درون حاکمیت میل به تغییر دولت فعلی وجود دارد
گفتگوی بذرپور با علویتبار
تمامی ناظران سیاسی کشور کموبیش تغییراتی را در صحنه سیاسی کشور پیشبینی میکنند. علیرضا علویتبار در این مصاحبه با فرزانه بذرپور که در سایت جرس منتشر شدهاست نیاز به مشروعیتیابی قوه قضائیه، از بین رفتن اعتماد مراجع تقلید نسبت به طرفداران احمدینژاد و گسترش بیحد و مرز دخالت نظامیان در امور سیاسی و اقتصادی کشور را از عوامل مؤثر این تغییرات به شمار میآورد.
مقالات مربوط
مهدی خزعلی را میخواهند آیینه عبرت کنند
گفتگو با پسر مهدی خزعلی
سودان شمالی و جنوبی در آستانه جنگ
علی مهتدی
سرانجام نادیده گرفتن بحران
مزدک طریقت
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
برخی دوستان شما نامه ای را خطاب به قوه قضاییه نوشته اند و با استناد به گفتههای سردار مشفق خواهان آن شدند که قوه قضاییه به اقدام نظامیان در انتخابات رسیدگی کند، بسیاری این سوال را دارند که خطاب قرار دادن قوه قضاییه ای که تا به حال نشانی از بی طرفی در آن دیده نشده و حتی در قبال اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بی تفاوت بوده است ، آیا میتواند تأثیری در پی داشته باشد؟
اگر از زاویه اقدام قانونی قوه قضاییه می پرسید به احتمال زیاد تاثیر قابل توجهی نخواهد داشت نه اینکه هیچ توجهی به این نامه نشود ، همانطور که ملاحظه کردید نامه شبیه به یک کیفرخواست است، آنها احتمالا هیچ اقدام مؤثری نسبت به کسی که از او شکایت شده نخواهند کرد، اما از زاویه دیگر مؤثر خواهد بود، ما باید بپذیریم که ممکن است نیروهای صادق و درستکاری هم در درون قوه قضائیه حضور داشته باشند که این نامه میتواند برای آنها یک حجت تمام کننده باشد و دیگر اینکه قوه قضاییه را در معرض آزمون عمومی هم قرار می دهد. به هرحال قوه قضاییه جدای از تعهداتی که به قدرت دارد، نیاز دارد به نوعی مشروعیت خودش را هم در جامعه حفظ کند. هر چه هست اثر یک اقدام قضایی زیاد نخواهد بود و ممکن است خیلی صوری و شکلی باشد، اما آثار اجتماعی و توقعات و فشارهای اجتماعی آن میتواند اثر گذار و نتیجه بخش باشد .
این نامه و شکواییه در صورت اثبات، دخالت نظامیان در انتخابات را مسجل میکند و نتیجه انتخابات نامشروع خواهد کرد، فکر می کنید قوه قضاییه با توجه به اهمیت موضوع برای بررسی آن نیاز به اجازه رهبری دارد آن هم درباره شکواییهای که نتیجه آن به مشروعیت و عدم مشروعیت دولت منتج می شود؟
تصمیم گیری در مورد وقایعی که در انتخابات افتاد در واقع در بالاترین مراکز تصمیم گیری نظام گرفته شده و هیچ نیرویی خودسرانه این تصمیم را نگرفت و همه مطابق یک برنامه و یک دستور مشخص و آن هم برنامه ای که از مدتها پیش تهیه شده بود اقدام کردند به همین دلیل آنها اگر هم بخواهند رسیدگی کنند که عرض کردم حداکثر یک کار صوری خواهد بود و نه کاری که به کشف حقیقت و لایههای پنهان تر حقیقت منجر شود.به همین دلیل به نظر نمیآید که قوه قضاییه این ظرفیت را در شرایط فعلی داشته باشد که به این درخواستی که خیلی مستدل هم بیان شده، رسیدگی کند اما به هر حال توجه داشته باشید برای مجموعهای که مشروعیتش به شدت زیر سوال است، بی توجهی به این درخواستها عدم مشروعیت فزایندهای به همراه دارد ، از طرف دیگر ممکن است در درون حاکمیت کسانی باشند که احساس کنند بهتر است هزینه کمتری بپردازند تا هزینه بزرگتری را متحمل نشوند، من تصورم این است که در درون حاکمیت یک نوع میل به تغییر دولت فعلی وجود دارد و این نوع مستندات این میل را تقویت میکند و در واقع به آن توان چانهزنی با جریان مقابل خودش را هم می دهد ، از این لحاظ این کارهای کوچک ممکن است زمینه ساز یک تحولاتی شود که در درون خود حاکمیت شروع خواهد شد .
یعنی شما فکر میکنید که مواضعی که اخیراً اصولگرایان نسبت به دولت گرفتهاند با استنادات این نامه ممکن است بتواند زمینههای سقوط دولت را فراهم کند ؟
ببینید یک نکتهاش حتمی است و آن هم اینکه در واقع حاکمیتی که با غلبه راست افراطی شکل گرفته، کم کم در اثر انتخابات چند پارچه و تکهتکه شده و روز به روز تضادهای بین اجزایش در حال افزایش است. طرفین این کشمکش قاعدتاً از هر ابزاری علیه هم استفاده میکنند. این نامه و استناداتش و توجیهی که به سخنان یک محفل امنیتی جلب کرده، در واقع استنادات خیلی قوی در اختیار جناحی قرار میدهد که معتقدند این دولت مشروعیت کافی برای چانهزنی با خارجیها و بسیج مردم برای پشتیبانی را ندارد و این ابزار در اختیار عدهای قرار می دهد که بگویند برای حفظ کلیت نظام باید بخشی از نیروهای داخل حاکمیت را هزینه کرد و آن بخشی که مشروعیت کمتر و پایگاه مردمی محدودتری دارد، باید هزینه شود .
شما اظهار نظرهای احمدی نژاد را در انتقاد از مجلس و قوه قضاییه و همچنین گفتههای مشایی را درباره اسلام ایرانی، چگونه ارزیابی میکنید و اصولا وضعیت احمدی نژاد را در میان حامیانش چگونه میبینید ؟
جریان راست محافظهکار تا مدتی پیش سرکردگی جریان راست افراطی را پذیرفته بود و صرفاً دنبالهروی و تقلید میکرد، اما حالا احساس کرده که اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده و به خصوص شکست خط مشیهای دولت اینها را ترغیب کرده که پا پیش بگذارند و جلو بیاید و از سوی دیگر یک جریان که در حاشیه حا کمیت رفته بود، یعنی جریان مصلحت عمل گرا، آنها هم امکان بیشتری پیدا کرده اند برای طرح دیدگاههایشان و مطرح کردن خودشان. به نظر میآید حامیان راست افراطی، به شدت ریزش داشتهاند و راست افراطی به خصوص در میان روحانیان خیلی شدید ریزش حامی داشته است، الان در حوزه کمتر روحانی جدی مطرح است که خود را هزینه دولت کند و پایگاه سیاسی دولت به شدت ضعیف شده است. به همین دلیل، اتحاد سنتی بازار و روحانیت که راست افراطی در یک مواقعی به آن هم تکیه کرده، به تدریج این تکیهگاه هم خودش را کنار میکشد و راست افراطی به دلیل محدودیت تکیه گاه چهره امنیتی و نظامی پیدا میکند و این کاملاً قابل مشاهده است، جدا شدن راست محافظه کار و همینطور زمینه پیدا کردن دیدگاههای راست مصلحت گرا در حاکمیت .
وضعیت و پایگاه دولت در سپاه چطور است آیا میشود به فشار افرادی در بدنه سپاه که به اقرار فرمانده سپاه مشکلدار شدهاند ، اشاره کرد و پایگاه دولت را در سپاه و بسیج متزلزل دانست ؟
بیشتر حامیان آقای احمدی نژاد در رده دوم و سوم نیروهای مسلح بودند ، بنابراین کسانی که سابقه فرماندهی طولانی در جنگ داشتند، از همان اول هم چندان با این جریان همراه نبودند اما به دلیل حمایتی که احمدی نژاد از بالا میشد، فرماندهانی که مسئولیت داشتند از این جریان حمایت میکردند، به نظر نمیآید که تحول جدی در دیدگاه نیروهای مسلح رخ دادهباشد. در حال حاضر بخش عمدهای از دولت از نیروهای رده دوم و سوم نظامی گرفته شده و در واقع نظامیان به پستهای مختلف میرسند و نیروهای قدیمیتر که سوابق طولانیتر داشتند یا خودشان را کنار کشیدند و یا آنطور اعتماد به نفس ندارند که ابراز مخالفت کنند و نیروهای پایینتر هم به دلیل سلسله مراتب نظامی خیلی هزینه دار است اظهار نظرهاشان ، به این ترتیب بعید میدانم فعلاً تا افقی که می توان دید در نظامیان اتفاقی را شاهد باشیم.
شما موضعگیریهای جدید مشایی درباره اسلام ایرانی یا حرفهای کلهر در باره کو تاهی صدا و سیما در بازتاب راهپیمایی میلیونی ۲۵ خراد و همچنین اظهارات مصباح یزدی مبنی بر اینکه ممکن است برخی از نیروهای ارزشی فعلی در آینده به مسیر ناحق بیفتند را چگونه تحلیل میکنید ؟ آیا تغییر فکری رخ داده است؟
در هر حال با تو جه به سوابق و پیشینه این بحثها، این حرفها چندان با چارچوبهای فکری و مذهبی دولت سازگار نیست و به همین دلیل باید احتمالات دیگری برای آن داد و هیچ شواهدی هم برای تغییر فکری این افراد وجود ندارد و علت را در جای دیگری باید جسجو کرد .ببینید اساساً طرح مساله امام زمان و ارتباط مستقیم با امام زمان حربهای بوده است برای دور زدن روحانیت سنتی، یک جریانی وجود دارد در دولت که مایل است اعلام کند برای گرفتن احکام نیازی به روحانت سنتی ندارد و خودش با منبع مشروعیت و قانونگذاری که زنده است، ارتباط دارد . دلیل این است که اینها از حمایت روحانیت سنتی ناامید شده و روحانیت سنتی حاضر نشده که با تمام قوا از دولت حمایت کند. یک علت دیگر هم دارد دولت کنونی قرار بوده که شرکای سابقی را که در درون قدرت بودند را کنار بزند و قدرت را تک پایهای کند و روحانیت سنتی و نماینده آنها جریان راست سنتی یک جریانی بودهاند که از قبل هم کاملا وجود داشتند و در درون ساخت قدرت حضور داشتند اینها را هم خواسته اند کنار بزنند و به همین دلیل به آنها حمله شده و حالا آنها دارند واکنش نشان میدهند و این نشانه نا موفق بودن در جذب آنهاست و جستجو به دنبال منابع جدید مشروعیت است . این احتمال را هم باید داد که گاهی اوقات طرح مبا حثی این چنینی و ایجاد موجهای خبری لا زم است تا توجهات از یک سری مسا ئل منحرف شده و موضوعات دیگری که قرار بوده طرح شود کمتر مورد تو جه قرار بگیرد. به هر حال برای تحلیل این گفته ها یک احتمالاتی غیر از تغییر دیدگاه جدید را برای تفسیر باید آورد .
شما فکر می کنید ما در آینده نزدیک، شاهد اختلاف احمدینژاد با رهبری هم خو هیم بود و آیا آقای احمدی نژاد پروژه خاصی را پیش می برد ؟
خیلی مشکل بتوان پاسخی داد، تصور من این است که تمام اتفاقاتی که میافتد ضمن اینکه نیروهایی که در آن فعال هستند استقلال نسبی دارند اما واقعیت امر این است که یک فرماندهی هست و نهایتاً رهبری کاملاً امور را در اختیار دارد و مسلط بر اوضاع است، بعید می دانم که احمدی نژاد و دوستانشان در موقعیتی باشند که مخالفتی با رهبری کنند، این وضع فعلی است تا زمانی که این تسلط هست و احساس استغنا نکنند. چون افراد و جریانها بر اساس توان واقعیشان تصمیم نمیگیرند بر اساس برآوردشان از تصورشان تصمیم میگیرند بعید میدانم این تصور داشته با شند که بخواهند خط مستقلی را از رهبری پیش ببرند.
بر خی معتقدند تحریمها به جنگ زود هنگامی ختم خو اهد شد، شما فکر می کنید آیا احتمال جنگ علیه ایران در حال حاضر جدی است ؟
اگر یک طیف را بررسی کنیم که یک سرش جنگ و یک سرش روابط دوستانه باشد، من به نظرم اتفاقاتی که افتاده ما را به جنگ نزدیک کرده است، ما الان در مرحله تهدید به جنگ هستیم. یک موقع در مرحله تهدید به تحریم بودیم و بعد وارد مرحله عملی شدن تحریم شدیم، اما حالا در مرحله تهدید به جنگ هستیم و هنوز واردش نشدیم، خود جنگ هم میتواند سطوح مختلف داشته باشد.متأسفانه من فکر میکنم، فضا به سمت جنگ نزدیک شدهاست. یک نگرانی هم که دارم این است که احتمال میدهم که یک نیرویی در داخل باشد که از درگیری کو چک و کنترل شده بدش نیاید و فکر کند این میتواند برنامهای باشد برای خروج از بحران و اگر این تصور من درست باشد ممکن است خطر جنگ افزایش پیدا کند.
برچسبها: قوه قضائیه ، جنگ ، سپاه پاسداران ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال