صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

رئیس دولت آمد؛ کارگران در آتش سوختند...


پنجشنبه ۵ خرداد ۹۰ - ۴ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


علی زمانی

روز سوم خرداد سال ۱۳۹۰ در یاد مردم جنوب ایران خواهد ماند، روزی که رئیس دولت وارد شهر آبادان شد، روزی که قرار بود پروژه توسعه فاز سوم پالایشگاه نفت آبادان به بهره‌برداری برسد، روز آزاد سازی خرمشهر و در آخر روزی بود... تا شب گذشته ساعت ۲۰:۱۲ دقیقه به وقت تهران خبر از ۱۲ نفر کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی منتشر شد که به دلیل آتش سوزی فاز سوم کت کراکر پالایشگاه آبادان جان خویش را از دست دادند.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کدام تعادل؟

حسین راغفر

سوم اسفند ۱۲۹۹ و اندیشه پایان وضع موجود

فرهاد صولتی

۲۵ بهمن قرار ما بود با تاریخ خودمان

رحمان رئوف


چندین روز است که خبرگزاری‌های وابسته به دولت و نهادهای نظامی، از قبیل خبرگزاری فارس، رجانیوز و جوان‌نیوز خبر از خوداتکایی ایرانیان می‌دهند، خبر از طرحی را می‌دهند که قرار است افتتاح شود و ایران به استقلال کامل در تولید بنزین برسد، خبر از افزایش تولید بنزین می‌دادند، اما امروز ماجرا از گونه‌ای دگر شد، داستان خوش و خوشحال کننده استقلال و مشت کوبیدن به دهان استکبار و یاوه‌گویان با کشته و زخمی شدن بیش از ۷۰ کارگر همراه شد، هر چند خبرگزاری فارس در ساعت ۷:۴۹ دقیقه صبح امروز خبر داد: پروژه عظیم بنزین‌سازی پالایشگاه آبادان به بهره‌برداری رسید ، این زمان،ساعتی بود که هنوز هواپیمای رئیس به زمین ننشسته بود و مشخص هم نیست وقتی رئیس نیامده و تیغه‌های قیچی روبان‌های قرمز را لمس نکرده‌اند،‌ چگونه طرحی به این بزرگی و وسعت به بهره‌برداری رسیده‌است؟
همین خبرگزاری، در کمتر از ۲ ساعت بعد خبر آتش‌سوزی در بخشی از پالایشگاه آبادان را منتشر ساخت، آتش سوزی در پالایشگاه آبادان ، خبری که تا ساعت‌ها به عنوان اولین خبر در دیگر رسانه‌ها منتشر شد؛ بعد از خبرگزاری فارس، شبکه خبررسانی ایلنا میداندار این رویداد تلخ شد؛ گویی برای خبرگزاری فارس داستان به پایان رسیده بود و هیچ حادثه‌ای به غیر از آتش سوزی رخ نداده بود و جان کسی هم بر اثر حادثه از بین نرفته بود، با این حال خبر از اعزام مجروحان آتش‌سوزی پالایشگاه آبادان به تهران می‌داد! آن هم با هواپیمای اختصاصی با دستور مستقیم رئیس دولت؛ در واقع ماجرا از چه قرار بود که هواپیمای اختصاصی برای مجروحان حادثه درخواست می‌شود و از سویی فقط خبر از کشته شدن ۱ نفر و زخمی شدن ۲۰ نفر می‌دهند؟
خبرگزاری ایلنا همچنان به تکمیل خبر خود اقدام کرد، در ساعت ۱۳:۳۰ خبر از؛ در حادثه انفجار پالایشگاه آبادان۲۵ نفر زخمی و ۳ نفر کشته شدند داد، خبری که با تمام کمبودها و نواقص موجود؛ حداقل انعکاسی از واقعیت را در خود دارد. اما کدام فرد و مدیر، مسئول این دست حوادث هستند؟ اگر رویداد تلخی به هر دلیل به وقوع پیوسته چرا و به کدام دلیل مدیر عامل پالایشگاه آبادان، عبدالرضا مهربان، در مصاحبه با خبر ساعت ۱۴ در مقابل دوربین می‌گوید: بحمدالله اتفاق خیلی سطحی بوده‌است، و بعد آقای مدیر عامل با لکنت زبان به شدت قابل لمس و خیره شدن به دوربین، می‌گوید: هم اکنون این فاز در دست بهره برداری است و در حال کار می باشد! ۱۲ نفر کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی از نوع سوختگی درجه سه؛ بر اساس کدام معیارها و میزان‌های جان آدمی حادثه‌ای سطحی تلقی می‌شود؟
اما چرا در ایران این گونه رویدادهای تلخ؛ به هر دلیلی روی می‌دهد و درس عبرتی برای دیگرمدیران و دست‌اندرکاران دولتی نمی‌شود؟ برای نمونه، به چند مورد از سطحی کاری‌ها در پروژه اخیر اشاره می‌شود:
۱- پروژه طرح توسعه فاز ۳ کت کراکر پالایشگاه آبادان، بر اساس قرارداد موجود، می بایست در تاریخ ۱۰/۶/۱۳۹۰ به بهره‌برداری برسد و نه در تاریخ ۳/۳/۱۳۹۰؛ به احتمال فراوان همزمان شدن این پروژه با روز سوم خرداد، آزاد سازی خرمشهر و روز زن سبب شده مسئولان امر و دیگر مسئولان مربوطه خود را به آب و آتش بزنند و خواستار سریع‌تر به اتمام رسیدن پروژه شده باشند، کاری که بر اساس استانداردهای ایمنی و پروژه‌های مشابه عملی بسیار خطرناک تلقی شده است.
۲- افول جایگاه احمدی‌نژاد نزد رهبری و بخش گسترده‌ای از نیروهای اصولگرا وی را به واکنش‌های لحظه‌ای واداشته؛ حرکت‌هایی که با تکیه به آنان می‌خواهد جایگاه از دست رفته خویش را نزد بزرگان قوم و مردم دوست‌دار وی به دست آورد، از همین روست که با تمام خطرات ممکن و همچنین گوشزد کردن کارشناسان و متخصصان نصب تجهیزات پالایشگاه، وی اقدام به سفر و افتتاح این پروژه کرده است.
۳- اساسا افتتاح پروژه‌هایی که بخشی از سیاست‌های روزمره دولت-حکومت است، به شدت سیاسی است. جدای از طرح کارشناسی و فنی؛ بیشتر موضوع سیاست و تبلیغات مهم می‌شود، آنگونه که در طرح توسعه فاز سه تولید بنزین پالایشگاه آبادان ودیگر پالایشگاه‌های کشور، بیشتر از هر چیز جنبه سیاسی و تبلیغات ایدئولوژیک مدنظر سیاسیون و قدرتمداران بوده و هست.
امروز، یعنی دو روز پس از فاجعه اولین عکس‌العمل دولت فراخواندن مسئولان ایمنی و معاونان اجرایی به اطلاعات است. یعنی احضار همان‌هایی که هشدار می‌دادند این افتتاح زودهنگام خطرناک است. آبادان به شهری امنیتی مبدل شده‌است و تردد در شهر کنترل می‌شود. طرحی به این مهمی به افتضاح بزرگی تبدیل شد. طرحی که شروع آن با ستاندن جان کارگرانی همراه شد که در بدترین شرایط آب و هوایی کار کردند، حداقل دستمزد را گرفتند و جان خویش را روی پروژه‌ای گذاشتند تا مسئولان دولتی نام خویش را بالا و بالاتر ببرند و دروغ‌های بزرگ و بزرگ‌تری به ما بگویند. داستان به همین تلخی است و نه چیز دیگر.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۴ نظر

ابراهيم پنجشنبه ۵ خرداد ۹۰ ساعت ۱۵:۴۸

این مسأله به گمانم سه وجه متفاوت دارد: فنی - سیاسی - امنیتی.
تا زمانی که داده های ما در این سه زمینه کامل نباشد قضاوت کردن ساده نیست. وجه فنی بررسی عملکرد کارمندان و گزارش‌هایی است که به دولت داده‌اند و نحوه عملکردشان در افتتاحیه و البته مسئولیت کارشناسان و کارکنان فنی مربوط است. به عبارت دیگر تعهد کارشناسان به وظیفه‌شان.
جنبه سیاسی این است که کلاً افتتاح امری سیاسی و نمایشی است، در همه دولت‌ها و همه زمان‌ها. مشکل زمانی رخ می‌دهد که جنبه سیاسی بر جنبه فنی غلبه کند، وگرنه این که دولتی تلاش کند در مناسبتی خاص پروژه‌ای را به انجام برساند و نمایش دهد، فی‌نفسه قابل نکوهش نیست. گزارش‌های اخیر رسانه‌های رسمی داخل کشور غلبه سیاست بر مسائل فنی را در این حادثه نشان می‌دهند. بار اول هم نیست، این دولت در موارد بسیاری افتتاح ناموفق داشته است. نمونه دیگرش راه‌آهن کرمان ــ زاهدان در سه سال پیش بود که قطار از ریل خارج شد و هنوز هم به ریل برنگشته است! یا افتتاح کارخانه سیمانی در همان زمان، که هنوز سیمانی تولید نکرده است! اگر مسأله‌ی گماشتن افراد غیرمتخصص در امور نامرتبط را هم که در این دولت رسم رایجی است بر قضیه بیفزاییم دیگر مسأله «تعهد کارشناسی» موضوعیتی پیدا نمی‌کند. پاسخگویی هم اساساً امری است که باید از بالا به پایین تسرّی پیدا کند. وقتی دولت در بالاترین سطح در قبال عملکردش به کسی پاسخگو نیست، رده‌های پایین‌تر هم لزومی برای پاسخ‌گویی نمی‌بینند. جواب‌های سربالای مسئولان مربوط همین روحیه را نشان می‌دهند.
جنبه امنیتی قضیه این است که این اتفاق اساساً عمدی بوده است یا سهوی! با توجه به این که در ارتباط با این قضیه بازداشت‌های زیادی صورت گرفته و عده‌ای هم از امنیتی شدن فضای آبادان خبر می‌دهند، این وجه هم قابل ملاحظه است و اگر خدای نکرده پاسخ مثبت باشد از جانب هر شخص و گروهی که بوده باشد جنبه‌های دیگر را تحت تأثیر قرار می دهد و شاید اصلاً منتفی کند.
ما به عنوان شهروندان عادی شانس دریافت اطلاعات جامع در این قضیه و موارد مشابه را کم‌تر داریم و به تبع آن قضاوت صحیح دشوار است. اما خیلی خوب است که به جنبه‌های مختلف آن بپردازیم.



بی‌نام جمعه ۶ خرداد ۹۰ ساعت ۱۸:۵۲

بحث بر سر اصرار بر افتتاح علیرغم مخالفت متخصصان است و نویسنده هم همین مسئله را نقد کرده‌است. اینکه شاید انفجار کار کسی یا کسانی بوده است بحث مع‌افاارق است. بعد هم اگر ما شهروندان عادی به اطلاعات جامع دسترسی نداریم چگونه انتظار می‌رود به جنبه‌های مختلف موضوع بپردازیم.



علی زمانی شنبه ۷ خرداد ۹۰ ساعت ۱۴:۰۰

نظرات اول و دوم را خواندم. به نظرم در این میان اصلا بحث توطعه یا خرابکاری نبوده و نیست.



ابراهيم یکشنبه ۸ خرداد ۹۰ ساعت ۰۰:۲۹

درست است که اطلاعات کامل نداریم اما می توانیم حداقل از زوایای مختلف احتمالات را بررسی کنیم. دست کم ابعاد مختلف قضیه را در نظر بگیریم. مثلا اگر اطلاعات فنی داریم فقط به آن جنبه بسنده نکنیم، بقیه جوانب را هم در نظر بگیریم.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی