سخنی با جنبش دانشجویی: ابتکار در مبارزه مدنی، استمرار در راه دموکراسی
بیانیه جمعی از فعالان دانشجویی خارج شده از کشور (خاشاک)
در شرایطی که ندای حقطلبانه مردم ایران از طریق جنبش اعتراض به نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری جهان را آکنده از تعجب و احترام نسبت به ملت ایران کردهاست و در شرایطی که دولت دهم تلاش دارد با حاکم کردن وحشت در کشور بر بیکفایتی و ندانمکاریهایش سرپوش بگذارد و بالاخره در شرایط خطیری که زمامداران کشور هر روز بیشتر ایران به سمت انزوای کامل بینالمللی و محاصره اقتصادی و نظامی سوق میدهند، عدهای از دانشجویان ایرانی در خارج از کشور که هر یک کولهباری از مبارزه سیاسی و مدنی در کشور را بههمراه دارند در این بیانیه تأسیس تشکلی را که تلاشهای شان را برای حمایت از مبارزات مدنی و دموکراتیک در ایران هماهنگ و همسو سازد اعلام کردهاند.
مقالات مربوط
در فضای انتخاباتی فعال بمانیم
سعید سوادکوهی
بیعملی، شورش یا گامهای سنجیده به سمت دموکراسی
روزبه پاکسار
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
احسان معینی
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
بیش از یک دهه است که نسل جدید فعالان جنبش دانشجویی ایران هدف برخورد دستگاه های سرکوبگر امنیتی و قضایی بوده است، نسلی که با بازخوانی انتقادی میراث دو دهه مبارزه مسلحانه نسل پیش از خود، با الهام گرفتن از جنبش های اصلاحی و مبارزات بدون خشونت کوشید بر ویرانههای برجامانده از نزاع های خونین دهه ۶۰، آکادمی آزاد و جامعه باز را بنا کند. این آن تجربه مشترکی است که ما امضا کنندگان این نامه را به هم متصل می کند، نسلی از فعالین جنبش دانشجویی که اینک به اختیار یا به اجبار ، از سر اضطرار یا به قصد اندوختن دانش و تجربه در خارج از کشور به سر می بریم.
بهانه این مکتوب حکم عمیقا ناعادلانه صادر شده برای بهاره هدایت، میلاد اسدی و مجید توکلی است. این حکم تنها حکم ناعادلانه یک سال اخیر، یک دهه اخیر و نیم قرن اخیر علیه جنبش دانشجویی نیست. این حکم حتی ناعادلانهترین حکم صادر شده در نوع خود هم نیست. بسیارند دیگرانی که بیش از بهاره و میلاد و مجید مورد ظلم و ستم حکومت های استبدادی در ایران واقع شده اند، از شبنم مددزاده و مجید دری و پیمان عارف و علی بیکس و ضیا نبوی و شیوا نظرآهاری و مهدیه گلرو و محمد پورعبدالله تا زندانیان همچنان دربند مانده کوی دانشگاه همچون بهروز جاوید تهرانی. از دانشجویان شناخته شده تا دانشجویان گمنامی که در زندان های جمهوری اسلامی مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و می گیرند. اما این حکم ، حکمی نمادین است. محاکمه روش و منش جنبش دانشجویی دریک دهه اخیر است، پیامی نمادین است به جنبش دموکراسیخواهی به طور عام و جنبش دانشجویی به طور خاص، مبنی بر اینکه راهی که می روند جز به بن بست محبس راه نمی برد. بهاره و میلاد را عامدانه بهخاطر چند بیانیه محکوم کردهاند. بهخاطر انجام ساده ترین، مدنی ترین، بیخشونت ترین و کم هزینهترین رفتاری که یک تشکل مدنی میتواند در پیش بگیرد. می توانستند اتهامات دیگری برای آنان دست و پا کنند و از آستین شعبده بدر آورند چنانکه برای بسیاری کرده اند، اما نکردند. چرا که پیغام حکومت به سادگی این است: این کوچه بن بست است و رفتار بدور از خشونت را با خشونتی تمام پاسخ خواهیم داد.
فشارها و تضییقات در نظام های استبدادی نیز، عموما حد و حدود و رابطه معقولی با آنچه که فرد می کند دارند. دولت احمدی نژاد در چند سال اخیر کوشیده است با درنوردیدن این حد و مرزها و مخدوش کردن تمامی نسبت ها، جنبش دانشجویی را از عرصه اجتماع حذف کند. با برآمدن جنبش سبز در سپهر سیاست ایران این فشارها به شکلی غیرقابل باور افزون شده اند تا هزینه فعالیت سیاسی را افزایش دهند غافل از آنکه سرکوب فزاینده، در عین بالا بردن هزینه فعالیت، منجر به افزایش انگیزه مشارکت سیاسی نیز می شود. هر بار که موج جدیدی از درنوردیدن این مرزها آغاز میشود، این پرسش در جنبش دانشجویی مطرح می شود که با این همه فشارهای نامتناسب آیا همچنان باید مبارزات مدنی و بدور از خشونت را ادامه داد؟ آیا جنبش باید زیرزمینی شود؟ آیا نباید برخوردی متناسب با رفتارهای حکومت را در پیش گرفت؟ ما در طول فعالیت دانشجویی خود در داخل ایران، نه یک بار که بارها با این پرسش ها مواجه بودهایم.
تجربه سال های اخیر نشان می دهد که بهترین پاسخ به این فشارها ادامه مبارزات مدنی، مسالمت آمیز، بدور از خشونت و ایستادگی بر خواست دموکراسی است؛ نه شورشِ کور و نه کرنش در برابر قدرت. شورشِ کور وارد شدن به رقابتی است که حکومت برای آن آماده است و مجهز، و کرنش در برابر قدرت قدم نهادن بر پلکان پوسیده ای است که اولین قدم بر آن، آخرین قدم و سقوط به چاه ویل وابستگی خواهد بود. در تمامی این سالها امواج فشارهای سهمناک، نسل جدیدی از رهبران و فعالان دانشجویی را با راهکارها و روش های جدید و نوین در سپهر دانشگاه های کشور پدیدار ساخته و این موج نیز چنین خواهد کرد. از سوی دیگر تجربه نشان می دهد که حکومت اگر چه همواره احکامی سنگین و کمرشکن برای فعالان دانشجویی صادر کرده است ولی آنجا که با اتحاد و تکاپوی دانشجویان مواجه شده، همواره عقب نشسته و خود پس از مدتی احکام ناعادلانه صادر شده را نقض کرده است.
اگر زیر زمینی شدن به معنی بیشتر بودن «بود» جنبش دانشجویی از «نمود » جنبش دانشجویی باشد، زیرزمینی شدن هم ممکن است و هم مطلوب. تلاش بیشتر در راه ساختن شبکه های جدید اجتماعی در درون و بیرون دانشگاه ها، پیوند خوردن با دیگر جنبش های اجتماعی، فعالیت تئوریک و افزایش دانش و معلومات فعالان جنبش، توجه بیشتر به مناسبات درون دانشگاه و تلاش برای ساختن آکادمی آزاد در عین ایستادگی بر آرمان های دموکراسیخواهانه که هم اینک در جنبش سبز تبلور یافته اند، می تواند به جنبش دانشجویی در مواجهه با وضعیت جدید کمک کند. همچنانکه پیوند خوردن جنبش دانشجویی با جنبش زنان توانست هر دوجنبش را تقویت کند، به باور ما اینک وقت آن است که جنبش دانشجویی ضمن همراهی با جنبش سبک های زندگی که در طول چند سال اخیر هر روزه در کوچه و خیابان حکومت را به چالش گرفته است، عرصه جدیدی از مبارزه در درون دانشگاه ها را بگشاید و با بهره گیری از تلاش حکومت برای تحمیل بیش از پیش سبک زندگی ایدئولوژیک خود در درون دانشگاه، با دفاع تمام قد از حق دانشجویان برای زیستن به سبک دلخواهشان در فضای دانشگاه، مقاومت مدنی در درون دانشگاه ها را در عرصهای جدید سامان دهد و با توده های دانشجویی پیوندی جدیتر و جدیدتر برقرار کند. اما اگر زیرزمینی شدن به معنی رفتن به سمت هیجانات خطرناک، فرقه های ماجراجو و ایدئولوژی های غیردموکراتیک باشد، تجربه کشور ما و دیگر کشورها نشان می دهد که یقیناً جز زیان و ضرر چیزی نصیب جنبش دانشجویی نخواهد کرد.
آنچه آمد تلاشی بود برای تقسیم بخشی از تجربه زیسته ما به عنوان کسانی که برخیشان چند سالی است در خارج از کشور به سر می برند و برخیشان چند ماهی. در نهایت این فعالان جنبش دانشجویی در داخل هستند که می بایست با ارزیابی اوضاع، راه حل مناسب برای منفعل نشدن در برابر فشارهای فزاینده حکومت را بیابند. اگرچه حکومت می کوشد جنبش دانشجویی و جنبش سبز را به یاس و افسردگی بکشاند، اما هیچ یک از ما دیگر مردمان پیش از خرداد نیستیم. ما جلوههای درخشان شعور و مدنیت را در نزد مردمانمان دیده ایم و باور داریم طی یکصد سال اخیر، ایران ما هیچ وقت بیش از امروز برای گذار به دموکراسی آماده نبوده است. ما بارقه های نور را نه در دوردست ها که در خیابان های ایران دیده ایم و یقین داریم که بزودی خورشید آزادی و عدالت در دل این شب تیره طلوع خواهد کرد.
آرش بهمنی- فعال دانشجویی سابق دانشگاه گیلان و روزنامه نگار
آرش هاشمی - عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت
احمد عشقیار- بنیانگزار دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران ومدیر مسئول و سردبیرماهنامه دانشجویی تلنگر
اکبر عطری - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
امیر رشیدی - عضو سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت
امین بزرگیان - سردبیر نشریات دانشچویی و عضو سابق شورای مرکزی تشکل دانشجویی جامعه فرهنگی
بابک مینا - دبیر کل سابق جامعه فرهنگی دانشگاه تهران
پویان محمودیان - عضو سابق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر
پیمان ملاز - فعال دانشجویی سابق
حسام میثاقی - دانشجوی اخراجی و عضو سابق جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی
حسن زارع زاده اردشیر - فعال حقوق بشر و سخنگوی جبهه متحد دانشجویی
سراج میردامادی - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
سعید حبیبی - دبیر سابق تشکیلات دفتر تحکیم وحدت
سعید قاسمی نژاد - سخنگوی دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران و عضو سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت
سینا مالکی - فعال سابق نشریات دانشجویی دانشگاه علم و صنعت
عسل اخوان - دانشجوی تعلیقی و فعال دانشجویی سابق دانشگاه علامه
علی افشاری - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
علی اکبر موسوی خوئینی - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت ، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی و دبیر کل سابق سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت
علی عبدی - دبیر سابق واحد سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت
علی هنری - فعال دانشجویی سابق
عمار ملکی - فعال دانشجویی سابق
فاطمه حقیقت جو - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و نماینده سابق مجلس شورای اسلامی
کورش صحتی - فعال دانشجویی سابق
محمد تهوری - فعال دانشجویی سابق
محمد علی توفبقی - فعال دانشجویی سابق و عضو سابق شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
مرتضی اصلاحچی - دبیر سابق تشکیلات انجمن اسلامی دانشگاه علامه طباطبایی
مصطفی خسروی - عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت و عضو شورای سیاست گذاری سازمان دانش آموختگان ایران، ادوار تحکیم وحدت
منوچهر محمدی - عضو سابق شورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی
مهدی حسین زاده - عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت
مهدی روحانی - عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت ایران
ناصح فریدی - سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی و دبیر سابق انجمن دانشگاه تربیت معلم
نریمان مصطفوی - نائب دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیر کبیر تهران و قائم مقام فرهنگی دفتر تحکیم وحدت
نیلوفر گلکار - فعال دانشجویی سابق دانشگاه تهران
نیما راشدان - فعال دانشجویی سابق
برچسبها: مبارزات مدنی ، جنبش دانشجویی ، دموکراسی ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۱۱ نظر
بینام جمعه ۷ خرداد ۸۹ ساعت ۱۸:۵۵
در مجموع بیانیه ناروشنی است.
ح.ب. شنبه ۸ خرداد ۸۹ ساعت ۰۰:۰۱
دوستان عزیز، سلام. دو سؤال. ۱- اونجا اجاره خونه چنده؟ ۲- شما ها هم هنوز مجبورین چند نفر جمع شید تا بتونید یه خونه اجاره کنید؟
بینام شنبه ۸ خرداد ۸۹ ساعت ۱۴:۴۵
جای مباحث صنفی دانشجویی در این بیانیه خالی است.
م.م. شنبه ۸ خرداد ۸۹ ساعت ۱۸:۲۴
دست دوستان قدیمی درد نکند. امیدوارم جمعتان متفق و قوی باقی بماند.
کاوه یکشنبه ۹ خرداد ۸۹ ساعت ۰۸:۰۳
چرا نام دوستانی چون عبدالله در این بیانیه نیامده؟
بینام یکشنبه ۹ خرداد ۸۹ ساعت ۱۳:۱۹
لطفا تا می توانید افشاگری کنید. واقعا فشار روی دانشجویان زیاد است.
بینام دوشنبه ۱۰ خرداد ۸۹ ساعت ۰۷:۱۰
لطفا در خارج خودتان را درگیر بحثهای دینی و ایدئولوژیک نکنید و متحدا به فکر ایران باشید.
ابراهیم سه شنبه ۱۱ خرداد ۸۹ ساعت ۱۲:۴۲
من آخرش منظور این بیانیه را نفهمیدم!
هومن ارجمند سه شنبه ۱۱ خرداد ۸۹ ساعت ۱۹:۱۶
شاید بخشی از ناروشنی و نامفهومی بیانیه از توضیحی که سایت جمهوری خواهی در ابتدای بیانیه گذاشته است منجر شده باشد.
من هم در ابتدا بدنبال اعلام تشکیل سازمان بودم و بیانیه برایم نامفهوم بود.
به نظر من از نظر سیاسی بیانیه نسبتا روشن است.
روزبه پنجشنبه ۱۳ خرداد ۸۹ ساعت ۰۷:۲۰
آقای ارجمند لطفا بیشتر توضیح بدهید. هم در مورد اینکه بیانیه چرا از نظر سیاسی روشن است و هم در این مورد که مقدمه سایت جمهوریخواهی آن را مبهم کرده است.
هومن ارجمند پنجشنبه ۱۳ خرداد ۸۹ ساعت ۲۲:۱۰
«عدهای از دانشجویان ایرانی در خارج از کشور ... در این بیانیه تأسیس تشکلی را که تلاشهای شان را برای حمایت از مبارزات مدنی و دموکراتیک در ایران هماهنگ و همسو سازد اعلام کردهاند.» این توضیح جمهوری خواهی پیش فرضی به خواننده می دهد که نامتناسب با متن بیانیه است. در هیچ جای بیانیه روشن یا ضمنی چنین هدفی اعلام نشده است.
به نظر من این بیانیه دو وجه مد نظرش بوده است؛ تاکید بر پرهیز از خشونت ورزی و لزوم یافتن راه های ادامه و استمرار اعتراض ها.
ضمن اینکه تنوع امضاکنندگان که با ارائه تحلیل و پیشنهاد برمبنای اشتراکات بدست آمده است، خود دارای پیام و الگوی سیاسی است.