پاسخ به پرسشهای آقای واحدی
رشید اسماعیلی
دور از انتظار نبود که حصر رهبران جنبش سبز باعث ایجاد بحثهایی هم در میان چهرههای شناخته شده این جنبش و هم در بدنه فعالان آن بشود. در این مقاله که اول بار در سایت روزآنلاین منتشر شد شاهد یکی از این مباحث در ارتباط با سیاست جنبش سبز در قبال انتخابات مجلس نهم هستیم. نویسنده بر این امر مهم تأکید میکند که با علم به بحران عمیق حاکمیت که میتواند هر لحظه فضای سیاسی کشور را با دادههای جدیدی مواجه سازد و تمامی حدسها و گمانهای ما را تغییر دهد، جنبش سبز باید بتواند با ممانعت از مواضع سیاه و سفید در قبال وقایع پیشِ رو به مطالبات اصلی خویش که مهمترین آنها آزادی زندانیان سیاسی و برقراری یک انتخابات آزاد است دست یابد. روشن است وجود اختلاف نظر و بحث در جنبشی با چنین گستردگی امری طبیعی است.
مقالات مربوط
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
ما و رأی خاتمی
مقالات تازه
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا
مجتبی واحدی مشاور ارشد مهدی کروبی از رهبران جنبش سبز است. وی اگر چه پیش از انتخابات ۸۸ کمتر شناخته شده بود، اما سابقه فعالیت سیاسیاش به دیروز و امروز محدود نمیشود. او از مدتها پیش در عرصه سیاست ایران فعال بوده، یار و همراه مهدی کروبی محسوب میشده و در عین حال روزنامه نگاری حرفهای و با سابقه به شمار میآید. بعد از انتخابات متقلبانه سال ۸۸ و خصوصا در روزهای منتهی به حبس و حصر مهدی کروبی، واحدی عملا نقش مهم سخنگویی یکی از رهبران جنبش سبز را بر عهده گرفت. پس از حبس کروبی نیز همگان او را به عنوان نماینده و سخنگوی او میشناسند. به عنوان کسی که در این مدت مواضع واحدی را پیگیری کرده او را فردی صادق و صریح یافتهام، البته از مشاور ارشد مهدی کروبی جز این هم انتظاری نیست.
واحدی اما طی چند هفته اخیر مواضعی گرفته که مدتی است محل بحث و مناقشه طیفهای مختلف اپوزیسیون است. عده ای به دفاع از او پرداخته و عده ای دیگر از وی انتقاد کردهاند و متأسفانه هر دو سوی مناقشه در بعضی موارد راه افراط و تفریط پیمودهاند. گویا این رسم ما ایرانیان است که یک اختلاف "را ولو کوچک تبدیل به دشمنی" کنیم. من در اینجا لازم میدانم تأسف خود را از نحوه برخوردهای صورت گرفته با آقای واحدی ابراز کنم. مگر واحدی چه گفت؟ مگر طرح سئوال یا انتقاد از مواضع خاتمی گناه کبیره است؟! خاتمی یک سیاستمدار است، سیاستمدار وقتی حرفی میزند، میداند که موضعش واکنشهایی را بر میانگیزد، طبیعتا خاتمی نیز به عنوان سیاستمداری کهنه کار به این واقعیت واقف است، خاتمی که منادی "گفتگوی تمدنها" بوده و شعار "زنده باد مخالف من" سرداده قطعا راضی نیست که عده ای به نام دفاع از او شخصیت یکی از منتقدینش را نشانه بگیرند و نفی را به جای نقد بنشانند. واحدی حرفهایی زده که اگر با آنها موافق نیستیم باید دلیل مخالفت خود را بگوییم و اگر پرسشی مطرح شده باید در مقام پاسخگویی بر آییم.
پرسشهای واحدی
پرسش اول- کدام تغییر رویه یا حتی تغییر لحن آقای خامنهای، آنان[آقای خاتمی و مدافعین موضعش] را به احتمال برگزاری انتخابات آزاد و سالم امیدوار کرده که اینگونه سخن میگویند؟
محمد خاتمی چهار مطالبه را به عنوان "خواستهای ما" در این مقطع مطرح کرده است. اساساً در صحنه سیاست برای بیان خواستها و مطالبات نیازی به تغییر لحن مقامات نیست. مگر بعد از آن نمازجمعه معروف ۲۹ خرداد مقام رهبری، لحن ایشان تغییری کرده بود که آقایان موسوی و کروبی باز هم بر خواستهای خود پای فشردند؟ آیا موسوی و کروبی میتوانستند به استناد اینکه لحن مقام رهبری نسبت به معترضین تغییر که نکرده هیچ حتی تندتر هم شده از طرح مطالبات و خواستهای خود دست بکشند؟ چرا آقای واحدی فکر میکند برای طرح خواستها و تعیین شرایط شرکت در انتخابات حتما باید لحن طرف مقابل تغییر کند؟ اینها خواستها و شروط ماست، ربطی هم به لحن دیگران ندارد. آقای خاتمی خواستها و شروطی را مطرح کرده است که دیگران یا آنها را میپذیرند یا نمیپذیرند، خود دانند! ایرانیان سالهاست که مطالباتی دارند، حاکمیت هیچگاه به این مطالبات روی خوش نشان نداده است، آیا لحن تند حاکمیت در برابر این مطالبات میتواند مجوز عدم طرح مطالبات باشد؟ از این گذشته شرایطی که خاتمی برای انتخابات تعیین کرده دقیقا همان شرایطی است که موسوی و کروبی هم بارها بر آن پای فشردهاند. چرا آقای واحدی آن موقع به این شرایط و مطالبات اعتراض نکردند؟ مواضع خاتمی در مورد شروط شرکت در انتخابات شبیه مواضع رهبران جنبش سبز است و از این رو از آقای واحدی به عنوان مشاور ارشد مهدی کروبی انتظار میرفت که از این مواضع حمایت کنند. البته ایشان اگر به صفت شخصی-و نه از موضع نماینده ی آقای کروبی- این اظهارات را مطرح کردهاند خرده ای بر ایشان نمیتوان گرفت. منتها آقای واحدی باید تاکید کنند که این نظر شخصی ایشان است و ربطی به موضع و نظر آقای کروبی ندارد. به گمان من جنجالی شدن اظهارات آقای واحدی بیشتر ناشی از این است که عدهای گمان می کنند ایشان به عنوان سخنگوی مهدی کروبی این موضع را گرفته اند.
پرسش دوم- با توجه به محدود سازی روزافزون مجلس توسط رهبری و عوامل او، هدف از حضور در مجلس، به فرض برگزاری انتخابات آزاد، چیست؟
این البته سئوالی به غایت مهم و اساسی است. آقای واحدی در اینجا فرض را بر این گذاشتهاند که شروط آقای خاتمی پذیرفته و انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار شود و بعد پرسیدهاند گیریم که مجلسی بر اساس انتخابات آزاد تشکیل شود، حالا این چه فایده ای دارد؟
در وهله اول باید گفت که اگر شروط آقای خاتمی پذیرفته شود، لااقل چند مطالبه ی مهم جنبش سبز تا حدودی محقق میشود:
اول) آزادی زندانیان سیاسی.
دوم) آزادی فعالیت احزاب و نهادهای مدنی.
سوم) آزادی مطبوعات و رسانهها.
چهارم) انتخابات آزاد.
آیا این دستاورد کمی است؟ اگر سبزها موفق شوند این شروط را به حاکمیت تحمیل کنند، مسلما جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران وارد مرحله ای دیگر میشود. اگر مجلسی بر اساس انتخاباتی آزاد و به پشتوانه جنبشی اجتماعی که احزاب و مطبوعات آزاد هم پشتیبان آن هستند تشکیل شود مطمئن باشید که زمینه برای بسیاری از اصلاحات فراهم خواهد شد.
در ضمن فراموش نکنیم که جنبش سبز بر آمده از مشارکت آگاهانه و فعال نیروهای سیاسی در یک انتخابات "نیمه آزاد" بود. اگر آن روز ما به سخن "تحریمیها" گوش کرده بودیم امروز اساسا جنبش سبزی وجود نداشت. حال آیا فکر نمیکنید که یک انتخابات "آزاد" بتواند زمینه اوجگیری دوباره جنبش سبز را فراهم کند؟
ضمن اینکه آقای واحدی باید توضیح دهد که چگونه شرکت در انتخابات نیمه آزاد ریاست جمهوری را پذیرفتند و با همه محدودیت های قانونی و فراقانونی قوه مجریه، تصرف آن را مفید دانستند اما اکنون شرکت در یک انتخابات آزاد و تصرف قوه مقننه را بیفایده میدانند؟
آقای واحدی در صفحه شخصی فیس بوک خود منتقدان را در این مورد به مطلبی که بیستم اردیبهشت ماه ۱۳۸۸در روزنامه آفتاب یزد نوشتهاند ارجاع دادهاند. اما من آن مقاله را هر چه خواندم هیچ تردیدی در باب بیفایده بودن تصرف قوه مجریه در آن ندیدم و مطلب بیشتر در مورد سلامت انتخابات بود و اساسا هیچ ربطی به پرسش مطرح شده از سوی منتقدان نداشت. این هم پرسشی است که آقای واحدی باید به آن پاسخ دهد.
ناگفته نماند که من نیز مانند آقای واحدی و بسیاری دیگر امید چندانی به پذیرش این خواست ها از سوی حاکمیت خصوصا پیش از انتخابات مجلس ندارم، این اما مانع دفاع ما از این شروط و مطالبات نیست. اگر این شرایط تامین نشود همانطور که خاتمی و تاجزاده گفته اند در انتخابات شرکت نمی کنیم ولی از هر فضا و بهانه ای برای طرح مطالبات خود سود می جوییم.
و اما حرف آخر اینکه هیچ حرف آخری وجود ندارد! این بحثی گشوده است که باید طی ماه های آینده در باب آن گفتگو کرد، گفتگویی سازنده و معطوف به نتیجه گیری و نه به قصد پرخاش، تسویه حساب و مچ گیری.
برچسبها: انتخابات مجلس ، جنبش سبز ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
گزارش دیدار با سید محمد خاتمی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۳ نظر
بینام دوشنبه ۲۷ تیر ۹۰ ساعت ۱۲:۴۸
اگر نویسنده هم مانند آقای واحدی امیدی به پذیرفته شدن مطالبات نذلرد، پس طرح آنها چه فایدهای دارد؟ یادآوری حق و حقوق مردم است، یا هدف سیاسی خاصی را دنبال میکند. اگر قرار است چیزی بخواهیم که به هر حال آن را به ما نخواهند داد، چرا مطالبات حداکثری نداشته باشیم؟
بینام شنبه ۱ مرداد ۹۰ ساعت ۱۷:۱۴
مطالبات حداکثری یعنی چه؟ جامعه مطالباتی دارد تا به وسیله عملی شدن آنها بتواند به صورتی عنصری خودپا و متشکل از گروههای گوناگون دیده شود. آن وقت است که هر گروهی به دنبال مطالبات حداکثری خود خواهد رفت.
روزبه دوشنبه ۳ مرداد ۹۰ ساعت ۱۷:۰۰
مطالبات حداکثری مشخصا چیست؟ اقل و اکثر مطالبات ما آزادی بیان و اجتماعات و انتخابات است.