اسب تروآی احمدینژاد در قلعه مصباح
امین مهرنیا
چه خودجوش و پرشکوه و چه سازماندهی شده وکم فروغ حالا "نهدی" نامی است برپیشانی یک هفتهنامه. هفتهنامهای که بوسیله حلقهای از جریان نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی منتشر میشود .نهم دیماه هشتادوهشت روزی است که حاکمیت با بسیج امکانات، هوادارن خویش را به خیابان آورد تا پاسخی باشد به اعتراضات گسترده مخالفان سبز -خصوصاً در عاشورای همان سال. پس از آن، نهم دی را در تقویم رسمی کشور به عنوان روز تجدید میثاق امت با ولایت نام گذاری کردند.
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
اهمیت روز نهم دی اما به تاکیدی بود که در کلام رهبر جمهوری اسلامی بارها و بارها با عنوان نمایش بصیرت بروز مییافت. او که در روزهای اوجگیری بحران در سخنرانیهای متعدد خواستار موضعگیری نخبگان سیاسی کشور در برابر جنبش سبز برای گم نشدن در قبار فتنهها شده بود وقتی پاسخی درخور از آنها دریافت نکرد، نمایش خیابانی نهم دی را تبلور بصیرت در امت خواند. بی بصیرتها ریزش کرده بودند و نظام سیاسی نیاز به رویشهایی جدید داشت. فرآیند ریزش و رویش در جمهوری اسلامی و خصوصاً در ادبیات رهبر آن شاید به زمان محاکمه وزیر وقت کشور یعنی عبدالله نوری بازگردد؛ آن هنگام که او دفاعیات خویش در دادگاه ویژه روحانیت را تبدیل به استضیاح جریان حاکم نمود. آیتالله خامنهای در نمازجمعهای که به فاصلهای نزدیک پس از آن برگزار شد کنار رفتن رجال باسابقه نظام را به ریزش طلحه و زبیر در تاریخ صدر اسلام تشبیه نمود و در عین حال خبر از رویش هایی جدید داد.
آن ریزشها و این رویشها
سالها پس از آن نمازجمعه، آیت الله خامنهای بار دیگر در مراسم بزرگداشت بناینگذار جمهوری اسلامی از طلحه و زبیر گفت. این بار اما موضوع بحثِ ریزش، نه یک رجل سیاسی که یک جناح بود. اصلاحطلبان که در پی ماهها منازعه بر سر نتایج انتخاباتِ پُر مسئله ریاستجمهوری حالا تبدیل به "فتنهگر" شده بودند در کلام رهبر جمهوری اسلامی تهدید به حذف به همان روشی شدند که امام اول شیعیان در برابر طلحه و زبیر در پیش گرفت. اما جریان حذف تنها محدود به اصلاحطلبان نبود. حالا آنها که در جریان سبز به فریاد "کجایند عمارها"ی آیتالله پاسخ ندادند خود در مظان اتهام بودند که چرا با سکوت در برابر خواست رهبری جریان فتنه را همراهی کردند؟ و در این میان نام جمع گستردهای از رجال سیاسی تا مراجع تقلید و انقلابیون پرسابقه دیده میشد. نخبگان بیبصیرت باید کنار میرفتند تا حواریون جدید رهبر نگذرند که فریاد "کجایند عمارها"ی او هیچگاه بی پاسخ بماند.
حمید رسایی نماینده مجلس، حسن عباسی رئیس مرکز موسوم به دکترینال امنیت بدون مرز، احمد پناهیان از وعاظ سرشناس و متنفذ در بیت رهبری، قاسم روانبخش از روحانیون نزدیک به آیت الله مصباح یزدی، سعید قاسمی از فرماندهان سابق سپاه پاسداران، وحید جلیلی از نویسندگان سایتهای نزدیک به جریان حاکم و برادر دبیر شورای امنیت ملی و امثالهم. این چهرهها را شاید بتوان رویشهای نظام دربرابر تندباد ریزشهای آن دانست. رویشهای جدید اما وظیفه دفاع از حریم ولایت و بسط افکار و منویات آیتالله مصباح در قامت یگانه تئورسین جریان حاکم را برعهده گرفتند و برای این مقصود دوکار ویِژه را در دستور کار خویش قرار دادند: اول تسریع فرآیند ریزش دراردوگاه نخبگان بیبصیرت و دوم تلاش برای پرورش نسل جدیدی از نخبگان سیاسی مطابق با استانداردهای تعریف شده در دستگاه فکری آیتالله مصباح.
خواص عمومی بجای خواص سیاسی
در دستگاه فکری آیتالله مصباح نخبه سیاسی تنها یک خصوصیت ویژه دارد و آن تبعیت محض از ولایت فقیه است . یعنی در حقیقت نخبگان بهمحض ترک اطاعت از امر ولی نه تنها از عنوان نخبگی ساقط میشوند که میبایست طرد و از ساختار قدرت کنار گذاشته شوند. طبیعی است در چنین شرایطی به فراخور نزدیکی نظرات افراد به نظر ولیفقیه از آنها در مناصب گوناگون استفاده شود و در نتیجه به میزان زاویه اختلاف نظرات با نظر رهبری میبایست افراد از ساختار قدرت کنار بروند. تئوری مصباح اگرچه در جمهوری اسلامی امر غریبی نیست اما از آن رو بر اهمیت آن افزوده شد که موضوع ریزش اینبار خیل عظیمی از رجال سیاسی، مدیران باسابقه و روحانیون بلندمرتبه هستند که در مجموع برای توصیف آنها از عنوان نخبگان بیبصیرت استفاده میشود. اما نتیجه طبیعی این روند در نظام سیاسی کشور خالی شدن یکباره بدنه نظام از مدیران با تجربه و از جناحهای مختلف سیاسی است که بالطبع میبایست جای آنها بوسیله نیروهایی جدید پر شود.
پرورش و معرفی این نیروها به جامعه اما چگونه میبایست صورت میگرفت؟ پیدا کردن پاسخ برای این سئوال سخت نیست اگر فقط نگاهی گذرا به هفتهنامه "نهدی" متعلق به دفتر "جریانشناسی سیاسی تاریخ معاصر" به مدیر مسئولی حمید رسایی بیندازیم. نشریهای که در چهارده شماره منتشر شده در آن هر دو کارویژه حمله به رجال سیاسی بیبصیرت و معرفی نیروهای سیاسی جدید منطبق با معیارهای گفته شده، محور های اصلی کار هستند. "نهدی" مخاطب خود را خواص عمومی جامعه میداند و مأموریت خویش را به رخ کشیدن انحرافات دشمن میداند. "نهدی" نشریهای است که بدنبال تأکید رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر لزوم جریانشناسی سیاسی تاریخ معاصر منتشر شد و تا کنون تمامی تلاش خویش را مصروف شناسایی و معرفی بیبصیرتها به مخاطبین خاص خود نمودهاست. عنوان "خواص عمومی" اما در ترمینولوژی جریان حاکم به طیفی از گرایشات اجتماعی تعلق میگیرد که اولاً به هیچ جناح سیاسی کشور وابستگی نداشتهباشند و دوماً از لایههای فرودست و کم بهره از دانش و تجربه سیاسی برخواسته باشند. نیروهایی شبیه به محمود احمدی نژاد که علیرغم برخورداری از سوابق مدیریتی به دلایل مختلف تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ از رجال سیاسی کشور به حساب نمی آمد و حتی زمزمههایی از رد صلاحیت او به همین دلیل به گوش میرسید.
اسب تروآی احمدی نژاد در قلعه مصباح
حذف و یا تضعیف کامل پایگاههای پیرامونی قدرت از احزاب تا چهرههای سیاسی با عناوین کلی همچون بابصیرت و بیبصیرت ساختار سیاسی کشور را در شرایط جدیدی قراردادهاست. از یک سو در نتیجه سیاستهای غیرکارشناسی و اشتباهات فاحش دولت در تمامی عرصهها از اقتصاد تا سیاستخارجی، کشور در بحرانهایی بزرگ فرو رفته و از سوی دیگر، نافرمانیها و گردنکشیهای احمدی نژاد و اطرافیانش در برابر خواست واراده رهبرجمهوری اسلامی غلط بودن محاسبات آیت الله مصباح در پرورش نخبگان جدید را به معرض دید عموم گذاشته . در حقیقت، اقدامات اخیر محمود احمدینژاد و اطرافیان نزدیکش به قصد پیشبرد یک پروژه سیاسی خارج از خواست و اراده رهبری، یعنی شکلدهی به یک الیگارشی جدید که اورا در مرکز آن قرار میدهد، در صورت موفقیت، شکستی بزرگ خواهد بود در راه عملی شدن پروژه آیتالله مصباح در پرورش و استفاده از رجال سیاسی مطیع و فرمانبردار به جای نخبگان "بیبصیرت" و جناح های سیاسی کشور. احمدی نِژاد با اقدامات اخیر ناخواسته به تروای مخالفین ولایت فقیه در قلعه موافقین آن تبدیل شده است که با هر حرکت خویش در اداره دولت، اقتصاد و سیاست به جای تقویت اصل ولایت فقیه، به آن ضربه میزند.اما آیا این نکته رهبر جمهوری اسلامی را مجاب به بازگشت از مسیری که در پیش گرفته خواهد کرد؟ برای پاسخ به این پرسش هنوز باید منتظر بود.
برچسبها: مصباح یزدی ، نهدی ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۷ نظر
رضا سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۰۰:۰۵
مگه اینا آشتی نکردند باهم؟خوب حالا چی می شه؟
بینام سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۲:۰۰
نهم دیماه ۸۹ نبود ۸۸ بود
Plato
سه شنبه ۲۰ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۴:۲۴
جمهوری خواهی: سپاس. اصلاح شد.
داوود چهارشنبه ۲۱ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۰۱:۵۰
مسلماً خامنه ای شکست را نخواهد پذیرفت. شخصیتی که همه ما از او سراغ داریم آنقدر یک دنده و لجوج هست که دنبال توجیهاتی برای فرار از مسئولیت این شکست بگردد و دوباره با آدم هایی دیگر از همین قماش به این مسیری که در مقاله شما گفته شده ادامه دهد.
حسين پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۷:۴۸
مسئله فقط خامنه ای نیست. اعتبار مصباح بیش از هرکس خدشه دار شده است. و بر اعتبار روحانیون مبارز افزوده خواهد شد.
داوود پنجشنبه ۲۲ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۲۳:۳۷
روحالیون مبارز یعنی اقایان موسوی خوینی ها و خاتمی؟این دیگر خیلی دور از ذهن است.
ستار جمعه ۲۳ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۱:۳۳
مهم اینه که قدرت دستشونه و هرکاری بخوان میکنن. تمام ثروت کشور رو دارنو باهاش میتونن همه چیو بخرن.