صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

احمدی‌نژاد: "نه کیهان می‌خوانم و نه شرق"


سه شنبه ۲۳ شهریور ۸۹ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


محمد‌معین علوی
روزنامه کیهان در سرمقاله هفدهم شهریور ماه خویش به قلم حسین شریعتمداری اما با لحنی که شبیه به سایر نوشته‌های شریعتمداری نبود از رئیس دولت خواست تا خدماتی را که کیهان در تمامی این سال‌ها به وی و دولت‌هایش کرده‌است فراموش نکند و الطافش را همچنان شامل حال این روزنامه بداند. دلیل این امر چیزی نبود مگر پاسخی که رئیس دولت در نشست جمعی از دانشجویان به پرسش یکی از آنها داد: "خوشبختانه نه کیهان می‌خوانم و نه شرق".


مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


در این سرمقاله شریعتمداری پس از آنکه به داستان رستم و سهراب در شاهنامه و نقش فریبکارانه افراسیاب در این ماجرا اشاره می کند می نویسد: "چند روز پیش، در نشست جمعی از دانشجویان با برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد، یکی از حاضران طی سخنی که بوی تند فتنه از آن به مشام می‌رسید، خطاب به رئیس جمهور محترم می‌گوید «امروز روزنامه‌هایی مثل کیهان و شرق دائما دولت را مورد هجمه‌های سنگین خود قرار می‌دهند» و جناب رئیس جمهور در پاسخ اظهار می‌دارند «خوشبختانه، نه کیهان می‌خوانم و نه شرق»!". شریعتمداری سپس تلاش جدی می‌کند که حساب خود را از شرق جدا کند و می‌نویسد: "در این نوشته از مواضع روزنامه شرق سخنی به میان نمی‌آوریم، ضمن آن که حملات بی اساس و خصمانه این روزنامه زنجیره‌ای به دولت را انکار نمی‌کنیم و درباره کیهان و این توهم که «دائماً دولت را مورد هجمه های سنگین قرار می‌دهد»!! نیز سخن به اختصار می‌گوئیم، چرا که این یادداشت در پی پرداختن به موضوع دیگری است و آن، هشداری جدی و صدالبته دوستانه و دلسوزانه به رئیس جمهور محبوب و محترم کشورمان است که «مواظب افراسیاب باشید»!".
شریعتمداری سپس از رئیس‌جمهور محترمش تمنا می‌کند که "بر مواضع روزنامه کیهان مروری گذرا بکند" تا نه فقط مطمئن شود که این روزنامه "دولت را مورد هجمه‌های سنگین قرار نمی‌دهد" بلکه برایش تردیدی باقی نماند "که این روزنامه از اصلی‌ترین مدافعان آقای دکتراحمدی نژاد و دولت ایشان در مقابل بدخواهان و بداندیشان بوده و هست و البته، بدیهی است که هرجا میان مواضع دولت یا دولتمردان و خط روشن و تعریف شده اصولگرایی، زاویه‌ای دیده و یا ببیند، با نگاهی دلسوزانه به آن پرداخته و می‌پردازد، بی آن‌که در انتقادهای هر از چندگاه خود از مرز انصاف عبور کند و یا مرزبندی مشخصی با دشمنان نداشته باشد".
آنگاه نوبت به نصیحت و هشدار می‌رسد. نصیحت اینکه "کاش برادر عزیزمان جناب آقای دکتر احمدی‌نژاد نگاهی به اطراف خویش می‌انداخت و مشخصات و هویت برخی از این اطرافیان را که امروزه در شمار نزدیکترین افراد به ایشان هستند، با کسانی که طی چند سال گذشته در کنار وی بوده‌اند به مقایسه می نشست". و هشدار اینکه "ماموریت عوامل نفوذی دشمن تنها ترور و انفجار نیست، بلکه مهره‌چینی بی‌خاصیت‌های گوش به فرمان و دور کردن کارآمدهای متعهد از کنار مسئولان، یکی از اصلی‌ترین و شناخته شده‌ترین مأموریت آنهاست." شریعتمداری سپس دست به توصیف "نفوذی‌ها" می‌زند و تمامی آن کترهایی را که طی این سال‌ها رحیم مشایی کرده‌است باز می‌شمارد و "اسفندیار" را با "افراسیاب" در داستان رستم و سهراب مقایسه می‌کند.
انتظار کسانی که با سرمقاله‌های کیهان و قلم شریعتمداری آشنا هستند این است که وی لحن تند و قلم تیز خویش را در پایان این نوشته به کار گرفته و همانطور که طی تمامی این سال‌ها مخالفانش را منکوب و تهدید می‌کرد، در مقابل کسی که کیهان را همردیف "روزنامه‌ای از سلسلسه روزنامه‌های زنجیره‌ای" قرار داده وی را هم تهدید کند. اما گویی تناقضات ایران امروز به شعار "نفت بر سر سفره" و گسترش بی‌همانند فقر و "اسلام ناب" را "مکتب ایران" خواندن خلاصه نمی‌شود و این اوضاع متناقض و بعید دامن شریعتمداری را هم گرفته است. در پاراگراف پایانی این سرمقاله شریعتمداری در مقام فردی ظاهر می‌شود که سعی دارد با یادآوری خدمات بی‌شائبه خود در سال‌های اخیر، دل فرد قدرتمندی را که اکنون با وی تندی کرده‌است به دست بیاورد: "خطاب به برادر عزیزمان جناب دکتر احمدی نژاد می‌گوئیم؛ برادر بزرگوار! جنابعالی به یقین نمونه‌های فراوانی از پیش‌بینی‌های کیهان را که به واقعیت پیوسته‌است، شاهد بوده‌اید که نزدیکترین آنها در جریان فتنه ۸۸ بود. کیهان با رصد کردن حرکات دشمن و مراجعه به فرمول شناخته شده آنان، تمامی مراحل فتنه ۸۸ را قبل از وقوع پیش بینی کرده بود و همه آن مراحل بی کم و کاست به وقوع پیوست و اکنون، با توجه به مسیر حرکت «افراسیاب» و مراجعه به فرمول بارها به کار گرفته شده از جانب اینگونه جریانات، پیش‌بینی کیهان آن است که افراسیاب یاد شده به زودی و شاید طی چند هفته آینده به حضرتعالی پیشنهاد می‌کند که آشکارا و بی پرده با دوستان واقعی خویش و جریان اصولگرا و حتی دو قوه دیگر اعلام مرزبندی کنید! شاید هم تا به حال این پیش‌بینی را ارائه کرده باشد! افراسیاب از شما می‌خواهد که مثلا در یک مصاحبه و یا سخنرانی و یا به هر شکل دیگری اعلام کنید که فقط خودتان هستید و هیچ رابطه و پیوندی با سایر اصولگرایان ندارید، دوستان را به دشمنی متهم کنید و در یک کلمه خود را تنها در میانه میدان بدانید! و....
آقای احمدی نژاد عزیز! اگر به شما چنین پیشنهادی شد، آن را نپذیرید و چنانچه تاکنون این پیشنهاد ارائه شده است، از انجام آن خودداری ورزید. شما برخاسته از اصولگرایی هستید و نه- آنگونه که افراسیاب ادعا می کند- ایجاد کننده آن. افراسیاب جدا کردن شما از دوستان واقعی و توده‌های مردمی را که به آنان خدمت کرده‌اید و می‌کنید، دنبال می‌کند. نگارنده باتجربه‌ای که دارد تردیدی ندارد که پیشنهاد یاد شده به حضرتعالی ارائه خواهد شد. پس این پیش‌بینی هشداردهنده را جدی بگیرید و بلافاصله بعد از ارائه آن پیشنهاد در هویت پیشنهاد دهنده تردید کنید. شما برادر عزیز متعلق به مردمی هستید که دوستشان دارید و دوستتان دارند. پس؛
چو به گشتی طبیب از خود میازار / چراغ از بهر خاموشی نگه دار".

خواندن سرمقاله کیهان که بر خلاف معمول، وجه استدلالی‌اش بر وجه سرکوب‌گر آن غالب است پرسشی جدی را برای هر ناظر سیاست ایران مطرح می‌کند.: در سیاست کشور چه خبر است؟ چه کسی امر می‌کند و چه کسی تحت‌الامر است؟ هر کسی حتی چند صباحی در ایران زندگی کرده باشد، کیهان، حسین شریعتمداری و مواضعش را می‌شناسد. کیست که نداند حسین شریعتمداری نه یک سردبیر معمولی بلکه نماینده ولی‌فقیه است در کیهان؟ کیست که جواب احمدی‌نژاد را به آن دانشجو بشنود و نبیند که در قاموس اصولگرایان کنار هم نشاندن کیهان و شرق توهین به کیهان و هر آنچه او نمایندگی ‌اش می‌کند است؟ مگر همین چند روز پیش نبود که امیری‌فر، رئیس جامعه تازه تاسیس وعاظ ولایی در اظهارات خود، حسین شریعتمداری را به شدت مورد انتقاد قرار داده و از وی و مطالب منتشره در «کیهان» به شدت انتقاد کرد؟ پس ماجرا به "اسفندیار" و "افراسیاب" قابل تقلیل و تخفیف نیست. ماجرا گشایش جبهه‌ای است که از شرق تا کیهان را دشمن خود می‌داند و از قضا از زمانی که شرق دوباره منتشر می‌شود بسیار بیشتر به کیهان هجوم برده‌است تا به شرق. زیرا گمان می‌کند شرق را ساکت کرده‌است و اکنون نوبت کیهان است.
اما در کنار این پرسش اساسی، پرسش‌های دیگری را نیز می‌توان به منزله هشداری مطرح کرد: این چه رئیس دولتی است که یک نفر می‌تواند وی را به این صورت گول بزند که جای دوست و دشمن را فراموش کند؟ این چه رئیس دولتی است که تا به این حد عوامل نفوذی -که همردیف بمب‌گذار و ترور کننده‌ها هستند- به راحتی دور او را می‌گیرند؟ آیا وقت آن نرسیده‌است که کسانی به خدمات ذی‌قیمت خود برای رساندن این فرد به قدرت می‌نازند، از خود بپرسند جاده صاف‌کن چه کسی بوده‌اند؟ آیا اگر حزب مشارکت و سازمان مجاهدین منحل نشده بودند این فرد جرأت چنین کارهایی را داشت؟ اگر چهره‌های تأثیرگذار سیاسی کشور در زندان نبودند یا به سکوت وادار نشده بودند، این افراد به این سهولت می‌توانستند جبهه‌ای از شرق تا کیهان را بگشایند؟ پرسش‌هایی که حداقل به اندازه نصیحت‌های شریعتمداری به احمدی‌نژاد پاسخ‌های عاجل می‌طلبند.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی