آقای لاریجانی، آمران و عاملان حمله به مردم را محاکمه کنید
زهرا رهنورد
جناب آیت الله لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات
باسلام
آنچه موجب شد به عنوان زنی در قامت مدعی العموم ، این نامه را با یک درخواست فوری برای شما بنویسم مسئولیتی است که حضرت علی (ع)برعهده مان گذاشته ، آنجا که می فرمایند "کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته". همه ما در برابر سرنوشت مردم مسئولیم. همچنین مولایمان از آگاهان خواسته است که حق مظلوم را از ظالم بستانند و البته بار امانتی است که قرآن کریم بر دوشمان نهاده تا آنجا که در پیکر کوچکمان که در مقابل کوهها و آسمانها قدر و هندسه ای ندارد، سنگینترین مسئولیتها را به ودیعه نهادهاست .
مقالات مربوط
مهدی خزعلی را میخواهند آیینه عبرت کنند
گفتگو با پسر مهدی خزعلی
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
بدین ترتیب است که هریک از ما مدعی العموم هستیم و دادستانی هستیم که بدون حکمی مکتوب و مضبوط از سوی مقامات و عالیرتبگان، بلکه و اما با انتخابی و انتصابی از سوی وجدان بیدارمان که محصول روحی الهی است، وظیفه داریم حق را بیان کنیم و داد مظلوم را بستانیم. حوادث یکسال اخیر سرکوبها بویژه هتاکیها و شعبان بیمخیسم رایج روز قدس مرا بر آن داشت که حق ملت را به زبانی دیگر بازگو کنم .
شما در مقام قاضی القضات اگر بخواهید می توانید یکبار برای همیشه زخمهای ملت را مرهم نهید و از ریشه درمان کنید. هنگامی که به مسئولیت قاضیالقضاتی میاندیشم، برخود میلرزم، خدایا این چه مسئولیت سنگینی است که برعهده انسانها گذاردهای و اگر او از عهده این مسئولیت برآید خوشا به حالش و اما اگر از مسئولیت پرهیز کند یا بترسد؟...واسفا بر حال او
آقای لاریجانی ریاست قوه قضائیه و قاضی القضات
در حالیکه به حکم طبیعت شبها پرندهها طبق ناموس الهی، در آشیانههایشان آرمیدهاند و روزها آزادانه به هرکجا پرواز میکنند، به حکم سرکوبگران مردم، آزادیخواهان و خانوادههایشان و بیوت علما و مبارزان و اخیراً مساجد نیزامنیت و آرامشی ندارند. دادخواهی من برای انسانها، خانوادهها و بیتهایی است که در این یکسال به صورتهای مختلف در معرض تهاجم وحشیانه قرار گرفتهاند ،من مدعیالعموم این ملتم زیرا میدانم و دیده ام که از لکههای ننگ اقتدارگرایی، حملات بیرحمانه شبانه و روزانه به خانههای مردم به عنوان دستگیری آزادیخواهان، نه تنها آزادی بلکه حق حیات شهروندی خانواده هاست که پایمال میشود، به راستی چه مصیبتی به روزگار ملت وارد شده است .
به جرم اینکه فردی اعتراضی به حاکمیت دارد یا فردی از خانواده با حاکمیت مخالف است ، خانه را زیر و رو وکتابخانه و وسایل شخصی را برای بدست آوردن مدرکی ، نشانی ، علامتی و عکسی ویران و به گنجهها و لباسهای خصوصی زنان و جوانان دست یافته و به حریم خصوصی آنان تجاوز میکنند، پردههای اخلاق را میدرند تا زنی را، مادری را پدری را، دختری را و پسری را دستگیر کنند و در این روند کودکان خردسال از ترس یا از فراق مادرانشان همچون بید میلرزند یا ضجه میزنند و گاه اگر فرد مورد نظر در خانه نباشد کسان او را به گروگان میگیرند. بدتر ازهمه درد اسیری است. در زندان نیز مدام زندانیان را به گروگان گرفتن و تجاوز به همسر و فرزند تهدیدی میکنند. در این هجمه بیامان بسیاری از زندانیان سیاسی با این روشها دستگیر شدهاند و خانوادههای آنها در بیخبری از فرزندانشان هاجروار به این سو و آن سو سرگردان بودهاند. کجای این اقدامات اسلامی و انسانی است؟ یا نشانگر مدنیتی است که انسان پس از هزارها سال برای رسیدن به آن تلاش کرده است ؟
اما حمله به خانههای شخصیتهای مخالف حاکمیت این زنجیره مخوف را تکمیل میکند. یورش کینهتوزانه و وحشیانه به بیت آقایان منتظری، صانعی، دستغیب و امثالهم و این بار نیز حمله به خانه آقای کروبی دردهای ملت را تکمیل و صبر همه را به انتها رساندهاست .شعبان بیمخیسم گویی روش ثابت نهادهای امنیتی و قضایی در این یکساله اخیر بوده که به اشکالی مختلف عمل میکند.
در چنین شرایطی چه انتظاری دارید که جامعه راست و سالم بماند ، وقتی اراذل و اوباش سینه زنان و بر سرکوبان با ذکر حسین و زهرا و حیدر در خوابگاهها به دانشجویان حمله کرده، فرزندان ملت را میزنند و از طبقات بالا به حیاط پرتاب میکنند یا بهروی مردم بیدفاع و اهالی خانواده روحانیت تیراندازی میکنند، اما آزادگان و مؤمنان حقیقی در زندانهای مخوف و بیبهداشت و بیقانون از تمامی حقوق خود محروم و در دخمه های انفرادی به گناه راستی و پاکی و صداقت میپوسند؟ امروز مذهب به جنگ ملت و مذهب میرود و خدا میداند و تاریخ که انتهای این جنگ به کجا خواهد کشید؟
به تازگی در دیدار از خانه و خانواده آقای کروبی و همسر مکرمشان که هردو از اسوه های کشور و فرزندان ایثارگرشان نمونههای خدمت به دانش و ملتند، با ویرانهای روبرو شدم که بیدرنگ مرا به یاد خیمههای در آتش سوخته کربلا انداخت. تاریخ دردآور و گوش آشنایی که تکرار شده و چشم را نیز به آن وقایع آشنا میکرد. صحنه، صحنه کارزار بود. شیشهها شکسته، درها منهدم شده و دیوارها وآسانسورها مجروح از گلولههای مختلف و رنگارنگ، پنجرهها خرد شده و خاطره محافظ فداکاری یکه و تنها که بر اثر ضربات زیر مشت و لگد مهاجمان له شده و به حال کما رفته است و علاوه بر همه صداهای مهیب، فحشها و اهانتهایی که به اهالی خانه نثار شده به گونهای تلخ و سیاه خود را نشان میداد، خاطرهای که در و دیوار از گذشت لحظات تلخش میلرزد و هر ناظری از این همه شعبان بیمخیسم که هرگز جرم محسوب نشده و کسی پیگیرش نبودهاست در شگفت میماند .
چه خبر شده؟ آیا جنگ ایران وصدام است یا خانواده ای بی دفاع و مظلوم، اسیر اراذل و اوباش شدهاند. اراذلی سیهپوش که به طور قطع از سوی بخشی از حاکمیت، تجهیز و روانه کارزار ناعادلانه و یکسویه خود با مدافعان حق ملت شدهاند. برای قاضیالقضات این یکی از همان نقاط حساسی است که خداوند فرموده "ان ربک لبالمرصاد". بطور قطع خداوند درکمینگاه است .
از شما انتظار می رود پیش از آنکه دست انتقام الهی وارد معرکه شود و خشک و تر را بسوزاند دستگاه قضا وارد عمل شده و به حکم وظیفه داد مردم بستانید .شما خوب میدانید مقام قاضی القضاتی نه تنها در اسلام بلکه در قاموس بینالمللی رساندن حق به حق دار است نه حفظ حاکمیت. همان حقی که به فرموده حضرت علی (ع) هنگام توصیف آسانترین و هنگام عمل در زمره سختترین و پیچیدهترین اجرائیات است. تا کی باید درمرگ قانون و قانونگرایی به سوگ بنشینیم؟ و شاهد مثله شدن حق باشیم .
این بار خواست من به عنوان مدعی العموم ریشهای و بنیادی است. یکبار برای همیشه در رسانه ملی و سایر رسانهها ظاهر شوید و شجاعانه همه این رفتارها را از آمران و عاملان محکوم و سپس آنهارا مجازات کنید. شاید تا حدودی و البته نه کامل این لکه ننگ شعبان بیمخی، قانون شکنی، تجاوز گری و سرکوب که در کشور ما به شکلهای مختلف تبدیل به فرهنگ رفتاری دربرابر مخالفان شده و هردم به وسعت و شدت آن افزوده میشود پاک شود و در عین حال حیثیت دستگاه قضا به عنوان قوهای مستقل و حقمدار اعاده گردد و مهمتر از همه مردم آزاد باشند که با فکر و اندیشه دلخواه خود زندگی کنند و حاکمیت را نقد کنند بدون آنکه جواب چنین زیستنی که طبیعی و به حق است، مشت، باتوم، تجاوز و شکنجه و گلوله باشد.
برچسبها: قوه قضائیه ، خشونت ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال