ما ملت تو نیستیم
لاله ممبینی
سخنرانی محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل اگر هزار عیب داشت، که داشت، یک حسن هم بر آن مترتب بود و آن اینکه تناقضات و خودبزرگبینی فردی را نشان داد که شش سال است ریاست قوه مجریه مملکت را به عهده دارد. فردی که هماکنون محبوبیتش به حلقه معدود حواریون و کسانی محدود میشود که هنوز و علیرغم افشا شدن دزدیها و اختلاسهای بیسابقه امید دارند با واریز ماهانه یارانه به حسابشان بتوانند از پس بیکاری و افزایش روزافزون هزینه زندگیشان برآیند.
مقالات مربوط
چه کسی بود گفت تحریم؟
فرهاد جعفری
بینیازی هاشمی و نیازهای حاکمیت
مریم ممبینی
آیا هنوز کسی در ایران فصلالخطاب است؟
مهرداد خاموش
سهم ما از لیبرالیسم
امید نوری
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
اصرار احمدینژاد بر حضور منظم و مستمر در مجمع عمومی سازمان ملل و قرار دادن نام خویش در فهرست سخنرانان در واقع چیزی جز یافتن مخاطبینی نیست که دیگر در کشور خودش از دستیابی به آنان ناامید شدهاست. فردی که در کشور خویش یعنی در ایرانِ ما به دستکاری آمار و بیتوجهی به ارقام شهره است، نیمی از سخنرانی خود را به ارائه آمار از فقر و فلاکت جهانی اختصاص میدهد. فردی که در کشور خویش به دستبرد به انواع و اقسام صندوقها و بانکها و بودجه نهادهای دولتی و مردمی مشغول است، بخشی از سخنان خود را به افشای بیحساب و کتاب بودن روابط مالی در جهان اختصاص میدهد. فردی که در مدیریت دولت خویش وامانده است، از لزوم بهبود مدیریت جهانی صحبت میکند. فردی که در طی شش سال حاکمیتش، در پایمال کردن حقوق سیاسی و شهروندی یک ملت گوی سبقت را از همتایان خاورمیانهای خویش ربوده است، از برقراری حقوق برابر سیاسی ابناء بشر میگوید. و جالب آنکه زمانی که برای چندمین بار سخنرانی خویش را در مجلسی به پایان میبرد که بیش از دو سوم صندلیهای آن خالی است همچنان به ادامه روش و منش خویش پای میفشارد.
اما همه اینها اگر برای نمایندگان سیاسی کشورهای جهان امر تازهای باشد برای ما که شش سال مدام همین حرفها و ادعاها و دروغها و لعن و نفرینها را شنیدهایم این سخنرانی حرف تازهای نداشت و اگر نبود آن اشاره به "من و ملت من" شاید ما نیز همچون اکثر شرکتکنندگان در مجمع سالانه سازمان ملل، نه با ترک سالن که با تعویض کانال تلویزیون، خود را از شنیدن باقی صحبتهای وی آزاد میکردیم و با افسوس از داشتن چنین سخنگویی و با نگرانی نسبت به منافع ملی کشورمان مشغول به کار دیگری میشدیم.
واقعیت آن است که در شش سال گذشته هر روز بر تعداد کسانی که به دروغ، ریا، وعدههای توخالی و خودبزرگبینی محمود احمدینژاد پی میبرند افزوده میشود. امروز نه فقط صددرصد کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به میرحسین موسوی و مهدی کروبی رأی دادند در زمره این آگاهانند، بلکه بخش قابلتوجهی از کسانی نیز که به هر دلیلی نام او را در صندوقهای رأی انداختند به واقعیت وجودی او پی بردهاند. کسانی که از کاندیداتوری او به دلایل واقعی یا موهوم پشتیبانی کردند، کسانی که او را معجزه هزاره سوم نامیدند و همچنین کسانی که در برابر زیادیخواهیهای وی سکوت اختیار کردند همه و همه به صدا درآمده و با شرمساری یا با "حفظ موضع" و مستقیم و غیرمستقیم از کرده خود ابراز ندامت میکنند و درست در یک چنین لحظهای از ذلّت و خواری است که محمود احمدینژاد که ما را خس و خاشاک مینامید اینک از ما ملت ایران با عنوان "ملت من" نام میبرد.
آقای احمدینژاد ما ملت ایرانیم، ملت تو نیستیم. نه ملت تو و نه ملت هیچ یک از زمامدارانی که طی دوهزار و پانصد سال تاریخ این کشور، چه به عدل و چه به ظلم، برآن حکم راندهاند نیستیم. ما ملت ایرانیم. ما ملت بودن خود را نه یکروزه و یکساله که طی قرون متمادی به تجربه و آمدوشد و دادوستد با یکدیگر به دست آوردهایم. ما کسانی هستیم که به سختی دریافتهایم که تفاوتهای قومی و دینی و عقیدتیمان نمیتواند و نباید از ما شهروندانی با حقوقی متفاوت بسازد. ما کسانی هستیم که به تجربه دریافتهایم که حاکمان و نظامها گذرا هستند و آنچه ماندگار است ایران ماست. ما امروز ملتی شدهایم که در برابر ظلم و خشونت، قدرت خویش را در راهپیماییها و اعتراضات و تظاهرات به جهان نشان دادهایم. ما ملتی هستیم که برای دفاع از هویت و حمیت خود، گذشت و انصاف و شجاعت را بر دروغ و دزدی و رذالت ارجح میدانیم.
اگر ما ملت تو بودیم باید میتوانستیم همچون تو و حلقه دوستانت تمامی فرهنگ این کشور را اعم از دینی و مدنی و تاریخی به مسخره بگیریم. اگر ما ملت تو بودیم باید میتوانستیم همچون تو ثروت ملی و منافع عمومی را فدای بلندپروازیهای خویش بکنیم. اگر ما ملت تو بودیم باید میتوانستیم همچون تو از برابری و عدالت و انصاف بگوئیم اما به نزدیکان خویش سهمی را از این ثروت اعطا کنیم که یکهزارم آن کفاف سیر کردن کودکان گرسنه این مملکت را میدهد. اگر ما ملت تو بودیم باید میتوانستیم همچون تو چشم بر زجر و شکنجه جوانان آزادیخواه این مملکت ببندیم و مدعی شویم که در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد. اگر ما ملت تو بودیم باید میتوانستیم همچون تو بگوییم که موسوی و کروبی در ایران آزادند در حالی که حتی بردن نام آنها در مطبوعات ممنوع است. اگر ما ملت تو بودیم میتوانستیم چشم بر بیکاری روزافزون کشور ببندیم، فقر و فلاکت خانوادهها را ببینیم و اعلام کنیم که هر سال دومیلیون شغل جدید در کشور ایجاد میشود.
نه آقای احمدینژاد ما نه ملت تو هستیم و نه امت اسلام. ما همان به چشم تو خسوخاشاکی هستیم که دو سال است خواب را از چشم تو و تمامی اقتدارگرایان ربودهاند. ما ملتِ ایران هستیم.
برچسبها: ملیگرایی ، احمدینژاد ، سازمان ملل ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۷ نظر
حسين چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ ساعت ۱۲:۲۱
جالب اینکه در سایتهای داخلی این جمله از نطق حذف شده است.
بینام چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ ساعت ۱۸:۳۴
حسین جان این ملت که فقط یک متولی ندارد. اینجا طرف نمیتواند از ملت من که همان امت یکی دیگر است حرف بزند.
مريم پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۰۹:۴۲
توهم این مجنون حدی ندارد.
علي پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۱۵:۰۰
بدبختی این است که سرنوشت ما دست این مجنون است.
محمدرضا گيلاني پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۱۵:۰۸
"ما کسانی هستیم که به تجربه دریافتهایم که حاکمان و نظامها گذرا هستند و آنچه ماندگار است ایران ماست".
بینام جمعه ۸ مهر ۹۰ ساعت ۱۰:۲۶
زنده باد ملت ایران. زنده باد آزادی. شرم بر کسانی که ما را خوار و زبون میخواهند.
بینام جمعه ۸ مهر ۹۰ ساعت ۱۸:۳۵
این آقا صاحب دولت خودش هم نیست چه برسد به ملت ایران.