صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

تأملی کوتاه بر ادعایی تازه


دوشنبه ۱۸ مرداد ۸۹ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


تصفیه‌حساب‌های تاریخ مصرف گذشته
ثمینا رستگاری

در شرایطی که تمامی نیروهای سیاسی کشور با نگرانی به خوابی که محمود احمدی‌نژاد و یارانش برای کشور دیده‌اند می‌نگرند، گروهی کوچکی که به نظر می‌رسد در تمامی احزاب اصولگرا نفوذ دارند تلاش می‌کنند با مخدوش کردن صحنه از شکل‌گیری هر نوع بدیلی در مقابل زمامداران دولت دهم جلوگیری کنند. این مقاله که در ۱۴ مرداد در روزنامه شرق منتشر شده‌است به نقد یکی از این تلاش‌ها می‌پردازد.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم



ثمینا رستگاری
"شما" ارگان حزب موتلفه اسلامی در آخرین شماره خود با انتشار مطلبی ذیل عنوان «راه بازگشت اصحاب فاصله به مسیر قافله» به بازخوانی تحولات سیاسی ایران بعد از انقلاب و مواجهات دو جناح چپ و راست پرداخته است. بیش از ۹۰ درصد این یادداشت به اثبات ناخلف بودن، ضدیت با روحانیت، تخریب چهره روحانیت، سکولاریزه کردن کشور و مخالفت مبنایی جناح چپ با آموزه‌های امام خمینی(ره) اختصاص یافته است. نویسنده "شما"، ریشه اختلاف میان این دو جناح را در سراسر این سال‌ها مبنای فلسفی و اندیشه سیاسی آنها می‌داند.
جناح راست را مبتنی بر فلسفه سیاسی امام خمینی(ره) و جناح چپ را "معتقد به فلسفه سیاسی مرحوم نایینی" معرفی می‌کند. بر اساس همین تحلیل، تمام کنش‌های سیاسی جناح چپ در طول این سه دهه سراسر برخلاف آموزه‌های امام(ره) بوده است، از جمله تشکیل مجمع روحانیون مبارز، تسخیر سفارت امریکا به رغم میل امام خمینی(ره)، غلبه بر جناح راست در مجلس سوم، نفوذ به دولت هاشمی، پیروزی در انتخابات ۷۶، شرکت در انتخابات ۱۳۸۸ و غیره.
در این نوشتار جناح چپ در زمان حیات امام "با به دست گرفتن مجلس سوم و دولت" جنگ علیه روحانیتی که به فلسفه سیاسی مرحوم نایینی اعتقاد نداشته به راه انداختند و با اسلام امریکایی خواندن آنها سعی در تخریب چهره روحانیت مبارز کردند و بعد از آن هم همین مبدعان "اسلام امریکایی" دست در دست امریکا نهادند.
در میدان بازی‌ای که تحلیلگر حزب مؤتلفه ترتیب داده است ۳۰ سال است یک نبرد جاری و ساری است. با آمدن و رفتن گفتمان‌ها و دوران‌ها و سیاستمداران هیج کدام از قالب‌های صلب این صحنه خدشه‌دار نشده است. ۳۰ سال است که سیاستمداران ایرانی تغییر نکرده‌اند و جناح چپ اصلاح‌طلب همواره در سر، نایینی را مقابل امام نشانده و از روی نفاق دلبستگی به امام را تظاهر کرده و در دل به نایینی وفادار بوده است.
اگر این جملات در صفحه اندیشه روزنامه‌ای کم‌تیراژ منتشر شده بود باید خیلی سریع صفحه‌اش را ورق می‌زدیم و ادعاهای مطرح‌شده در آن را به حساب کم‌دانشی نویسنده‌اش می‌گذاشتیم اما انتشار آن در ارگان حزب مؤتلفه اندکی آن را قابل تأمل می‌کند؛ حزبی که اعضایش به خوبی به یاد دارند که امام نه‌تنها با تسخیر سفارت مخالف نبود که آن را انقلاب دوم خواند، حزبی که اعضایش می‌دانند جناح چپ در تمام طول دوران حیات امام مورد حمایت ایشان بود و شاید از یادشان نرفته است آن جمله معروف امام را که "آنها که با دولت- همان دولت مغضوب جناح راست- مخالفت می‌کنند توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند". آنها هنوز از یاد نبرده‌اند که تشکیل مجمع روحانیون مبارز نه برای مخالفت با امام که با موافقت خود ایشان شکل گرفت "انشعاب تشکیلاتی برای اظهار عقیده مستقل و ایجاد تشکیلات جدید به معنای اختلاف نیست. من به شما و همه کسانی که دل‌شان برای اسلام عزیز می‌تپد دعا می‌کنم و توفیق آقایان را از خداوند متعال خواستارم". (نامه امام خمینی(ره) در پاسخ به مجمع روحانیون در تاریخ ۲۵/۱/۶۷)
در این نوشتار "توسعه NGOها و احزاب برای سپردن امور به مردم" از جمله اتهامات اصلاح‌طلبان است، در حالی که انقلاب ۵۷ و پروژه سیاسی امام خمینی(ره) برای سپردن امور به دست مردم بوده است.

به بیراهه نرویم
بررسی صحت و سقم آنچه در این ارگان حزبی آمده کار دشواری نیست اما دقیقاً افتادن به همان بیراهه‌ای است که نویسنده‌اش در آن قدم گذاشته است.
آن پرسشی که امروز باید به آن توجه کرد این است که آیا امروز و در این لحظه تاریخی همچنان می‌توان با ابزارهای کهن، سیاست‌ورزی کرد؟ آیا تغییرات سیاسی نتوانسته است به سیاستمداران کهنه‌کار ما ثابت کند که دوران عوض شده است و دیگر در بر همان پاشنه نمی‌چرخد؟ اگر نتوانسته شاید این پرسش‌ها بتواند راهگشا باشد.
آیا در صحنه سیاست ایران همچنان دو حزب چپ و راست وجود دارند؟ پس منظور مرتضی نبوی- که اتفاقاً این مجله ارگان حزب اوست- از اصولگرایانی که به دنبال اسلام منهای روحانیت هستند، چیست؟ آیا این اصولگرایان وابسته به جناح چپ هستند و آبشخور فکری آنها به رساله نایینی بازمی‌گردد؟ مبنای فلسفی آنها در کدام یک از دو قالب نویسنده "شما" جای می‌گیرد؟ حمیدرضا ترقی- که اتفاقاً سردبیر این هفته‌نامه هم هست- آنگاه که می‌گوید "پدیده جدید استغنا از فقاهت و روحانیت خطری جدی است که می‌تواند باعث از بین رفتن انسجام اصولگرایان شود"، منظورش کدام یک از بازیگران این صحنه است؟ چرا از کلمه اصولگرا استفاده می‌کند؟
نویسنده "تمام تلقی کردن انقلاب و دور کردن جامعه از ارزش‌های انقلابی" را ویژگی اصلاح‌طلبان می‌داند اما آیا این جمله "دوران اسلامگرایی به پایان رسیده است" را از زبان یک اصلاح‌طلب شنیده است یا نمی‌داند که گوینده آن جمله به طیفی ورای راست و چپ تعلق دارد؟ اگر توسعه احزاب جرم اصلاح‌طلبان بوده است چرا و با چه منطقی دبیرکل حزب موتلفه در همین هفته "خلاء تحزب را خطری بزرگ برای نظام" دانسته است؟
سوالات مطرح‌شده در عین سادگی در حال حاضر به دلیل بی‌پاسخ ماندن و مورد تأمل قرار نگرفتن به گرهی بزرگ در سیاست ایران تبدیل شده‌اند.
ریختن داده‌های سیاسی امروز در قالب‌های کهن و ناتوانی از درک و طرح قالبی نو مشکل بزرگی است که سیاستمداران را به عرصه ناتوانی، تناقض‌گویی، بی‌عملی، بهت‌زدگی و انجام ندادن کنش صحیح در بزنگاه تاریخی سوق داده است. به دلیل همین قالب‌های صلب و کهن ذهنی است که برخی از سیاستمداران به رغم آنکه سیاست‌های فعلی را حتی با بقا و منافع گروهی و حزبی خود در تضاد می‌بینند اما به دلیل آنکه در ذهن‌شان فقط چپ و راست نقش بسته انتقاد از آنچه راست تعریف کرده‌اند را آب به آسیاب چپ ریختن می‌دانند.
اما شاید گروه سومی شکل گرفته است؛ گروه سومی که نه چپ است نه راست. مخالف نایینی است ولی این مخالفت، او را به آموزه‌های امام نزدیک نمی‌کند. برای مواجهه و تحلیل این جریان سوم باید طرحی نو در انداخت. تاریخ منتظر نمی‌ماند.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی