تحریم فرهنگی و روشنفکران ایران *
اعظم خاتم
دامنه تحریمهائی که ایران با آن مواجه است طی ماههای اخیر گستردهتر شده و تحریم فرهنگی یا سیاست انزوای ایران در رویدادهای فرهنگی جهان هم به آن اضافه شدهاست. انصراف یونسکو از برگزاری روز جهانی فلسفه در ایران از جمله این اقدامات است.
تحریم فرهنگی عکسالعملی است به مداخله دولت برای کنترل همه حوزههای تولید و فعالیت و حضور فرهنگی در جامعه ایران که عرصه گستردهای ازدانشگاه و سینما و کتاب و مطبوعات تا قواعد پوشش و معاشرت در خیابان را در برمیگیرد. این مداخله که تلاش برای کنترل ارتباط فرهنگی ایرانیان با جهان خارج را هم دربرمیگیرد گرچه طی سی سال گذشته فراز و فرود بسیاری داشته اما در زمره دغدغههای دائمی دولت درایران محسوب میشود. در این نوشته به بهانه تحریم روز جهانی فلسفه درایران، موضوع مواجهه روشنفکران ودانشگاهیان با افزایش مداخلات دولت درحوزه اندیشه و اختلافات آنها در این زمینه مورد بحث قرار میگیرد .
مقالات مربوط
آدم اینجا تنهاست
عباس کاظمی
فراز و نشیب برآمدن فردِ خودبنیادِ خودآگاه در ایران معاصر
گفتوگو با فرزین وحدت
ناچاریِ پست مدرن؛ خدایان هممسیرِ خوابگردها
محمد کاظمآباد
خدایان و خوابگردها: پیرامون علوم انسانی در ایران (۳)
فاطمه صادقی
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
اغلب هنرمندان وروشنفکران ایران طی دو دهه گذشته ضمن آنکه ازمراسم فرمایشی و فضاهای نمایشی تبلیغاتی دولت کناره گرفتهاند، همزمان سیاست حضور و تاثیر بر فضاهائی را که امکان تولید اندیشه واشاعه آن فراهم بوده از دست ندادهاند. دستاوردهای این سیاست دوگانه بر کسی پوشیده نیست. امروز اگر علوم اجتماعی به رغم همه کوششی که صرف غیرانتقادی کردن و حذف چارچوبهای نظری متفاوت از آن شده در جایگاه متهم به برانگیختن جنبش اجتماعی قرار دارد و فعالیت هنری و فرهنگی جدی وغیر دستوری درکشور به تاریخ نپیوسته است، مرهون نگاه منعطف و واقع بینانه روشنفکران و هنرمندانی است که حضور و اثرگذاری بر صحنه حیات فرهنگی کشور را جدی گرفتهاند.
تحریم برگزاری روز جهانی فلسفه در ایران در شرایطی رخ میدهد که دولت دهم فراتر از رویکرد سنتی محافظهکاران که اصولا بر منزوی کردن الگوهای فرهنگی طبقه متوسط کشوردر قالب گفتار تهاجم فرهنگی متمرکز بود، این گفتار را با تبلیغات درباره میراث فرهنگ ایرانیان و تمدن ایرانی اسلامی و تلاش برای بهرهگیری از فرهنگ عامه در مواردی که پشتیبان ارزشهای محافظهکار تلقی میشود (مثلا درزمینه مسائل زنان، ازدواج وخانواده) بهم آمیخته تا مخاطبین خود را هم در حکومت هم درمیان طبقات سنتی به امکان احیاء محافظه کاری فرهنگی و بی نیازی ازگفتار اصلاحطلبانه در حوزه فرهنگ قانع و امیدوار کند.
پیشبرد این پروژه به نحو متناقضی نیازمند گشودن چشماندازی از وجود یک مخاطب جهانی و نشان دادن پذیرش یا حداقل رشد دامنه اثرگذاری این تبلیغات درماورای مرزهاست، چشماندازی که جنبش مدنی ایران وحمایتهای جهانی ازاین جنبش، تحقق آن را ناممکن کردهاست. دولت با تلاش فزاینده برای حضور در مجامع فرهنگی جهان قصد دارد وجود این مخاطب جهانی را به داخل نشان دهد و در عین حال فشار بینالمللی ناشی از توجه حقوق بشری به عملکرد دولت در حوزه مجازات اسلامی، نحوه رفتار با زنان و اقلیتهای دینی و رفتار با زندانیان سیاسی را کاهش دهد. در این راستا کنفرانسها و نشستهای علمی و تخصصی که وجه بینالمللی دارند اهمیتی ویژه برای انتقال پیامهای دولتی پیدا کردهاند.
کنفرانس فلسفه از دید دولت فرصتی بود برای تامین چند منفعت سیاسی در داخل وکسب وجهه بینالمللی در عرصه فرهنگ در خارج. برگزاری یک همایش جهانی از یکسو رقابت مؤثری با دولت اصلاحات تلقی میشد که داعیه توسعه فرهنگی و طراحی گفتگوی تمدنها را داشت و از سوی دیگر میتوانست مسئولیت تدارک توجیهات فلسفی مورد نیاز "بومیسازی" علوم اجتماعی را که همایشهای محدود پیشین ازعهده آن به خوبی برنیامده بودند و پس ازوقایع سال گذشته باردیگردر دستور کار قرارگرفته بود بر عهده گیرد. بدیهی است دولت ضرورت پرداخت بهای برگزاری این همایش را که دادن فرصت محدودی به متفکران غیرخودی برای تعامل با یکدیگر و ارائه تعریفی متفاوت ازخصلت بومی/جهانی فلسفه وعلوم اجتماعی است، پذیرفته بود اما به هدایت فرایندکلی همایش امیدوار بود. به این ترتیب منطق شرکت در این همایش برای اندیشمندان و دانشگاهیان داخل، منطق شرکت در دادگاهی بود که حکم آن نافذ و غیبت درآن موجب خسران بود. اما اتفاقی پیش بینی نشده روال عادی برگزاری کنفرانس را بهم ریخت و حرص دولتی کردن بیش ازحد همایش واعتراضات و پیگیریهای بخشی از روشنفکران مقیم خارج موجب حذف حمایت یونسکو ازبرگزاری کنفرانس درایران شد(۱). این امرمشروعیت و اعتباربین المللی کنفرانس را از میان برد و روال برگزاری آنرا مخدوش کرد به گونهای که به نظر میرسد نتایج مورد نظررا عاید دولت نکردهاست(۲).
تحریم همایش براساس یک معیارکلی و اصل بنیادی صورت گرفت که اتفاقا سازمانهای جهانی در موارد بسیاری به آن پایبند نیستند و آن باز داشتن دولتها ازتبدیل مراکز، نهادها و فضاهای تولید اندیشه و علم وهنر به ابزارهای تولید گفتمان قدرت برای ساختارسیاسی. تحریم کنندگان بر این واقعیت پای فشردند که گرامیداشت فلسفه توسط دولتها تنها با برقراری امکان پرسش آزادانه در باره مبانی قدرت امکانپذیراست و نمیتوان همزمان فلسفه را به دادگاه برد و برایش مراسم بزرگداشت برگزار کرد. درمیان فیلسوفان غیرایرانی که به این تحریم پیوستند بودند کسانی که در دادگاههای اخیر آموزههایشان به زمینهسازی برای براندازی تعبیر شده بود. آنها شاهد محاکمه علوم اجتماعی نیمه جان ایران به عنوان عامل ناآرامی های اخیر و کوشش برای محدود کردن کمی و کیفی آن بودند. درمیان اندیشمندان ایرانی دعوت کننده به تحریم هم کسانی حضور دارندکه حدود چهل سال پیش دعوت فرح پهلوی را به برگزاری کنگره نویسندگان تحریم کرده بودند(۳). این سوابق ومجموعه این وقایع بود که زمین همدلی میان بیش از یکصد اندیشمند را برای تحریم همایش فوق فراهم کرد.
کنفرانس روز جهانی فلسفه با تلاش مضاعف دولت و حضورپررنگ مسئولین حکومتی برگزار شد. رئیس دولت در مراسم افتتاحیه از اهمیت "ظهور" برای رستگاری انسان درشرایطی که حکمت های مختلف قادر به نجات بشر نبودهاند سخن گفت. در حالی که حداد عادل ریاست کنفرانس درانتقاد از تحریم یونسکو گفت اگر بحث و منطق و تفکر و تعقل معضلاتی چون گرسنگی، جنگ و تجاوز و بی عدالتی و ناامنی وخشونت و ویرانی بنیادهای اخلاقی در جهان امروز را حل نکند، مسلما این معضلات در میدانهای جنگ و در مجامع رسمی سیاسی بین المللی حل نخواهد شد. اما سرانجام رئیس قوه قضائیه جان کلام دولت را در این همایش بیان کرد و به نقد معیارهائی پرداخت که محصول این همفکریهای جهانی است. او گفت ایران سرزمین علوم انسانی است و موضوع بازنگری علوم انسانی به معنای نفی آن نیست بلکه موضوع این است که در کشوری مانند ایران با فرهنگ، بستر و ایمان دینی نمیتوان علوم انسانی صادراتی از غرب را بدون هیچ بازنگری مورد استفاده قرار داد. اواعلام کرد که حقوق بشر محصول مدرنیته وفردگرایی است وجائی درفرهنگ اسلامی ندارد، فرهنگی که به جای فردگرائی در پی حاکمیت ارزشهای اخلاقی بر جامعه است(۴).
اما تحریم روزجهانی فلسفه درمیان روشنفکران هم اختلاف آفرید. آن عده که اصولا تحریم جمهوری اسلامی را تنها شیوه اصیل مبارزه با اقتدارگرائی میدانند، فراتر از تحریم این روز، سیاست حضور و مشارکت درمجموع مراودات فرهنگی با ایران را چه درحال و چه در گذشته، از جمله سفربرخی ازفیلسوفان جهان به تهران را مورد انتقاد قراردادند(۵) علاوه بر این گروه، بخشی از اصلاحطلبان هم که گوئی سیاست حذف و اعمال خشونت علیه روشنفکران در ایران از همین دیروز آغاز شده، سیاست حضور در برابر تحریم رادرشرایط پس ازجنبش سبز برنتافتند وبرحضور عده ای ازروشنفکران و محققان همدل با اصلاحات دراین همایش خرده گرفتند(۶).
به هرحال گروهی از اندیشمندان مستقل درکشور، حضور در این همایش را که روال آن به سمت دولتی شدن فزاینده تغیر یافت پذیرفتند و آثار سوداگری دولت با این نشست یا نتایج تحریم آنرا کم اهمیت تلقی کردند. این گروه که عمدتا از میان دانشگاهیان و محققان انجمن حکمت و فلسفه بودند احتمالا این همایش را در ادامه جدال فکری دو سه دهه گذشته در مورد توسعه فلسفه وعلوم اجتماعی بومی در ایران قلمداد میکنند، جدالی که گرچه هر از گاهی با طرح یک انقلاب فرهنگی جدید مغلوبه شدهاست اما اثرات آن بر گشایش مجدد فضای دانشگاهها ونقد نگاه شرق شناسانه به فلسفه وعلوم اجتماعی قابل انکار نیست(۷). همانطور که اشاره شد دغدغه بسیاری از اندیشمندان این گروه برای حضوردرفضاهائی که هدف آنها ساختن گفتارو سیاست تحدید اندیشه وعلوم اجتماعی در کشوراست قابل تأمل است اما عکسالعملهای موجود به نحوه برگزاری روز جهانی فلسفه درایران نشان میدهد که شرایط تعامل بین دانشگاه و دولت درحوزه اندیشه و علوم اجتماعی در حال دگرگونی است وعوامل اثرگذار جدیدی پیدا شدهاند که مرتبط با مهاجرت بخشی ازمحققان ایرانی است که همچنان در حوزه فرهنگی ایران کار میکنند و علاقه خود را به سرنوشت کشور و وضعیت علوم اجتماعی آن از دست نداده اند. صحنه روشنفکری در ایران نظیر بسیاری ازدیگر جوامع در حال توسعه با شکلگیری وفعالیت اجتماعات روشنفکری مهاجر بیش از پیش متنوع و متکثر شدهاست. این در حالی است که شرایط سیاسی و فرهنگی مشابهی بر سلوک روشنفکری درداخل و خارج حکمفرما نیست. غفلت ازتکثر این اجتماع، تفاوت شرایط عمل و اثرگذاری آن بر روندهای موجود وامکانات آن به نفع حفظ و گسترش دستاوردهای روشنفکری در ایران نیست. نحوه مواجهه با این تکثر میتواند در بدترین وضعیت، مسیر معمول چانه زنی با دولت برای حفظ استقلال و آزادی عمل محدود دانشگاه و نهادها و فضاهای فرهنگی رامختل کند و در بهترین حالت امکاناتی تازه برای تامین آن در اختیار نهد. تجربه روز جهانی فلسفه از این منظر قابل تأمل است.
یادداشتها
(۱)روایت فراخوان را دراینجا بخوانید http://zamaaneh.com/idea/۲۰۱۰/۱۰/post_۸۲۳.html
(۲)توصیفات احسان نراقی از نحوه برگزاری کنفرانس پس از تحریم را درمصاحبه با خبرآنلاین در اینجا ببینید: http://philonews.blogfa.com/post-۵۷۰.aspx
(۳) داریوش اشوری در مصاحبه با دویچه وله به تحریم دعوت فرح دیبا برای تشکیل کنگره نویسندگان ایران توسط روشنفکران در سال ۱۳۴۸ اشاره می کند. نگاه کنید به: http://www.dw-world.de/dw/article/۰,,۶۱۳۶۴۰۲,۰۰.html
(۴) سخنان رئیس قوه قضائیه در اختتامیه همایش http://philosophyday.ir/news.php?id=۱۵۳
(۵) نگاه کنید به مقاله سرکوهی،روز جهانی فلسفه؛ تحریم فرهنگی ایران یا گفتگو و تبادل اندیشه؟ درسایت بی بی سی.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/۲۰۱۰/۱۰/۱۰۱۰۲۹_culture_day_iran_sanctions.shtml
(۶) نگاه کنید به مقاله همایش فلسفه و روشنفکران ما در سایت ندای سبز آزادی http://www.sarkhat.com/fa/group/nuigizc/
(۷) برای نگاههای متفاوت به موضوع بومی سازی علوم اجتماعی و مجادلات جاری در درون دانشگاههای ایران نگاه کنید به کتاب علم بومی، علم جهانی: امکان یا امتناع؟ منتشره توسط انجمن جامعه شناسی سال ۱۳۸۷ یا گزارش همایش مربوطه در خرداد ۱۳۸۶ در لینک زیرhttp://hamava.org/node/۹۷
* این مقاله برای سایت جمهوریخواهی ارسال شدهاست.
برچسبها: تحریم فرهنگی ، علوم انسانی ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۱ نظر
بینام شنبه ۱۱ دی ۸۹ ساعت ۱۵:۴۱
تحریم در ایران هیچگاه به سیاست تبدیل نشده و در نتیجه ره به جایی نبرده است. سوال این است که بعد از خرداد ۸۸ فضای سیاسی جمهوری اسلامی تغییر ماهوی کرده است؟ و در نتیجه می توان از تحریم سیاست ساخت؟