تراژدی بی پایان افغانستان ده سال پس از حضور امریکا؛ هراس از بازگشت طالبان
گفتگو با صدیقالله توحیدی
تغییرات سیاسی خاورمیانه که هر یک الگو و مسیری را برگزیدهاست، بار دیگر روشنفکران و کنشگران سیاسی و اجتماعی را به بازبینی تجربه دهساله یکی از اولین جرقههای این تغییر یعنی سرنگونی حکومت طالبان در افغانستان ترغیب کردهاست. در این مصاحبه که اول بار در سایت جرس منتشر شد، صدیق الله توحیدی، روزنامهنگار و رئیس مؤسسه دیدهبان رسانه در افغانستان بر این نظر است که ساختارهای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی یک کشور هستند که در موفقیت گذار به دموکراسی و توسعه نقش اولوی و تعیین کننده دارند و نادیده گرفتن آنها هم برای بازیگران داخلی و هم برای بازیگران خارجی هرگونه تلاشی را برای تغییر نظم موجود با شکستی پرهزینه مواجه خواهد کرد.
مقالات مربوط
تنگه هرمز را ترکمنچای نکنیم
فرزانه روستایی
اوباما و توانآزمایی دولت ایران
برنا مشیری
ایران در تیررس
امین مهرنیا
شهادت میدهم برژینسکی با صدام ملاقات نکرد
گفتوگو با گری سیک
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
فرزانه بذرپور: یازده سپتامبر و حمله به مراکز تجاری آمریکا زمانی اتفاق افتاد که طالبان تقریبا بر تمامی افغانستان مستولی بودند و به نظر نمیرسید که مجاهدین بتوانند در مقابل طالبان که از سوی عربستان سعودی و پاکستان پشتیبانی میشد کاری از پیش ببرند، سوال این است که حمله آمریکا به افغانستان و سقوط طالبان آیا در راستای منافع افغانستان بود. آیا اگر این حمله صورت نمیگرفت مجاهدین میتوانستند به حکومت طالبان پایان دهند؟
صدیق الله توحیدی: در زمانی که حمله یازده سپتامبر صورت گرفت قهرمان ملی افغانستان دریک حمله انتحاری به شهادت رسیده بود اگر این حمله صورت نمیگرفت و امریکا بر دولت طالبان حمله وآن را ساقط نمیکرد، افغانستان کاملا در چنبره آنان باقی میماند واکنون وضع کشورهای منطقه از جمله ایران و کشورهای آسیای مرکزی وضعی شبیه افغانستان داشت.حداقل درسال ۲۰۰۱ برای کشورمان مفید واقع شد تا امریکا مصمم به مجازات طالبان شد. اگر این اتفاق نمیافتاد، شکی نیست که مقاومت در برابر طالبان ادامه مییافت اما این مقاومت سالها ادامه داشت و باز هم میتوانست به قوام مقاومت مسعود انجام شود.
برخی معتقدند که پس از ۱۱ سپتامبر عملا دولتهای افغانستان با رضایت آمریکا بر سر کار آمدهاند، آیا آمریکا تا این حد در حکومتداری افغانستان دخالت کردهاست و اصولا شما دخالت آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید؟
درجلسه بن، همه افرادی که در مساله افغانستان ذینفع بودند برای اداره کشور بر سر یک برنامه مشترک به توافق رسیدند. براساس همان توافقنامه دوره موقت، انتقالی و انتخابی به وجود آمد و شکی نیست که در همه این روند امریکا ناظر بر اوضاع بود. میتوان گفت در مجلس بزرگ اضطراری و ادارههای موقت وانتقالی اثر امریکا بیشتر محسوس بود اما در دورهای انتخابی این اثرگذاری کمرنگ شد و اگر فکر کنیم همه آنچه اتفاق افتاده است همه به دستور امریکا بودهاست درست و منطبق به حقایق نخواهد بود.
جلسه بن همان کنفرانسی است که بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ در شهر بن آلمان برگزار شد و پیرامون مسائل سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان بحث و تبادل نظر شد. محورهای این جلسه چه بود و گروه ائتلاف چه برنامهای برای افغانستان داشت؟
این جلسه درباره دولت آینده افغانستان و ساختارهای دولت بود. اینکه دوره انتقالی چطور باید انجام گیرد. همینطور بر روی ساختارها و ساختن مؤسسات مربوط به دولت که چگونه باید تنظیم شود و در کنار آن بحث انتخابات و تصویب قانون اساسی و بعد هم چگونه قوای خارجی مسئولیتهای امنیتی را برعهده بگیرند تا زمان انتخابات و انتخاب رئیس جمهور، پیش بینیها و توافقاتی انجام شد.
بیش از یک دهه از سقوط طالبان میگذرد، این گروه همچنان در ناامن کردن افغانستان نقش فعال دارد ، به نظر شما چه عاملی باعث شده تا ائتلاف بینالمللی همچنان در ریشهکنی طالبان ناکام بماند، آیا طالبان در افغانستان ریشههای اجتماعی دارد؟
دلیل اصلی ناکامی قوای ائتلاف بینالمللی عدم برنامههای منطبق به اوضاع عینی و ذهنی جامعه افغانستان بودهاست. از جانب دیگر در چهارسال اول تصور میکردند که مشکل تروریسم حل شدهاست ودیگرطالبان نمیتواند وارد صحنه شود اما این محاسبه نادرست از آب درآمد و طالبان که در حمله امریکا بر افغانستان متواری شده بود دوباره به کمک القاعده وسازمان استخبارات نظامی پاکستان تسلیح وتجهیز و در یک انسجام دوباره وارد صحنه سیاسی ونظامی افغانستان شد. یکی دیگر از عوامل ناکامی قوای بینالمللی سرمایهگذاری روی یک فرد در افغانستان بود نه سرمایهگذاری روی یک بخشی از مردم که ازحضور طالبان متحجر خاطرات تلخی داشته و خشونت و ظلم آنها را به چشم دیده بودند. کنارزدن کادرهای ضد طالبان از رأس امور سبب شد که خود آنها در برابر تروریسم ناکام شوند.
طالبان در افغانستان حمایت عامه و مقبولیت اجتماعی ندارند اما این ضعف دولت حامد کرزای است که مردم را ناگزیر نموده تا از طالبان وتروریست ها حمایت کنند زیرا آنها به سلاح ایدئولوژی مسلحاند ولی دولت هیچگونه طرزفکری برای ادامه حکومت نداشته و میزان انگیزه ضد ترور در میان سربازان در مقیاس کمی قرار دارد.
افغانستان متأسفانه در شمار فقیرترین کشورها قرار دارد، به نظر شما کشور افغانستان برای یک تحول اساسی به چه چیزی نیازمند است و اصولا روزنههای امید برای آیندهای در رفاه و آسایش را چگونه میبینید؟
افغانستان کشور فقیری است که بیش از سی سال در حال جنگ بوده و واقعاً نیاز به یک تحول اساسی دارد که متضمن رفاه عامه، تأمین عدالت اجتماعی ،حاکمیت قانون بوده باشد. اما آیا چنین تحولی ممکن است؟ در حال این یک آرزو است. متأسفانه روزنه امیدی دراین زمینه وجود ندارد. مادامی که اداره کشور اصلاح نشود و دشمنان افغانستان شکست نخورده باشند و مداخلات در امور داخلی کشور قطع نشود و مردم ازوحشت وترور نجات نیابند این آرزو برآورده نخواهد شد.
آمریکا و متحدانش مدعی هستند که در تمام سالهای پس از سقوط طالبان به افعانستان کمکهای مالی و مساعدتهای امنیتی کرده اند، این کمکها تاچه حد بوده و تأثیر آن در جامعه افغان چگونه بودهاست؟
شکی نیست که امریکا ومتحدانش پس از فروپاشی حکومت طالبان مبالغ هنگفتی رابرای افغانستان هزینه کردهاست حدود ۵۰ میلیارد دلار را شامل میشود . اما با کمال تأسف این همه پول در جاهایی به مصرف رسیدهاست که تغییربنیادی را در عرصه اقتصاد کشور به وجود نیاورد. اکثراین مبالغ هزینه حضور مشاوران خارجی و پروژههای روبنایی کشور شد و به جیب مافیای اقتصادی رفت . این مافیا از اعضای خانوادههای رئیس جمهور، معاونان و سایرقدرتمندان تشکیل شدهاست.
به نظر شما اگر همین امروز تمام نیروهای ائتلاف خاک افغانستان را ترک کنند و وظیفه حفظ امنیت بر عهده ارتش افغانستان قرار گیرد ، آیا میتوان مطمئن بود که بار دیگر طالبان بر افغانستان چیره نشود؟
اگر قوای ائتلاف بین المللی افغانستان را ترک کند به زودی کشورتوسط طالبان والقاعده اشغال خواهد شد و نیروهای ارتش افغانستان متأسفانه توان دفاع مستقلانه را ندارند، آن وقت باز هم رنج ودرد مردم آغازخواهد شد و باردیگر به جای قانون شلاق بر مرد و زن جامعه افغانی حاکم خواهد بود. زیرا هنوزهم نهادهای دفاعی و پلیس توانایی لازم را کسب نکرده و حمایت مردمی از دولت کاهش یافته است.
به عنوان آخرین سؤال، مردم افغانستان در قبال واقعه یازده سپتامبر چه واکنشی نشان دادند و آیا افکار عمومی افغانستان آمریکاستیز است و یا از دولت ایالات متحده به عنوان یک دوست یاد می کند؟
در یازده سپتامبر ۲۰۰۱ مردم که از ظلم طالبان به جان آمده بودند امیدوار شدند که اکنون گلیم جنگ وتعصب از کشور برچیده خواهد شد و مردم افغانستان امیدوار بودند که دیگر افغانستان صحنه زورآزمایی قدرتهای منطقه و ترور وحشت نخواهد بود اما پس از ده سال مردم دانستند که هنوزتراژدی آنها پایان نیافته است وحضور امریکا وناتو هم نتوانسته به داستان غمانگیز خونین افغانستان پایان دهد. افکار عمومی در افغانستان اکنون براین استوار هست که باید نظم وآرامش حفظ شود و کسی چندان به حضور امریکا دل نبستهاست اما از برگشت طالبان هراس دارند لذا میخواهند وقتی امریکا و ناتو از کشور بیرون روند که خطر برگشت طالبان وجود نداشته باشد.
برچسبها: آمریکا ، افغانستان ، طالبان ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال