صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

جلب هواداران اصلاحات توسط اصولگرایان؛ بخندیم یا بگرییم؟


یکشنبه ۷ شهریور ۸۹ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


برنا مشیری
روزنامه شرق در شماره سوم شهریور مصاحبه‌ای منتشر کرده‌است با امیرمحبیان، یکی از دبیران سرویس روزنامه رسالت و سردبیر خبرگزاری آریا که در آن او گفته‌است که هدف اصولگرایان از طرح بحث وحدت با اصلاح‌طلبان بر هواداران اصلاحات ناظر است و نه بر رهبران این جریان سیاسی.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


اینکه محبیان امیدوار است هواداران اصلاحات که هم اکنون همبستگی‌های نوینی را نیز با جنبش سبز تجربه کرده‌اند کمترین روی خوشی را به اصولگرایان که آنها را به زندان انداخته‌اند و احزاب‌شان را تعطیل کرده‌اند نشان دهند، وجه کمیک این مصاحبه؛ و اینکه اوضاع سیاسی کشور تا این حد نابسامان شده که هر فردی و گروهی می‌تواند فارغ از گفتار و کردار و رفتارش این رؤیا را در سر بپروراند که می‌تواند نماینده هر گروه و طبقه‌ای در جامعه باشد، وجه تراژیک آن را تشکیل می‌دهد.
این مصاحبه کمدی‌‌-‌تراژیک که امیر محبیان در آن با عنوان پرطمطراق "مؤسس حزب آزاداندیشان" شرکت کرده‌است در سه پرده اجرا می‌شود. در پرده اول صحبت وحدت است میان نیروهای سیاسی؛ در پرده دوم سران اصلاح‌طلب از جمع کسانی که قرار است موضوع وحدت قرار گیرند حذف می‌شوند و بحث بر سر جلب نظر هواداران اصلاحات است با اصولگرایان؛ و در پرده آخر مؤسس حزب آزاداندیشان می‌پذیرد که گفتمان اصولگرایان و مدیریت آنها "احتمالاً جذابیت زیادی برای هواداران اصلاحات نداشته باشد. و الا در طیف رقیب قرار نمی‌گرفتند". و نتیجه آنکه اصولگرایان باید تلاش کنند تا "افکار عمومی را قانع کنند تا بر اریکه قدرت بمانند".
آمار مشارکت در آخرین انتخابات ریاست جمهوری از حضور ۸۰٪ صاحبان حق رأی در پای صندوق‌ها گزارش داده‌اند. به احتمال بسیار زیاد کسانی که رأی ندادند -یعنی ۲۰٪ باقیمانده یا اصولاً رأی نمی‌دهند یا در زمره تحریم‌کنندگان انتخابات بودند و در نتیجه اگر هم روزی رأی بدهند مسلماً به اصولگرایان نخواهد بود. از آن ۸۰٪ رأی دهنده عده‌ای هوادار اصلاح‌طلبان هستند و عده‌ای دیگر هم اصلاح‌طلبی کف مطالبات‌شان است و جذابیتی که در گفتار و مدیریت اصولگرایان نمی‌بینند هیچ، نسبت به آن دافعه هم دارند. نتیجه ساده این حرف‌ها این است که آن افکار عمومی که محبیان به اصولگرایان می‌گوید باید در پی قانع کردنش باشند تا "بر اریکه قدرت بمانند" در واقع همان‌هایی هستند که در انتخابات قبلی به اصولگرایان رأی دادند یا رأی‌شان به حساب اصولگرایان نوشته شد: به ریزش نیرو در میان اصولگرایان از این دقیق‌تر و روشن‌تر نمی‌شد اعتراف کرد. بحث در مورد چگونگی این ریزش و تبعات سیاسی آن را به فرصت دیگری موکول می‌کنم. عجالتاً به مصاحبه بازگردیم. .
محبیان در آغاز مصاحبه، خود را در مقام "حاکمیت" می‌گذارد و می‌گوید "اگر از موضع حکومتی نگاه کنیم مخاطبان حکومت چند گروهند". او این مخاطبان را به پنج گروه به تناسب میزان وابستگی و دلبستگی‌شان به حکومت طبقه ‌بندی می‌کند و اصلاح‌طلبان (که هنوز در آغاز مصاحبه به رهبران و هواداران تقسیم نشده‌اند) را در گروه دو تا پنج جای می‌دهد. گروه یک شیفتگان حکومتند یعنی آنهایی که "بایدها و نبایدهای حکومت را بدون هرگونه شبهه‌ای می‌پذیرند" و گروه پنج شامل "شهروندانی است که به هر دلیل با حکومت وقت عناد دارند و هیچ امر مثبتی را در ساختار حکومت نمی‌بینند". جالب توجه اینکه محبیان اعضای گروه پنج را هم "اصلاح‌طلب" می‌نامد!!
به اعتراف محبیان همه این گروه‌ها به نوعی مخاطب حکومت‌ها هستند: "حکومت‌ها گروه اول را تثبیت، گروه دوم را اقناع، گروه سوم را تأمین، گروه چهارم را تحبیب و گروه پنجم را تهدید می‌کند". ما نمی‌دانیم آیا مثلاً در آلمان یا انگلستان هم این قاعده صادق است یا نه؟ یعنی مثلاً حکومت‌های این کشورها نیز بخشی از شهروندان‌شان را "تهدید" می‌کنند یا نه؟ اما این بحث عجالتاً مهم نیست. مهم آن است که در طول مصاحبه متوجه می‌شویم که رهبران اصلاح‌طلب چون خطاکار هستند و باعث پرداخت هزینه توسط نظام شده‌اند در زمره هیچکدام از این پنج گروه نیستند چون اصلاً مخاطب نیستند. یعنی به گفته محبیان تا خودشان کاری نکنند و قدم پیش نگذارند اصولاً قرار نیست که مورد توجه هیچ یک از برنامه‌های وحدت ملی یا آشتی ملی قرار گیرند. در این مرحله است که پروژه وحدت به پروژه وحدت با هواداران اصلاخات تخفیف می‌یابد. اما همین پروژه نیز در فاصله یکی دو پرسش دود می‌شود و به هوا می‌رود تا جای خود را به داستان "اقناع افکار عمومی" بدهد.
اینک ما ناظران و دیده‌بانان صحنه سیاسی ایران چه فکری باید در مورد این مصاحبه به طور خاص و گفتار اصولگرایان به طور عام بکنیم؟ اگر امیر محبیان به عنوان یکی از نظریه‌پردازان مطرح در میان اصولگرایان چنین در فاصله یک مصاحبه کوتاه به تناقض‌گویی گرفتار می‌شود چه فکری باید در مورد سایر اعضای این جماعت پراکنده کرد؟ اگر علیرغم تلاشش برای تئوریزه کردن شرایط سیاسی از جایگاه حاکمیت، محبیان ناچار می‌شود به این واقعیت تلخ تن دهد که اصولگرایان در مجموع باید "افکار عمومی را قانع کنند تا بر اریکه قدرت بمانند"، ما چه نتیجه‌ای باید از وضعیت سیاسی موجود بگیریم؟ باید بر این وضعیت سقوط آزاد اصولگرایان بخندیم یا بگرئیم؟
واقعیتی که بیش از هر چیز از خلال این مصاحبه روشن می‌شود آن است که اصولگرایان بسی بیشتر از اصلاح‌طلبان در شرایط دورافتادگی از قدرت قرار دارند با این تفاوت فاحش که اصلاح‌طلبان که اکنون آزمون جنبش سبز را با موفقیت و سربلندی طی کرده‌اند می‌توانند به نیروی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جدی‌ای در درون جامعه پشتگرم باشند، حال آنکه اصولگرایان -که دیگر بر هر بیننده‌ای مسلم است که دولت دهم تره نیز برای آنان خرد نمی‌کند- به زحمت خواهند توانست سنتی‌ترین قشرهای اجتماعی را نیز که رفتار احمدی‌نژاد و یارانش دیگر نه منزلت چندانی برای‌شان باقی گذاشته و نه اقتداری بسیج کنند. و به این دلیل در میان هوای قدرت و زمین واقعیت سیاسی کشور سرگردان مانده‌اند.
در چنین شرایطی، وقتی هنوز از زبان "حاکمیت" و در مقام مؤسس این حزب یا دبیرکل آن حزب صحبت می‌کنند، شخصیت‌های کمدی را به خاطر می‌آورند. و زمانی که برای سران اصلاح‌طلب یا رهبران جنبش سبز خط و نشان می‌کشند و برای "وحدت" با آنان برای مقابله با کسی که همین امروز نیز آنها را از قدرت بیرون رانده‌است شرط و شروط می‌گذارند، جز به تراژدی نمی‌توان اندیشید.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی