صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

ما ملت تو نیستیم


چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ - ۷ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


لاله ممبینی

سخنرانی محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل اگر هزار عیب داشت، که داشت، یک حسن هم بر آن مترتب بود و آن اینکه تناقضات و خودبزرگ‌بینی فردی را نشان داد که شش سال است ریاست قوه مجریه مملکت را به عهده دارد. فردی که هم‌اکنون محبوبیتش به حلقه معدود حواریون و کسانی محدود می‏‌شود که هنوز و علی‌رغم افشا شدن دزدی‏‌ها و اختلاس‏‌های بی‌سابقه امید دارند با واریز ماهانه یارانه به حساب‌شان بتوانند از پس بیکاری و افزایش روز‌افزون هزینه زندگی‌شان برآیند.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


اصرار احمدی‌نژاد بر حضور منظم و مستمر در مجمع عمومی سازمان ملل و قرار دادن نام خویش در فهرست سخنرانان در واقع چیزی جز یافتن مخاطبینی نیست که دیگر در کشور خودش از دستیابی به آنان نا‌امید شده‌است. فردی که در کشور خویش یعنی در ایرانِ ما به دستکاری آمار و بی‌توجهی به ارقام شهره است، نیمی از سخنرانی خود را به ارائه آمار از فقر و فلاکت جهانی اختصاص می‏‌دهد. فردی که در کشور خویش به دستبرد به انواع و اقسام صندوق‏‌ها و بانک‏‌ها و بودجه نهادهای دولتی و مردمی مشغول است، بخشی از سخنان خود را به افشای بی‌حساب و کتاب بودن روابط مالی در جهان اختصاص می‏‌دهد. فردی که در مدیریت دولت خویش وامانده است، از لزوم بهبود مدیریت جهانی صحبت می‌کند. فردی که در طی شش سال حاکمیتش، در پایمال کردن حقوق سیاسی و شهروندی یک ملت گوی سبقت را از همتایان خاورمیانه‏‌ای خویش ربوده است، از برقراری حقوق برابر سیاسی ابناء بشر می‌گوید. و جالب آنکه زمانی که برای چندمین بار سخنرانی خویش را در مجلسی به پایان می‏‌برد که بیش از دو سوم صندلی‏های آن خالی است همچنان به ادامه روش و منش خویش پای می‏‌فشارد.
اما همه اینها اگر برای نمایندگان سیاسی کشورهای جهان امر تازه‌‏ای باشد برای ما که شش سال مدام همین حرف‏‌ها و ادعاها و دروغ‏‌ها و لعن و نفرین‌ها را شنیده‏‌ایم این سخنرانی حرف تازه‏ای نداشت و اگر نبود آن اشاره به "من و ملت من" شاید ما نیز همچون اکثر شرکت‌کنندگان در مجمع سالانه سازمان ملل، نه با ترک سالن که با تعویض کانال تلویزیون، خود را از شنیدن باقی صحبت‏‌های وی آزاد می‏‌کردیم و با افسوس از داشتن چنین سخنگویی و با نگرانی نسبت به منافع ملی کشورمان مشغول به کار دیگری می‏‌شدیم.
واقعیت آن است که در شش سال گذشته هر روز بر تعداد کسانی که به دروغ، ریا، وعده‏‌های توخالی و خودبزرگ‌بینی محمود احمدی‌نژاد پی می‏‌برند افزوده می‏‌شود. امروز نه فقط صددرصد کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ به میرحسین موسوی و مهدی کروبی رأی دادند در زمره این آگاهانند، بلکه بخش قابل‌توجهی از کسانی نیز که به هر دلیلی نام او را در صندوق‏‌های رأی انداختند به واقعیت وجودی او پی برده‏‌اند. کسانی که از کاندیداتوری او به دلایل واقعی یا موهوم پشتیبانی کردند، کسانی که او را معجزه هزاره سوم نامیدند و همچنین کسانی که در برابر زیادی‌خواهی‏‌های وی سکوت اختیار کردند همه و همه به صدا درآمده و با شرمساری یا با "حفظ موضع" و مستقیم و غیرمستقیم از کرده خود ابراز ندامت می‏‌کنند و درست در یک چنین لحظه‏‌ای از ذلّت و خواری است که محمود احمدی‌نژاد که ما را خس و خاشاک می‏‌نامید اینک از ما ملت ایران با عنوان "ملت من" نام می‏‌برد.
آقای احمدی‌نژاد ما ملت ایرانیم، ملت تو نیستیم. نه ملت تو و نه ملت هیچ یک از زمامدارانی که طی دوهزار و پانصد سال تاریخ این کشور، چه به عدل و چه به ظلم، برآن حکم رانده‏‌اند نیستیم. ما ملت ایرانیم. ما ملت بودن خود را نه یک‌روزه و یک‌ساله که طی قرون متمادی به تجربه و آمدوشد و دادوستد با یکدیگر به دست آورده‏‌ایم. ما کسانی هستیم که به سختی دریافته‌ایم که تفاوت‏‌های قومی و دینی و عقیدتی‏‌مان نمی‏‌تواند و نباید از ما شهروندانی با حقوقی متفاوت بسازد. ما کسانی هستیم که به تجربه دریافته‏‌ایم که حاکمان و نظام‏‌ها گذرا هستند و آنچه ماندگار است ایران ماست. ما امروز ملتی شده‏‌ایم که در برابر ظلم و خشونت، قدرت خویش را در راهپیمایی‏‌ها و اعتراضات و تظاهرات به جهان نشان داده‌ایم. ما ملتی هستیم که برای دفاع از هویت و حمیت خود، گذشت و انصاف و شجاعت را بر دروغ و دزدی و رذالت ارجح می‏‌دانیم.
اگر ما ملت تو بودیم باید می‏‌توانستیم همچون تو و حلقه دوستانت تمامی فرهنگ این کشور را اعم از دینی و مدنی و تاریخی به مسخره بگیریم. اگر ما ملت تو بودیم باید می‏‌توانستیم همچون تو ثروت ملی و منافع عمومی را فدای بلندپروازی‏‌های خویش بکنیم. اگر ما ملت تو بودیم باید می‏‌توانستیم همچون تو از برابری و عدالت و انصاف بگوئیم اما به نزدیکان خویش سهمی را از این ثروت اعطا کنیم که یک‌هزارم آن کفاف سیر کردن کودکان گرسنه این مملکت را می‌دهد. اگر ما ملت تو بودیم باید می‏‌توانستیم همچون تو چشم بر زجر و شکنجه جوانان آزادی‌خواه این مملکت ببندیم و مدعی شویم که در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد. اگر ما ملت تو بودیم باید می‏‌توانستیم همچون تو بگوییم که موسوی و کروبی در ایران آزادند در حالی که حتی بردن نام آنها در مطبوعات ممنوع است. اگر ما ملت تو بودیم می‏‌توانستیم چشم بر بیکاری روزافزون کشور ببندیم، فقر و فلاکت خانواده‏‌ها را ببینیم و اعلام کنیم که هر سال دومیلیون شغل جدید در کشور ایجاد می‏‌شود.
نه آقای احمدی‌نژاد ما نه ملت تو هستیم و نه امت اسلام. ما همان به چشم تو خس‌وخاشاکی هستیم که دو سال است خواب را از چشم تو و تمامی اقتدارگرایان ربوده‌اند. ما ملتِ ایران هستیم.



برچسب‌ها: ، ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۷ نظر

حسين چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ ساعت ۱۲:۲۱

جالب اینکه در سایت‌های داخلی این جمله از نطق حذف شده است.



بی‌نام چهارشنبه ۶ مهر ۹۰ ساعت ۱۸:۳۴

حسین جان این ملت که فقط یک متولی ندارد. اینجا طرف نمی‌تواند از ملت من که همان امت یکی دیگر است حرف بزند.



مريم پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۰۹:۴۲

توهم این مجنون حدی ندارد.



علي پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۱۵:۰۰

بدبختی این است که سرنوشت ما دست این مجنون است.



محمدرضا گيلاني پنجشنبه ۷ مهر ۹۰ ساعت ۱۵:۰۸

"ما کسانی هستیم که به تجربه دریافته‏‌ایم که حاکمان و نظام‏‌ها گذرا هستند و آنچه ماندگار است ایران ماست".



بی‌نام جمعه ۸ مهر ۹۰ ساعت ۱۰:۲۶

زنده باد ملت ایران. زنده باد آزادی. شرم بر کسانی که ما را خوار و زبون می‌خواهند.



بی‌نام جمعه ۸ مهر ۹۰ ساعت ۱۸:۳۵

این آقا صاحب دولت خودش هم نیست چه برسد به ملت ایران.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی