صفحه اصلی

ایمیل به سایت

درباره ما

فید مقالات

فید پیام‌ها




قبت نام در سبزنامه

جمهوری‌خواهی

ندامت از اصلاح‌طلبی یا شکست اصول‌گرایی؟


سه شنبه ۱۰ فروردین ۸۹ - ۳ نظر ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید


محمد ابراهیمی
در ویژه‌نامه‌های نوروزی روزنامه‌های اصول‌گرا نکته‌ای جلب توجه می‌کند. این روزنامه‌ها به استقبال اصلاح‌طلبانی رفته‌اند که پس از زندان ظاهراً دیدگاه‌های‌شان تغییر کرده‌است. بخش قابل توجهی از مطالب سالنامه‌های "پنجره" و "جوان" به مطالب محمد عطریان‌فر، سعید شریعتی و امیرحسین مهدوی اختصاص یافته‌است. چرا اصول‌گرایان از انتشار این مطالب استقبال می‌کنند تا حدی که حتی صفحه‌ اول خود را نیز به آن اختصاص می‌دهند؟


مقالات تازه

پاسخ آقای عباس عبدی

عباس عبدی

کالبدشکافی یک "برداشت"

عباس رضاییان

جنبش ملی شدن صنعت نفت چه دستاوردی داشت؟

کورش زعیم


دیدن این مصاحبه‌ها مرا به یاد خاطراتی از دوران نوجوانی انداخت. بسیاری از دوستان من اوقات بیکاری خود را به کبوتربازی می‌گذراندند. شاید برای دیگران این کار جز مردم‌آزاری حاصلی نداشت، اما من که از نزدیک با آن‌ها آشنا بودم، روابط پیچیده‌ و در عین حال هیجان‌انگیز و جذابی را میان کبوتربازان می‌دیدم. کبوتربازانی که به هم بی‌اعتماد می‌شدند، اصطلاحاً با هم سخت می‌شدند و دیگر مراوده‌ای با هم نداشتند. پس از آن با کبوترهای حریف هر کاری که می‌خواستند می‌کردند و هیجان‌انگیزترین کار برای نوجوان کبوترباز این بود که کبوتری را از حریف سخت خود بگیرد و با کبوتران خود پرواز دهد. برای این کار باید دست به حیله‌هایی می‌زد تا کبوتری که پرواز می‌دهد بر بام خود او بازگردد و به خانه اصلی‌اش بازنگردد: یا باید کبوتر بی‌نوای حریف را مدام گرسنه نگه می‌داشت یا برای او جفتی پیدا می‌کرد تا چند روزی با او سرخوش باشد و بماند. اما این کار معمولاً‌ جز نمایشی چندروزه برای کرکری خواندن نبود، همه می‌دانستند که کبوتران روزی به آشیانه‌ خود بازخواهند گشت.
این که کسانی که تا پیش از انتخابات با تمام وجود برای پیروزی موسوی تلاش ‌کرده‌اند و پس از انتخابات هم تا وقتی آزاد بودند از وی همه‌جانبه حمایت کرده‌اند، پس از چندین ماه بازداشت و بازجویی در شرایط نامشخص دیدگاه خود را عوض کرده باشند، چه چیزی را نشان خواهد داد؟ چه حقانیت اصیلی در گفتار اصول‌گرایان وجود دارد که جز در بازداشت‌های طولانی و احتمالاً تحمل شکنجه کسی بدان پی نمی‌برد؟ این رفتار غیراخلاقی اصول‌گرایان را باید به چه چیزی تعبیر کرد؟ این که پس از گذشت ۹ ماه از انتخابات هنوز با ذوق‌زدگی در پی آنند که حرفی از یک اصلاح‌طلب تواب علیه موسوی را تیتر نشریه کنند، بیش از آن که نشان پیروزی باشد، شکستی تلخ را تداعی می‌کند، آن هم نه فقط برای اصول‌گرایان که برای اصول‌گرایی.
وجه دیگری از این رفتار ذوق‌زده‌ اصول‌گرایان که شاید چندان به آن توجهی نمی‌شود این است که با پنهان شدن پشت سر اصلاح‌طلبان توّاب، ناخودآگاه به بی‌اعتباری خودشان اعتراف کرده‌اند. گویا پی برده‌اند که حنای‌شان دیگر رنگی ندارد و باید از زبان دیگران حرف بزنند. حوادث پس از انتخابات بیش از پیش نشان داده است که اصول‌گرایی با دروغ‌گویی درآمیخته است. تکرار دروغ‌ها از زبان خودشان تنها اثرش ساختن چوپان دروغ‌گویی دیگر است.
روشن است که تنها بخش محدودی از اصول‌گرایان تن به چنین رفتارهای غیراخلاقی می‌دهند. اما دیگر اصول‌گرایانی که خود را در فضای سیاسی اصول‌گرا تعریف می‌کنند و به آن می‌بالند، چه بخواهند و چه نخواهند، این گونه رفتارها به حساب آنان نیز نوشته خواهد شد. درک این که اعتراف کردن این افرادی که در بیدادگاه‌ها به محاکمه کشیده شدند، غیرطبیعی و تحت فشارهای نیروهای امنیتی است، نیاز به هوش چندانی ندارد. در حالی که اصول‌گرایان در مقابل کوچک‌ترین شعار اصلاح‌طلبان فریاد وااسلاما سرمی‌دهند، سکوت‌شان در برابر این بی‌اخلاقی آشکار دوستان‌شان، چه بخواهند و چه نخواهند، تأییدی بر این گونه اعمال است. اگر اصول‌گرایی به دروغ و فریب و وقاحت آمیخته شده است، همه‌ اصول‌گرایان در آن سهم دارند، هم آنان که با سوءاستفاده از قدرت، خود مبادرت به رفتارهای وقیحانه می‌کنند و هم آنان که مجال و فضای سخن گفتن دارند و سکوت اختیار می‌کنند. در چنین اوضاعی این پرسش منطقی برای همگان پیش خواهد آمد که اگر اصول‌گرایی وجه تسمیه خود را از دست نداده است، اصول‌گرایان حقیقتاً به کدام اصل پای‌بندند.
مایه‌ تأسف است که بخش قابل توجهی از فعالان سیاسی که می‌توانستند نماینده‌ بخش محافظه‌کار جامعه باشند، اکنون چاره‌ بی‌اعتباری خود را پنهان شدن در پشت سر اصلاح‌طلبان اسیر می‌دانند. چاره‌‌ی کار بازبینی در شیوه‌های منسوخ‌شده‌ سیاسی و بازگشت به واقع‌گرایی است. پراندن کبوترهای حریف جز سرخوشی کوتاه‌مدت حاصلی ندارد، کبوترها اگر هم به آشیانه خود بازنگردند مسلماً برای صاحب دروغین‌شان جز بی‌آبرویی ارمغانی نخواهند داشت.



ایمیل نسخه آماده چاپ اشتراک در فیسبوک اشتراک در توئیتر اشتراک در گوگل‌پلاس اشتراک در فرندفید

پیام‌ها

۳ نظر

حسین زارع چهارشنبه ۱۱ فروردین ۸۹ ساعت ۰۹:۴۸

تا زمانی که فرض بر این است که اصول‌گرایان تفاوت‌های اساسی با هم دارند ما همچنان از این نوع رفتارها تعجب خواهیم کرد. اینهمه اعتراض و داد و دعوا در مجلس کردند آخرش چه شد؟ گزارش کهریزک کجاست؟ قاضی مرتضوی کجاست؟
تفاوت‌های فردی حتما وجود دارد. مطهری با حسینیان قابل مقایسه نیست. اما بازتاب این تفاوت‌ها در سیاست دیده نمی‌شود. اصلاح‌طلبان نیز در هشت سال زمامداری‌شان تفاوت‌های شخصی زیاد داشتند اما همه بالاخره همان سیاست را دنبال کردند و آخر هم دیدیم که کار به کجا رسید.



روزبه پاکسار چهارشنبه ۱۱ فروردین ۸۹ ساعت ۱۴:۱۹

درست است که تا زمانی که تفاوت‌ها به صورت سیاسی بازتاب نیابند نمی توان آنها را جدی گرفت. یعنی تا زمانی که بخشی یا بخش‌هایی از اصولگرایان راه سیاسی خود را از حامیان بی‌چون و چرای احمدی نژاد جدا نکنند نباید اختلاف آنها را مهم دانست و انتظار داشت که کاری برای جلوگیری از این همه بدی و پلیدی انجام دهند. اما پرسش این است که این جدا کردن خط پیرو چه مشاهداتی صورت می‌گیرد. مسلماً مشاهده بی‌اخلاقی، دروغ، تزویر و سستی‌هایی از این دست افراد را به فکر می‌اندازد. شاید فقط همین عامل برای بسیاری کفایت نکند، اما به هر رو بی‌تأثیر نیست. علاوه بر این، شاید سیاسی‌های حرفه‌ای کمتر به این نوع مسائل حساس باشند اما افراد عادی که به آنها گفته می‌شود اصولگرایی مترادف اسلام و قران و پیروی از امیرالمؤمنین است، بدون شک نسبت به ابعاد اخلاقی حساس هستند.
نمونه‌اش را در مقابله برخی از اصولگرایان با اعتراف‌گیری ها در زندان دیدیم و همچنینی ریزش نیروهای طرفدار دولت پس از افشا شدن فجایع کهریزک و سرکوب‌های خیابانی را هم مشاهده کردیم.



آرش بهمنی جمعه ۲۰ فروردین ۸۹ ساعت ۰۹:۲۴

افشای بی پروایی این دولت و طرفدارانش همیشه لازم است.




ارتباط با شبکه‌های اجتماعی