صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

پایان قدافی پایان حکومت است


سه شنبه ۱ شهریور ۹۰ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


داوود هرمیداس باوند

انقلابیون لیبی سرانجام موفق شدند طبق آنچه وعده داده بودند ، حکومت سرهنگ قذافی را پیش از اتمام ماه رمضان ساقط کنند. آنها دیشب توانستند با ورود به شهر طرابلس آخرین سنگرهای حکومت سرهنگ را در هم شکنند تا فصل جدیدی از سیاست در این کشور آغاز شود. با این وجود باید توجه داشت که حکومت قذافی پیش از این دقیقا طی اجلاس گروه تماس در ترکیه سرنگون شد.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم



در این اجلاس بیش از ۳۰ کشور موثر دنیا، «شورای ملی انتقالی لیبی» را به عنوان نماینده حقیقی مردم لیبی به رسمیت شناختند. همچنین براساس تصمیمات این اجلاس، میلیاردها دلار سرمایه حکومت قذافی در بانک‌های اروپایی که با شروع جنگ توقیف شده بود آزاد شد و در اختیار این شورا قرار گرفت. به رسمیت شناختن شورای انتقالی و کمک مالی فزاینده به مخالفان باعث شد تا ضمن تقویت جبهه‌های مخالفان، آخرین پایه‌های حکومت قذافی سست‌تر از پیش شده و ناقوس سرنگونی حکومت وی به صدا درآید.چند روز پیش نیز دولت تونس که سعی داشت تا با میانجیگری میان مخالفان و موافقان سرهنگ قذافی پایانی بر جنگ در کشور همسایه خود بیابد، تصمیم گرفت شورای انتقالی لیبی را به رسمیت شناسد تا به نوبه خود نشان دهد که حکومت قذافی‌ نفس‌های آخر را می‌کشد.
در کنار همه اینها، پیوستن «عبدالسلام جلود» یار سال‌های دور قذافی، وخامت اوضاع را برای حکومت وی تشدید کرد. وی اگر چه در این اواخر مورد خشم سرهنگ قرار گرفته بود اما از این جهت که کمک شایانی به او داشت تا انقلاب قذافی را در سال ۱۹۶۹ به پیروزی رساند و سال‌ها نخست‌وزیر سرهنگ به شمار می‌رفت، خارج شدنش از طرابلس و اعلام خبر پیوستن او به صفوف مخالفان، آخرین بارقه‌های امید در نزد نظامیان وفادار به قذافی را از میان برد. به این ترتیب همگام با ضعف قوای مرکزی طرابلس، هواداران سرهنگ نیز یکی پس از دیگری از وی اعلام برائت جسته و به صفوف مخالفان پیوستند. به عبارت دیگر ذات حکومت‌های دیکتاتوری نظیر آنچه در لیبی کنونی یا عراق در گذشته وجود داشت، اوضاع را به گونه‌یی به پیش می‌برد که پایان یکتاتور را باید پایان حکومت دانست. به همین خاطر هر آن زمان که شخص اول دولت در این کشورها قصد خروج از کشور یا پنهان شدن می‌گیرد، به سرعت پایه‌های حکومت فرو می‌پاشد. درباره عراق نیز آن زمان که دیگر خبری از صدام حسین به گوش نرسید، حکومت تا پیش از این صلب و سخت عراق به راحتی از میان رفت. به همین دلیل اخبار ضد و نقیض از عدم حضور قذافی در طرابلس باعث شد تا مقاومت جدی‌ای در اطراف طرابلس دیده نشود. اگر چه برخی خبرگزاری‌ها تا آخرین لحظات خبر از مقاومت جدی هواداران وی در منطقه «باب العزیزیه» محل اقامت قذافی داده‌اند. از سوی دیگر پیروزی مردم لیبی علیه جریان استبدادی این کشور که در راستای انقلاب‌های عربی اخیر بوده است می‌تواند زنگ خطری برای سران دیگر کشورهای عربی باشد؛ کمااینکه این پیروزی می‌تواند امیدها در دل انقلابیون دیگر کشورها از جمله سوریه و یمن را دو چندان کند. به همین خاطر طی روزهای آینده باید منتظر انعکاس پیروزی مردم لیبی در سوریه نیز بود اگر چه چگونگی مبارزات مردم در این دو کشور با یکدیگر متفاوت است. در پس این پیروزی می‌توان و باید آینده لیبی را نیز پیش کشید و آن را مورد مطالعه قرار داد.
لیبی از نظر جامعه شناختی از دو قشر «عشایر» و «شهر نشین» شکل گرفته است و در انقلاب این کشور بخش‌های گسترده‌یی از هر دو بخش دخالت داشتند. به همین دلیل امکان برخورد میان این دو عنصر جمعیتی لیبی کمتر به ذهن خطور می‌کند فلذا تصور بی‌امنی گسترده در این کشور پس از قذافی چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. اگر چه وقوع برخی درگیری‌ها که امنیت این کشور را خدشه‌دار خواهد ساخت، در کوتاه‌مدت قطعی و در عین حال طبیعی است. همواره در پی دگرگونی‌های عمیق سیاسی اینچنین ناامنی‌هایی متصور است اما گسترش آن به حد غیر قابل انتظار، با آنچه که اکنون از لیبی می‌توان گمانه زنی کرد مخالفت دارد.
از سویی باید متذکر شد که اگرچه نیروهای ناتو به حکم شورای امنیت وارد مناقشه لیبی شدند و حکومت قذافی را زیر حمله گرفتند اما قطعا این مداخله در سیاست خارجی آینده کشورهای اروپایی که وظایف بیشتری به نسبت امریکا در بحران لیبی برعهده داشتند، نقش بازی خواهد کرد. کشورهای اروپایی پیشتر و طی اجلاس بارسلونا، مصمم شدند نسبت به تغییرات دموکراتیک در کشورهای حوزه دریای مدیترانه که بعدها به خاورمیانه هم گسترش یافت اقداماتی به عمل آورند. از آنجا که لیبی خود یکی از همین کشورهای حوزه مدیترانه به حساب می‌آمد، پس کشورهای اروپایی بویژه فرانسه و انگلیس در مشارکت در طرح ناتو برای مبارزه با حکومت قذافی هیچ تعللی از خود نشان ندادند. حالا با توجه به آنکه بخش قابل توجهی از پیروزی‌های نظامی مخالفان در نزدیکی و سپس فتح طرابلس مرهون عملیات نظامی فرانسه و انگلیس در قالب ناتو بوده است لذا مساله لیبی بدل به یکی از اولویت‌های سیاست خارجه این کشورها خواهد شد. از این منظر کشورهای اروپایی یک گام جلوتر از امریکا قرار گرفته و با توجه به نفت خیز بودن لیبی می‌توان عملیات در این کشور را یک پیروزی استراتژیک برای اروپا در قیاس با امریکا به شمار آورد.

منبع: روزنامه اعتماد ۱ شهریور ۱۳۹۰



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی