صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

به بازی بازنده‌-‌بازنده خاتمه دهیم


یکشنبه ۱۲ دی ۸۹ - ۱ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


فاجعه چابهار و عکس‌العمل دولت
فرزانه محمودی
فاجعه تروریستی چابهار یک بار دیگر پیچیدگی مسائل قومی و فرقه‌ای و شکاف موجود میان این گروه‌ها با دولت مرکزی در ایران را یادآور شد. اینبار در افراطی‌ترین شکل و به زبان خشونت. در عین حال این فاجعه بار دیگر پرسشهایی را در خصوص چرایی وقوع و گسترش چنین رویدادهایی به وی‍ژه در چند دهه اخیر؛ و چگونگی یافتن راهی برای همزیستی و گفت و گوی مسالمت آمیز و دموکراتیک گروه‌های اجتماعی و فرهنگی متفاوت، و لزوم و ضرورت امکان گفتگو و پرهیز از خشونت مطرح ساخت.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


در محکومیت و ابراز انزجار واقعه‌ای که در روز چهارشنبه (۲۴ آذرماه مصادف با تاسوعای حسینی) در شهر چابهار روی داد و در آن دست‌کم ۳۹ نفر از جمله زنان و کودکان کشته و ۹۰ تن زخمی شدند، تعلل و شک و اما و اگری وجود ندارد. و دقیقا به همین دلیل نیز نباید در اهمیت طرح پرسش در مورد چرایی این پدیده و تلاش برای پاسخگویی بی طرفانه و غیرمغرضانه بدانها تردیدی به خود راه داد. یافتن راه‌هایی برای حل یا کاهش مناقشه و خشونت و ایجاد فضایی برای گذر از این معضلات و کشمکش‌ها وظیفه ملی ماست: باید به بازی بازنده-بازنده خاتمه داد.
زندگی سیاسی در ایران به سبب پیچیدگی و گوناگونی اقوام، مذاهب و گروه‌های زبانی و فرهنگی به شدت متأثر از چنین کشمکش‌ها و منازعاتی بوده و هست. کوته‌فکری است فرض کنیم که تمامی این شکاف‌ها و کشمکش‌های قومی و فرهنگی می‌باید و می‌تواند رفع شود. این مسیر طولانی‌ای را می‌طلبد. اما مسلم است که رفع و دفع آن از مسیر حذف متقابل و گفتمان خشونت‌گرایی و ضد حقوق‌بشری و اقداماتی چون اعدام و ترور نخواهد گذشت.
ادامه این روند فقط می‌تواند در حکم زندگی در هراسی دهشناک و بالا رفتن حصاری از بی‌اعتمادی و سوءظن باشد که تقریبا امکان و فرصت گفت و گو و باور به همزیستی مسالمت‌آمیز و آگاهی دموکراتیک را از بین می‌برد.
به سان این گروه‌های افراطی که روشش و منش انتقام‌جویانه را برگزیده‌اند و اصرار بر انجام اقدامات تلافی‌جویانه و خونین دارند-که البته ره به جایی نخواهند برد- حکومت نیز باید در نظر داشته باشد که خشونت برهنه و عریان نه فقط هزینه‌ها و پیامدهای دهسشتناکی دارد و لذا باید از آن اجتناب کند، بلکه به منزله توجیهی برای گروه‌هایی است که زبان خشونت را به عنوان تنها زبان حکومت برای حل مسائل سیاسی کشور تبلیغ می‌کنند.
باید آگاه بود و پذیرفت که فاجعه چابهار با شماری دیگر از پدیده های اجتماعی و سیاسی در آن منطقه پیوندی ناگزیر دارد. محور اولیه تقسیم‌بندی در این منطقه قومیت و مذهب است و این به معنای نوع متفاوتی از فرهنگ است که مجموعه‌ای مشترک از معانی و ارزش‌ها را در بر می‌گیرد و شکلی از کنش و روشی را برای زندگی تعریف می‌کند گاه بسیار متفاوت و متمایز از دیگر گروه‌های موجود در جامعه. نزاع میان فرهنگ‌ها، نزاعی است همه جانبه. سیاست روشن و پیگیرانه‌ای لازم است تا از پس آن بر آید. مسلما یکی از این سیاست‌ها، تبدیل کردن نزاع میان فرهنگ‌ها به مبارزه‌ای علیه نابرابری‌ها و تبعیض‌های موجود است. مبارزه‌ای که زمینه برآمدن این حوادث خونین و ظهور گروه‌های سیاسی زیرزمین در منطقه را آشکار خواهد کرد و محرومیت و فراموش‌شدگی مضاعف در این مناطق خواهد کاست.
یکی از مهمترین شیوه‌های مبارزات امروزی، مبارزه برای هویت و سیاست هویتی است. مطلوبترین سیاست هویتی آنهایی‌اند که در راستای تحقق و استیفای حقوق همه شهروندان تلاش کنند، حتی کسانی که کیستی شان متفاوت با دیگر گروه‌ها تعریف می‌شود؛ و در مقابل نامطلوبترین و خطرناکترین سیاست‌های هویتی آنهایی هستند که از سوی دیگران و به ویژه حاکمیت سرکوب شود. وضعیتی که به طور یقین آزردگی و بیزاری این گروه‌ها را در پی دارد و منجر به گرایش‌ها و تمایلات جدایی‌خواهانه و خشونت‌آمیز خواهد شد.
تجربه زندگی این مردم مملو از تبعیض و نابرابری است، به گونه‌ای که گاه برای‌شان ذاتی‌تر و طبیعی‌تر از برابری به نظر می‌رسد و همواره فرودستی شان را به آنها یادآور می‌شود. لذا حاکمیت باید با پذیرش مسئله در اولین گام با انجام اقداماتی به درمان وضعیتی بپردازد که خود با عدم تحمل اقلیت ها و عدم ارتباط مستمر و صریح با آنان مسبب پیچیدگی آن شده‌است. اولین اقدام، مراوده و دعوت به گفتگوست و بیان آزادانه خواسته‌ها، مطالبات و نیازها و پرهیز از دامن زدن به اختلافات و دشمن تراشی‌ها؛ راهی که متاسفانه به نظر نمی‌رسد مسئولان حکومت به آن کمترین توجهی نشان دهند. حکومت با طرح اتهام همدستی این گروه‌های تروریستی با سایر کشورها، اعدام‌های صحرایی در واقع آب به آسیاب کسانی می‌ریزد که نمی‌خواهند سیسا در ایران جز با زبان خشونت پیگیری شود.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۱ نظر

بی‌نام پنجشنبه ۳۰ دی ۸۹ ساعت ۰۸:۱۰

نگذاریم به خاطر بی فکری ایران به سرنوشت عراق و افغانستان و ÷اکستان دچار شود که در آنها هر هفته صدها نفر به دلیل عملیات ترور کشته می شوند.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی