سکولاریسم کهنه
حمید فرخنده
در حالی که بسیاری از نیروهای سیاسی کشور با انتقاد از قرائت ایدئولوژیک از سیاست آغاز دوران جدیدی را برای عمل سیاسی در ایران نوید میدهند، هستند هنوز کسانی که از هماهنگ کردن خود با این فضای جدید عاجزند. در این مقاله که بار اول در خبرنامه گویا منتشر شدهاست نویسنده از جایگاه یک فرد سکولار به اهمیت ایدئولوژیزدایی از سکولاریسم برای آنکه این اندیشه بتواند در خدمت همزیستی و دموکراسی قرار گیرد تأکید میکند.
مقالات مربوط
در فضای انتخاباتی فعال بمانیم
سعید سوادکوهی
بیعملی، شورش یا گامهای سنجیده به سمت دموکراسی
روزبه پاکسار
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
سیاست و مشروعیت قهر
بیژن حکمت
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
آقای اسماعیل نوری علا که خود را پرچمدار و مدافع نوعی از سکولاریسم میداند که "نو" میخواندش، در مقاله اخیر خویش با عباراتی توهین آمیز به بررسی نقش مهندس موسوی در جنبش سبز ایران پرداخته است.
البته هر فرد میتواند در هر گوشه از این دهکده بزرگ جهانی، بویژه با برخورداری از موهبت زندگی در دنیایی آزاد در باب تحولات سیاسی وطن استبدادزده خویش بنویسد یا درباره سیاستمداران کشورش به ّداوری بنشیند. میشود بر بالهای آرزو در گردشی هفتگی هزاران کیلومتر پرواز کرد، در خیابانها و میادین زخم خورده و درد کشیده وطن فرود آمد، خواستار حضور گستردهتر و رادیکالتر مردم در میدان مبارزه شد یا آنکه سیاستمداری را در قلب ماجرا شایسته رهبری جنبش اعتراضی ندانست و حتی او را به ظن خویش از رهبری سیاسی عزل کرد. سپس در پایان گردش سیاسی هفتگی، راضی از پاسخ دهی به سؤالات مهم مبارزه جاری در موطن خویش و روشنگریهای لازم، به جایگاه امن خود در وطن دوم بازگشت.
بحث و گفتگو درباره اصلاح پذیر بودن یا نبودن نظام سیاسی حاکم بر ایران یا جدل درمورد راهبردهای مختلف برای گذار به دمکراسی همواره درمیان نیروهای سیاسی، موافقان و مخالفان خود داشته است. مقاله آقای نوری علا نیز آنجا که به اصلاح پذیر نبودن نظام اسلامی میپردازد، طبیعتا در زمره تحلیلهای فوق محسوب میشود. اما از زاویهای دیگر دو نکته مهم در مقاله اخیر آقای نوری علا محل نقد است. یکی در محتوا و دیگری در شکل.
محتوای قابل نقد این مقاله، ایرادات نویسنده به رهبری جنبش سبز بهویژه نقش آقای موسوی است که گویا بهجای آنکه در تنور جنبش و شور و خروش مردم بدمد، به عوض آنکه آن همه معترض به میدان آمده را در جهت براندازی نظام رهبری کند، ضعیف عمل کرده است. بهجای دعوت مردم به گسترش مبارزات و مطالبات و نشانه رفتن ساختار نظام جمهوری اسلامی، علیرغم هزینههای داده شده و خون های ریخته شده نداها و سهراب ها، مردم را به خانهها فرستاده است.
استدلال فوق که بهجز آقای نوری علا طرفداران دیگری نیز دارد که عمدتاً هم در خارج از ایران زندگی میکنند، هم از نظر اخلاقی و هم از نظر منطقی دارای اشکال است. طی یکسال گذشته جنبش سبز در داخل کشور و با توجه به شرایط سخت مبارزه و امکانات و ابتکارات خود در تعامل متقابل با رهبری جنبش، راه سبز خود را دنبال کردهاست. پشتیبانی و حمایت ایرانیان خارج کشور از جنبش داخل تحسین برانگیز بوده و هست. اما صحنه اصلی مبارز در داخل کشور است، هزینه اصلی را هم مردم کشور بهویژه فعالین سیاسی جنبش سبز، دانشجویان و روزنامه نگاران پرداختهاند، ضربات باتوم را جوانان داخل کشور خوردهاند و خون آنهاست که کف خیابانها و بازداشتگاهها را رنگین کردهاست. این چگونه رسمی است و چه نوع حقی است که عده ای هزاران کیلومتر دورتر از صحنه اصلی مبارزه و مشکلات آن، درحالیکه بزرگترین هزینهای که میپردازند اختصاص چند ساعت وقت برای شرکت در تظاهرات بوده است، از مردم و رهبران جنبش در داخل کشور ایراد میگیرند چرا راههای رادیکالتر و پرهزینهتر مبارزه را در پیش نمیگیرند؟ چگونه میشود از خون ریخته شده ندا و سهراب گفت اما نداها و سهرابهای دیگری که رهبری جنبش بهیژه آقای مهندس موسوی مسئولیت بزرگ حفظ جان و امید آنها را دارد، ندید؟
اما نکته مهم و تاسف برانگیزتر، ادبیات آقای اسماعیل نوری علا در این مقاله است. از صدر تا ذیل این نوشته عبارات تند و توهینآمیز درباره مهندس موسوی دیده میشود. مقاله آقای نوری علا توهین به جنبش سبز ایران و همه آنانی است رهبری آقای موسوی را ارج می گذارند و به نقش مهم بزرگ بانوی سبز ایران خانم زهرا رهنورد نیز در جنبش اعتراضی واقفند.
زبان یک متن البته بدون ارتباط با محتوای فکری نویسنده نیست. چندین سال است که آقای اسماعیل نوری علا سخنگو و مدافع نوعی سکولاریسم پرخاشگر بودهاست. سکولاریسمی که منش و روشاش با زبان و ادبیات دمکراسی، رواداری و پذیرش پلورالیسم سیاسی همخوانی چندانی ندارد. گفتمان سکولارهای مذهبستیز و جزماندیش، البته نوعی از سکولاریسم است. سکولاریسم دمکراسیخواه اما هرچند خواهان جدایی دین و دولت است، نه مذهب ستیز است و نه اصولاً نیازی به گشودن جبهه جدیدی در این حوزه دارد. بسیار بودهاند نیروهای سیاسی مذهبی که به سکولاریسم سیاسی و برپایی نهاد دمکراسی یا رشد اندیشه مردمسالاری در کشور خویش کمک کردهاند. از سوی دیگر کم نبودهاند سکولارهای مذهب ستیزی که پایه های استبداد و توتالیتاریسم را در کشورهای خود تحکیم کرده اند. رجب طیب اردوغان و حزب او در ترکیه امروز، مهدی بازرگان و نواندیشان دینی در ایران در زمره گروه اول اند. در آنسو صدام حسین، استالین، رضا شاه و مصطفی کمال آتاتورک در ترکیه دیروز همه پرچمدار نوعی سکولاریزم مذهب ستیز و اصلاحات قلدرمنشانه بودهاند. ضدمذهب ترین نیروها نشان داده اند که دمکراتهای خوبی نیستند، برعکس بسیاری شخصیت ها و نیروهای مذهبی نشان داده اند تا چه حد می توانند دمکراسیخواه و آزاده باشند.
اظهارات توهینآمیز آقای نوری علای سکولار علیه رهبر جنبش سبز ایران درحالی انتشار می یابد که مهندس موسوی دیندار در تازهترین اظهارات خود میگوید: "ما بدون نگاه به ایدئولوژی افراد و بدون توجه به طرز فکر آدمها و حتی وابستگیِ جمعیتی و حزبیِ آنها، باید از حقشان دفاع کنیم و روبهروی ظلم و ستم ایستادهگی نماییم و لزوما هم نباید همفکر و همعقیده او باشیم. و اگر این مسئله در جامعۀ ما نهادینه شود، ما گامی بسیار بزرگ به جلو برداشتهایم."
مقایسه جملات و عبارات آقای نوری علا با گفتههای مهندس موسوی باردیگر تاییدی است بر این نکته که دینداری مغایرتی با دموکراسیخواهی و آزادگی ندارد. همانطور که میتوان سکولار بود اما قرابت چندانی با زبان و منش دمکراسی نداشت.
آنچه آقای نوری علا از آن دفاع می کند شاید نوعی سکولاریسم باشد اما قطعاً نو نیست. بلکه زبان و شیوه کهنهای است که سالها از سوی اشخاص و جریانهایی بکار گرفته شده است. ادبیات و راه و رسمی که به تفاهم، همکاری و همیاری اندیشههای مختلف برای ساختن دمکراسی کمک نکردهاست و برعکس به آتش اختلافات دامن زده و راه تفاهم در جامعه چندفرهنگی ما را سخت تر کرده است.
برچسبها: همزیستی ، دموکراسی ، سکولاریسم ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۳ نظر
روزبه سه شنبه ۴ خرداد ۸۹ ساعت ۰۸:۰۷
بسیار مقاله خوبی است. سکولاریسم باید زمینه ساز آشتی ملی باشد و نه معیار جدایی "خوب ها" از "بدها".
هومن ارجمند سه شنبه ۴ خرداد ۸۹ ساعت ۱۹:۲۸
نوشته بجایی بود. بعضی ها سکولاریسم را با رادیکالیسم اشتباه گرفته اند.
ahmad یکشنبه ۹ خرداد ۸۹ ساعت ۰۵:۰۳
aghaye farkhonde aya magar ishoon chizi gheyre vagheiat goftand?