صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

بورس: رونق یا بحران؟


شنبه ۲۳ مرداد ۸۹ - ۰ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


احمد سیف
سال‌هاست که همه به ارقام موهوم و ساختگی‌ای که مسئولان رده‌بالای دولت‌های نهم و دهم دربارة شاخص‌های اقتصادی کشور اعم از میزان تولید و نرخ بیکاری و رشد اقتصادی ارائه می‌دهند عادت کرده و آن را بخشی از دروغ بزرگی که خود این دولت و رئیسش هستند به‌شمار می‌آورند. در این نوشته که برای اولین بار در سایت مردمک منتشر شده است نویسنده نشان می‌دهد که دولت با جابجایی‌های مالی کاذب قصد کرده این دروغ را به سطح گسترده‌‌تری تعمیم دهد. دروغی که افشا شدنش می‌تواند با زمینگیر شدن یکباره اقتصاد کشور مصادف گردد.


مقالات مربوط

مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


رکورد زدن شاخص بورس تهران درحالی اتفاق می‌افتد که "شرکت‌های بزرگ و تاثیر گذار در اقتصاد کشور و در نهایت کل اقتصاد با چالش‌هایی نهفته مواجه هستند که معلوم نیست کی و کجا و چگونه آشکار شوند". شاهد مدعای من هم گفته‌های متناقض مقامات دولتی است.
وزیر صنایع نمونه خوبی است. اگرچه درباره وضعیت تولید و صنایع آمارهای اغراق آمیز می‌دهد ولی در عین حال، با گذشت چندین ماه از بروز مشکلات متعدد در واحدهای تولیدی کشور سرانجام اعلام می‌کند که "ستاد رفع مشکلات اجرایی صنایع ومعادن کشور آغاز به کار خواهد کرد". در خبرها آمده‌است این ستاد به پیشنهاد آقای احمدی نژاد و با تصویب هیئت وزیران تشکیل شده و معاونان چندین وزرات خانه - صنایع، کار، اقتصاد، نیرو- و همچنین نمایندگانی از سوی سازمان تأمین اجتماعی، بانک مرکزی، و بانک‌های عامل تشکیل خواهد شد. تصمیمات این ستاد هم وقتی به تائید وزیرصنایع می‌رسد برای همه "دستگاه‌های اجرائی لازم الاجراست". از جمله کارهای عمده این ستاد، اتمام طرح‌های نیمه تمام است.
اعلام تشکیل این ستاد، به واقع نشانه تائید وجود بحران درواحدهای تولیدی کشور است و اگر بخواهم ربطش بدهم به رکورد زدن شاخص بورس، باید پرسید اگراین بحران درست است در آن صورت شاخص بورس براساس کدام "رونق اقتصادی" رکورد می‌زند؟ یا به عبارت دیگر، این رکورد زدن برخلاف آن چه که دریک وضعیت عادی از آن مستفاد می‌شود، نشانه بهبود ورونق وضعیت اقتصادی نیست. شاهدش هم این بحران گسترده ای است که وجود دارد.

دولت بدهکار
به یاد داریم که درپائیز سال ۸۸ که قرار شد بدهی‌های ۶۷۰۰ واحد تولیدی استمهال شود آقای محرابیان ادعا کرده‌بود که "این اقدام دولت نشانه رکود در صنعت نیست" و از آن جائی که "آدم دروغگو" کم حافظه هم می‌شود در همان مصاحبه مطبوعاتی از تهیه یک فهرست جدید از شرکت‌های بحران‌زده دیگر که قرار است بدهی‌شان استمهال شود هم خبر داده بود.
از سوئی، به خاطر افزایش واردات، این تولید کنندگان بخش‌هائی از بازار داخلی را از دست داده‌اند به حدی که حتی بدون کمک دولت قادر به پرداخت حقوق کارگران خود هم نیستند و از سوی دیگر، درنتیجه دخالت‌های اغلب نسنجیده دولت در بازارهای پولی و مالی - کاهش دستوری نرخ بهره و اجباربانک‌ها به پرداخت تسهیلات تکلیفی به بنگاه‌های زود بازده- شرایطی فراهم شده است که بانک‌ها نه امکان اعتباردهی به شرکت‌های تولیدی را دارند و نه با کاهش دستوری نرخ بهره، انگیزه‌ای برای این کاروجود دارد و ترجیح می‌دهند که به جای وام‌دهی، به صورت عقود مشارکتی به متقاضیان تسهیلات بدهند که نرخ "سود" بسیار بالاتری دارد.
دولت ادعا می‌کند که ایران از بحران جهانی برکنار مانده است و درعین حال، حداقل بخشی از مشکلات بخش تولیدی را به بحران جهانی نسبت می‌دهد. لازم به گفتن است که حجم مطالبات معوقه نظام بانکداری را ۵۰ هزارمیلیاردتومان برآورد می‌کنند و آنچه که دولت از بانک‌ها خواسته این که دریافت اقساط طلب خود را حداقل یک سال به تعویق بیندازند. نکته این است که چنین کاری، وضعیت مالی بانک‌ها را خراب می‌کند و طبیعتاً قادر به ارائه تسهیلات بیشترنخواهند بود.
این بحران مالی، ابتدا از بنگاه‌های بزرگ، مثل ایران خود رو شروع شد و بعد به بنگاه‌های دیگر مثل ایرالکو و صدرا رسید. گفته می‌شود که ایران خودرو بین ۶ تا ۱۰ هزار میلیاردتومان بدهی دارد و برای اولین بار در ۴۵ سال، سال گذشته این شرکت زیان داد.
از سوی دیگر خبرداریم که بزرگترین بدهکار ایران هم به واقع دولت است که بدهی‌اش را به شرکت‌ها و موسسات دیگر نمی‌پردازد و این رشد سیل واره مطالبات معوقه است که همه نظام اقتصادی ایران را به بحران کشانده است. به عنوان نمونه، گفته می‌شود بدهی دولت به صنایع تولیدی برق از ۵۰۰۰ میلیاردتومان هم گذشته است. بعید نیست خاموشی مکرر هفته‌های اخیر هم که زیان‌های چندین میلیاردی بارآورده، به همین دلیل بوده باشد.

زیان‌های چند میلیاردی قطع برق
زیان‌های ناشی از قطع برق به ویژه در بخش معدن، تولید سیمان، قطعه سازان و فولاد بسیار جدی و اساسی است و دربخش تولید فولاد این زیان را هربار که برق قطع می‌شود، تا ده درصد برآورد کرده‌‌اند. بخش‌هائی که از این قطع برق بیشترین زیان را دیده‌اند، واحدهای ریخته‌گری و سیمان هستند و مشکلات به حدی جدی شده‌است که در خوزستان «ستاد ویژه» برای تخفیف این مشکل ایجاد شده است.
حتی خط تولید سایپا هم درعکس‌العمل به این بی‌برقی‌ها برای چند ساعت متوقف شد. درهمین زمینه خبر داریم که معاون وزیر صنایع و معادن اعتراف کرده است که "مشکل اصلی بخش صنعت و تولید کشور، کمبود نقدینگی و سرمایه در گردش است" و اگرچه آن را قابل حل دانسته‌است. البته به روال معمول، گناه را به گردن نظام بانکداری ایران انداخت که به صنعت گر و تولید کننده تسهیلات بانکی کافی نمی‌دهند.
باید بلافاصله اضافه کنم که بحران اقتصادی ایران تنها به همین موارد محدود نمی‌شود. این بحران هم بسیار گسترده است و هم بسیار عمیق و به همین دلیل است که رکورد زدن شاخص بورس تهران، همه مختصات یک رشد شدیداً حبابی و به همین دلیل خطرناک را به نمایش می‌گذارد. به گفته محمد خوش چهره، نماینده سابق مجلس،"درشرایط کنونی وضعیت اشتغال و افراد بیکار درجامعه در وضعیت بحرانی است". البته می دانیم که "رکود بخش مسکن" هم می‌تواند در صورت استمرار خطری برای سایر بخش‌‌های اقتصادی باشد. درتائید این ادعا با خبر می‌شویم که ساخت و ساز درتهران در۱۳۸۸ بیش از ۴۸ درصد کاهش یافته است.
درباره صنعت برق خبردار می‌شویم که "عدم چاره اندیشی برای بحران مالی که گریبان گیر این صنعت شده است، به طور قطع به ایجاد مشکلات بسیار عدیده ای منجر خواهد شد. ایجاد موج مخربی از بیکاری با تعطیلی شرکت ها و نیز متوقف شدن پروژه‌های در دست اجرای این شرکت‌ها، از جمله عواقبی است که جبران کردن آن ها بسیار دشوار به نظر می‌رسد‌. اگرچه شاخص بورس هر روز رکورد می‌زند ولی "در زمان حاضر تولید در کشور بدترین روزهای خود را سپری می‌کند".

بحران در شکر، خودرو، برق، مبلمان ...
به ادعای محمد نهاوندیان، رئیس اتاق ایران، "۵۰ درصد واحدهای تولیدی در اکثر مناطق صنعتی کشور در حال تعطیلی یا در شرف تعطیل شدن هستند" و "اکثر واحدهای تولیدی و صنعتی بزرگ کشور با کمتر از ۳۰ درصد ظرفیت اسمی خود مشغول به کار هستند". رئیس انجمن نساجی ایران هم می‌گوید که "نساجی به سمت رکود کامل می‌رود". رئیس اتاق بازرگانی تهران با اشاره به افزایش چشمگیر چک‌‌های برگشتی می‌گوید این افزایش نشانه آن است که "اقتصاد کشور در مسیر مطلوب قرار ندارد".
درتائید این ادعا بد نیست اشاره کنم که "طی سال‌های ۸۱ تا ۸۸ که رشد درآمدهای نفتی کشور رکوردهای تاریخی بر جا گذاشته، نرخ سرمایه گذاری کاهش پیدا کرده است". بازار لوازم منزل- برای نمونه مبلمان- تقریباً بطور کامل درتسخیراقلام وارداتی قرارگرفته است و حدودا ۷۰ درصد این بازار با واردات تامین می‌شود.
درهمین زمینه خبر داریم که "کم توجهی به بنگاه‌های کوچک تولیدی، تخصیص نیافتن تسهیلات و هزینه بالای تولید منجر به افول صنعت مبلمان کشور شده است". شاهد دیگری که نشان دهنده وضعیت بحرانی اقتصاد است افزایش بیکاری است که بطور متوسط در۱۳۸۸ به نسبت سال قبل ۱.۵ درصد افزایش یافته است. بطور کلی بیکاری در ۲۱ استان از ۳۰ استان ایران افزایش یافته است و لرستان با ۱۹ درصد و همدان هم با ۱۸ درصد بیکاری درصدرقرار داشتند.
یکی دیگر از بخش‌های بحران زده صنعت قند و شکر است. گفته می‌شود که ایران بالقوه می‌تواند سالی ۱.۸میلیون تن شکر تولید کند و میزان تولید در ۱۳۸۵- برای نمونه- ۱.۳ میلیون تن بود. ولی با افزایش واردات- بیش از ۵ میلیون تن درفاصله ۱۳۸۵تا ۱۳۸۷- میزان تولید شکر داخل به ۵۵۰ هزار تن سقوط کرده است.
اگرچه وزیر صنایع آمارهای جذاب می‌دهد و از پنج برابرشدن سرمایه گذاری‌ها درصنایع درپایان امسال خبر می‌دهد ولی واقعیت این است که به عنوان نمونه، بزرگترین شرکت خودروسازی خاورمیانه؛ "ایران خودرو، با مشکلات مالی عظیمی دست به گریبان است به گونه‌ای که شایعه ورشکستگی آن نیز گهگاه بر سر زبان ها می‌افتد". سال گذشته ایران خودرو بخشی از اموال و دارایی خود را فروخت تا بتواند سودی را که به سهامداران خود وعده داده بود، بپردازد.
درباره شرکت ایرالکو که تقریبا نیمی از تولید آلومینیوم ایران را برعهده دارد و مدتی پیش به مالکیت سپاه پاسداران درآمد مشکل مشابهی وجود دارد و وضعیت مالی آن به شدت بحرانی است. به گفته عیسی رضائی مدیرعامل سرمایه‌گذاری مهر اقتصاد ایرانیان تا پایان سال ۸۷ زیان این شرکت در مجموع به ۵۶ میلیارد تومان رسید. از سوی دیگر شرکت ایرالکو ۴۰۰ میلیارد تومان بدهی به بانک‌ها، ۳۰ میلیارد تومان به اداره برق و ۱۲ میلیارد تومان بدهی متفرقه دارد.
درهمین روزها و هفته‌هایی که شاخص بورس تهران برای چندمین بار رکورد زد، خبردار می‌شویم که درشهرک صنعتی عباس آباد درپاکدشت، که ۱۸۰۰ کارخانه و صنایع بزرگ و مهم درآنجا فعالیت دارند به دلیل قطعی مکرر و طولانی برق "با وضعیت بحرانی مواجه شده است". این هم گوشه‌هائی از مشکلاتی که ایجاد می‌شود: « گاهی نیز در اواسط کار و در حین انتقال محصولات بین خطوط با قطعی برق علاوه بر صدمه دیدن دستگاه ها، محصولات نیمه آماده یا از بین می‌روند یا به صورت ناقص قابل بازگشت به چرخه تولید دوباره نیستند». خسارت وارده هم ساعتی "چند صد میلیون تومان" برآورد شده است.
می‌دانیم که "صنایع شیشه، شیرآلات، پتروشیمی، پلاستیک، کفش، ظروف و صنایع غذایی هر یک از جمله واحدهای صنعتی و تولیدی هستند که در شهرک‌های صنعتی استان تهران در هفته جاری به دلیل قطع مکرر برق و عدم اجرای صحیح جدول زمان‌بندی و نیز وعده‌های بی پایه برق منطقه‌ای، خسارات مالی جبران‌ناپذیری را متحمل شده‌اند" و"بسیاری از واحدهای صنعتی هم اکنون با نیمی از ظرفیت خود یا حتی کمتر مشغول به کارند".
اگروضعیت کلی اقتصاد به صورتی است که دربالا گفته شد، آن وقت این پرسش همچنان بی جواب می ماند که دلایل اقتصادی رکورد زدن شاخص بورس تهران، کدام اند؟ اگر این رکورد زدن با رونق اقتصادی قابل توضیح نباشد، تنها بدیلی که باقی می‌ماند، شکل گرفتن حباب مالی دربورس تهران است و حباب مالی- می خواهد درایران باشد یا درکره مریخ- دیریا زود می‌ترکد.



برچسب‌ها: ، ،
ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

ارتباط با شبکه‌های اجتماعی