گفتوگو آیین درویشی نبود، ورنه با تو ماجراها داشتیم
آرش بهمنی
پس از انتشار مقاله نه کنگره و نه ملی به قلم مهرداد خاموش از سوی جمهوریخواهی ناظر برسنجش و ارزیابی پیشنهاد تشکیل "کنگره ملی" توسط مجتبی واحدی، این نوشته توسط آرش بهمنی برای سایت ارسال شدهاست که برای رعایت آداب گفتوگو آن را در اینجا منتشر میکنیم.
مقالات مربوط
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
ما و رأی خاتمی
مقالات تازه
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا
۱ـ ارائه شکل خام و پیشنهادگونه طرح «کنگره ملی» از سوی مجتبی واحدی٬ تاکنون واکنشهای بسیاری را به همراه داشته است. البته این نخستین بار نبود که چنین طرحی از سوی مجتبی واحدی ارائه میشد[۱] اما اینبار حجم واکنشها به این پیشنهاد قابل مقایسه با سابق نبود. گرچه بعضی دوستان تلاش بسیاری برای بایکوت کردن این طرح کردند٬ اما به طور مشخص در اینباره در شبکههای اجتماعی بحثهای مختلفی درگرفت.
آنچه که اما نگارنده را وادار به قلمی کردن این سطور کرد٬ دفاع یا رد طرح «کنگره ملی» نبود.هم از آن جهت که نظر من به عنوان یک فرد٬ پیش از این به طور مکتوب نوشته شده و قابل مطالعه و نقد است.[۲] و هم به این دلیل که واکنشهای «غیرمودبانه» و «توهینآمیز» دوستان را پیش از این درشبکههای اجتماعی دیده بودم و مایل به ورود در چنین فضاهایی نبودم.
آنچه که محرک اصلی برای نوشتن این یادداشت شد٬ اولا «تهمت»هایی است که جناب آقای «مهرداد خاموش» در یادداشت خود به بنده زدهاند٬ در ثانی مطرح کردن بحثشان بر تعداد بسیاری از مفروضات غلط و سپس نتیجهگیری از آن است.
۲ـ برای آنکه توجه خواننده را به میزان صحت مفروضات آقای خاموش جلب کنم٬ جملهای از مقدمه یادداشت ایشان را نقل میکنم: «جنبشی که هماینک با اتخاذ موضعی یکدست در برابر انتخابات پیشرو گام مهمی در تبیین خود به مثابه یک نیروی سیاسی برداشته است.»
همین یک جمله٬ نشان دهنده میزان اطلاع و آگاهی ایشان از تحولات و رخدادهای عرصه سیاست در ایران است. جنبش سبز در اینجا به چه معنا به کار رفته و مجاز از کدام واقعیت عینی در دنیای خارجی است؟ در صورتی که تفسیری مضیق از جنبش سبز ارائه دهیم٬ لااقل هواخواهان دو کاندیدای انتخاباتی٬ مهدی کروبی و میرحسین موسوی٬ باید از اعضای جنبش سبز باشند. آیا واقعن همه این اعضا درباره انتخابات به موضعی یکدست رسیده و بر سر آن با هم توافق کردهاند؟ آیا ایشان از ذهنیت و نظر همه اعضای جنبش سبز خبر دارد که اینگونه با صراحت خبر از اتحاد نظر آنان میدهد؟ با توجه به این نکته که طیف هواداران مهدی کروبی٬ بیشتر از میان نیروهای تحولخواه جامعه بودهاند٬ و با فرض حذف آنان از جنبش سبز ـ اتفاقی که البته به مذاق بسیاری از دوستان خوش خواهد آمد ـ در میان هوادارن فعال در کمپین انتخاباتی آقای موسوی نیز٬ چنین اجماعی به وجود نیامده است. مگر آنکه ایشان در اینجا جنبش سبز را مراد از دفتر آقای خاتمی گرفته باشند٬ که البته آن بحث دیگری است.
اینچنین مفروضاتی٬ البته در جای جای یادداشت ایشان به وضح قابل تشخیص و ردیابی است. از جمله مهمترین آنها٬ ادعاهای ایشان٬ درباره نحوه تشکلی شورای هماهنگی راه سبز امید است که مدعی شدهاند این شورا توسط «برخی چهرههای شناخته شده جنبش سبز که به خارج کشور رفتهاند طرحی را برای هماهنگی فعالیتهای آن پیش نهادند». فارغ از دیگر ادعاهای ایشان درباره استقبال خارقالعاده از این شورا و جمع شدن نیروهای سبز پیرامون آن و سپس اعتبار و صلاحیتی در حد اعتبار و صلاحیت رهبران جنبش سبز برای آن قایل شدن ـ که هیچکدام در عالم واقع مصداق خارجی ندارد و حتی خود سخنگوی شورا نیز چنین ادعایی نمیکند ـ سوال و نکته مهم آن است که ایشان چگونه و از چه طریقی به اسناد نحوه تشکیل شورا دست پیدا کردهاند؟
حداقل در دو مورد مشخص٬ آقایان مزروعی و امیرارجمند٬ حکایتی متفاوت با آنچه که ایشان میفرمایند٬ درباره تشکیل شورا داشتهاند.[۳]
نکته دوم آن است که برخلاف نظر ایشان٬ آقای مجتبی واحدی هرگز عضو شورای هماهنگی راه سبز امید نبودهاند. نه تنها آقای واحدی٬ بلکه هیچیک از نزدیکان مهدی کروی عضو این شورا نیست و حتی خود مهدی کروبی نیز در زمان تشکیل شورا٬ نام اعضای آن را نمیدانست. [۴]
پس در اینجا پیشفرض اساسی ایشان درباره عضویت مجتبی واحدی - یا هر عضو دیگری به نمایندگی از مهدی کروبی در این شورا - منتفی است. یعنی با این شکل این مدعا که چرا مجتبی واحدی «تصمیم گرفت اعتبار و مقبولیتی را که از فعالیت در این شورا به دست آورده بود در راه دیگری هزینه کند» سالبه به انتفا موضوع است و برای پاسخ به آن هم نیازی نیست که به آینده دور ارجاع دهیم.
۳- بند «تحلیلی» یادداشت اقای خاموش٬ مملو و مشحون از انواع و اقسام تهمتها و توهینهاست که اساسا به طور مشخص هدفی جز «تخطئه» برای آن متصور نیست. متهم کردن دیگران به همراهی با جنبش سبز به دلیل «توهم»٬ آرزوی مذاکره با کشورهای دیگر و ... در هر ردهای بگنجند٬ بلاشک تحلیل نیستند و نمیتوانند باشند.
اما نکته مهم آن است که ایشان در این بند٬ بار دیگر در مقام مدعی جنبش سبز نشستهاند و احکام کلی صادر میکنند. گویا ایشان نه به سیالیت زمان معتقدند و نه به تغییر شرایط. برایشان بیانیههای میرحسین موسوی و مهدی کروبی نیز متون مقدسی است که تنها و تنها توسط برخی از مقربان بارگاه قابل تفسیر است٬ آن هم به شرطی که آنگونه که دوستان مایلند٬ بیان شود.
چه کسی و کدام نظرسنجی و تحقیق علمی و کدام آمارگیری جامع از همه اعضای جنبش سبز٬ نشان داده است که «جنبش سبز نیز به راه خود میرود و برگزاری انتخابات آزاد، خلاصه مطالباتش است»؟ آقای خاموش٬ تاکنون حتی زحمت مطالعه دقیق بیانیههای میرحسین موسوی را نیز به خود ندادهاند که در آنها تاکید کرده است که جنبش سبز٬ جنبشی متشکل از نظرات و عقاید گوناگون است.
مشخص نیست تفاوت میان این دوستان در ایجاد هاله تقدس پیرامون شخصیتها٬ چه تفاوتی مثلا با مقدس کردن آقای خمینی در ابتدای انقلاب٬ یا لنین یا استالین یا هیتلر و ... دارد؟ فرض کنیم - فرض محال٬ که محال نیست - میرحسین موسوی یا مهدی کروبی به هر دلیلی چند وقت دیگر٬ خواستار آن شدند که مردم به هر شکل در انتخابات مجلس نهم شرکت کنند و برای ایجاد فضای حداقلی٬ به اصولگرایان معتدلتر رای دهند. آیا این دوستان عقل و تحلیل خود را به کناری مینهند و در انتخابات شرکت میکنند؟
قرائتی که این دوستان از بیانیهها و مواضع میرحسین موسوی و مهدی کروبی ارائه میدهند٬ از قرائت ارتدوکسترین دینداران نسبت به دین و متن مقدس نیز٬ خشکتر است. اگر میرحسین موسوی پس از عاشورای خونین تهران٬ با صدور بیانیهای به ارائه راهکارهایی برای حل بحران پرداخت٬ یک سال بعد خواستار حضور مردم در خیابانها شد. برای حمایت از ملتهایی که شعار اصلیشان «الشعب یرید اسقاط النظام» بود. مهدی کروبی در آخرین ویدئوی خود صراحتا اعلام کرد که نظام سیاسی مملکت٬ تنها با رای مردم قابل تشخیص خواهد بود. آیا میتوان تصور کرد که مواضع مهدی کروبی و میرحسین موسوی که از ۲۲ خرداد ۸۸ تا ۲۵ بهمن ۸۹ دچار تغییرات اساسی شده٬ در نزدیک به هشت ماه کذشته٬ هیچ تغییری نکرده باشد؟ میرحسین موسوی که پیش از ۲۵ خرداد به دیدار آقای خامنهای برای حل بحران رفت٬ آیا همان است که چند ماه بعدصراحتا انتقاد از فرمانده عالی جنگ - آیتالله خمینی - را نیز مجاز میدانست؟ و هزاران مثال اینگونه که میتوان آنها را به میان آورد.
۴- جملات ایشان درباره اینکه بنده «وظیفه اعتباربخشی» به کنگره ملی را بر عهده گرفتهام - یا به عهدهام گذاشتهاند - متضمن توهین و تهمت شخصی است. در یک کشور آزاد بعید است که بتوان به همین راحتی تهمتهایی را به اشخاص وارد کرد.
درباره بحثهایی هم که درباره کنگره ملی مطرح کردهاند٬ آنقدر سوتفاهم٬ بدفهمی و گزینش نادرست و مقطع جملات وجود دارد که هر انسانی را به حیرت وا میدارد.
اقای واحدی صراحتا اعلام کردهاند که منظور نظر ایشان ارائه طرحی برای اتحاد اپوزیسیون بوده که حتی هنوز نامی هم برای آن انتخاب نشده٬ صراحتا گفتهاند که خود در آن مسوولیتی قبول نخواهند کرد٬ تصریح شده که این طرح بلند مدت برای تمام گروههایی است که دموکراسی را در روش و عمل پذیرفتهاند و ... به نظر میرسد اقای خاموش٬ به مصداق «خود گویی و خود خندی» طرح مساله کرده و سپس به نقد مسایل طرح شده توسط خود پرداختهاند.
۵- از جمله موارد مورد تاکید ایشان٬ بحث حضور نیروهای سیاسی در داخل کشور میزان تاثیرگذاری آن بود. فارغ از چرایی تاثیر بسیار کم اپوزیسیون خارج از کشو بر تحولات سیاسی ایران - که البته در جای خود قابل بررسی است - این مساله را فراموش نکنیم که انقلاب سال ۵۷ تماما توسط نیروهای خارج از کشور رهبری شد. اکثریت قریب به اتفاق کادر دولت موقت نیز مدتها ساکن خارج از کشور بودهاند٬ اکثریت عظیمی از رهبران نیروهای سیاسی نیز آن زمان در ایران حضور نداشتهاند. این مساله البته تنها مختص به انقلاب ایران نیست و در بسیاری از کشورهای دیگر نیز قابل مشاهده است. اینکه ایشان چگونه تمامی این تجربهها را نادیده میگیرند نیز٬ از جمله مواردی است که خود باید پاسخگوی آن باشند.
۶- کنگره ملی طرحی است که تا زمان آغاز به کار آن٬ نمیتوان درباره موفقیت یا شکست آن حکم قطعی صادر کرد. موفقیت یا شکست این طرح بستگی به میزان تلاش حامیان برای تبلیغ و مخالفان برای تخریب دارد.
پینوشت:
۱ـ مجتبی واحدی در سخنرانی خود در پاریس به این نکته اشاره کرد که برای نخستین بار از این طرح در برنامه پارازیت ـ در تلویزیون فارسی صدای آمریکا ـ سخن گفت.(لینک) برای بار دوم نیز در یک گفتوشنود با کاربران سایت بالاترین٬ این مساله را مطرح کرد.(لینک) وی در سفر به اروپا٬ در گفتوگویی با رادیو فرانسه٬ با تفصیل بیشتری در اینباره سخن گفت. (لینک)
۲ـ یادداشت «کنگره ملی٬ طرحی برای موفقیت» منتشر شده در سایت روز آنلاین (لینک)
۳- رجبعلی مزروعی در گفتوگویی با روزآنلاین درباره نحوه تشکیل شورا میگوید: «شورای هماهنگی راه سبز امید توسط آقایان موسوی و کروبی در زمانی که فکر می کردند ممکن است در آینده مشکلاتی پیش بیاید تشکیل شده و اعضایش را هم انتخاب کردند. اعضای شورا که خودشان خودشان را انتخاب نکرده اند.» (لینک)
اردشیر امیرارجمند که از وی با عنوان سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید یاد میشود٬ در گفتوگویی با برنامه «به عبارت دیگر» در شبکه تلویزیونی بیبیسی فارسی٬ میگوید: «یکی از مسائلی که در زمان تشکیل این شورا بسیار مورد توجه رهبران جنبش بوده است، تکثر جنبش بوده است و اینکه باید دیدگاه های مختلف در داخل این شورا عرضه بشود و افرادی که انتخاب می شوند باید دارای آن استعدادی باشند که بتوانند نقطه نظرهای مختلف را عرضه بکنند.«(لینک)
۴- از گفتوگوی مجتبی واحدی با سایت خودنویس: «آقایان موسوی و کروبی با هم صحبتهایی در اینباره داشتهاند. البته پیشنهاد دهنده هم جناب آقای مهندس موسوی بوده است. اما به دنبال قطع ارتباطات، اعضای این شورا از سوی آقای موسوی انتخاب شدند. البته آقای موسوی و کروبی همیشه به دنبال این بودند که هماهنگی در کارها وجود داشته باشد. مثلا شما میبینید که بیانیههایی که برای روزهای تظاهرات صادر میشد، از سوی هر دو نفر این عزیزان بود. اما درباره شورای هماهنگی با توجه به قطع ارتباطات، آقای کروبی نقشی در انتخاب اعضای این شورا نداشتند و در حال حاضر هم نمیدانند چه افرادی عضو این شورا هستند... البته من یقین دارم که به صورت کلی افراد منتخب آقای موسوی، مواضعشان مورد تایید آقای کروبی است. اما نه در همه جزییات. و باز هم تاکید میکنم که در نصب اعضای آن آقای کروبی نقشی نداشتهاند.
برچسبها: کنگره ملی ، جنبش سبز ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
گزارش دیدار با سید محمد خاتمی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال