حقوق مسلم ما
اردلان وزیری
در کنگرهای که به ابتکار اوباما در نیویورک برای بحث در مورد استفاده از انرژی هستهای برگزار شد از ایران دعوتی به عمل نیامد. محمود احمدی نژاد با هزینه هنگفت، کنفرانسی را در تهران برگزار کرد که نه کسی دلیل آن را فهمید و نه از نتایجش آگاه شد. از خروج رئیس جمهور دوران اصلاحات برای شرکت در کنفرانسی در مورد از بین بردن سلاحهای هستهای به ژاپن ممانعت بهعمل آمد. این سه اتفاق که فقط گوشهای است از رفتار دولت دهم با جان و مال ما مردم این کشور، بار دیگر این سؤال را پیش میکشد که حقوق مسلم ما کدامند؟ و چه کسی باید آنها را به حکام یادآور شود؟
مقالات مربوط
سودان شمالی و جنوبی در آستانه جنگ
علی مهتدی
سرانجام نادیده گرفتن بحران
مزدک طریقت
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
بخشی از حقوق مسلم ما در قانون اساسی آمدهاند: آزادی تجمع و راهپیمایی، آزادی بیان و مطبوعات، ممنوعیت تفتیش عقیده، اصالت برائت و ممنوعیت دستگیری بدون حکم دادگاه. بخش دیگری از این حقوق را (حتی اگر حکومت ما را بشر نمیداند) در اعلامیه جهانی حقوق بشر که همه دولتهای ایران نیز پای آن را امضا کردهاند میتوان مطالعه کرد. اما با شرایطی که دولت دهم ایجاد کردهاست، یعنی در شرایطی که تهدید جهانی مبنی بر تحریم یا تهاجم نظامی به ایران هر روز جدیتر میشود، بیم آن میرود که نه فقط آن حقوق مسلم ما که در قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده پایمال شود، بلکه حق حیات ما نیز زیر سؤال برود.
از روزی که موضوع تغلیظ اورانیوم به موضوع کشمکش میان ایران و جهان تبدیل گشت بسیاری از پرسشهای ریز و درشت از سوی سیاستمداران و صاحبنظران این حوزه مطرح شد و تقریبا همه آنها هنوز هم بدون پاسخ باقی ماندهاند: اینکه مهندسان ایرانی بدون حمایت خارجی توان دستیابی به این فنآوری را دارند یا ندارد؟ اینکه استفاده از این فنآوری مقرون به صرفه است یا نیست؟ اینکه با وجود این همه تحریم و تهدید، چنین کاری منطقی و به نفع مردم است یا به ضرر آنها؟ اینکه اهمیتی دارد که ایران اولین کشور حاشیه خلیج فارس باشد که به این فناوری دست بیابد یا ندارد؟ اینکه داشتن این فناوری و حتی سلاح اتمی کمکی به استقلال سیاسی ایران میکند یا نمیکند؟ اما امروز ما به سوی وضعیتی میرویم که دیگر همه این پرسشها اهمیت خود را از دست دادهاند و جای آنها را یک پرسش و فقط یک پرسش گرفتهاست و آن اینکه چه کسی جلوی رویارویی ایران و جهان را خواهد گرفت؟
جلوگیری از این فاجعه وظیفهای سیاسی است. یعنی وظیفه کسانی که امروز یا سکاندار سیاست کشور هستند و یا هنوز میتوانند کم و بیش آزادانه ابراز نظر کنند. امروز بدنه سیاسی ایران متشکل است از دو گروه: دولت دهم و اصولگرایان، اصلاحطلبان و جنبش سبز.
دولت دهم که گویا وظیفهای جز پایمال کردن حقوق مردم ندارد و به نظر میرسد که رویارویی با جهان را محترمانهترین راه برای حل مشکلاتش به معنای پاک کردن صورت مسئله میداند. اصولگرایان مجلس نیز بیعرضهتر از آن هستند که بتوانند در مقابل اعوان و انصار دولت دهم قد علم کنند. از این رو جلوگیری از فاجعهای که بهروشنی در حال تدارک دیدهشدن است جز از عهده آن گروه دیگر ساخته نیست. اما گویا اصلاحطلبان هنوز امیدوارند که با رعایت برخی از خطوط قرمز ترسیم شده توسط "نظام" جایی برای خود در صحنه سیاسی باز کنند. امری که اتفاقات اخیر بهروشنی نشان داده محال است. شرایط خطیرتر از آن است که برای نقد سیاست هستهای دولت، یکی به نعل احمدینژاد بزنیم و یکی به میخ آمریکا و متحدان اروپاییاش. اصلاحطلبان باید بدانند که امروز تنها شأن سیاسی آنها در رهبری جنبش سبز است و خارج از این مقام، نظام کمترین منزلت و قدرت و احترامی برای آنان قائل نیست که هیچ، آنها را جز "سران فتنه" نیز بهشمار میآورد. اصلاحطلبان باید با صراحت و شفافیتی بسیار بیش از آنچه امروز دارند این دروغ بزرگ را که "انرژی هستهای حق مسلم ماست" افشا کنند. افشا نکردن این دروغ نه فقط به این معناست که برخی هنوز باور دارند که احمدینژاد و اعوانش اصولاً میتوانند از حقوق مسلم مردم ایران دفاع کنند، بلکه به این معنا نیز خواهد بود که مسلمترین حق ما ملت، یعنی حق حیاتمان را نیز به جد نمیگیرند.
برچسبها: انرژی هستهای ، تحریم اقتصادی ، جنگ ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۷ نظر
بینام شنبه ۴ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۸:۵۴
به کی باید بگیم ما نه بمب اتم می خواهیم و نه تکنولوژی هسته ای سی سال پیش را. ما نان می خواهیم و آزادی.
مهتاب یکشنبه ۵ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۶:۲۴
ملی گرایی یعنی رسیدگی کردن از ملت و نه تعیین تکلیف به نام ملت.
بینام دوشنبه ۶ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۰۷:۳۰
به نظر می رسد خود آقایان اقتدارگرا به اندازه کافی ترسیده اند و رفته اند تا "حق مسلم" ما را معامله کنند. سیاست یک بام و دو هوا حد ندارد.
ماندانا عبدالهی دوشنبه ۶ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۶:۴۰
ای کاش آقای موسوی جرات می کرد و می گفت که با این غنی سازی لعنتی مخالف است.
علی فردوسی سه شنبه ۷ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۰۶:۳۵
آقای موسوی باید صریحاً اعلام کند که به عنوان رهبر اپوزیسیون ایران آماده مذاکره با دول غربی بر سر مناقشات هسته ای است. حرفی پرهزینه و پر فایده خواهد بود.
حسین زارع سه شنبه ۷ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۰۹:۳۴
حالا اگر موسوی حرف آقای فردوسی را گوش کردند و این حرف را زدند و حکومت هم که منتظر بهانه است دستگیرش کرد، ما چه خاکی بر سرمان بکنیم؟
بیژن چهارشنبه ۸ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۵:۲۵
اگر موسوی را به خاطر این حرف بگیرند آشکار می شود که دعوا بر سر چیست. آنهم همه ما تکلیف خود را خواهیم فهمید.