صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

میرحسین چشم ماست


شنبه ۳ اردیبهشت ۹۰ - ۴ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


علیرضا پورپیرعلی

امروز دلم گرفته‌است. بدجور گرفته‌است. داشتم خرت‌و‌پرت‌های کف اتاق را جمع می‌کردم و قفسه کتابها را مرتب می‌کردم چشمم به یادداشتهای دیدارمان با میرحسین افتاد. بغض کردم. البته هیچ وقت عادت نداشته‌ام که بغض کردن‌هایم را برای کسی بازگو کنم. خواندن وق‌وق های این [...] بسیجی [...] (تاجیک) حالم را بدتر کرد. نزدیک دو ماه می شود که بر روی ماه یاور و همراهمان چنگ زده‌اند. تصور کردنش هم حالم را می‌گیرد. اضافه بر این حرفی ندارم که بزنم. فکر کردم همان یادداشتها را جمع‌و‌جور کنم و اینجا نشرش دهم. هنوز بوی طراوت و صداقت و صفا می‌دهد و یاد آوریش برایم یک خاطره شادی بخش است. ماه رمضان پارسال بود. پیغام داده بود که بچه ها اگر شهرستانی هستند قرار را بگذاریم برای بعد از ماه رمضان که روزه کسی باطل نشود. خندیده بودیم و خیلی سریع قضیه را جمعش کردیم. نه مهندس! همه تهرانی هستند.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران

فرامرز اصفیا


دفتر مهندس، در کوچه‌ای روبروی پارک لاله- خیابان کارگر
نمی‌خواهم زیاد با کلمات بازی کنم. ما سوال‌های خودمان را که از قبل آماده کرده بودیم می‌پرسیدیم و مهندس و خانم رهنورد با حوصله و احساس مسئولیت خاص جواب می‌دادند. اول جلسه نگذاشت که کسی خودش را معرفی کند. برای مسائل امنیتی. بالای سالن را خالی گذاشته بودیم برای مهندس. که آمد و در گوشه‌ای بین بچه ها نشست. همه گفت‌و‌گو را نتوانستم و نخواستم یادداشت‌برداری کنم.
از مهندس به خاطر پایمردی‌اش تشکر کردیم و شهادت شهید موسوی را تسلیت گفتیم. درباره تدوین استراتژی‌ها و سازماندهی نیروهای فعال در جنبش پرسیدیم. درباره اینکه ایده شبکه‌های اجتماعی با اینکه ایده خوبی بوده و جواب هم داده است ولی نفی کننده نیاز به سازماندهی نیروها نیست. و درباره اینکه سطح میانی و یا حلقه واسط، مفقود است. درباره صریح نبودن مواضع در قبال رهبر و قانون اساسی که بارها مهندس به وحی منزل نبودن آن اشاره کرده بود. صحبتمان سر این بود که چرا نمی گوئید کجای قانون ایراد دارد. چرا تعارف می‌کنید. گفتیم که بعضی از افراد بد طینت اپوزیسیون مدام به ذهن ملت پمپاژ می‌کنند که شما دعوای قدرت دارید. درباره اینکه چرا حرکت کند است و جلوی حرکت جوانان گرفته می‌شود. از تدوین مانیفست کلی جنبش با توجه به گستردگی و تنوع هواداران آن پرسیدیم. درباره جنبش زنان و نقش آنان در جنبش پرسیدیم و نیز درباره اینکه آیا به نظر ایشان مشکلات جامعه ما زیر ساختی است یا روساختی. جملاتی را که از مهندس یادداشت کرده‌ام عینا در اینجا می آورم:
حضور بنده در انتخابات به علت احساس خطر و متوجه شدن مشکلات زیادی بود که ما در ساختار نظام می‌دیدیم ولی مشکلات زیادی را بعد از انتخابات متوجه شدیم. چیزی که ما از قبل می‌دانستیم صرفنظر از فسادهای موجود، روشن بود که این نظام در مقابل تغییراتی که در دنیا رخ می‌دهد نمی‌تواند خود را وفق بدهد. هر نظامی که بتواند خود را با تغییرات وفق بدهد می‌تواند راه پیشرفت را پیدا کند. ما، دچار یک بستگی و سختی درونی برای قبول تغییرات دنیا شده‌ایم. مثلا صرفنظر از مطالب و نواقصی که قانون اساسی دارد، در اصول همین قانون هست که شنود در زندگی خصوصی افراد نباید باشد و آزادی‌های مصرح در قانون بسیار بیشتر از این چیزی است که الان اعمال می‌شود. ما در این زمینه‌ها عقبگرد داشته‌ایم. ساختار حکومت به تدریج از اهداف اولیه دور شد. ما با فساد مواجه شدیم. مثلا سپاه. سپاه برای این کارها تشکیل نشده بود. من یادم هست در آن روزهای اول که بحث درجه دادن به سپاهی‌ها مطرح شد، خیلی از بچه‌های سپاه اصلا این را قبول نمی‌کردند. همه آمده بودند خون بدهند. الان چی؟ سپاه تبدیل به بزرگترین پیمانکار کشور شده‌است. سپاهی که دائم چرتکه بیندازد که قیمت دلار چند است یا قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته، نمی‌تواند از شرف مملکت دفاع کند.
مقاله‌ای می‌خواندم درباره مجلس خبرگان. مجلس اول که افراد گوناگونی بودند. حرفهای متفاوتی زده می‌شد. شما این مجلس کنونی را ببینید. نه اینکه اینها آدم‌های بدی باشند ولی این مردم هستند که باید تصمیم بگیرند. حکومت باید طوری تعریف شود که بتواند پاسخگو باشد وگرنه باید عوض شود. مشکل کنونی ما حاکمیت ذهن‌های تعصب آلود است.
خانم رهنورد در مورد بحث زیرساخت‌ها و رو‌ساخت‌ها گفت: ما با سه نوع زیر‌ساخت مواجهیم. زیرساخت فکری، اقتصادی و توسعه سیاسی. حاکمیت فعلی نگرش قاجاری، آنهم قاجاری پیش از مشروطه دارد. در سطح داخلی با ملت پیشرفته ما و در جهان با پیشرفت‌های جهانی اصطکاک دارد. اضلاع این مثلث دست به دست هم داده‌اند و یک عقب‌ماندگی کلی ایجاد کرده‌اند. در جنبش سبز، زنان در پیشرفته‌ترین موقعیت خود هستند. در مشروطه بودند ولی نه به این اندازه. این حاکمیت کنونی، زنان و جوانان را تهدید می‌داند. مثلا در مورد همین کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان. ما بارها گفته‌ایم که دلیلی ندارد که ما به آن نپیوندیم به خصوص که می‌توان با قاعده حق تحفظ، تفاوت‌های خود را هم حفظ کنیم.
مهندس موسوی در مورد بحث سازماندهی گفت: ما چند بار اقدام کردیم اما عملا سرعت برخوردها نشان داد که هر نوع سازماندهی شکست می‌خورد. ما از مجموع افراد دعوت کردیم. مقدمات آن هم فراهم شد ولی به نتیجه نرسید. یک داستان پست‌مدرنیستی هست در مورد کرمی که هر بار نصف می شود به دو کرم جدید تبدیل می شود. این فلسفه شکل‌گیری شبکه‌های اجتماعی است. با این حجم از فضای امنیتی که نظام در مقابله با جنبش ایجاد کرده ایده شبکه‌های اجتماعی تنها راهکار موجود بود. البته ما هنوز هم در مورد سازماندهی از هر راهکار جدیدی استقبال می‌کنیم.
در مورد موضع‌گیری صریح در باره اشکالات قانون اساسی کنونی و در مقابل رهبری، مهندس موسوی گفت: من جاخالی نمی‌دهم. ما باید بتوانیم وزن اجتماعی هر دیدگاهی را مشخص کنیم. یک گروهی سکولار هستند. یک گروهی مذهبی‌اند و غیره. وزن اجتماعی گروه‌ها در سایتها مشخص نمی‌شود. عده زیادی اعتقاد به تغییر دارند. هر اندیشه‌ای که بخواهد مستقر شود باید تلاش کند به یک قشر بزرگ جمعیتی وصل شود. این ظرفیت در جنبش سبز هست. ما یک هدف مشخص اعلام کرده‌ایم و آن هم برگزاری یک انتخابات آزاد است. همین کافی است. از دل یک انتخابات آزاد می‌توان به همه چیز رسید. در مورد انتقاد صریح به رهبری هم حالا زیاد مهم نیست که چه کسی و در چه موقعیتی این کار را انجام دهد. شما همین نامه‌های آقای نوری‌زاده را دیده‌اید. برد این نامه آقای نوری‌زاد چقدر است؟ زیاد. هم اشخاص و هم ساختار مورد نقد قرار می‌گیرد. این بی سابقه است. این حاصل جنبش سبز است. ما یک سازمان مرکزی نداریم. این شبکه در زایندگی خود این نقدها را صورت می‌دهد. ما همه لکنت داشتیم. الان لکنتمان دارد باز می‌شود. در حین این حرکت جنبش سبز، اصلاح طلب‌ها هم دگرگون شدند.
مهندس در جواب به سوالی که علت اینکه ایشان خود را رهبر جنبش نمی‌دانند چیست گفت: من یک همراه هستم. من می‌خواهم راحت صحبت کنم و حرف خودم را بزنم. من امام را دوست دارم. این به نفع بنده است. من نمی‌خواهم دروغ بگویم.
ایشان درباره اینکه چرا معتقد به حرکت سریع‌تر جنبش نیستند گفت: جوانان می‌خواهند هزینه بدهند ولی یک چوب را که انعطاف دارد یک جایی می‌شکند. ما نباید به جایی برسیم که یک سرکوب سریع انجام شود و بعد یک آلترناتیو آبکی به جای جنبش بگذارند و همه چیز تمام شود. ما باید پیگیر بقای جنبش باشیم. نباید جنبش به جایی برسد که نابود شود.
برخی از یادداشت‌هایی که نوشته‌ام و نمی‌فهمم به کدام سوال‌ها مربوط بوده‌اند را هم می‌آورم:
‌سلطنت طلب‌ها و منافقین را کنار گذاشته‌ایم چون به مملکت خیانت کرده‌اند ولی همه گرایش‌های دیگر هستند.
ـ باید تصور خود را از غرب عوض کنیم.
ـ الگوی‌مان نقص دارد و حرکت‌مان کند پیش می رود. ما باید به مسائل کارگری و مسایل اقتصادی و معیشتی مردم بیشتر اهمیت بدهیم.
ـ در مورد مساله هسته ای در حال تدوین موضع خودمان هستیم که آن را منتشر خواهیم کرد.
ـ در جنبش، کمتر می‌شود تصور کرد که کسی به دنبال تصدی قدرت است.
ـ برای ما یک انتخابات آزاد در مورد همین مجلس نهم خیلی مهم‌تر از انتخابات ریاست جمهوری است. نقش مجلس بسیار محوری است.
ـ باید نقش‌ها را مکمل همدیگر تبیین کنیم. نقش هاشمی با ارزش است. یک کسی که دعا می‌کند هم با ارزش است. آیت الله صافی هم نقش خودش را بازی می‌کند. شاید کسی بگوید اگر آقای خاتمی کمی داغ‌تر بود بهتر بود. (خانم رهنورد در این مورد می گوید که من همین نقشی را که الان آقای خاتمی بازی می‌کند بسیار ارزشمند‌تر می دانم) حاج حسن آقا هم نقش خودش را بازی می‌کند.
ـ مسایل خیابانی را زیاد اهمیت دادیم. شبکه تلویزیونی خیلی خوب است. همین شبکه رسا. اینها به بدنه جنبش نزدیک هستند. من پیغام دادم که بگویند که این رسا صدای رسمی جنبش نیست. جنبش باید ده‌ها کانال داشته باشد و این کانال هم قرار است از کانال‌های دیگر استقبال کند.
ـ من در مجلس قانون اساسی از عمومی بودن صدا و سیما دفاع کردم و معتقدم باید اجازه کار به کانال‌های خصوصی داده شود.

منبع: فیس‌بوک نویسنده



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۴ نظر

parviz شنبه ۳ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۱۹:۲۳

aghayeh aziz tamam shod, mirhousein , karoubi, khatami, hameh akhoondha va hameh reesh va pashmy ha bayad beravand , tamam shod hokoomateh eslami bayad beravad , shoma ham beekhody mir hosein mir hosein nakoneed, be sedayeh vagheyee mardom goosh koneed, jomhooreeyeh pashm va resh bayad beravad

mir hosein enekhaby bood beyneh bad va badtar, va mardom ham aghelaneh bad ra entekhab kar۵dand.
vali hagheeghat in ast ke mardom az eslam va harche ke nama va booyeh eslami darad haleshan beham meekhorad

agha cheshmatoon ra baz koneed . mardome mosalman iran daraand grouh grouh maseehy meshavand



بی‌نام شنبه ۳ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۲۲:۰۸

آقای پرویز!
نویسنده از زبان خودش حرف زده. شما هم از زبان خودت حرف بزن. ایکاش همه ما یادبگیریم که چیزی که مورد ادعا و نظرمونه به عنوان یک حکم بیان نکنیم



سیاوش شنبه ۳ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۲۳:۳۹

میرحسین یه مرد واقعیه



روزبه یکشنبه ۴ اردیبهشت ۹۰ ساعت ۰۷:۳۹

برای کسانی مثل بنده که میرحسین را رهبر جنبش سبز و جنبش سبز را مهمترین اهرم سیاسی واقعی برای تأسیس دموکراسی در ایران می دانند این نوشته حاوی مطالب مهم و اساسی برای تدوین گفتار و برنامه سیاسی جنبش سبز است. از آن جمله: تلاش برای بقا و گسترش جنبش سبز. جدی گرفتن انتخابات مجلس نهم . دفاع از حقوق مزدبگیران. طرح دیدگاه سبز در مورد انرژی هسته ای و غیره.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی