صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

سیمای ما در منشور کورش


سه شنبه ۲۳ شهریور ۸۹ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


سید محمد بهشتی
به اشیای تاریخی به دو صفت می‌توان نظر کرد، یکی شیء تاریخی به مثابه سندی از دورانی دور، گذشته‌ای سپری شده و روزنه‌ای که امری را در مقطعی تاریخی شهادت می‌دهد. این وجه البته برای اهل تاریخ بسیار اهمیت دارد و می‌تواند زوایای پنهان و مه‌آلود تاریخ را روشن کند و از پس پرده بیرون بیفکند. اشیای تاریخی در این وجه چراغی هستند که پرتوشان بر گذشته می‌تابد و (تاریخی را رقم می‌زنند که چراغ راه گذشته است). در جای خود ارزش‌های بسیاری بر این وجه مترتب است و از آنجا که هر شیء گوشه‌ای و زاویه‌ای را آشکار می‌کند، اشیاء یگانه و بی‌بدیل می‌شوند. هر چه شیء تاریخی پرتوی پرنورتر داشته باشد و زاویه‌ای فراخ‌تر را به گذشته بگشاید، ارزشمندتر می‌شود. در بهترین حالت اشیای تاریخی شهادت می‌دهند که مردمی در دورانی دور "بوده‌اند".


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


وجه دیگر اشیاء صفت آیینگی آنهاست. اشیای تاریخی به مثابه آیینه‌ای پیش روی ما چهره‌ای از سرزمینی را که شیء به آن تعلق دارد به نمایش می‌گذارند که معمولاً در هیچ آیینه‌ دیگری قابل مشلاهده نیست؛ چهره‌ای که معمولاً اهل آن سرزمین فراموش کرده‌اند، در اثر نسیان فرهنگی از خاطر اهل آن سرزمین رفته‌است و تا پیش از نظر انداختن در چنین آیینه‌هایی حتی منکر چنان چهره‌هایی از خودشان هستند. چهره‌ای که وقتی پیش چشم‌شان ظاهر می‌شود احوال ایشان را دگرگون می‌کند. برای‌شان آشناست و دوست داشتنی. در این وجه اشیاء وظیفه یادآوری را به عهده دارند و به یاد اهل سرزمینی که شیء به آن مربوط است می‌آورند که "کیستند". منشور کورش از جمله ارزشمندترین اشیاء تاریخی است: هم به صفت اول و هم به صفت دوم. صفت اول را اهل تاریخ می‌شناسند و عموماً همه آنچه در رسانه‌ها گفته می‌شود معطوف به وجه اول است. اما وجه دوم برای ملتی که چند قرنی است به مرور دچار نسیان فرهنگی شده‌است و چند دهه است که به مرور به آستانه تذکر نسبت به هویت خویش نزدیک می‌شود و تمنای به خاطر آوردن هویت خویش را دارد، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
در وجه آیینگی، همه آثار تاریخی و فرهنگی ایران چهره یگانه ایرانیان را به نمایش می‌گذارد؛ گاه مه‌آلود و گاه شفاف، گاه جزیی از چهره را و گاه تمام قد. هر چه در وجه اول، آثار بی‌بدیل و یگانه هستند و مجموعه آثار متنوع و متکثر، در این وجه چهره‌ای که به نمایش می‌گذارند یگانه و بی بدیل است و اهل یک قبیله بودن آثار آشکار می‌شود چرا که همه رو به سوی یک قبله دارند و آن فرهنگ ایرانی است. به این صفت است که نوروز، شاهنامه، منشور کورش، تخت‌جمشید، میدان نقش جهان، مثنوی مولانا، دیوان حافظ، باغ فین و ... این همه نزد ایرانیان عزیز هستند. منشور کورش به صفت آیینگی آشکار می‌سازد که ما "کیستیم"، که ما اهل احترام به حقوق کسانی هستیم که در سایه مشترک همسایگی، همچون ما نمی‌اندیشند ولی همنشین ما هستند، نشان می‌دهد که آسایش دوگیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت با دشمنان مدارا. به ما نشان می‌دهد تنگ‌نظری، تحمیل اندیشه قالب بر دیگران، خشونت، تکثیر یا اکتفا به ظاهر دین، انزواطلبی و ... موافق طبع ایرانیان نیست. اگر حکومت‌های پیش از کورش به استناد اسنادشان، افتخارشان تخریب آبادی‌های دیگران بود، افتخار کورش آباد کردن خرابی‌های دیگران بوده‌است. اگر حکومت‌های پیش از او با تکیه بر عمود غضب، خیمه قدرت خود را برافراشته بودند، او با تکبه بر عمود مهر بر دل‌های مردمش خیمه زده بود.
در ملاقات با منشور کورش ما باید در جست‌و‌جوی آن چهره مشترکی از خویش باشیم که در همه آثار یگانه فرهنگ و تاریخ ایران، ایرانی را تمام قد از سایه فراموشی به آفتاب می‌آورد. زیارت منشور کورش زمانی مقبول خواهد بود که فصل مشترک آن با نوروز، عرفان ایرانی، اصفهان صفوی، گلستان سعدی و ... بیداری جامعه ایرانی ادراک شود. هر چیز اصیل و ارزشمندی را نمونه‌های تقلبی تهدید می‌کند. نکند که در این ملاقات دچار ادراک تقلبی شویم.

منبع: روزنامه شرق. ۲۱ شهریور ۸۹



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی