میگویند کشتهشدگان مهدورالدم بودند
قتل بهزاد مهاجر در مصاحبه با نیما نامداری، خواهرزاده وی
در شرایطی که همه توجهها به نهاد دولت و قوه مقننه معطوف شدهاست، بیکفایتی و ناتوانی قوه قضائیه در دفاع از اساسیترین حقوق ملت از چشمها پنهان مانده است. یک مورد از این بیکفایتی را میتوان در این مصاحبه که در سایت روز منتشر شد و نمونهای است از تلاش خانوادههایی که بستگانشان در جریانات اخیر کشته شدهاند مشاهده کرد.
مقالات مربوط
مهدی خزعلی را میخواهند آیینه عبرت کنند
گفتگو با پسر مهدی خزعلی
شین باوئر و جاش فتال را آزاد کنید
نیویورک تایمز
مقالات تازه
پاسخ آقای عباس عبدی
عباس عبدی
کالبدشکافی یک "برداشت"
عباس رضاییان
جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟
کورش زعیم
فرشته قاضی
آقای نامداری، خانواده آقای مهاجر شکایت کرده اند. این شکایت با چه هدفی صورت گرفته و خواهان چه چیزی هستند؟
وقتی کسی به قتل میرسد جرمی رخ داده و جنایتی انجام شدهاست. طبیعی است که خانواده مقتول دنبال اعاده حق و شناسایی و مجازات قاتل باشند. مرحوم بهزاد مهاجر روز ۳۰خرداد تیر خورد و در دم کشته شد. گناه او چه بود؟ آیا حضور در خیابان جرم است؟ اصلا ایشان چهکار میکرده که باید به سوی او شلیک میشده؟ آیا در روز ۳۰خرداد در تهران حکومت نظامی اعلام شدهبود؟ فرض کنیم به هر دلیلی حکومت نمیخواسته مردم تهران در ۳۰خرداد از خانههایشان بیرون بیایند، خوب این را رسما اعلام می کردند. مثل دوران شاه که فرمانداری نظامی تهران بیانیه میداد و اعلام حکومت نظامی و منع تردد در خیابانها میکرد اینها هم ای کاش انقدر شجاعت و تدبیر داشتند که رسما مسئولیت تصمیماتشان را میپذیرفتند و با جان مردم بازی نمیکردند.
اکنون این شکایت در چه مرحلهای است و آیا پاسخی به شما داده اند؟
هیچ پیشرفتی نداشته است. پرونده حتی به دادگاه ارسال نشده و در همان مرحله بازپرسی باقی ماندهاست. تا جایی که من میدانم پرونده قریب به ۴۰ نفر از کشته شدگان خرداد ۸۸ در دو شعبه بازپرسی دادسرای جنایی تهران تشکیل شده اما به غیر از شکایت اولیای دم و برخی اطلاعات اولیه و گزارش پزشکی قانونی هیچ چیز در پروندهها وجود ندارد. در پرونده دایی من صرفا یک گزارش از پزشکی قانونی وجود دارد که تایید میکند او با یک گلوله اسلحه جنگی که کالیبرش هم مشخص شده و از فاصله ۳ تا ۱۵ متری که از روبرو شلیک شده و به سینه او اصابت کرده، کشته شده و به دلیل خونریزی ریه و خفگی در دقایق کوتاهی جان سپردهاست. متاسفانه در حالی که پیکر اینها در اختیار پزشکی قانونی بوده حتی گلولهای که از جنازه خارج شده در پرونده دیده نمیشود. تا الان هیچ کس درباره این پرونده احضار و بازجویی نشده و بازپرس پرونده هم میگوید کاری از دستش ساخته نیست. بازپرس به صراحت به من گفت که انتظار پیشرفت در این پروندهها را نداشته باشید حداکثر به شما یک دیه خواهند داد.
یعنی به نوعی به شما گفته اند که شکایت را پی گیری نکنید درست است؟
آخرین باری که من با بازپرس پرونده صحبت کردم از موضع مشورت و نصحیت توصیه میکرد ادامه ندهیم و دلیل اصلیاش هم این بود که بسیاری از مقامات معتقدند اینها مهدورالدم هستند و همین که میخواهیم دیه بدهیم داریم لطف میکنیم. البته من نمیدانم با بقیه خانوادهها چه برخوردی شده ولی آنهایی که من ارتباط دارم همه با همین موضع روبرو شدهاند. میخواهند به آدم بفهمانند دیه بگیرید و بیخیال شوید. واضح است که مسئولیت تیراندازی با فرمانده عملیاتی است که در محل حاضر بوده، این هم رویه پنهان و پیچیدهای نیست. همین الان حتی اگر یک مسابقه فوتبال در استادیوم آزادی برگزار شود، یگان مستقر در آنجا فرمانده عملیات دارد و او مسئول همه اتفاقاتی است که در آنجا رخ میدهد. این رویه در پلیس ایران عادی است. قطعا در روز ۳۰ خرداد هم یک فرمانده عملیات در تهران وجود داشته، این فرد هر که باشد مسئولیت رسمی درباره کشته شدگان دارد. اگر او دستور تیراندازی را صادر کرده باید از دستورش دفاع کند و بگوید چرا چنین دستوری صادر کرده و اگر هم او صادر نکرده رسما اعلام کند تا اتهامی متوجه نهاد رسمی مسئول نباشد. جالب اینجا است وقتی من از بازپرس پرسیدم چرا فرمانده عملیات را احضار و بازجویی نکردهاید خیلی راحت پاسخ داد فرماندهی عملیات با سپاه پاسداران بوده و من نمیتوانم آنها را احضار کنم؛ شما اگر دوست دارید خودتان بروید از سپاه شکایت کنید.
با توجه به این مساله، آیا خانواده آقای مهاجر از سپاه شکایت کرده اند؟
واضح است که خیر، به نظر من این کار فقط برای ارعاب و ترساندن خانوادهها است. وظیفه تحقیقات و بازجویی از افراد آگاه یا مظنونان برعهده دادگاه است نه شاکی، اگر از خانه کسی دزدی شود او خودش دزد را شناسایی و از او شکایت میکند؟ پس دادسرا و پلیس و آگاهی چهکاره هستند؟ اصلا این حرف خلاف تمام اصول حقوقی است که ما خودمان از سپاه شکایت کنیم. اینها برای ارعاب است. میخواهند با آوردن اسم سپاه خانوادهها را بترسانند.
گویا خانواده آقای مهاجر را تهدید نیز کرده اند؛ تا جایی که می دانم چند بار خواهر آقای مهاجر به اداره اطلاعات احضار شده است؟
بله مادر من را اداره اطلاعات همدان چند بار احضار کرده و به او تلفن زده و تهدیدش کردهاند. البته تنها درباره پرونده برادرش نبوده؛ مثلا مادر من عضو هیات امنای یک پرورشگاه خیریه است یا برخی کارهای خیریه به ویژه درباره زنان انجام میدهد درباره آنها هم او را تحت فشار گذاشتهاند. یا قبل از راهپیمایی ۲۲ بهمن تهدیدش کرده بودند که حق ندارد در راهپیمایی حاضر شود. به نظر من همه اینها برای ترساندن او است تا پرونده را پیگیری نکند. البته این را هم بگویم نتیجهاین اقدامات برعکس بوده، ظاهرا بیشتر از آنکه ما از آنها بترسیم آنها از ما ترسیدهاند.
اما حکومت مدعی است که تجمع کنندگان اغتشاش گر بودند و کشته شدگان نیز از این اغتشاش گران بوده اند. از طرفی ادعا می شود تعدادی از کشته شدگان از افراد بسیج بودند و توسط اغتشاش گران کشته شده اند.
برخلاف آنچه حکومت اعلام میکند شواهد مختلفی وجود دارد که در تیراندازیها به هیچ وجه اشخاص معینی هدف نبودهاند و اصلا ربطی به بحث اغتشاش نداشتهاست. در میان کشته شدههایی که در دادسرای جنایی تهران پرونده دارند یک کارگر افغانی هست که در حال بنایی در بالای داربست تیر خورده، نوجوانی هست که در چند متری محل سکونتش تیر خورده، مادر و دختری هستند که جلوی در مهدکودک تیر خورده و درگذشتهاند. اینها اغتشاشگر هستند؟ فرض کنید تجمع غیرقانونی هم بوده و پلیس میخواسته مردم را متفرق کند. آیا برای پراکنده کردن جمعیت باید به سوی آنها تیراندازی کرد؟ آن هم با اسلحه جنگی و به سر و سینه آنها؟ من شخصا این قضیه را از خانوادههای کشتهشدگان پیگیری کردهام و در تمام مواردی که من صحبت کردهام تیراندازی به نقاط حساس بدن و از فاصله نزدیک بوده، یعنی اصلا دغدغه پراکندن مردم معترض وجود نداشته و صرفا هدف آنها کشتن تعدادی آدم برای ترساندن بقیه بودهاست.
با توجه به این مسائل، چگونه قصد دارید شکایت خود را پی گیری کنید؟ آیا این امکان وجودد دارد که از طریق نهادهای بین المللی شکایت خود را پی گیری کنید؟
من از طرف خانوادههای دیگر نمیتوانم حرف بزنم اما ما برای احقاق حق هیچ راهی را مسدود و منتفی نمیدانیم. فعلا منتظر دادگاه هستیم اما تا ابد منتظر نمیمانیم. مساله فقط یک مساله شخصی نیست اینطور نبوده که دو آدم با هم درگیر شوند و یکی دیگری را بکشد. اینجا بحث حقوق اساسی انسانها در این کشور مطرح است. اینکه آدمی به خیابان برود و بی هیچ دلیل و علت روشنی او را بکشند و طلبکار هم باشند نشانه انحطاط نظام سیاسی کشور است. نشانه سقوطی است که صاحبان قدرت کردهاند. این را به دیگر خانوادهها میگویم که شما در برابر مملکتتان مسئولید. پیگیری این پروندهها دینی است که خانوادههای مقتولان هم به خود شهدا هم به نسلهای بعد دارند. باید درآینده بتوانیم جواب بدهیم که برای تحقق عدالت و برای جلوگیری از سلب حقوق اولیه انسانها در این کشور چه کردهایم.
آقای نامداری بسیاری از خانواده های شهدا سکوت اختیار کرده اند و حتی برخی، از اعلام نام عزیز از دست رفته خود نیز ابا دارند. آیا تهدیدها و فشارهای امنیتی باعث سکوت آنها شده است؟
البته تا جایی که من میدانم اغلب خانوادهها شهادت فرزندانشان را اعلام کردهاند و غیر از یک مورد، شهیدی را سراغ ندارم که خانوادهاش از پیگیری مساله استنکاف کنند. به نظر من مشکل اصلی محدودیتهای رسانهای در کشور است. رسانه های داخل کشور که عملا یا بوقهای قدرت هستند یا چنان دچار خودسانسوری شدهاند که این مساله را پوشش نمیدهند. رسانههای خارجی هم مسائل خاص خودشان را دارند. بسیاری از خانوادهها هم از اقشاری هستند که چندان با مسائل رسانهای آشنا نیستند و اینها باعث شده راحت اعتماد نکنند. ضمن اینکه معمولا در چنین شرایطی فکر میکنند اگر مساله را رسانهای نکنند حکومت به آنها در رسیدگی به پروندهها مساعدت خواهد کرد. به نظر من همه تجربههای قبلی نشان داده این تحلیل غلط است. نکته دیگری هم که به نظر من در این قضیه اهمیت دارد سناریویی است که حکومت اجرا کرد و آن هم تمرکز صرف بر شهدای زندان کهریزک است. در زندان کهریزک چهار جوان بیگناه به شهادت رسیدند که بسیار هم دردناک بود. اما در ۲۵ و ۳۰ خرداد در خیابانهای مرکزی تهران حدود چهل نفر کشته شدهاند. حکومت با تمرکز بر آن چهار شهید و تقلیل آن جنایت به یک خطای اداری خودسرانه، دنبال پنهان کردن بقیه شهدا است. اگر حاکمان واقعا نگران جان انسانها هستند و برای بسته شدن کهریزک دستور میدهند چرا برای چهل نفر دیگر کاری نمیکنند؟
برچسبها: قوه قضائیه ، سپاه پاسداران ،
پیامها
انتخاب جمهوریخواهی
مصاحبه هومان دوراندیش با عباس عبدی
جمعی از فعالین ملی-مذهبی و نهضت آزادی
اخبار و نکتهها
ایران معاصر
۲۹ اسفند ۱۳۲۹، به نام سعادت ملت ایران
فرامرز اصفیا



امتناع تفکر یا استیصال سیاسی
خاتمی ۲: اصلاحات و جنبش اجتماعی، سبزها و ابزار چانهزنی!
بیانیه غیرسیاسی یک جمع سیاسی
میانمار دولتهای آمریکا و اروپایی را برای نظارت بر رأی گیری دعوت کرد
دوره مأموریت احمد شهید تمدید شد
مؤتلفه همچنان از خود راضی است
دور جدید فعالیت روزنامه تأمین اجتماعی با پول بیمهشوندگان
ایران کمک های دهها میلیون دلاری به حماس را از سرگرفته است
تهدید مجلس به استیضاح وزیر: بخندیم یا بگرییم؟
مرخصی زندانیان سیاسی: سال به سال، دریغ از پارسال
۴ نظر
ناصر روزگاری جمعه ۳ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۰۷:۲۳
هر چه بگندد نمکش می زنند --- وای به روزی که بگندد نمک
بینام جمعه ۳ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۸:۵۰
برای این اوباش ما همه مهدورالدم هستیم، فقط دستشان به ما نمیرسد.
بینام جمعه ۳ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۸:۵۵
برای این اراذل ما همه مهدورالدم هستیم فقط دستشان به ما نمی رسد.
روزبه پاکسار شنبه ۴ اردیبهشت ۸۹ ساعت ۱۶:۲۴
ضعف و بی عدالتی در قوه قضائیه را نباید به رذالت اشخاص خلاصه کرد بلکه باید دید کجای این سیستم اشکال دارد و چرا این قوه تا به این حد تحت سلطه سیاست است.