صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

آب بازی؛ جنبشی به سبک زندگی


پنجشنبه ۲۰ مرداد ۹۰ - ۳ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


سیاوش رضاییان

در طول تاریخ کم و بیش غالب حکومت‌های بسته و غیر دموکراتیک، سبک‌هایی از زیستن، اندیشیدن و شادمانی کردن را "حقیقت محض" جلوه داده و با تمام توان و قوا آن را تبلیغ و ترویج کرده‌اند، و شهروندانی که به این الگوهای رسمی تن نمی‌دادند نه تنها "شهروند درجه دو" محسوب می‌شدند بلکه بواسطه آن از حقوق اولیه انسانی نیز محروم می‌گشتند. اینگونه نظام‌ها با استفاده از نیروی سرکوب امکان بروز سیاسی و علنی تناقض بین سبک زندگی بخش فراگیری از شهروندان با ایدئولوژی حاکم را نمی‌دهند. اما شهروندان ناراضی در اینگونه نظام‌ها، باوجود هزینه و ریسک بالای فعالیت سیاسی، گاه به جای طرح و پیگیری سیاسیِ رفع این تضادها، راسا اقدام به پیگیری سبک زندگی خود می¬کنند. آن ها با نوآوری‌های خود، دستگاه‌های تبلیغی حاکم را زیر سوال برده و با کنش‌های آرام و بی سروصدا و البته پرتعداد تمام تلاش‌های عوامل سرکوب را نقش بر آب می‌کنند.[۱]


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


این شهروندان معترض گاه در قالب هنر و ادبیات، ایده‌های خود را با ایهام و استعاره به منصه ظهور می‌رسانند و گاه بطور مستقل یا جمعی با ابتکارات فردی سبک زندگی مطلوب‌شان را ترویج کرده و پی می‌گیرند. شاید به همین خاطر باشد که بسیاری از آثار هنری ماندگار در طول تاریخ به نام کسانی ثبت شده که تحت حکومت‌هایی می‌زیسته‌اند که حتی "آزادانه زندگی کردن" نیز تنها با اجازه و تایید عوامل آن‌ها امکان پذیر می‌بود. در این کشورها معمولا هر از چندگاهی آثار هنری و یا نوآوری‌های اجتماعی خارج از چارچوب تعیینی حاکمان، مرزهای ساختگی و تحمیلی داخلی بین شهروندان و مرزهای قراردادی بین المللی را درنوردیده و بخش‌هایی از جامعه را که هیچگاه از تریبون‌های رسمی دیده و شنیده نشده‌اند را به همگان می‌شناساند.
در ایران طی سه دهه اخیر، نه تنها آزادی‌های سیاسی در سطح نازلی نسبت به استانداردهای بین‌المللی قرار داشته، بلکه بسیاری از آزادی‌های اجتماعی نیز از شهروندان سلب شده و پربیراه نیست اگر ادعا کنیم جوانان بیشترین آسیب‌ها را از این قوانین سختگیرانه دیده‌اند. اما در دو دهه اخیر و بخصوص با باز شدن نسبی فضا پس از به‌قدرت رسیدن محمد خاتمی، جوانان ایرانی به‌صورتی گسترده الگوهای متمایزی از زیستن و ارتباطات اجتماعی را برگزیده و بمباران تبلیغاتی دستگاه‌های ایدئولوژیک در تمام این سالیان را زیر سوال بردند و البته در پاره‌ای از موارد هزینه‌اش را نیز پرداختند.
با این مقدمات می‌توان به بیان موضوعی پرداخت که در روزهای اخیر به خبر داغ خیلی از رسانه های داخلی و خارجی ایران تبدیل شده‌است. اتفاقی که شاید با نگاهی سطحی، از نظر سیاسی بی اهمیت، غیرمنتظره و عجیب به نظر آید.
موضوع از این قرار بوده است که جمعی ۶۰، ۷۰ نفره از جوانان دختر و پسر تهرانی که در ماه‌های اخیر چندین برنامه تفریحی مثل "آب بازی"، "بادبادک بازی"، "حباب بازی" وغیره را برگزار کرده بودند، برخلاف بارهای پیش با برخورد خشن مسئولان انتظامی تهران مواجه شدند، بنا بر گزارش‌ها نزدیک به سی نفر از آنان بازداشت شده و همچنین در روزهای اخیر بطور مستمر مورد تهدید رسانه‌ها و تریبون‌های منسوب به حکومت قرار گرفته‌اند. جناح اقتدارگرای حکومت در تمام سال‌های اخیر وسیعا با این برنامه‌های مستقل مخالفت داشته و نگرانی خود را به‌صورت علنی در این خصوص ابراز داشته است که آن را می توان به دو دلیل عمده مربوط دانست:
الف. فارغ از اینکه تلاش و همت مضاعفی در تمام سال‌های اخیر ازجانب لایه‌های مختلف حکومت، برای اتمیزه کردن جامعه صورت گرفته بود، اما بدیهی‌است که پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ بخش‌های امنیتی، اطلاعاتی نظام حساسیت بیمارگونه‌ای به شکل‌گیری هرگونه شبکه اجتماعی نشان داده و به شدیدترین وجه ممکن با گسترش آن برخورد نموده اند، شاید زمانی نگرانی شدید آن‌ها قابل درک باشد که دریابیم خود به خوبی واقفند که مشروعیت خود را در میان بخش‌های زیادی از جامعه از دست داده‌اند و مسلما چند ده نفر از جوانانی که براحتی در روزهایی که مدارس و دانشگاه‌ها تعطیل‌اند دور هم جمع می‌شوند، برای برگزاری تجمع‌های اعتراضی سیاسی هم به سهولت قابل سازماندهی خواهند بود. گسترش روزافزون این شبکه‌های غیرمتمرکز و پیوند خوردن شبکه‌های آنلاین و آفلاین را نیز به‌عنوان دیگر نگرانی‌های دست اندرکاران می‌توان برشمرد.
ب. رسانه‌های انحصاری و دستگاه‌های ایدئولوژیک حاکمیت در سه دهه با هزینه‌های گزاف، نوعی از سبک زندگی در پوشش، ارتباط، تفریح و غیره را ترویج و تبلیغ کرده و بسیار کوشیده تا همین برداشت از وضعیت فرهنگی جامعه را به حامیان خود در داخل کشور و همچنین مردم سایر کشورها (علی الخصوص کشورهای مسلمان منطقه) بقبولاند. نگاهی گذرا به رسانه‌هایی که در داخل و خارج از کشور در اختیار جمهوری اسلامی قرار دارد این موضوع را بر ما روشن می‌کند که در این نوع سبک زندگی بخش‌های وسیعی از جامعه بالکل نادیده انگاشته شده‌اند.
از قضا، تفاوت عمده "آب بازی" با سایر برنامه‌ها نیز در این موضوع بود که با پخش گسترده عکس‌های این مراسم (خواسته یا ناخواسته) در سایت‌های (داخلی و خارجی) و شبکه‌های اجتماعی، این تک صدایی فرهنگی به چالش کشیده‌شد.
رسانه‌های فارسی زبان (اعم از داخلی و خارجی و حکومتی و مستقل) در روزهای اخیر مدعاهایی را مطرح کرده‌اند که دلایل و مدارک مستند و مستدل برای اثبات آن ها وجود ندارد که به برخی از این موارد در ادامه پرداخته می‌شود:
برخی نوشته‌اند دلیل اصلی برخورد نیروی انتظامی برگزاری آن در مکانی عمومی بود، اما این موضوع به تنهایی گره از معمای برخورد خشونت آمیز دستگاه انتظامی باز نمی‌کند، زیرا "آب بازی" حداقل سومین برنامه تفریحی‌ای بود که هسته اصلی این گروه در ماه‌های اخیر برگزار می‌کرد، به گفته اعضای این گروه در برنامه‌ای با عنوان "حباب بازی" که در پارک پردیسان پیش از این برگزار شده‌بود، بیش از پانصد نفر از شهروندان تهرانی شرکت کرده‌بودند که جمعیت چندین برابر مورد "آب بازی" بود، اما هیچ برخوردی با آن صورت نگرفت. البته جلوگیری از ادامه یافتن و گسترش این برنامه‌ها می‌تواند ذیل دلایل برخورد نیروی انتظامی قرار گیرد. از این منظر اقتدارگرایان به این دلیل گردهمایی اخیر جوانان را مورد هجوم قرار دادند تا هشداری جدی به گوش همنسلان آن‌ها برسانند که هرگونه ارتباطات فراگیر بین شهروندان باید در مکان های رسمی و تحت نظارت، مثل دفاتر بسیج، مساجد، هیئت‌های مذهبی و از این دست صورت گیرد. البته گویا حکم محکومیت "شادی مستقل" شهروندان نیز کم کم در حال صادر شدن است.
همچنین برخلاف آنچه در بعضی رسانه‌های فارسی زبان انتشار یافته این برنامه‌های تفریحی از فضای آنلاین کلید نمی‌خورد بلکه هسته‌های اولیه آنها در فضای آفلاین در جامعه به صورت گروه‌های چند ده نفره شکل گرفته و به مرور که بر تعداد آنها افزوده می شود صفحه‌هایی را در شبکه‌های آنلاین مثل فیس‌بوک، توییتر و غیره تشکیل می‌دهند و در واقع از اینترنت به‌عنوان ابزار ارتباطی و اطلاع‌رسانی استفاده می‌کنند. این گزاره را در خصوص بسیاری از گروه‌های کوهنوردی، پارتی‌ها و گردهمایی‌های از این نوع نیز می‌توان مقرون به صحت دانست. به‌عنوان نمونه برنامه کوهنوردی برای آخر هفته در یک گروه دویست نفره را به‌سختی می‌توان ‌از طریق تماس تلفنی یا پیام کوتاه هماهنگ کرد. به عبارت دیگر این برنامه‌ها این ویژگی را دارند که از یک نیاز واقعی در زندگی عده‌ای از شهروندان نشات می‌گیرند و تنها اینترنت ابزاری می‌شود برای هماهنگی و برنامه ریزی و یافتن یکدیگر برای کنش جمعی‌ای دوباره در فضای خارج از اینترنت برای رفع آن نیاز. آنچه که بارها پیش از این در اعتراضات سیاسی نیز شاهد بودیم، ولی به این روشنی این ارتباط اینترنت و نقش آن در کنش های جمعی روشن و واضح نمودار نبود.


________________________________________
[۱] نمونه این تلاش‌ها پوشش امروز جوانان و شهروندان است که برخلاف تبلیغ، سرمایه‌گذاری و اراده داشتن یک فرم پوشش مشخص از سوی حکومت، بدون آنکه نیرو و حزبی سیاسی بطور مشخص مطالبه آزادی پوشش را تبیین و پی گرفته باشد، خود شهروندان راساً با پذیرش ریسک‌های مترتب آن، هنجار دیگری خلاف خواست حکومت از نظر پوشش ساخته‌اند.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۳ نظر

بی‌نام جمعه ۲۱ مرداد ۹۰ ساعت ۰۸:۳۳

حکومت ایران همیشه دنبال یک دشمن خارجی می‌گردد. حالا اینترنت شده دشمن خارجی. غافل از اینکه اینها فقط ابزار مردم‌اند، نه خود مردم.



حسين زارع جمعه ۲۱ مرداد ۹۰ ساعت ۱۱:۳۹

شما را به خدا یکی به این جمهوری اسلامی بگه دست از سر ما برداره، ما هم دست از سرش بر می‌داریم.



شهلا رفتاري شنبه ۲۲ مرداد ۹۰ ساعت ۱۶:۱۶

برنامه ریزی بیش از صد جوان برای انجام کارهایی که کودکان بی‌بضاعت در خیابان انجام می‌دهند (شستن شیشه ماشین‌ها) هم به عنوان کاری شبکه‌ای و افشاگرانه به نظرم قابل توجه است. البته افشای صورت دیگری از نظام است.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی