آدم اینجا تنهاست
عباس کاظمی
ضعف نهادهای صنفی -آنجا که وجود دارند- و فقدان آنها در بسیاری از حوزههای فعالیت اجتماعی و فرهنگی در ایران نه فقط به بیپناهی مزد و حقوقبگیران دامن زدهاست، نه فقط به تنزل سطح علم و دانش و کارآمدی در نهادهای آموزشی و خدماتی دولت منجر شدهاست بلکه به گسترش سبکی از زندگی دامن زده که در آن گویی "بقا" به یگانه هدف زندگی تبدیل میشود. زمانی که این مصیبت به گروههای اجتماعیای همچون اساتید علوم انسانی که وظیفهشان دمیدن روح بالندگی و ترویج اندیشه انتقادی در جامعه است سرایت میکند، تأثیر مخرب آن چندین برابر میشود. این نوشته که اول بار در وبلاگ نویسنده آن منتشر شدهاست، هم مروری است بر چرایی ابتلا انجمن جامعهشناسی به این مصیبت و هم فراخوانی برای تن ندادن به آن.
مقالات مربوط
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۱-هنگامی که از دانشگاه تهران بیرون آمدم اولین چیزهایی که بعد از مدتی تجربه کردم این بود که در فقدان نهادهای صنفی و مدنی، آدمی بسیار احساس تنهایی میکند. خیلی چیزها هستند که دیگر وجود معدود دوستانی که کنار آدمی باقی میمانند نمی توانند آن خلاء بنیادی را در زندگی آدمی پر کنند. مواردی از نیازمندیها وجود دارند که تنها نهاد صنفی و اجتماعی می تواند پاسخگوی آنها باشد چرا که این تنهایی، تنهایی نبودن آدمها در کنار شما نیست بلکه مسئله این است که زندگی عملی شما دستخوش آسیب میشود و گویا عنصری بالاتر از فرد باید به میان بیاید تا مشکل مرتفع شود. بنابراین، تنهایی با این یا با آن نبودن مد نظر نیست بلکه تنهایی به معنای فقدان های اجتماعی است. تنهایی مورد نظر به معنای از دست دادن شبکه تعاملات گذشته و در نهایت منزوی شدن فرد طرد شده در جامعه است.
۲-وقتی دیدم بزرگانی از جامعه شناسی ایران ، بالااجبار و بادستور نیروهای نامرئی بازنشست شدند بیشتر احساس کردم که باید چیزی بنویسم تا شاید انجمنهایی چون جامعه شناسی ایران تکانی به خود بدهند و تدبیری بیندیشند. وقتی دکتر صدیق و دکتر معیدفر که یکی زمانی رئیس دانشکده علوم اجتماعی بود و دیگری رئیس انجمن جامعهشناسی حاشیهنشین شدند دیدم که هیچ نهادی و سازمانی مدنی و صنفی وجود نداشت تا حال آنها را جویا شود و مشکلات پیش آمده را پیجویی کند. حتی مخاطراتی چون منزوی شدن و از دست دادن امکان تعاملات گذشته یا مسائل احتمالی مالی و نظایر در هیچ جا و از جمله انجمنهایی چون انجمن جامعهشناسی مورد بحث قرار نگرفت. این مسئله برای استادان جوانی که اخراج شدند بیشتر بود. مهمترین مشکلی که آنها دارند جدای از بیرون شدن از فضای کاری، عدم امکان استخدام در سازمانهای دیگر و از جمله قطع خدمات بیمهای است. نهایت اقدامی که ممکن است صورت گرفته باشد اظهار تاسف فرد فرد آدمهایی است که در دانشکده هنوز هیئت علمی فرض می شوند و در چند سال دیگر ممکن است این هم نباشند.
۳-دانشکده مجموعهای از گروههای سازمانیافته نیست. دانشکده مجموعهای از تودههایی بی شکل است که هر گاه فردی از آن بدور انداخته شود هیچ آسیبی به کلیت آن نمیرسد. آنهایی که امروز برای استادان برکنارشده جز تاسف عملی انجام نداده اند (البته جز این هم نمیتوانستند انجام دهند) فردا نیز جز تأسف برای خود شاهد نخواهند بود. مهمترین معضل به این بر میگردد چنین حوادثی به مثابه رخدادهای اجتناب ناپذیری چون مرگ نگریسته میشود که میتواند دامن هرکسی را بگیرد و بنابراین ما را گریزی از آن نیست و ناگزیر به پذیرش آن هستیم. اجتنابناپذیر دانستن این اقدامات بخشی از روند طبیعی جلوه دادن امور است که هم برای عاملین نفع دارد و هم برای دیگرانی که بخواهند از خود سلب مسئولیت کنند. اما آنچه نباید از یاد برود این است که مسئله یک فرد مسئله همه آدمهایی است که در آن صنف به کار مشغول اند.
۴-روزگاری به دکتر معیدفر که آن زمان رئیس انجمن جامعهشناسی بود عرض کردهبودم که انجمن جامعهشناسی در برابر اتفاقاتی که برای جامعهشناسان در زندگی شان میافتد چه مسئولیتی دارد و چه اقدامی می تواند بکند؟ ایشان تأکید کرده بودند که انجمن جامعهشناسی نهادی صنفی نیست. من میپرسم اکر این انجمن نهادی صنفی نیست پس چگونه نهادی است؟. نهادی صنفی نیست که مسائل اعضایش را دنبال کند. اگر کلاسشان را از دست دادند برایشان کلاسهای فوق العاده بگذارد. برایشان سخنرانی بگذارد و آنها را از انزوا نجات دهد. مسائل بیمه ای و سایر خدماتی آنها را پیگیری کند و یا به طور کل مسائل حقوقی چنین اتفاقاتی را پی گیر باشد و غیره. نهادی علمی نیست که معیار فعالیتهای علم جامعه-شناسی بدست دهد و جلوی سوء استفاده غیرمتخصصان در حوزه تحقیقات اجتماعی همانند سایر انجمن های علمی موجود در کشور(مهندسی، روانشناسی و معماری) واکنش نشان دهد. انجمن سیاسی نیست که در برابر حوادث مهم کشور تحلیل یا واکنش ارائه دهد. انجمن جامعهشناسی اگر هیچکدام نیست پس کارکرد اصلیاش در جامعه علمی علوم اجتماعی چیست؟ شاید باید بگوییم که انجمن جامعه شناسی خود نهادی بیرون انداخته شده و بدون حمایت مالی است که خود مشمول زندگی استادان اخراجی میشود. اما اگر نیک بنگریم میبینیم که انجمن جامعه شناسی میتواند تکانی به خود بدهد و بیشتر به مسائل اعضای خود حساس باشد. این موضوع میتواند از پایین ترین حد خود یعنی حساسیت به اتفاقاتی که برای جامعه شناسان می افتد شروع شود و به ارائه راه حل های کاربردی برای حل مشکلات ادامه یابد.
۵-تصور من این است در وضعیتی که هیچ نهاد مدنی برای افراد در معرض خطر وجود نداشته باشد آدمیان احساس تنهایی می کنند. همین احساس تنهایی که امروز دکتر صدیق و دکتر معیدفر و دیگر دوستانی که از دانشگاه های علامه، دانشگاه تربیت مدرس و دیگر دانشگاهها بیرون انداخته شدند را (با آن همه کوشش های اجتماعیشان در چند دهه گذشته که برای سازمانهای بزرگ کشور انجام دادند) در برگرفته است در تمامی فرد فرد جامعه ایرانی قابل حس است. اگر احساس تنهایی و بی پشتوانگی مشکل ما جامعهشناسان است چرا مشکل کلیت جامعه نباشد و ما اگر نتوانیم نهاد مدنی خود را بسازیم چگونه میتوانیم جامعه را در تقویت چنین نهادهایی یاری رسانیم. اگر چنین نهادهایی شکل نگیرند جامعه نیروهای اجتماعیاش را از دست خواهد داد. میشود مهاجرت نیروهای فعال از کشور را با فقدان چنین نهادیی نیز مرتبط کرد. آنها که بعد از مدتی احساس تنهایی میکنند راهی جز مهاجرت در سرزمینی دیگر ندارند. چه چیز دلزدهتر و فاجعه آمیزتر از این است که جامعه، انسانی را از خود دفع کند و به آن بی توجه باشد. جامعه مانند خدایی که روی از بنده خود گرفته باشد او را به عذاب همیشگی تنهایی مبتلا میکند و این چنین فرد مهاجر، غریبگی در جامعه ای دیگر را بر غریبگی در زادگاه خودش ترجیح می دهد.
برچسبها: انجمن جامعهشناسی ، دانشگاه ، علوم انسانی ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال