انتخابات اولویت جنبش سبز نیست
امین مهرنیا
طرح زودهنگام بحث انتخابات مجلس نهم که با دعوت خجولانه برخی از اصولگرایان از اصلاحطلبان برای شرکت در آن آغاز شد بیش از آنکه از تمایل جدی به برگزاری انتخاباتی که حتی با معیارهای جمهوری اسلامی قابل قبول باشد حکایت کند، نشانی است از پذیرش وجود بحران سیاسی در کشور. شواهد نشان میدهند که اقتدارگرایان بر این امید هستند که بتوانند با طرح مسئله انتخابات، هم زمان لازم را برای بازسازی خویش به دست آورند و هم با ایجاد شکاف در جنبش سبز از توان مداخله وی در سرنوشت کشور بکاهند. اینکه جنبش سبز چه سیاستی را باید در این فضا پیش بگیرد، موضوعی است که مایلم در این نوشته آن را به بحث بگذارم.
مقالات مربوط
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
مقالات تازه
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا
دموکراسیخواهی جنبش سبز
جابجایی مسالمت آمیز قدرت یکی از نشانههای تحقق دموکراسی در هر جامعهای است و بی تردید برگزاری انتخابات بهترین شیوه برای نیل به این مقصود. انتخابات رکن رکین دموکراسی و شرط لازم تحقق آن است. برگزاری انتخابات اگرچه شرط کافی برای تحقق دموکراسی نیست اما عدم برگزاری آن در شرایط آزاد وسالم به خودیخود نشان از عدم تحقق شرط دیگر دموکراسی یعنی پذیرش برابری سیاسی در جامعه دارد. کم نبودند و نیستند حکومتهایی که دموکراسی را به پسوندهای خلقی یا دینی مزین کرده و به این بهانه "برابری سیاسی" شهروندان را مردود دانسته و از برگزاری انتخابات آزاد سر باز میزنند. دیگران با تمسک به توجیهاتی چون لزوم تطبیق دموکراسی با شرایط فرهنگی و بومی یک جامعه به نتایج مشابهی میرسند.
نظام حکومتی مستقر در ایران نظام پیچیدهای است و انتخابات در آن بسته به موقعیت کارکردهای متفاوتی را ایفا کردهاست. نظامی که قانون اساسی آن به شکل همزمان تأمین کننده سه شکل دولت ایدئولوژیک جامع القوا، دموکراسی صوری و شبهه دموکراسی است. در جمهوری اسلامی برگزاری انتخابات در ادوار گوناگون نقشهایی از تضمین کردن نیازهای حکومت از مشارکت تودهها در جهت تبلیغ و تأمین اعتماد به نفس حاکمان تا تغییر شکل آرام آن از دولت ایدئولوژیک جامع القوا به شبه دموکراسی و یا دموکراسی صوری ایفا کرده است. با این حال اما پذیرش میزانی از رقابت میان نیروهای تأثیرگذار در نظام سیاسی که نزاع انتخاباتی میان آنها مبین وجهی از دموکراسی در نظام سیاسی بود تا حدود زیادی در جلب مشارکت عمومی تاثیرگذار بودهاست . در حقیقت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی به رغم نادیده انگاشتن اصل برابری سیاسی از طریق حذف رقبا با استفاده از نظارت استصوابی به دلایل گوناگون از اقبال و مشارکت نسبی مردم برخوردار بودهاست. آنچنانکه مسئولین جمهوری اسلامی همواره با اتکا به آمارِمیزان مشارکت مردم در انتخابات از مشروعیت خویش درجامعه سخن گفته و دموکراسی دینی را تأمین کننده خواست و اراده مردم خواندهاند.
انتخابات ۸۸ و تغییر ماهیت منازعه
در این میان اما انتخابات سال هشتاد و هشت در تغییر ماهیت منازعه میان جناحهای نظام جمهوری اسلامی و نقشی که انتخابات باید در این زمینه ایفا کیکرد از اهمیتی به سزا برخوردار است. این اهمیت آز آن روست که اگر تاکنون مسئولین ارشد نظام با برگزاری انتخابات در شرایط نابرابری سیاسی و با اعمال نظارت استصوابی موافقت داشتند، در این انتخابات با دستکاری گسترده در آراء مردم، حتی بر میثاقی که "سلامت انتخابات" را میان نیروهای درون نظام تضمین میکردنیز خط بطلان کشیدند. در حقیقت اصل نابرابری سیاسی که تا آنروز حذف کننده بخش وسیعی از نیروهای سیاسی به بهانه عدم اعتقاد به ولایت فقیه و قانون اساسی بود با این انتخابات به یکی از جناحهای درون نظام تسری پیدا کرد. آنهم نه هر جناحی، بلکه جناحی از نظر سیاسی تاثیرگذار و مورد حمایت مردم بخشهای گستردهای از مردم و لایههای میانی و بالای کارگزاران نظام. به این ترتیب انتخابات حتی به معنای میدانی برای رقابت میان نیروهای ملتزم به قانون اساسی و معتقد به نظام از حیزانتفاع ساقط شد.
تولد جنبش سبز به رهبری میرحسین موسوی و مهدی کروبی به عنوان دوتن از نامزدهای انتخابات هشتادوهشت اما فصل جدیدی را در رابطه میان ملت و حاکمیت در ایران آغاز کرد. این جنبش که با شعار محوری "رأی من کجاست؟" آغاز شد و در نتیجه مواضع و بیانیههای رهبران آن نقش بسزایی در عمومی شدن گفتار دموکراتیک در ایران ایفا کرد . آنچنانکه پذیرش دموکراسی به عنوان یک توافق سیاسی براساس تجربه و مقابله با گفتارهای خصم آن همچون خودی-ناخودی سازی شهروندان و فعالین سیاسی نتیجه غیر قابل انکارِ مواضعی بود که از سوی رهبران جنبش سبز بارها مورد تاکید قرار گرفت.
سودای انتخاباتی اصولگرایان
در اردوگاه مقابل اما انتخابات همچنان فرصتی تلقی میشود برای اخذ بیعت و نمایش دموکراسی صوری. از این رو با نزدیک شدن به انتخابات مجلس شورای اسلامی نشانههایی از تمایل در بکارگیری تمامی ابزارها برای گسترده بودن حضور رأی دهندگان از جمله حضور محدود جناح اصلاح طلب پدیدار گشتهاست. این در حالی است که با گذشت دوسال از انتخابات گذشته از یک سو در نتیجه تحولات اخیر حقانیت مطالبه اصلی جنبش سبز و مواضع رهبران آن به اثبات رسیده و از سوی دیگر حاکمیت هیچ اقدام مؤثری در جهت پذیرش خطاهای خود و در نتیجه بازیابی حتی محدود اطمینان مردم که برنداشته حتی در جهت عکس ٱن نیز اقدام کرده است. در واقع به عوض پذیرش وجود بحران و کنکاش درباره دلیل آن، بارها از تریبون های رسمی بر پنهان نگه داشتن واقعیات و اصرار بر مواضعش تاکید کردهاست. اما واقعیت آن است که در پشت این چهره سخت و مطمئن از خود، نگرانیای خفته است که شواهد آن را هم در عدم موفقیت اصولگرایان در تشکیل یک مجمع تصمیمگیری در مورد کاندیداهای مورد قبول این جمع میتوان دید و هم در عکسالعملهای تندی که هر یک از باندهای این جریان نسبت به اعلام موجودیت دیگری نشان میدهند. اینک اصولگرایان میخواهند با باز کردن بحث انتخابات از طریق شرکت یا عدم شرکت اصلاحطلبان در آن، بحرانهای درونی خویش را به گروه مقابل انتقال دهند.
اولویتهای جنبش سبز
با گشودن زود هنگام بحث انتخابات از طریق موضوع مشارکت اصلاحطلبان، آن دسته از سیاسیونی که امروز زمام امور کشور را در دست دارند و تقریبا همگی با پرچم اصولگرایی به میدان آمدهاند، نشان دادند که بسیار بیش از پیش در اندیشه کسب مشروعیت مجدد از طریق آوردن مردم پای صندوقهای رأی هستند و همچنین نگران چندپارگی جمع خود. نگرانیهایی که هم در قریبالوقوع بودن بحران اقتصادی ریشه دارد و هم در اضطرار ناشی از حرکات ناموزن گروه احمدی نژاد و هم در بسیاری دیگر از نادانیها و ناکارآمدیهای دولت دهم.
بی تردید طرح زود هنگام موضوع شرکت ویا عدم شرکت در انتخابات به معنای انتخاباتی شدن فضای عمومی خواهد بود. مهم آن است که بدانیم این فرصت مغتنمی خواهد بود برای آنکه سیاست جنبش سبز نه بر اساس چینش از پیش تعیین شده اصولگرای قوی- اصلاح طلب ضعیف بلکه بر اساس مطالبات سیاسی خود این جنبش تبیین شدهتر و متشکلتر پی گرفته شود. سیاستی که محور آن حفظ و حراست از اعتمادی است که مردم به دلیل پایداری رهبران این جنبش و فعالیتهای اعتراضیاش به آن پیدا کردهاند و شاخههای اصلی آن عبارتند از دفاع از برابری سیاسی آحاد ملت و مبارزه برای تضمین آزادی و سلامت انتخابات. در واقع این فضای ماقبل انتخاباتی بهترین فرصت برای جنبش سبز است تا بار دیگر از طرق گوناگونی که در این دو سال آزموده، هم آزادی زندانیان سیاسی و هم رفع حصر رهبرانش را بخواهد و هم برای آزادی فعالیت همه گروهها و سازمانهای سیاسی مبارزه کند و هم شروط خویش را برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم که قدم اول آن برداشته شدن نظارت استصوابی است به اقتدارگرایان تفهیم کند. اولویت جنبش سبز این مطالبات هستند. انتخابات اولویت نیست.
برچسبها: انتخابات ، جنبش سبز ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
گزارش دیدار با سید محمد خاتمی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۴ نظر
شهرام صولتي جمعه ۷ مرداد ۹۰ ساعت ۱۵:۵۵
موضع نوشته در قبال انتخابات بسیار قوی است. اما پذیرش این موضع ایجاب میکند که از الان تا انتخابات جنبش سبز بیش از پیش فعال شود.
بینام یکشنبه ۹ مرداد ۹۰ ساعت ۰۶:۳۸
"در واقع این فضای ماقبل انتخاباتی بهترین فرصت برای جنبش سبز است تا بار دیگر از طرق گوناگونی که در این دو سال آزموده، هم آزادی زندانیان سیاسی و هم رفع حصر رهبرانش را بخواهد و هم برای آزادی فعالیت همه گروهها و سازمانهای سیاسی مبارزه کند و هم شروط خویش را برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم که قدم اول آن برداشته شدن نظارت استصوابی است به اقتدارگرایان تفهیم کند. اولویت جنبش سبز این مطالبات هستند. انتخابات اولویت نیست."
آفرین
بینام یکشنبه ۹ مرداد ۹۰ ساعت ۱۳:۲۱
آخرین موضع اصولگرایان این است که اسمنوییسی کاندیداها را آسان کنند تا آبروی اصلاحطلبان را ببرند و بعد آنها را رد صلاحیت کنند.
علی ه یکشنبه ۹ مرداد ۹۰ ساعت ۱۵:۳۴
عبارت کلیدی این است "... از طرق گوناگونی که در این دو سال آزموده ...". اگر شیوه های مختلف کنش های جمعی آزموده شده از «حضور خیابانی» گرفته تا «الله و اکبر گفتن» و غیره را در پیگیری مطالبات کنار بگذاریم، مشارکت در فضای انتخاباتی را به آگاهی رسانی و طرح مطالبات تقلیل داده ایم.