اصولگرایان به دنبال اصلاح طلب تواب*
ثمینا رستگاری
«انتخابات آینده مصیبتبارترین انتخابات پس از انقلاب است.» این جملهای است که آیتالله علمالهدی پنجشنبهشب هفته پیش اعلام کرده و شاید بتوان آن را حقیقتی دانست که بر زبان ایشان جاری شدهاست. بعد از اتفاقات سال ۸۸ تحلیلگران سیاسی زیادی به این نتیجه امروز ایشان رسیدند. بعد از آن یک انتخابات شوراها پیش رو بود که برگزار نشد و یک انتخابات مجلس که هنوز برگزار نشده اما به مهمترین دغدغه تمام اصولگرایان تبدیل شدهاست. این هراس زودهنگام آنها از انتخابات مجلس به چه دلیل است؟ اصولگرایان که سالهاست به پیروزی در میدانهای بیرقیب عادت کردهاند پس چرا انتخابات مجلس نهم برایشان اینقدر مهم است؟ با وجود شورای نگهبان چرا مدام نسبت به سلامت انتخابات و عدم دخالت دولت ابراز نگرانی میکنند؟
مقالات مربوط
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
خوزستان: جلوههای پنهان یک انتخابات
علی زمانی
مقالات تازه
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا
در نگاه اول به نظر میرسد مواضع آنها به دلیل اختلافات درونی تغییر کرده است. در حالی که سال ۸۸ اصلاحطلبان را برای همیشه از معادلات سیاسی خود خارج کرده و برای آنها القابی چون فتنهگر و مهره سوخته و شاگرد سوروس و... انتخاب کرده بودند، امروز با مشکلاتی مواجهند که دیگر نمیتوانند از رسانهها مخفیاش کنند، دیگر نمیتوانند همچون دو سال پیش نقشهای سیاسی را میان خود تقسیم کنند و ردای منتقد و اصلاحطلب را بر قامت خودیها بدوزند و به همین دلیل از بازگشت اصلاحطلبان حرف میزنند؛ از اینکه میتوانند به عرصه قدرت برگردند به شرط آنکه «توبه» کنند. کلمه توبه کلیدیترین کلمه برای فهم منطق اصولگرایان است؛ کلمهای که نشان میدهد اصولگرایان تغییر موضع ندادهاند. آنها همچنان اصلاحطلبان را خارج از قدرت میدانند و حاضر نیستند سهمی متناسب با پایگاه اجتماعی به آنها بدهند. اصولگرایان نه امروز که در طول تاریخ بعد از انقلاب نه اصراری به انتخابات گسترده داشتهاند و نه چنین ادعایی هم کردهاند. اما حالا در مصاحبههایشان از بازگشت به شرط پشیمانی از گذشته سخن میگویند. برای روشن شدن اینکه اصولگرایان چه هدفی از بهکارگیری این کلمه دارند نیازمند طرح چند پرسشیم.
اصلاحطلبان باید از چه چیزی توبه کنند؟
از اینکه معتقدند ساختار نظام جمهوری اسلامی اصلاحپذیر است؟ از اینکه میگویند باید در چارچوب قانون اساسی فعالیت کرد؟ از اینکه خواستار اجرای بیتنازل قانون اساسیاند ؟ آیا اصلاحطلبان باید از اینکه آرمانشان تحقق آزادی و دموکراسی در جامعهای دینی است توبه کنند؟ یا اینکه نسبت به تز اصلیشان که پرهیز از خشونت است پشیمان شوند؟ اصلاحطلبان هم در زمان قدرت و هم در زمانه عسرت معتقد بودهاند ساختار کنونی قابل اصلاح است و به همین دلیل هم از سوی «غیراصلاحطلبها» متهم به سازش شدهاند، آیا آنها امروز برای بازگشتن به قدرت باید از مسالمتجویی خود پشیمان شوند؟ اساساً اصلاحطلبی که از اصلاحطلب بودن خودش توبه کرده به چه کار میآید؟ اسم آدمها مهم است یا رسم آنها؟
اصولگرایان خواستار بازگشت چه نوع اصلاحطلبی هستند؟
تردیدی وجود ندارد که حضور اصلاحطلبان در انتخابات به معنای به پای صندوق آمدن حداقل ۱۴ میلیون نفری است که اصولگرایان به عنوان بدنه اصلاحطلبی به رسمیت میشناسند. بعد از حوادث سال ۸۸ هم آمدن این افراد به پای صندوق بیش از آنکه برای اصلاحطلبان موفقیتی به حساب آید برای اصولگرایان مغتنم است. آنها میتوانند در خاورمیانهای پرآشوب سر خود را بالا بگیرند و مردمی را نشان دهند که به اصلاح نظام امیدوارند نه به اسقاط آن. اما چه نوع اصلاحطلبی میتواند این مردم را به پای صندوق رای بیاورد؟ آیا یک اصلاحطلب توبهکرده چنین خاصیتی دارد؟ اصلاحطلبی که بپذیرد از گذشته خود ابراز ندامت کند و در عوض جواز ورود به مجلس را به دست آورد قبل از آن بدنه اجتماعی خود را از دست داده است. توبه به مثابه آتشی است که در خرمن سرمایه اجتماعی آنها میافتد و نقض غرض به مجلس رفتن و مردم را پای صندوق کشاندن است.
از بعد سیاسی قضیه هم که فاصله بگیریم اصولگرایان باید با خود بیندیشند که آیا اصلاً یک اصلاحطلب توبهکرده فرد قابل اعتمادی است؟ با یک اصلاحطلب توبهکرده چه کار میتوان کرد؟ چه خط و مسیری را میتوان ادامه داد؟
با توجه به آنچه گفته شد یک نکته اساسی باید روشن شود. آن یک نکته این است که آیا اصولگرایان در این شرایط خطیر کنونی میخواهند با اصلاحطلبان رقابت کنند یا اینکه ترجیح میدهند میان خودشان رقابتی باشد و با درصدی مشارکت - که بر سر محدود بودن یا نبودنش میتوان بحث کرد- نامشان از صندوق بیرون بیاید؟ اگر گزینه اول صحیح است باید از هماکنون به این نکته بیندیشند که رقابت سیاسی دو گروه سیاسی قواعدی دارد که ما در ۳۰ سال گذشته آن را تمرین کردهایم. رقیب باید حزب داشته باشد. حزبش باید ارگان داشته باشد و ارگانش باید نیروی انسانی داشته باشد. اصلاحطلبان نمیتوانند بدون حزب و مطبوعه و از درون محبس با آنها رقابت کنند.
اگر هم ترجیح میدهند مطابق روال چند سال اخیر (مجلس هفتم به بعد) در میدانی بیرقیب با مشارکتی حداقلی پیروز شوند باید تبعات و هزینه آن را بپذیرند. آنها به عنوان یک گروه سیاسی صاحب قدرت میتوانند آرزو کنند که سربازان بینام اصلاحطلب را که به ژنرالهای خود پشت کردهاند و از موضع ضعف به آنها رو آوردهاند در میان خود بپذیرند اما باید سهمی از رای خود را به آنها بدهند چرا که آنها بدنهای را با خود به همراه ندارند. اگر هم راه را برای سران واقعی اصلاحطلب باز کنند با جریانی روبهرو خواهند شد که برای بازگشت شرایط و خواستههایی دارد.
این خواستهها عبارتند از: آزادی زندانیان و ایجاد فضای آزاد برای همه احزاب و گروهها و رفع محدودیتهای نابجا، پایبندی همگان بهخصوص مسوولان به قانون اساسی و اجرای همهجانبه و کامل آن بهخصوص اهتمام به روح قانون اساسی و فراهم آوردن ساز و کاری برای برگزاری انتخابات سالم و آزاد.
آنچه از الان تا روز قبل از انتخابات بحث اصلی است فراهم آمدن این شرایط است. گفتن هر چیز غیر از این نه ربطی به سیاست دارد و نه به انتخابات.
* منبع: روزنامه روزگار مورخ سه شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۰
برچسبها: انتخابات ، اصولگرایان ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
گزارش دیدار با سید محمد خاتمی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۳ نظر
بینام چهارشنبه ۲۹ تیر ۹۰ ساعت ۱۷:۵۹
آفرین بر خانم رستگاری. طرح بحث انتخابات در حال حاضر جز منحرف کردن ذهنها از دعوا با احمدینژاد که تضاد اصلی ماست معنایی ندارد.
حسين زارع چهارشنبه ۲۹ تیر ۹۰ ساعت ۱۹:۱۹
کدام یک از جناحهای اصولگرا اصولا انتخابات را به عنوان معیاری برای تعیین نمایندگان مردم قبول دارند که اینقدر حرفش را میزنند؟
پيمان پنجشنبه ۶ مرداد ۹۰ ساعت ۱۵:۳۲
دنبال اصولگرایان تواب باشند تا بلکه با چهارتا آدم حسابی به میدان بیایند بهتر است.