر ۹۰ ساعت ۱۳:۵۴
نسخه پیچی آمریکا برای منطقه آدم را یاد برخی رهنمودهای اپوزیسیون خارج از کشور برای ایران میاندازد.
منصور ف یکشنبه ۱۰ مهر ۹۰ ساعت ۱۸:۱۵
ایران را نباید با لیبی و عراق و افغانستان مقایسه کرد. ایران زیرساختهای سیاسی بسیار پیشرفته تری از این کشورها دارد.