صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

خودکرده را تدبیر چیست؟


جمعه ۲ مهر ۸۹ - ۱ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


محمد ابراهیمی
مجموعه آن نیروهایی که در دوراهی دهمین انتخابات ریاست جمهوری جانب تقلب را گرفتند امروز در فضای سیاسی ایران وضعیتی دارند که به آن در شطرنج آچمز می‌گویند، یعنی نه راه پس دارند و نه راه پیش. بدون درک چرایی گرفتار شدن در این وضعیت، بعید به نظر می‌رسد که این نیروها بتوانند تدبیری برای خروج از این بن‌بست بیابند.
گرفتار شدن در این وضعیت البته زایده یک تصادف نیست. تمامی آنها در زمانی که می‌توانستند در یک حرکت درخشان‌ تاریخی هم خود و هم کشور را در مسیری درست بیندازند، دقیقاً بدترین حرکت سیاسی‌شان را انجام دادند. پس از شعبده‌بازی اعلام نتیجه‌ انتخابات، زمانی که تمام اعتراضات دولت کودتا را نشانه رفته بود، وارد میدان شدند و فراتر از قانون و عرف و منطق و ادب نطق‌هایی کردند که مقدمه‌ رفتارهای خشونت‌بار بعدی شد، و به این معنا تمامی مسئولیت‌های این رسوایی بزرگ سیاسی را بر عهده گرفتند. بدتر از همه این که با وجود داشتن بیش از سه دهه سابقه مشترک سیاسی به فرد تازه از راه رسیده‌ای چون محمود احمدی‌نژاد اقبال کردند.


مقالات مربوط

مقالات تازه

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم

۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران

فرامرز اصفیا


بسیاری از این یاران قدیمی از هر جناحی تلاش کردند آنها را نسبت به این وضعیت هشدار دهند، اما این جمع جز سخنانی تکراری و بی‌حاصل برای برون‌رفت از این وضعیت دشوار، اراده‌ای از خود نشان نداد. هاشمی رفسنجانی بارها با اشاره به مقام رهبری تأکید کرد که او و تنها اوست که می‌تواند مشکل را حل کند و باید تصمیم بگیرد و دیگران هم از تصمیم او استقبال خواهند کرد. اما در عوض شنیدن سخنان دل‌سوزانه‌ هاشمی، موج حملات به وی و نزدیکانش فزونی گرفت. او بارها و بارها بر راهکارهای سیاسی‌اش تأکید کرد، اما اگر حکومت یک گام به این راهکارها نزدیک می‌شد، دو گام به عقب برمی‌داشت. حالا به نظر می‌رسد دیگر هاشمی هم ناامید شده است و دیگر از راهکار صحبت نمی‌کند.
احمدی‌نژاد بارها تأکید کرده است که او سوار بر ماشینی بی‌ترمز است و واقعیت آن است که کسانی که در دوراهی انتخابات سوار بر این ماشین شده‌اند دیگر نه می‌توانند از ٱن پیاده شود و نه می‌توانند به راننده آن اعتراض کنند که چرا این چراغ قرمز را سوزاندی یا از روی آن جنازه‌ رد شدی. احمدی‌نژاد به خوبی از وضعیت آچمز این نیروها آگاه است و برای بسط قدرتش به خوبی از آن استفاده می‌کند. حتا گاهی رفتارهایی از خود بروز می‌دهد که از ایستادن او در مقابل رهبری حکایت می‌کند. او خوب می‌داند که هر کاری انجام دهد از آن رسوایی بزرگ بدتر نیست و با استانداردی که توسط دروغ و تقلب در انتخابات تعیین شد او هرکاری بکند راننده‌ خوبی به شمار خواهد رفت. شاید فقط آگاهی سرنشینان این ماشین از مقصد هولناکی که احمدی‌نژاد آنان را به سمت آن هدایت می‌کند باعث شود که این سرنشینان مترصد اقدامی جدی برای تعویض وی شوند.
به همین دلیل است که مهم‌ترین دل‌مشغولی دولت در وضعیت کنونی آن است که مقصد هولناکی را که پرشتاب به سوی آن می‌رود از دید دیگران پنهان کند. این کار را یا باید با پرت کردن حواس دیگران به اختلاف‌نظرهایش با رهبری انجام دهد یا با میدان دادن به ملیجک‌هایش که هرازگاه حرف‌هایی عجیب و غریب و بی‌معنا می‌زنند و گاه رفتاری به همان اندازه بعید و مضحک از خود نشان می‌دهند. اما روشن است که با حمایت‌های بی‌دریغی که ٱن جمع سیاسی در سال ۸۸ از احمدی‌نژاد کرد، پس از این، دیگر بسیار مشکل خواهد بود که بتواند حتا کوچکترین مانعی در مقابل وی علم کند.
سمت و سوی تلاش‌های احمدی‌نژاد، تداوم قدرت پس از گذشتن از این دوره است. در این دوره افزدون بر بحران‌ها کلید موفقیت او برای بسط قدرتش در داخل است. از دید وی تا زمانی که تنش و بحران وجود داشته باشد او همچنان در مقام یگانه منجی جمعی خواهد ماند که در دوراهی انتخابات وی را برای ایفای چنین نقشی برگزیدند. به همین منظور و با آگاهی از این وضعیت او سیاستی را پی خواهد گرفت که یا به افزایش تنش در داخل بینجامد، یا تهدیدهای خارجی را افزایش ‌دهد، یا هر دو. صحنه‌سازی‌های او به نحوی است که نشان دهد دولت او همواره در تنش قرار دارد. زیرا همین تنش‌ها ضامنی است برای بقای دولتش. احمدی‌نژاد برای ماندن در قدرت حاضر است جنگی را با جهان آغاز کند. او برای ماندن در قدرت حاضر است نه فقط تمامی مخالفانش را زندانی، سرکوب یا معدوم سازد بلکه آماده است هر فرد و شخصیتی دیگری را نیز در این راه فدا کند.
با اینهمه و علیرغم تمامی موفقیت‌هایش در به‌دست گرفتن ابتکار عمل در صحنه سیاسی کشور، موفقیت‌هایی که از راه دروغ و تقلب به دست آورده‌است، دو نقطه ضعف اساسی را نیز می‌توان در عملکرد سیاسی وی مشاهده کرد: یکی اینکه او در مقابل زور عقب‌نشینی می‌کند و دوم اینکه او بازنده هر انتخاباتی است، حتی در حد انتخاباتی با استاندارد معمول انتخابات در جمهوری اسلامی. ضعف اول را به هنگام تلاش برای عقد قراردادی با ترکیه و برزیل در روزهایی که به وضع تحریم‌ها منجر شد شاهد بودیم و ضعف دوم را در رها کردن حل معضل دهمین انتخابات ریاست جمهوری به دست گروه‌هایی که در زمره حلقه نزدیک‌ترین افراد به وی نبودند. هر دوی این ضعف‌ها حاکی از آن هستند که علیرغم ادعاهای بسیار، حلقه یاران احمدی‌نژاد پایگاه اجتماعی‌اش را مدیون نیرویی است که بیرون از خود این حلقه قرار دارد. به عبارت دیگر سیاستی که وی پیش گرفته است فقط در فاصله میان دو انتخابات و به واسطه در اختیار داشتن قوه مجریه و امکانات مالی آن امکان ادامه حیات خواهد داشت.
از این رو نیروهایی که در دو راهی دهمین انتخابات ریاست جمهوری راه احمدی‌نژاد را برگزیدند برای پاک کردن اشتباه مهلک خویش دو انتخاب بیشتر پیش رو ندارند: یا همین امروز دست از پشتیبانی از وی بر خواهند داشت و وی و حلقه نزدیکانش را به جایی که در شآن آنها در صحنه سیاسی است بر خواهند گرداند، یعنی جایگاهی نزدیک به صفر؛ یا در انتخابات بعدی بر کاندید دیگری توافق خواهند کرد. مگر اینکه احمدی‌نژاد با استفاده از قدرتی که قوه مجریه در اختیار وی می‌گذارد تدبیری برای محو نهایی انتخابات در کشور بیندیشد.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۱ نظر

بی‌نام شنبه ۱۱ دی ۸۹ ساعت ۱۹:۲۶

راست سنتی واقعا خود و تاریخ و تاریخچه‌اش را بر باد داد.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی