سکولاریسم نو! نواختن شیپور از سر گشاد آن
عبدالستار دوشوکی
سیسال حاکمیت جمهوری اسلامی در ایران، بحث ارتباط دین و دولت را به یکی از مباحث مهم سیاسی میان طرفداران دموکراسی در ایران تبدیل کردهاست. از دو سال و اندی پیش که اتحاد گستردهای میان نیروهای مدنی و مذهبی در جنبش سبز بهوجود آمد، این بحث علاوه بر اهمیت نظری، جایگاه استراتژیک مهمی نیز در این اتحاد پیدا کرد و در حالی که نیروهای میانهرو از هر دو سمتِ این اتحاد بر لزوم سکولاریسم سیاسی و اولویت دموکراسی بر باور فلسفی و اعتقادی به سکولاریسم میکنند، عدهای همچنان بر باور رادیکال به سکولاریسم اصرار میورزند. در این نوشته که بار اول در سایت عصرنو منتشر شد، عبدالستار دوشوکی علاوه بر آنکه بار دیگر بر لزوم رعایت اعتدال در این بحث تأکید میکند، با ذکر مثال نشان میدهد که چگونه برخورد رادیکال در این زمینه میتواند به گمراهی در انتخابهای سیاسی بینجامد.
مقالات مربوط
در فضای انتخاباتی فعال بمانیم
سعید سوادکوهی
بیعملی، شورش یا گامهای سنجیده به سمت دموکراسی
روزبه پاکسار
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
سیاست و مشروعیت قهر
بیژن حکمت
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
اصرار بر نواختن شیپور سکولاریسم از سر گشاد آن، رسالت "نامیمونی" است که عدهای آن را تا فراسوی مرز پرخاشگری، تقدیس افراطی همانند صلیبی مقدس در رهگذر جدال اندیشهها بر دوش کشیده و فریاد بر میآورند: یــافتم! یافتم! نسخه نـــو ِ آن را یافتم! در حالیکه سکولاریسم یا دمکراسی نسخه "نو" و "کهنه" ندارد. در این مقاله بسیار کوتاه، معرفتشناسی انتقادی آن "یافته" جدا بافته و عملکرد سیاسی شارحان "سکولاریسم جزماندیش و پرخاشگر" را در ترازوی نقد عریان مورد ارزیابی و کالبدشکافی قرار میدهم؛ زیرا "سخن هر چه کوته بود خوشتر است / بگویم گرت هوش اندر سر است". یا بعبارتی "چون سخن نیک بود مختصر آید".
طبق پژوهشها و نظر سنجیهای متفاوت، بریتانیا یکی از "لامذهبترین" یا بعبارتی در عمل، سکولارترین کشورهای دنیا است در حالیکه از منظر قانون (۱) ملکه یا پادشاه بریتانیا، هم رئیس حکومت (State) و هم رئیس مذهب یا کلیسای پروتستان (Church) میباشد؛ و تفکیک قانونی بین نهاد مذهب و نهاد حکومت وجود ندارد. اما عملا ً بریتانیا دارای یک سیستم سیاسی آزاد، دمکراتیک و پویای مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر میباشد. در برخی از کشورهای اروپایی نظیر ایرلند پارهای از قوانین نظیر آموزش عمومی در مدارس مذهبی ِ وابسته به کلیسا، قانون سقط جنین، و حتی روشهای جلوگیری از بارداری بر اساس احکام الهی دین مسیحیت و نه علم نوین و یا عرف رایج وضع شدهاند. در این کشورها برخی از ضوابط و مناسبات قانونی حکومتی بر پایه احکام دین مسیحیت بنیاد شدهاند، و تفکیک مشخص قانونی بین دین و حکومت، مثلا ً بر خلاف آنچه که در فرانسه "لائیک" است، وجود ندارد. وانگهی بسیاری از احزاب دمکراتیک در کشورهای مترقی و آزاد نظیر احزاب دمکرات ـ مسیحی، سوسیال ـ مسیحیی ، ملی ـ مذهبی و محافظه کاران مذهبی و سیاستهای آنها ریشهای عمیق و تاریخی در مذهب مسیحیت دارند. اما در عین حال همگی این کشورها متمدن، دمکراتیک و آزاد هستند. ولی کشورهایی نظیر کره شمالی، کوبا و سوریه سکولار هستند. معمر قذافی و صدام حسین هم سکولار بودند. بنابراین آیا میتوان نتیجه گرفت که سکولاریسم مترادف است با استبداد مطلق و یا بر عکس؟ نه خیر ! اینگونه نتیجه گیریهای سطحی، سفسطه در استدلال و بمثابه نعل وارونه زدن در میدان سیاست است. معاهدهها، منشورها، عهدنامه ها و قوانین بین المللی فراوانی در مورد آزادی افراد، مساوات، دمکراسی، حقوق بشر و غیره وجود دارد. اما هیچ کشوری از نظر قوانین بین المللی ملزم به رعایت سکولاریسم نیست. زیرا سکولاریسم، قبل از آنکه یک قانون باشد، یک فرهنگ است که در طی یک پروسه روشنگری و فرایند عرفی سازی حاصل می شود. فرهنگی که مذهبستیز نیست اما انسانگرا است و به اصالت عقل و علم و جایگاه آزاد انسان (اصالت فرد) باور عملی دارد.
بر اساس تعریف مشخص و انعطافناپذیر ارائه شده توسط مروجانی که پیامبروار صلیب سکولاریسم را با جزماندیشی خاصی به دوش میکشند، و گاها ً نیز از آن بعنوان چوب تکفیر علیه مخالفان نظری خود استفاده میکنند، باید در ساختار سیاسی و حقوقی بسیاری از این کشورهای دمکراتیک و آزاد نقضها و تناقضهای اساسی نهفته باشد. آنها معتقد هستند که سکولاریسم پیشفرض دمکراسی است. متاسفانه تعریف دقیق، واحد و جامعی از واژه "سکولاریسم" که مورد قبول همگان باشد، وجود ندارد. جدایی دین از سیاست، جدایی دین از دولت (قوه اجرایی)، جدایی دین از حکومت (هر سه قوه مقننه، مجریه و قضائی)، جدایی نهاد مذهب (مسجد یا کلیسا) از نهاد دولت و یا حکومت و غیره، از جمله مجموعه تعاریف نسبتا ً بیشمار و رایجی هستند که هر کسی از "ظن" خویش به آنها رجوع میکند. عدم وجود تعریف جهانشمول از واژه و مفهوم ذاتی سکولاریسم باعث تشتت در گفتار و پراکندگی در پندار شدهاست؛ زیرا جنگ از الفاظ خیزد، و ز معانی آشــتــی!
مشوش نمودن رابطه بین دمکراسی، کثرتگرائی و التزام به منشور جهانی حقوق بشر از یک سو، و سکولاریسم از سوی دیگر، یکی دیگر از شگردهای ماهرانه واصفان سکولاریسم نو، که در مورد آن "تعصب مذهبی یا مسلکی" خاصی نشان میدهند، است. در این راستا باید گفت متأسفانه "تیری که نه بر هدف گراید / آن به کـه ز جعبه بر نـیـاید!"
مدافعان سکولاریسم نو ادعا میکنند که هیچگونه ضدیتی با دین مردم ندارند. آنها مدعی هستند که فقط یک سر "چوب" یعنی سکولاریم را از روی زمین برداشتهاند؛ و با سر دیگر چوب یعنی دین مردم کاری ندارند ـ غافل از اینکه اگر یک سر چوب را بردارید، سر دیگر آن را نیز ناخواسته برداشتهاید. خردگرایی حکم میکند که نمیتوان در این مورد با استدلالهای انفصالی، خود را از مسئولیت مبرا و منزه دانست. متأسفانه در فرهنگ عامه، واژهها معنای خاص خود را پیدا میکنند. و اینگونه است که مروجان سکولاریسم بجای اینکه آن را در چهارچوب حاکمیت مردم (دمکراسی)، برابری، حقوق بشر، کثرتگرایی، و اصالت علم و عقل و اراده انسان آزاده، معرفی و ترویج کنند؛ سکولاریسم را بصورت یک مقوله انتزاعی در جدال با بظاهر طرفداران دین، و از منظر تودهها در جدال با خود دین، مطرح میکنند. متأسفانه سکولاریسم مذهبستیز همان خدمتی را به مقوله "جدایی دین از حکومت" خواهد کرد، که آخوندهای طرفدارن دین در طی ۳۲ سال اخیر به مذهب شیعه کرده اند. بقول حافظ "نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست / کلاه داری و آئین سروری داند"!
در تنقیح مطلب باید تاکید کنم که بنده نیز همانند بخش وسیعی از ایرانیان با جدایی کامل نهاد دین از نهاد حکومت و اجرای "سیاست زمینی" اعتقاد سیاسی دارم. اما از خطر روشهای انتزاعی، تعصب، تامگرایی و منش غیردمکراتیک در طرح مقوله "جدایی نهاد دین از حکومت" تحت عنوان سکولاریسم نو آگاه هستم، زیرا طرح دگماتیستی و "مذهب ستیزی" سکولاریسم احتمالا ً نتیجهای معکوس ببار خواهد آورد. بسیاری از عوام و حتی خواص نواندیشان دینی که با "بحث قبض و بسط تئوریک شریعت" سروش آشنایی دارند، سکولاریسم پرخاشگر را مترادف با دین ستیزی و در رابطه با کشورمان، "اسلام ستیزی" میبینند، زیرا هر چه از حد بگذرد ناچار گردد ضد آن! یا بقول مولانا "ضد را از ضد شناسند ای جوان / چون شدی در ضد، به بینی ضد آن".
یکی از واصفان و شارحان محترم و شناخته شده شیوه انتزاعی معرفی سکولاریسم نو، جناب دکتر اسماعیل نوری علاء میباشند که بنده برای تلاش و جایگاه ادبی ایشان احترام ویژهای قائل هستم. اما عملکرد سیاسی ایشان نمیتواند از دایره نقد فعال و سازنده بیرون باشد. ایشان در جمعهگردی اخیر خود تحت عنوان "سخنی دیگر درباره کنگره ملی و آلترناتیوسازی" مینویسند: "سال هاست من، در نوشتهها و برنامههای رسانهای خود، در مورد ضرورت ایجاد یک کنگره ملی و یک آلترناتیو سکولار ـ دموکرات در خارج کشور سخن گفتهام". باید با شفافیت عریان تصریح کرد که نگارنده مخالفتهای شدید جناب آقای دکتر نوری علاء گرامی را علیه نشست برلین، نشست لـنـدن، کنفرانس پاریس، کنگره بروکسل، همایش همبستگی واشنگتن، طرح رفراندم و غیره خوب بیاد دارد. علاوه بر سابقه دیرینه در نقد مذهب، آقای دکتر نوری علاء قبل از تأسیس شبکه سکولارهای سبز، با هر نوع اقدامی در جهت تشکل، سازماندهی و همبستگی نیروهای سیاسی اپوزیسیون برونمرزی که تقریبا ً همگی بدون ادعای مالکیت، سکولار هستند، مخالف بودند، و از ابراز مخالفت صریح و ناسازگار خود با سمینارها و نشستها و کنگرهها و همایشها جهت همسویی و اتحاد ابدا ً ابائی نداشتند. نقطه نظرات، نقل قولها و مقالات متعدد ایشان در اینترنت موجود است. بقول شیخ اجل سعدی " نگفته ندارد کسی با تو کار / ولیکن چو گفتی دلـیلـش بیار". برای نمونه فقط چند فقره از مواضع روشن ایشان را در ذیل ذکر می کنم:
"من این مطلب را به خواست دوستانم در سایت «فرهنگ گفتگو» و بعنوان پیشگزارهای برای شرکت در یک بحث پالتاکی پیرامون «اتحاد برای دموکراسی» مینویسم. جوهر حرفم هم آن است که، از نظر من، «اتحاد» برای «دموکراسی» نه ممکن است و نه اثربخش"." بدین ترتیب من نه در ندای آقای رضا پهلوی مبنی بر «امروز فقط اتحاد» حاصلی مفید میبینم، نه در دعوت آقای امیر انتظام برای تشکیل «کنگره ملی» و نه در پیشنهاد آقای نویدی در مورد تشکیل «پارلمان در تبعید»".
دکتر اسماعیل نوری علاء (ممکنات و اثرات اتحاد برای دموکراسی - دوشنبه ۸ فروردین ۱۳۸۵ - برابر با ۲۸ مارس ۲۰۰۶ ـ دنور، کلرادو، آمریکا) (لـیـنـک ۲)
"در واقع، من این اصرار شبانهروزی بر اینکه با هم همبسته و هماهنگ و همگام شویم را ـ بخصوص وقتی که از جانب تشکلی سیاسی مطرح میشود ـ چیزی جز گریختن از انجام وظایف و مسئولیتهای خود و پنهان شدن در پشت یک ایدهء جمعی گسترده ارزیابی نمیکنم. و تازه، بنظر من، امکان رخ دادن معجزهای به نام همبستگی وجود ندارد"
متن سخنرانی (ویدئویی) در سمینار شاخه آمریکای جبهه ملی ایران ـ کدام طیف، کدام نیرو، کدام همبستگی؟ ـ یکشنبه ۳۱ ماه می ۲۰۰۸ (لـیـنـک ویدئو ۳)
باید پرسید چرا شخصیت ادبی و اندیشمندی نظیر دکتر نوری علاء که طی سالیان متمادی مصرانه با تلاشهای دیگران برای همسویی و اتحاد مخالفت کرده، به ناگاه برای مصادره به مطلوب جنبش سبز و تشکیل دولت در تبعید و یا بعبارتی "دولت سایه" و بی کفایت خواندن موسوی و کروبی، چنان عجلهای از خود نشان دادند و با منتقدان یا بقول خودشان کسانی که گروه خونی آنان با گروه خونی دکتر نوری علاء همخوانی ندارد، آنگونه برخورد نامناسب کردند، و بر خلاف اصل کثرتگرایی و دمکراسی، آنها را دفع کردند ـ بخصوص اینکه آنها نیز سکولار بودند، اما جربُزه سیاسی و پایبندی به اصول خویش را داشتند. سخنرانی اسلام ستیزی و ضد موسوی و ضد کروبی برخی از سخنرانان در کنفرانس سکولارهای سبز در تورنتو در آرشیو سایت تلویزیون مـیـهـن موجود است. متأسفانه در اثبات به اصطلاح دشمنی سازش ناپذیر خود با رژیم جمهوری اسلامی، پاره ای از مسئولین گروه سکولارهای سبز کج نشستند و راست گفتند و حتی به دفاع و حمایت از عقبماندهترین، خشنترین و ارتجاعیترین نیروهای مذهبی مخالف رژیم برخاستند که خود نمایانگر پایبندی عقیدتی آنها به اصل سکولاریسم و نه استفاده ابزاری از آن میباشد. در نتیجه "هر آن آتش که باشد سر بسر دود، همان بهتر که خاکستر شود زود!". اینگونه از سکولاریسم دفاع کردن در حقیقت نواختن شیپور از سر گشاد آن می باشد یا بعبارتی به نقل از خود ایشان اسب دمکراسی و حقوق بشر را پشت درشکه سکولاریسم بستن است. دمکراسی و کثرتگرایی واقعی عملا ً در بطن خود "جدایی دین از حکومت" را جای خواهد داد. اما بر عکس آن امکان پذیر نیست ـ یعنی سکولاریسم واقعی (همانگونه که در کره شمالی، سوریه و کوبا است) در بطن خود دمکراسی واقعی را جای نخواهد داد. نتیجتا ً نه شیپور را از سر گشاد آن بنوازیم، و نه اسب را پشت درشکه ببندیم.
یادداشتها:
۱http://en.wikipedia.org/wiki/Acts_of_Supremacy
۲-http://www.puyeshgaraan.com/ES.Articles/ES.Articles.momkenaat %۲۰e%۲۰etehaad.ht
۳- http://www.youtube.com/watch?v=B۱nX۹ew۳poA&feature=player_embedded#!
برچسبها: دموکراسی ، سکولاریسم ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۱ نظر
سوره چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ ساعت ۱۳:۳۱
به نظر من حرف های آقای نوری علا حتی ارزش جواب دادن هم ندارد.