بخش بزرگی از شهروندان ایران حکومت ناپذیر شدهاند
مصاحبه با آصف بیات
از آغاز برآمدن جنبش سبز و به مرور افتوخیزهای آن، فعالان این جنبش تلاش کردهاند جنبههای عملی آن را با رویکردهای نظری تکمیل کنند. در این مصاحبه که بار اول در سایت رادیو فردا منتشر شدهاست، آصف بیات فروکش کردن حضور خیابانی جنبش سبز را امری طبیعی میداند و بر این نظر است که بازگشت آن به خیابان هر آن ممکن است چرا که برخورد سرکوبگرانه دولت به حکومتناپذیر شدن بخش بزرگی از شهروندان کشور انجامیدهاست.
مقالات مربوط
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
ما و رأی خاتمی
مقالات تازه
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا
یوسف علیزاده: برداشت شما از ناآرامیهای خیابانی چیست؟ به نظرتان این ناآرامیها چه خصوصیاتی دارند؟
آصف بیات: به طور کلی چند خصوصیت میتوان برای حرکتهای خیابانی برشمرد.
اول) این حرکتها و اعمال جمعی غیر نهادینهاند: اگر ما یک حزب سیاسی، یک سازمان غیردولتی یا «ان جی او» را یا یک جنبش اجتماعی پایدار را نهادینه تعریف کنیم، این نوع حرکات خیابانی به اعتقاد من غیر نهادینه هستند. شکل انها آزاد است و مشکل است که آنها را در یک ظرف یا محتوای خاص قرار داد.
دوم) این اعتراضات اغلب موقتیاند: بر خلاف یک جنبش اجتماعی یا عملکرد یک حزب سیاسی که به هر حال یک ساختمان و شاکله و رهبری خاص دارد، خصوصیت عمده این نوع حرکات خیابانی موقتی بودنشان است.اصلا قرار است که موقتی باشند. شما نمی توانید تصور کنید که مردم بروند برای همیشه - مثلا برای شش ماه - در خیابانها ماندگار شوند. هم از نظر خود کنشگران و هم از نظر نیروهای مخالف و کانون قدرت و حکومت این مسئله قابل تصور نیست.
سوم) حرکتهایی خودانگیختهاند: یکی از دلایل مهم خودانگیختیشان فرم آزادشان است. نمیشود به این اعتراضات شکل خاصی داد. ولی در شرایط و برهههایی میتوانند سازماندهی شوند. البته سازماندهی شدنشان احتیاج به فضا دارد. نیاز به فضایی دارد که امکان داشته باشد رهبری این حرکات با معترضین برای پیوستن به این حرکت خیابانی ارتباط داشته باشد. ولی اگر آن فضا را نداشته باشد بسیار مشکل خواهد بود. به خاطر همین است که اغلب این حرکتها خود جوش هستند.
نکته آخر مربوط است به موضوع قدرت. این اعتراضات و پاسخ به این سوال که چرا این اعتراضات تاثیر گذارند. به اعتقاد من این اعتراضات قدرتشان از چند جا نشات میگیرد. نخست عنصر «شبکههای غیر فعال» است که بین افرادی که در خیابانها وارد جریان اعتراض میشوند و همدیگر را هم نمیشناسند، به وجود میآید.
توجه کنید مثلا در یک حزب سیاسی یا یک مدرسه یا سازمان غیردولتی(ان.جی.او)، افراد همدیگر را میشناسند. با همدیگر ارتباط رودرو و چهره به چهره دارند. در حالی که وقتی شما در خیابان هستید و هزارن هزار نفر دیگر هم هستند، این احتمال وجود دارد که شما دوستتان را در میان مردم بشناسید، ولی بقیه افراد را نمیشناسید. با وجود این که شما دیگران را نمیشناسید ، میتوانید ارتباطی مابین شما برقرار شود که یک ارتباط فعال نیست. شما ضرورتا با آنها صحبت نمیکنید، قرار نمیگذارید. ولی صرف این که شما آنجا هستید و آنها هم آنجا هستند، این امر این امکان را ایجاد میکند بین شما ارتباطی ایجاد شود زیرا که این افراد ناآشنا و بدون شکل با هدف مشترک آنجا جمع شدهاند. نتیجه درک آن هدف مشترک که به آن افراد هویت جمعی میدهد، پایه قدرت مثبت گروه است.
البته اعتراضات خیابانی یک قدرت سلبی هم دارد. یعنی قدرتی که بر قدرت طرف مقابل، مثلا بر قدرت دولت، اثر میگذارد. قدرت سلبی و اثرگذار بودن اعتراضات هم از قابل رؤیت بودنش یا حضور سنگینشان نشئات میگیرد. شما میبینید که ۵۰ هزار نفر در خیابان هستند. به هر حال این افراد با حضور فیزیکیشان نظری دارند که ابرازش میکنند. یا نسبت به چیزی اظهار مخالفت و مقاومت میکنند. در عین حال نیز وجودشان فضای عمومی را تسخیر میکند. خیابانها یا میادین فضاهای عمومی هستند که دولت یا شهرداری یا حکومت های محلی قدرت کنترل آنها را دارند. اما در یک حرکت خیابانی این مدیریت عوض میشود. این مردم هستند که با حضورشان کنترل فضای عمومی را دگرگون میکنند و عملا به دست میگیرند، اگر چه اغلب به طور موقت.
عنصر دیگر اثرگذارنده این اعتراضات، برهم زدن نظمیاست که به هر حال قدرت حاکم با نیروی پلیس و سایر نیروهای کنترل کنندهاش در صدد حفظ آن است.این نظم اگر از بین برود عملا تهدیدی برای کانون قدرت- چه دولت، چه شهرداری و چه پلیس- محسوب میشود. اگر این اعتراضات ادامه پیدا کند و گسترش یابد میتواند از کنترل کانون قدرت خارج شود و این همان چیزی است که حاکمیت نمیخواهد.
تأثیر روانشناختی اعتراضات خیابانی بسیار بسیار مهم است. حضور معنیدار آن همه انسان در یک فضای عمومی که ابراز مخالفت میکنند یا اعتراض میکنند و فضای عمومی را تسخیر کردهاند، به غیر از تاثیرات فیزیکیاش، تاثیرات روانشناختی بسیاری هم بر صاحبان قدرت دارد و این خصوصیات حرکات خیابانی است.
ممکن است عوامل شکلدهنده این اعتراضات را هم توضیح دهید؟
وقتی راهکارهای نهادینه یا انتخاباتی جهت بهتر کردن اوضاع از منظر مردم وجود نداشته باشد، مثلا وقتی مردم نتوانند به راحتی کسی را انتخاب کنند که مشکلاتشان را حل کند، مردم به قدرت نهادی خودشان روی میآورند. مثلا قدرت نهادی کارگران در این است که اعتصاب کنند. دانشجویان یک فضا دارند و در قالب یک نهاد فعالیت میکنند و قدرت نهادی آنان در تحصن و اعتراض است. ولی همه شهروندان الزاما قادر به انجام این کار نیستند. آنها ضرورتا قدرت نهادی ندارند. به عنوان مثال بیکاران کجا بروند و اعتراض کنند؟ چه جور اعتصاب کنند؟ یا بسیاری از زنان خانهدار و گروههای مختلفی که فضای نهادی برای اعمال فشار بر قدرت ندارند کجا تجمع کنند؟ خیابان در این شرایط مهمترین فضا برای ابراز عقیده و اظهار مخالفت یا اعمال فشار بر بدنه قدرت است.
ولی خیابان تنها یک مکان برای ابراز نظر نیست، بلکه محلی برای ابراز هویت و همبستگی هم هست. به عبارت دیگر آن افرادی که جلوی دانشگاه جمع میشوند هویت هم میسازند. میگویند ما همگی با وجود اینکه مختلف هستیم یا حتی اگر همدیگر را نمیشناسیم، اما شبیه به هم هستیم . این هویت جدید پایه همبستگی است. آنها جمع میشوند تا به همدیگر برای رسیدن به یک هدف بخصوص یاری کنند. در آن صورت خیابان محلی میشود برای گسترش و سرایت هویت و همبستگی بین افراد جدید و این امر بسیار مهم است.
خیابان دارای یک دینامیک عجیب و غریبی است. تجمع ۵۰۰ نفره در خیابان یکباره میتواند تبدیل به یک تجمع چند هزار نفره شود. چرا؟ برای این که خیابان در عین حال هم فضای فیزیکی است و هم اجتماعی، هم محل ثابت است و هم محل جاری، هم مکان آشناها است و هم غریبهها، هم صدا است هم سیما. واین خصیصه باعث امکان سرایت و گسترش هویت تازه میشود که توسط تجمع افراد به وجود آمدهاست. این در واقع اساس اپیدمی همبستگی است. به عنوان مثال افرادی که ضرورتا تجمعکنندگان را نمیشناسند میتوانند احساس کنند که خواستههای آنان معقول و مشترک است و این امر اساس امکان گستردگی تفکر اعتراضی میشود. برای همین است که حاکمیت در هر جای دنیا از این نوع حرکات خیابانی میترسد با استفاده از نیروی پلیس و سرکوب سعی میکند از گسترش هویت اعتراضی و همبستگی هر چه بیشتر در فضای فیزیکی یک شهر جلوگیری کند. این ها بحثهای نظری پیچیدهای است که من در کتاب «زندگی به مثابه سیاست» در قالب مفهوم «هنر حضور» به تفصیل به آنها پرداختهام.
به نظر شما چه نوع سیاستها و حرکتهایی باعث بروز اعتراضها و حرکتهای خیابانی و شهری میشود؟
اصولا سیاستهای سرکوبگر که قادر به پذیرش حل منازعات سیاسی و اجتماعی از طریق مذاکرات نهادینه نیستند در معرض این اعتراضات قرار میگیرند.اگر حاکمیتی قادر باشد با شیوههای سیاسی مسالمت آمیز مشکلات را حل کند، مثلا با همفکری با اتحادیههای کارگری و دانشجویی مشکلات آنها را حل کند، ضرورت پرداختن و روی آوردن به حرکتهای خیابانی کم خواهد شد. وقتی که این نهادها ظاهرا وجود داشتهباشند اما فعال نباشند مردم به مکانیزم آنها اعتقادی ندارند و باز هم به سمت حرکات خیابانی روی میآورند.
ترکیب جنسیتی و جمعیتی معترض در خیابانها، چه تاثیری بر نوع حرکت خیابانی میگذارد؟
تفاوت اساسی دارد که غالب افراد حاضر در خیابان جوان باشند یا سالمند؟ طبعا تعداد افراد سالمند در میان جمعیت نوع اعتراض را مسالمت آمیزتر خواهد کرد تا جوانانی که هیجان بیشتری دارند و از نظر فیزیکی قادر به درگیری یا دویدن هستند. اینکه غالب جمعیت زن باشند یا مرد باز هم تفاوت ایجاد میکند. اگر جمعیت معترض، زنها باشند به نظر میرسد که اعتراضشان مسالمت آمیزتر خواهد بود.
اما اینکه چرا این افراد به خیابانها روی میآورند؟ علل و انگیزه روی آوردنشان به اعتراضات خیابانی چیست؟ سوال قابل توجهی است. آیا آنها میروند تا فقط ابراز نظر کنند؟ چون تریبون دیگری ندارند؟ روزنامههایشان را بستهاند، احزابشان را منحل کردهاند، ان.جی اویشان را بستهاند و دیگر جایی برای اظهار اعتراض به جز خیابان ندارند؟ یا اینکه به خیابان میروند تا در دستگاه اوتوریته یا حاکمیت اختلال ایجاد کنند؟ به آنجا میروند تا تهدید به وجود بیاورند؟ طبیعتا اختلال که ایجاد میشود تهدید هم ایجاد میشود، چون بحث ثبات پیش میآید. آیا به آنجا میروند تا قدرت را به دست بگیرند؟ باید بدانیم که دینامیک یک حرکت خیابانی میتواند اهداف آن را هم تغییر بدهد، به عنوان مثال چند سال پیش که مردم معترض در بلگراد علیه میلاسوویچ اعتراض کردند در این مسیر از تاکتیکهای مختلفی استفاده میکردند، اما به یکباره به این نتیجه رسیدند که بروند و ساختمان پارلمان را اشغال کنند و کنترلش را در دست بگیرند. این کار را هم کردند.
اینکه معترضین کجا تجمع میکنند نیز فاکتور مهمی است. فضایی که برای حضور انتخاب میکنند کجاست؟ جلوی پارلمان یا ساختمان شهرداری یا یک میدان مهم است؟ اما از سوی دیگر فکر میکنم عامل مهمی که بر دینامیک حرکتهای خیابانی اثر میگذارد واکنش طرف مقابل یا واکنش کانون قدرت است. این مهم است که اتورویته چه جور واکنشی از خودش نشان میدهد. سرکوب میکند؟ یا معترضین را به فرم آرامی کنترل میکند و به آنها نظم میدهد؟ واکنشهای مختلفی را میشود تصور کرد که حاکمیت از خودش بروز میدهد. اینکه حاکمیت چه واکنشی از خودش نشان میدهد تاثیر مهمی دارد بر اینکه حرکتهای خیابانی به کجا ختم خواهد شد؟
شما گفتید واکنش مرکز قدرت و دولت نسبت به اعتراضات خیابانی میتواند بر حرکتهای بعدی آنان مؤثر باشد. ممکن است در این مورد توضیح بیشتری بدهید؟
به هر حال وقتی هزاران نفر به خیابانها می ریزند دولت تصمیم میگیرد که با آنها چه بکند. آیا با باتوم آنها را مورد ضرب و شتم قرار دهد؟ زیر ماشینشان بگیرد؟ یا به هر حال با ایجاد مکانیزمهایی هم اجازه حضور به آنها بدهد و هم در عین حال سعی کند که از کنترل خارج نشوند؟ این روش آخر در بسیاری از کشورهای دموکراتیک مرسوم است. و فرمهای اول بیشتر در کشورهایی اعمال میشود که کانون قدرت احساس میکند مشروعیت کافی ندارد. یا احساس میکند ممکن است حرکات معترضین از کنترل خارج شود؟ یا اینکه اساساً نمیخواهد شهروندان دیگر یا سایر کشورها شاهد چنین اعتراضهایی باشند؟
دولتهای اقتدارگرا با این محاسبات اجازه گسترش اعتراضات را نخواهند داد. شیوه برخوردی که سربازان اسرائیلی در نواره غزه با فلسطینان انجام دادند را به یاد دارید؟ آنها اساساً نمیخواستند تحمل کنند که فلسطینیها بتوانند برای خودشان گروهی تشکیل بدهند و پرچم شان را بالا ببرند. اصلا بالا بردن پرچم مشکل اساسی قبل از انتفاضه بود. در ایران پس از انتخابات هم شاید به همان شدت کنترل اعمال میشود. در اغلب حوادث پس از انتخابات واکنش دولت همراه با خشونت بود. با فرستادن نیروهای بسیج و پلیس به سمت مردم اساسا نمیخواستند آن حرکت به عنوان یک میراث و رسم، در جامعه فراگیر شود همچنان که دولت اسرائیل اجازه بالا رفتن پرچم فلسطین را نمیداد، رژیم ایران هم تحمل نشان دادن یک تکه پارچه سبز و بادکنک سبز را ندارد. برای اینکه مشروعیت و مقبولیت به اندازه کافی از جانب دولت ایران وجود ندارد.
حالا که به مسئله ایران رسیدیم میخواستم بپرسم شما اگر بخواهید حرکتهای خیابانی ۳۰ سال اخیر در ایران را بررسی کنید، مثلا اعتراضاتی که در دهه ۱۹۹۰ در شیراز و قزوین رخ داد، جریانات دانشجویی اواخر دهه ۹۰ و همچنین اتفاقات پس از انتخابات سال گذشته تا به حال را که رخ داد، خصوصیات این حرکت ها را چگونه تبیین میکنید؟ و اینکه چه عاملی باعث شد ناپایداری از سطح خیابانها برود؟
تجربیات در این زمینه فقط مربوط به ایران نیست. بلکه نوعی شکل دادن و ساختن هویت در فضای عمومی و بخشی از سیاست مدرن است. به هر حال شرایط مدرنی که به وجود آمده، فضاهای مدرنی که وجود دارد، خیابانها و میادین مدرن و نهادهایی مانند دانشگاه که وجود دارند و ارتباطات مدرنی که بین افراد به وجود آمده است، وجود این حرکات را پشتیبانی و حتی ناگزیر میکند. در ایران این شکل از اعتراض از اوان انقلاب مشروطه وجود داشته است. بعد از جنبش ملی شدن نفت و بعد از جریان کودتای ۲۸ مرداد و همچنین در ناآرامی های ۱۳۴۰ و اواسط دهه ۵۰ و البته بعد از انقلاب ۵۷ هم شاهد بروز این فرم از اعتراضها بودهایم.
در این پروسه، مکان خیابان در تهران پایتخت کشور، به عنوان مکان اعتراض تغییر کردهاست. گویی هر برهه تاریخی خیابانهای سیاسی خودش را داشتهاست. مثلا در اوایل دوره مدرنیته میدان توپخانه که نزدیک بازار و مکان مهمی بود، محل بروز اعتراضات بود. در دهه ۱۳۳۰ میدان بهارستان یا جلوی مجلس مکان سیاسی بود که تجمعات در آنجا صورت میگرفت. بعدها با گسترش شهر و تحول طبقه متوسط در فضای شهری، خیابان شاهرضا یا انقلاب کنونی به صورت مرکز حرکات خیابانی در تهران درآمد. و خودش را تثبیت کرد.
این خیابان به خاطر جامعه شناسی خاصی که دارد هنوز هم این ویژگی خود را حفظ کرده و چه در زمان انقلاب و چه پس از آن به عنوان مرکز کلیدی حرکات خیابانی در تهران خودش را نشان دادهاست. البته چنانچه میدانیم قبل از انقلاب مرکز تجمع اعتراضی مردم در تهران، منطقه مرکزی و مرکزی - جنوبی، بود اما در اتفاقات اخیر منطقه مرکزی و مرکزی-شمالی شهر، محل بروز اعتراضات مردمی شدهاست که البته این تغییرات به علت گسترش خود شهر و رشد طبقات متوسط رخ دادهاست. ولی هنوز هم که هنوز است خیابان انقلاب مرکز سیاسی شهر محسوب میشود که البته من در فصلی از کتاب « زندگی به مثابه سیاست» علت این مسئله را توضیح دادهام.
شما به مسئله مکان و تغییر آن در دوران مدرنیته در ایران اشاره کردید و اینکه امروز خیابان انقلاب به مرکز ثقل حرکتهای خیابانی بدل شدهاست، در همین زمینه آیا امکان دارد مقایسهای بکنید در مورد حوادثی که در سال ۱۳۷۸ در ایران رخ داد و اتفاقاتی که بعد از انتخابات در ایران روی داد؟ میدانید که حوزه اعتراضات سال ۱۳۷۸ یک حوزه دانشجویی بود. اما اعتراضات اخیر در حوزه گستردهتر و با جمعیت وسیعتری از جنوب و شمال، تهران را در برگرفت. یعنی جمعیتی که روز ۲۵ خرداد ماه سال گذشته وارد خیابانهای تهران شد و تا میدان آزادی را طی کرد، جمعیتی بسیار گسترده بود، شما ویژگیهای جمعیتی این حرکات خیابانی را چطور ارزیابی میکنید؟
همانطور که گفتم ویژگیهای مکانی و جمعیتی اعتراضات پیش از انقلاب از مرکز و مرکزی- جنوبی بود. اما در اتفاقات اخیر هم فضای مکانی بروز این اعتراضات و هم ترکیب جمعیتی آن از مرکز به سمت مرکز- شمال تغییر مسیر داد.علت این پدیده را شاید بتوان گسترش عظیم طبقه متوسط در ایران دانست که نقش بسیار مهمی را در اعتراضات اخیر ایفا کردهاست. به هر حال یکی از تحولات دوران رژیم جمهوری اسلامی گسترش هر چه بیشتر شهرنشینی، افزایش سواد و گسترش طبقه متوسط بوده است. وجود این تحولات، مرکز ثقل تجمعات و اعتراضات خیابانی را مقداری به طرف شمال شهر تهران گسترش دادهاست . یک ویژگی مهم اتفاقات اخیر، درگیری طبقه مرفه جامعهاست. این جور نبوده که طبقه مرفه جامعه بنشینند در خانههاشان و منتظر باشند تا کسان دیگری تغییرات را ایجاد کنند. بلکه آنها هم به خیابانها ریختند.
اما پاسخ به این سوال که چرا آنها هم به خیابانها آمدند؟ به این ربط دارد که اساسا چرا این جنبش به وجود آمد؟ به اعتقاد من یکی از دلایل شکل گیری این جنبش فراگیر، درخواست گروههای مختلف جامعه از طبقات بالا تا متوسط و پایین جامعه برای دستیابی به شکلی از حقوق و آزادی های مدنی، فردی و اجتماعی- آن نوع حقوق پایه ای که شهروندان بسیاری کشورهای دیگر مدت هاست به آن دسترسی داشتند. مردم احساس کردند که این حقوق پایه ای و کلیدی به وسیله حکومتی زیر پا گذاشته میشود که در زیر قبای اسلامخواهی و دین پرستی، آلوده به فساده اخلاقی و اقتصادی است. بسیاری از مردم ابتدا به جریان انتخابات اعتراض کردند چون فکر میکردند تقلب صورت گرفته است. اما این تنها دلیل گسترش اعتراضات نبود.آن درخواست اساسی یعنی حق شهروندی، که از فردای انقلاب ۵۷ در بسیاری از گروههای جامعه در قالب دستیابی به حقوق فردی، سیاسی و اجتماعی ایجاد شده و نادیده گرفته شدهبود، مثل حق انتخاب لباس، رنگ پوشش و حقوق مدنی و اساس شهروندی که نادیده گرفته شده بود، دوباره سر باز کرد. از همان اوایل اعتراض به این ناکامیها وجود داشت. گر چه بروز جنگ تا حدودی آنها را پنهان کرد. در دهه ۱۹۹۰ و در دوره دولت رفسنجانی مقداری بروز پیدا کرد و در زمان دولت اصلاحات این درخواست فضای مناسب تری پیدا کردند. فضایی به وجود امد که مردم توانستند به طور نسبی فردیت خودشان را نشان بدهند. و احساس کردند که علیرغم وجود محدودیتها میتوانند مقداری حضورشان را نشان بدهند.
با روی کار آمدن دولت احمدینژاد آن چیزی که مردم احساس کردند که شاید به آن دست یافتهاند و مزه آن را چشیدهاند کمرنگ و کمرنگتر شد و آرام آرام بسیاریشان از بین رفت. زمان انتخابات بسیاری از مردم تصمیم گرفتند که دیگر احمدینژاد رئیس جمهور نباشد. به همین علت بود که موج عظیمی از مردم و حتی کسانی که تا پیش از این در انتخابات شرکت نکردهبودند در این انتخابات حضور یافتند. مردم تلاش کردند حکومت را تغییر دهند. وقتی احساس بروز تقلب پیش آمد، عصبانیت و خشم اخلاقی شدید در مردم بروز کرد و این پایه روانی بروز جنبش سبز شد. اگر چه دینامیک این جنبش هم در طی زمان و در این پروسه تغییر کرد.
اما دولت به این حرکتهای جمعی واکنش تندی نشان داد. و برخوردهای سختی کرد. کانون جنبش به مرور زمان و طی تقریبا نه ماه به تدریج تحلیل رفت و کم کم از سطح خیابانها جمع شد، شما دلیل آن را چه میدانید؟
به اعتقاد من مهمترین دلیلش سرکوب بود. شاید اگر مقداری نرمش از جانب حاکمیت وجود داشت بعید نبود که این حرکات ادامه پیدا کند. البته واقعیتش این است که نباید انتظار داشت که حرکات خیابانی دائمی باشند. چرا که همانطور که پیش از این هم گفتم ویژگی این اعتراضات ماهیتا موقتی بودن آن است. دیر یازود این حرکات باید به جایی برسند- یابه نتیجه برسند یا سرکوب شوند.
شما نمیتوانید انتظار داشته باشید که مردم عادی هر شب وقتی از سرکار روزانه برگشتند، بروند تظاهرات یا بروند روی بامها و اللهاکبر بگویند. ما داریم راجع به افراد عادی صحبت میکنیم. ضرورتا راجع به فعالان سیاسی -اجتماعی حرفه ای سخن نمیگوییم. نمیتوان انتظار داشت که مردم عادی این قبیل حرکات را برای مدت طولانی ادامه بدهند. به همین دلیل است که وقتی به بحث جنبشهای اجتماعی میپردازیم، این جنبشها نهادهایی هستند که میشود در آن زندگی عادی را با کار سیاسی توام کرد. برای همین است که میتوانند پایدار بمانند و تداوم داشته باشند. در حالی که حرکات خیابانی ، ماهیتا یک حرکت همیشگی نیست.
شما پیشبینی میکنید که دوباره حرکتهای خیابانی در ایران شکل بگیرد؟ مثلا با اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها که باعث آزادسازی قیمتها میشود، ممکن است مردم دوباره دست به اعتراضات خیابانی بزنند؟ واگر هدفمند کردن یارانه ها منجر به بروز اعتراض خیابانی شود، آیا به همین شیوه و شکلی خواهد بود که شاهد آن بودیم و دیدیم؟ یا شیوه این اعتراضات تغییر خواهد کرد؟
همان طور که نمیشود انتظار داشت که مردم دائما در خیابانها باشند از سوی دیگر میشود تصور کرد که دوباره این اعتراضات شکل بگیرد. اگر فضا به وجود بیاید این اعتراضات دوباره میتواند به طور خودانگیخته ایجاد شود. ممکن است یک بحران در درون حاکمیت ایجاد شود. یا یک بحران اقتصادی در راه باشد. هیچ بعید نیست که مثلا ماجرای یارانهها باز هم فضایی را به وجود بیاورد که منجر به بروز اعتراض شود. به ویژه که بخشی از حاکمیت هم موافق اجرای آن نباشد. الان وضعیت عادی نیست. به خاطر اینکه حاکمیت مجبور شدهاست از ترس بروز حرکات خیابانی و گسترش این قبیل اعتراضات، بسیاری از اعمال عادیش را تعطیل کند. مثلا قرار بود ماه محرم تجمعات عزاداری صورت بگیرد که آن را تعطیل کردند. بسیاری از مراسم معمول دیگر را هم تعطیل کردند.
باید بپرسیم تا کی این حکومت قادر است این وضعیت غیر عادی را ادامه بدهد؟ و کی میتواند حالت عادی ایجاد کند؟ یک راه ایجاد کردن حالت عادی این است که هر آنچه را که مردم میخواهند به آنها بدهند و آنها را راضی کنند و راه دیگر این است که به طور کلی آنها را سرکوب کنند. من فکر نمیکنم الان شرایط اجرای این دو راه وجود داشته باشد. تصور من این است که هیچ بعید نیست که در زمانی نه چندان دور دوباره فرصتی ایجاد شود که حرکات خودانگیخته مردم باز هم در سطح خیابانها بروز کند. ولی فعلا نتیجه مهم مقاومت مردم به اشکال مختلف این شدهاست که بخش بزرگی از شهروندان ایران حکومت ناپذیر شدهاند.
برچسبها: جنبش سبز ، سرکوب ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
گزارش دیدار با سید محمد خاتمی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال