صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

تأکید دوباره محسن کدیور بر دموکراسی و سکولاریسم


جمعه ۷ مرداد ۹۰ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


در جنب مراسمی که در لندن به مناسبت چهلم سحابی‌ها و صابر در ۲۳ تیرماه برگزار شد، محسن کدیور به پرسش‌های حاضران درباره جنبش سبز، نسبت میان دین و سیاست، قوت‌ها و ضعف‌های اپوزیسیون خارج از کشور، مواضع محمد خاتمی، سیاست جنبش سبز، مفهوم استقلال و همچنین تأثیر درآمد نفتی دولت بر تآسیس دموکراسی در ایران پاسخ گفت. مسائل مهم و حیاتی‌ای که بسیاری از آنها باید در فرصت‌های مناسب مورد سنجش نظری قرار گیرند. آنچه در این جلسه پرسش و پاسخ مورد تأکید کدیور قرار گرفت پذیرش سکولاریسم از سوی بسیاری از فعالان دینی جنبش سبز بود. با اینهمه شاید مهمترین اظهار نظر محسن کدیور در این جلسه تأکید وی بود بر لزوم تبیین مفهوم "عدالت قضایی" بر اساس حقوق مدرن و نه فقه سنتی. هر چند که وی به درستی اعلام نمود که در این زمینه می‌توان از منابع فقهی نیز سود جست.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


×××××××××××××

در این نشست محسن کدیور اعلام کرد: «ما قائلان به دموکراسی و سکولاریسم و اسلام سیاسی همزمان هستیم و قواعد بازی دمکراتیک را پذیرفته‌ایم و معتقدیم که می‌توان یک جامعه پلورال سکولار دمکرات داشت... ما با کسانی که هویت دینی ندارند، با سکولارهای معتدل و غیرستیزه‌گر، هیچ مشکلی نداریم و بر رعایت منافع ملی اشتراک نظر داریم، و هر دو داریم به یک سمت پیش می‌رویم. به نظر من اکثر افراد و جریان‌های دین‌ناباور ما از این‌گونه هستند و از گونه ستیزه‌جو و رادیکال نیستند و اکثر مواضع و بیانیه‌ها را با هم امضاء می‌کنیم و در راه آزادی و آبادی ایران همراه هستیم... من معتقدم، می‌شود با یک سیاست مدبرانه و واقع‌بینانه هم حقوق مؤمنان و دینداران را به رسمیت بشناسیم و هم حقوق دین‌ناباوران را، با پذیرش این اصل ساده که همه ما شهروند ایرانی هستیم و همه ما از حقوق مساوی برخورداریم و من هم دقیقاً اشاره کردم که احزاب اسلامی و غیراسلامی هر دو حق فعالیت دارند و لذا هیچ کسی هم نگران نشود هم بنیادگراها، هم عرفی‌گرایان هم افراد مسلمان دموکرات همه حق دارند.»
وی در ادامه بر لزوم حقوق برابر شهروندی برای همگان و الزامات قضایی در نظام دمکراتیک پرداخت: «هر شهروندی که مالیات می‌دهد از حقوق مساوی برخوردار است و حق دخالت مساوی در تمامی امور و مقدرات کشور برخوردار است» سپس مشکل اصلی برابری حقوقی در کشور را یکی دانستن حقوق و فقه دانست: «یکی از اشتباهاتی که در جمهوری اسلامی اتفاق افتاد، اینهمانی فقه و حقوق بود. چرا که برداشتن مرز میان قوانین عرفی و شرعی ـ که در مشروطه مشخص شده بود ــ توسط جمهوری اسلامی و نه به نفع سیستم عرفی، بلکه تنها به نفع سیستم شرعی بود و "قانون مجازات اسلامی" که به نظر می‌رسد یکی از پس‌رفته‌ترین قانون‌نویسی‌ها در جهان معاصر است، این کار را به عهده گرفت و بسیاری از فقها در زمینه قضاوت اشتباه کرده‌اند که پنداشته‌اند قضاوت کردن صرفاً کار فقهاست.... همه قوانین قضایی می باید از تصویب مجلس نمایندگان واقعی مردم بگذرد و حقوقدانان در موردش اظهار نظر کنند و هیچ حق ویژه‌ای نه در حوزه قضاوت و نه در غیر این حوزه برای فقها نیست. رعایت موازین صوری آیین دادرسی لازمه اجرای عدالت قضائی است، حتی اگر پیشینه فقهی هم نداشته باشد. اگر الآن خود فقها هم به زندان بیفتند، پاره ای جز توسل به همین موازین صوری آیین دادرسی و دادگاه استیناف و هیات منصفه و دیگر موازین حقوقی غیرفقهی ندارند. لذا در این زمینه باید کاملاً بر اساس حقوق مدرن پیش رفت نه به شیوه فقه سنتی فقهای گذشته.»
محسن کدیور در ادامه تلاش کرد تعریفی کامل و ایجابی برای جنبش سبز بیان کند: «برخی جنبش سبز را به معنای هر اعتراضی علیه جمهوری اسلامی به کار می برند و لذا هیچ قید و بندی برای آن قائل نیستند و معتقدند که هر کسی با جمهوری اسلامی مخالف است سبز است، این یک تعریف است در این صورت دیگر قیدی ندارد و هیچ ضابطه ایجابی نمی توان برای آن تعریف کرد، صرفاً ویژگی سلبی مخالف بودن با رژیم معرف آن است. ... اما اگر به معنای اخص در نظر بگیریم و بگوییم که جنبشی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاد جنبش سبز نام گرفت و اولین اعتراضش هم با شعار «رأی من کو؟» شروع شده بود و به دنبال استقرار واقعی قانون در کشورشان و به دنبال آزاد شدن مطبوعات، آزادی زندانیان سیاسی و آزادی فعالیت سیاسی و انتخابات کاملاً آزاد بر اساس موازین بین المللی هستند. بنابراین مجموعاً من جنبش سبز را جنبش آزادیخواهانه ارزیابی می کنم. هر بخشی از جنبش سبز هم، ویژگی های مضاعفی نسبت به ویژگی های مشترک برای خود قائل هستند. لذا این جنبش صبغۀ دینی ندارد، اما دین ستیزی نیز معرف آن نیست. در این جنبش عدم خشونت یکی از ویژگی های اصلی آن است و بدنبال این است که جامعه ای بر اساس گفتگو بنا نهاده شود و مدارا پیشه کند و هیچ تصمیم کلان در آن از نظارت عمومی نمایندگان قانونی مردم به دور نماند. این جنبش یک جنبش ضد استبدادی است و دیکتاتوری را در هر لباسی محکوم می کند بخصوص با استبداد دینی که سکه رایج ایران معاصر است مخالفت می کند. فکر می‌کنم این ویژگی‌هایی بود که هم مرحوم سحابی به اکثر یا همه آنها قائل بود و من هم به آنها قائل هستم. اگر ما شرایط و بار جنبش را بیشتر کنیم، تعداد کسانی که به آن قائل هستند کمتر خواهد شد ما باید این جنبش را دراین زمان با ویژگی هایی معرفی کنیم که مجموعاً بیشترین طرفدار را داشته باشد.»
وی درباره سیاست خارجی جنبش سبز هم بر استقلال این جنبش تأکید کرد و هم اعلام کرد که خواهان تعامل با جهان آزاد است.
وی در خصوص امکان اصلاح در نظام جمهوری اسلامی بیان داشت: «معتقدم اگر راه دیگری غیر از اصلاحات در حال حاضر ممکن است، لطفاً حتماً آنرا عملی کنید، چرا که در موقعیت و شرایط کنونی، بیش از این به عقلمان نمی‌رسد. فرض کنید که این سیستم اصلاح نشود چه کار باید کرد؟ انقلاب کنیم؟ چه کسی باید انقلاب کند؟ مردم ایران؟ من اتفاقاً وقتی بحث‌های مشابه صحبت های شما را می شنوم یاد این جمله عارف بزرگ ایرانی شیخ ابوسعید ابوالخیر می افتم: خدا رحمت کند که برخیزد و قدمی پیش نهد. الآن وضعیت در ایران قفل شده است، خفقان به حدی رسیده است که با کمترین تجمع افراد شاخص بلافاصله می روند سراغش آنها و دستگیرشان می کنند و اجازه هیچ فعالیتی داده نمی‌شود. فقط افراد شناخته‌نشده باقی می‌مانند که آنها هم کمتر تجربه سیاسی دارند. لذا وضعیت قفل شده، حال در داخل کشور فرض کنید رئیس جمهور قبلی، یعنی سید محمد خاتمی چهار شرط برای شرکت در انتخابات می‌گذارد. آیا این نحوه برخورد و حمله به او صحیح است، که بگوییم سخنی نگو؟ همین شرط‌های حداقلی را هم ما مطمئنیم که حاکمیت نخواهد پذیرفت و یک بی آبرویی دیگری برای جمهوری اسلامی خواهد شد. ما البته از این شروط استقبال می‌کنیم، و بر رعایت موبموی آن هم تأکید می کنیم. هر کسی راه حلی برای شکستن وضعیت موجود دارد حتماً پیشنهاد بکند و به جای اینکه کسانی را که داخل کشور سخنی می گویند را تخطئه کنیم، بیاییم خودمان راه حل ارائه کنیم. ... خفقان در ایران بسیار زیاد است و تفاوتی هم که این جامعه با جامعه مصر و تونس دارد این است که این جا با یک حکومت جوان انقلابی ضدامپریالیست به ظاهر دینی اما استبدادی مواجه ایم، مبارزه کردن با استبداد دینی هم به مراتب دشوارتر از مبارزه با انواع دیگر استبداد است. ... موسوی و کروبی یک حداقل را گرفتند و روی آن استقامت کردند، ما اشتباهی که زمان اصلاحات کردیم را الآن نباید تکرار کنیم، آن زمان آمدیم مطالبات فراوان مطرح شد با استقامت‌های کوچک، حال داریم مطالبات کوچک مطرح می‌کنیم اما با استقامت‌های بزرگ، به نظرم این راه پیروز است، استقامت بر مطالبات کوچک، همه هم کمک کنیم. هر چه می‌توانید به مطالبات دامن نزنید. ما مطالبات بسیار اندک داریم، مطالبات حداقلی ما در حال حاضر لغو نظارت استصوابی، آزادی زندانیان سیاسی، رفع توقیف از مطبوعات، آزادی احزاب سیاسی و انتخابات آزاد است. همین‌ها اگر انجام بشود قدم بلندی است. هر کسی زورش می‌رسد و توانایی بیش از این دارد بسم الله، ما جلویش را نگرفته ایم، برود حریف را بسرعت ضربه فنی کند، ما هم برایش دعا می‌کنیم!‌"



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی