صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

جمع‌بندی نشست سفیران سبز امید


دوشنبه ۱۰ مرداد ۹۰ - ۴ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


سفیران سبز امید

"سفیران سبز امید" که با برگزاری سمیناری چهار روزه در پاریس به فعالیت جمعی خود تحقق بخشیدند در بیانیه‌ پایانی با تأکید بر تجربه زیستی جنبش سبز بر لزوم همکاری طیف‌های مختلف این جنبش برای استفاده از فرصت‌های مختلفی که بحران سیاسی و اقتصادی و اخلاقی فعلی پیش پا می‌گذارد برای به چالش کشیدن نظم موجود و تعامل و دسترسی به متحدان بالقوه تأکید کرده‌اند. مرزبندی‌های این جنبش فقط با گروه‌هایی است که "زبانی جزخشونت و گلوله" نمی‌شناسند، گروه‌هایی که با طرح خواسته‌های تجزیه‌طلبانه به "خاک ایران چشم طمع دارند" یا با رد برابری سیاسی همه شهروندان خواستار بازگشت به نظام‌ پیشین هستند. نویسندگان این بیانیه اعضای این جنبش را فراخوانده‌اند تا با بهره‌گیری "از ظرفیت شبکه های آنلاین برای فعالیت و مشارکت در جهت پیوند آنها با شبکه‌های سنتی و محلی" بکوشند؛ همچنین گردانندگان رسانه‌های سبز را به "بازبینی کارنامه خویش" فرا خوانده‌اند و "ضرورت یک بازنگری جدی را به آنان" یادآور شده‌اند تا بتوانند صدای رسای همه فعالان جنبش سبز را به گوش همگان برسانند.


مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم



به نام خدا

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم. اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود.
( میرحسین موسوی ، بیانیه شماره ۱۱ )


" ما " آمده ایم تا در «منازعه تاریخی» میان «جنبش های اجتماعی» با استبداد و اینک «استبداد دینی»، دِینِ خود را ادا کنیم.
از «نگاه ما »، یک «جنبش اجتماعی » شبکه تعامل میان بازیگران مختلفی است که هر کدام می‌توانند یک سازمان رسمی، یک گروه، یک نهاد، یک فرد و یا یک شبکه ی دیگر باشند. در این شبکه، هرکس برای دستیابی به اهداف فردی در کنار اهداف مشترک می‌کوشد و به شیوه و الگوی خویش، اعتراض خود را به «موضوعِ منازعه» اعلام می‌کند. بر این اساس جنبش از آغاز تا پایان، در ساختار و محتوا، در رفتار و اهداف، یک شبکه غیر رسمیِ غیرمتمرکز با پیوندهای متفاوت و چند گانه است.
با این نگاه، «ما» شبکه‌ای از « سفیران سبز امید» یم که نه تنها در ساختار، بلکه در برساختن هویت، تشخیصِ اهداف و تعیینِ شیوه‌های اعتراض، به منطق شبکه وفاداریم .
هویت یک جنبش، فرایندی است که در حین منازعه شکل می‌گیرد و تابع ِ تعامل میانِ باورها و رفتارهایِ جمعی است و کردار و گفتار کنشگران اجتماعی موجبِ تداوم، تقویت، تضعیف و یا باز تعریفِ آن می‌شود. "هویتِ جمعی ما" یک منبع انسجام برای "هویت"‌های ماست؛ نه الزاماً یک عاملِ ادغام. ما با رفتار و گفتارِ خویش و به جای فراموش کردن و محو کردن هویت‌های موجودِ در جنبش سبز، هویت سبزمان را برمی سازیم؛ هویتی که بتواند بر گفتمانِ مسلط جنبش تاثیر گذار باشد.
هویت‌ها اگرچه مدام در حال تغییرند، اما همواره مؤلفه‌های روشنی در آنها موجود است که امکان تشخیصِ غیر و خودآگاهی را ممکن می‌کنند. به غیر از کسانی که زبانی جز خشونت و گلوله نمی‌شناسند، بجز آنانی که طمع به خاک ایران دارند و غیر از کسانی که به دام واپس گرایی گرفتارند؛ «ما» آغوش خود را به روی تمام گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و سیاسی گشوده‌ایم. آنگونه که در جنبش سبز زیسته ایم، «هیچ گفته‌ای» نمی‌تواند راه را بر گفتگو میان‌مان ببندد و به « هیچ واژه ای» اجازه نخواهیم داد که " قسمتی از ملت را در مقابل قسمتی دیگر از آن قرار دهد و با طایفه طایفه کردن آن‌ها منافع‌شان را در ستیز با هم تعریف کند و آنها را رو در روی هم قرار دهد."
تاریخ یکصد ساله جنبش های معاصر گواهی می ‌هر بار که سیاست‌ورزی را فدای بازی قدرت کرده ایم، پشیمان شده‌ایم. این تاریخ، کارنامه سیاه انسان‌هایی را روایت می‌کند که با سوابقی اگرچه نیک، چون در تله‌‌های توجیه گر «کسب قدرت یا حفظ قدرت» گرفتار آمده‌اند، استحاله شده‌اند. «ما» سیاست را «هنری برای بهتر زیستن » می‌دانیم، نه تکنیکی برای عوام فریبی و کسب قدرت ؛ پس " سیاست را زندگی می‌کنیم " .
ما در جنبش سبز این مهارت را آموخته‌ایم و این سیاست را تجربه کرده‌ایم؛ بلکه زیسته‌ایم. سیاست برای ما، گرایشی برای سبز کردن همه چیزهایی است که رنگ خزان و غم دارند. با چراغ عقل و با فروغ ایمان، نه راه را گم می کنیم و نه خواهیم گذاشت که کدورت و غم و از آن بد‌تر سیاهی و کینه به دل‌های‌مان راه یابند. در تنگراه ‌سیاست، از اصول خویش کوتاه نخواهیم آمد بلکه می کوشیم با «خلاقیت » روزنه‌های امید را باز کنیم و در این راه لحظه‌ای از زیبایی، اخلاق، عشق و حقیقت غافل نشویم؛ مبادا در میانه راه و در غوغای خشونت‌ورزان، آرمان‌های‌مان و حقیقتِ زندگی فراموش شوند.
جنبش های اجتماعی می‌توانند ساختاری برای استفاده حداکثری از فرصت‌های سیاسی باشند. آنگاه که «بی ثباتی‌های انتخاباتی»، «اختلافات و رقابت نخبگان» و «حوادث سیاسی و اجتماعی» به صورت طبیعی میزان مشارکت سیاسی را بیشتر می‌کنند و آستانه تحمل حاکمان به اجبار - و لو به صورت محدود - بالا می رود، فروگذاشتنِ این فرصت‌ها، شرط سیاست‌ورزی نیست. «ما» نیز از این فرصت ها بهره می‌گیریم تا در حین به چالش کشیدن نظم موجود، امکان تعاملات سیاسی و دسترسی به متحدان بالقوه را بیشتر کنیم.
خاطر حاکمان آسوده مباد ! که ما هیچگاه از حق طبیعی خود برای انتخاب کردن و از حقوق مدنی خویش برای انتخاب شدن نخواهیم گذشت. هیچگاه فراموش نمی‌کنیم که "ایران کشور ماست و این زندگی ماست". «آرامش ما» نشانه شکایت ماست، چنان که سکوت‌مان، نشانه فریادمان بود. «صبر ورزیدن» پیشه ماست، چنانچه سبز بودن آئین ماست. ما صبر می‌ورزیم و به برکت این صبر، اقتدارگرایان را به دموکراسی عادت می دهیم تا اقتدارگرایی را در این بازی شکست دهیم. پیش از آنکه به پیروزی بیاندیشم، می کوشیم تا تحملِ شکست را ممکن کنیم.
منشاء پیدایش یک جنبش اجتماعی، همزیستی نظام‌های ارزشی متعارض و گروه‌هایی است که با یکدیگر متلاقی‌اند. ظهور هر جنبش به خودی خود، با ظهور هنجارهای جدیدی همراه است و موفقیت جنبش نیز منجر به اصلاح ارزش‌ها و هنجارها می‌شود و در سایه‌ این اصلاح، آرامش به جامعه بر می‌گردد. از طرفی، گروه‌های اجتماعی در کنار حقوق عام فردی و شهروندی از «نوعی حقوق گروهی» نیز برخوردارند که نه تنها انگیزه ای برای حضور و بقای آنها در جامعه است، بلکه «ضامن» تقویت ملت هاست. این حقوق بنیادین، ریشه در «پیمان‌های اجتماعی» دارند که در «هنگامه‌ ملت سازی» شکل گرفته‌اند. قانون اساسی هر ملتی، راوی مکتوب این پیمان اجتماعی است. اگر بی اعتنایی به قانون اساسی، در عرصه‌ی ملی به استبداد و دیکتاتوری می‌انجامد، آنجا که به حقوق اقلیت ها و گروه‌ها مربوط می‌شود «نقض پیمان‌های بنیادین اجتماعی» نیز هست. یک اقلیت، قبل از آنکه «عارضه‌ نهاییِ بی‌قانونی» ظاهر شود و جامعه گرفتارِ «استبداد» شود، از نادیده گرفتن این پیمان اجتماعی به «رنج» می‌افتد.
«ما» بر این باوریم که رویکرد سیاسی به این حقوق طبیعی، یک سوء تفاهم تاریخی و یک قانون‌شکنی آشکار است. اگر عدم اجرای اصل ۱۵ قانون اساسی با سهل انگاری ما مواجهه نمی‌شد، شاید اینک مطالبه ما اجرای اصل ۲۷ قانون اساسی نمی‌بود. ما نه تنها به حق طبیعی اقوام برای آموزش زبان مادری در کنار زبان رسمی اعتقاد داریم ، بلکه حکومت را موظف به تأمین منابعِ مالی و تضمین اجرای آن می‌دانیم. ما به تنگناهای ایجاد شده برای زیستِ اقلیت های قومی، مذهبی و عقیدتی در گستره ایران آگاهیم و به مجالِ اندک آن در منشور جنبش سبز معترضیم. ما منشور جنبش سبز را به بازخوانی و توجه بیشتر به حقوق اقلیت‌ها فرا می‌خوانیم و بر این باوریم که نسخه‌های دیگر آن آشکارا باید به این حقوق حقه مزین شوند.
جنبشِ ‌های اجتماعی ، از «رفتارها» ، «نشانه ها» و «روایت ها» برای گسترش ، تقویت و انتقال هویت خود بهره می‌گیرند. رفتارها و ظاهرِ متفاوتِ کنشگران می تواند ، سببِ تمایز آشکار با "دیگران" شود. شناسه‌هایی مانندِ رنگ‌ها، علامت‌ها، شخصیت‌ها، سرودها و مصنوعات هنری، می‌تواند هویت یک جنبش را به سرعت ابراز کند و انتقال دهد. روایت‌ها هم اعم از مناسبت‌های مهم، مکان‌های نمادین و ماجراهایی هستند که برای اعضاء جنبش رخ می‌دهند و می‌توانند سببِ همذات‌پنداری و هویت‌یابی اعضاء جنبش شوند و فرصتی برای تخلیه احساسات و بروز رفتارهای جمعی فراهم کنند.
جنبش سبز، نمونه اعلای یک جنبش پیام‌محور و هویت‌آفرین است؛ اما ما نگرانیم که رسانه‌های صوتی و تصویری ما نتوانسته‌اند حاوی و حامل این هویت عظیم باشند. اگرچه شبکه‌های آنلاین و رسانه‌های نوشتاری ما توانسته‌اند در برسازی و انتقال این پیام با اقتدار ظاهر شوند، اما اقرار می کنیم که در پیوند میان آنها با شبکه‌های سنتی و محلی ناتوان بوده‌ایم . پنهان نمی‌کنیم که بسیاری از ابعاد هنری و فرهنگی جنبش را در رسانه‌های ماهواره‌ای فراموش کرده‌ایم و در جلب و جذب مشارکت‌ها ضعیف بوده‌ایم.
بر این اساس، ما از ظرفیت شبکه‌های آنلاین برای فعالیت و مشارکت بهره می گیریم و به پیوند آنها با شبکه‌های سنتی و محلی می‌کوشیم. ما با تولید و تکثیر و توزیع روزنامه‌های تک صفحه‌ای و تکیه بر ظرفیت شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی به پیوند میان این شبکه‌ها می‌اندیشیم. ما به سراغ روش‌های تازه‌ای برای خلق پیام و انتقال آن خواهیم رفت و تکنیک‌های جدیدی را می‌آموزیم و می‌آزمائیم.
باید رسانه‌های‌مان آوای رسای زندگی باشند. ما به یاری آن‌ها برخواهیم خواست تا رساتر از قبل، صدای جنبش ما باشند. برای تأمین منابع مالی آنها می‌کوشیم تا از آنها برخوردار شویم. هنرمندان را به تولیدات هنری و همکاری با آنها دعوت می‌کنیم. صاحبنظران را به حضور در مجامع آنها می‌خوانیم و تحلیلگران را به یاری می‌طلبیم تا صدای رسای همه فعالان جنبش سبز را به گوش همگان برسانیم. ما گردانندگان رسانه های‌مان را نیز به بازبینی کارنامه خویش فرا می‌خوانیم و ضرورت یک بازنگری جدی را به آنان یادآوری می‌کنیم.
مدل‌های سازمانی جنبش های اجتماعی، در حین عمل ابداع می‌شوند و به تدریج خود را بر محیط فعالیت انطباق می‌دهند. ساختار ِفعالیت یک جنبش اغلب یک گزینش استراتژیک است و اساس این استراتژی در جنبش‌های وسیع، توان جذب منابع و قابلیت بسیج عمومی است. یک جنبشِ مؤثر، اغلب ابزار و مکانیزم‌های این مدل را به منظور بسیج منابع و برای تقویت اعتراض، به خدمت می‌گیرد . مدلی که در آن، عضویت جای خود را به مشارکت می‌دهد و امکان مداخله فراهم است و به سبب فقدان منابع رسمی ، پاداش ذاتی و همبستگی درونی جایگزین پاداش مادی و دستمزد می ‌شود .
ما ساختار جنبش سبز را در قالب شبکه‌های عضوگیری، مشورتی و بسترساز تقویت می‌کنیم . به شکل‌گیری گروه‌های محلی، فراگیر و مبتنی بر انگیزه‌های نمادین مانند جنبش دانشجویی می‌کوشیم و پویشی برای همگامی و همراهی با گروه‌های کوچک و انجمن‌ها و پویش‌های همراستا خواهیم بود .
جنبش اجتماعی، بستری برای فراهم کردن و گردآوری منابع لازم، برای عمل جمعی است. ما نه تنها از قابلیت‌های جنبش برای «سازماندهی»، «کاهش هزینه‌های عمل»، «ایجاد شبکه‌های همبستگی»،«تقسیم انگیزه‌ها» و «بسیج نارضایتی‌ها»استفاده می‌کنیم، بلکه منابع مالی خود را نیز بر این نهج خواهیم یافت. ما با تکیه بر سرمایه اجتماعی جنبش سبز و با بهره‌گیری از یک ساختار مالی شفاف، «کمک‌های خُرد» یکان یکان مخالفان استبداد را می‌جوییم و آنان را در خدمت اهدافِ کلان خویش به کار خواهیم بست. ما عاشقانه به مبارزه‌ای «معقول» و «ممکن» می‌اندیشیم ، پس این امکان را در جامعه ایرانیان مخالف با استبداد و نهادهای مردمی می‌جوییم تا با همراهی آنان جنبش سبز را با جشن پیروزی مردم به منزل برسانیم.
بــاری ؛
ما سفیران سبز امیدیم تا نسیم سبز جنبش را به جهانیان برسانیم. ما حاملان و حامیان پیام جنبش نزد تمام مجامع بین‌المللی و نزد همه گروه‌های داخلی و خارجی خواهیم بود. ما استبداد‌ستیزی یک جنبش، مسالمت‌آمیز بودن یک حرکت و استقلال و استغنای یک ملت را به همگان ابلاغ خواهیم کرد.
آری ؛
ما سفیران سبز امیدیم و می‌دانیم "که همه ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده‌است."
ما سفیران سبز امیدیم و آموخته‌ایم "تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم."
ما سفیران سبز امیدیم و "در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پای‌مان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند. "

سفیران سبز امید
تابستان ۱۳۹۰
پاریـس

منبع: وبسایت کانون دکتر شریعتی



برچسب‌ها: ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۴ نظر

مصطفي ميرحيدري دوشنبه ۱۰ مرداد ۹۰ ساعت ۱۷:۱۹

اینهمه حرف‌های خوب را چرا با این نثر عجیب و غریب , و مملو از کلماتی که میان دو ابرو هستند نوشته‌اید؟ کلمات را در دو ابرو می‌گذارند که بگویند حرف کس دیگر است یا معنای خاصی از آن استباط می‌شود.
به هر حال موفق و مؤید باشید. و به امید دیدار در ایران.



روزبه سه شنبه ۱۱ مرداد ۹۰ ساعت ۰۶:۲۵

۱-ارجاع به "حقوق طبیعی" برای گروهی از افراد {که در اینجا از آنها به نام اقلیت نام برده‌اید) درست نیست. قومیت، مذهب و عقیده را نمی‌توان به عنوان "طبیعت انسان" تبیین کرد. یک چنین تعریفی این حقوق را اولوی‌تر از حقوق مدنی قرار می‌دهد و به کسانی که به "خاک ایران چشم طمع دارند" فرصت سوءاستفاده می‌دهد.
۲- خواستن اینکه به این خواسته‌ها در منشور بیشتر توجه شود، جنبش سبز را به سوی سیاست مطالباتی سوق می‌دهد که به نظر من به ضرر آن خواهد بود.



بی‌نام جمعه ۱۴ مرداد ۹۰ ساعت ۱۴:۵۰

"در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پای‌مان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند. "

آیا واقعا برنامه سفیران جنبش سبز این است خداوند راه رهایی را بر رویشان بگشاید؟



ع ه جمعه ۱۴ مرداد ۹۰ ساعت ۲۰:۱۰

بهرحال شاید یک بخش (شاید اکثریت) شرکت کنندگان در نشست از باورمندان به دین بودند و آنها با ادبیات و باورهای خود در سیاست نقش دارند و حق دارند این باورها را در بیانیه پایانی دخیل یکنند. ولی این پرسش مهمی است که آیا در نوشتن بیانیه ها یا بطور کلی کنش های مشترکی که با مشارکت گروه های متکثر صورت می گیرد، باید تنها به اشتراکات پرداخت یا اجماع باورهای غیرمتناقض مشارکت کنندگان درنظر گرفته یا اینکه خواست و باور اکثریت جمع در متن لحاظ شود. پاسخ خود من همان برنامه سیاسی جان راولز است: ائتلاف حداکثری بر اشتراکات حداقلی.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی